
ایران امروز – نیلو تبریزی / خبرگزاری رویترز / ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶
موج تازهای از حملات آمریکا به ایران، پس از دورهای از آرامش نسبی که در جریان برقراری یک آتشبس شکننده به وجود آمده بود، بار دیگر ایرانیان را در وضعیت عمیق نااطمینانی و اضطراب فرو برده است.
ایرانیانی که از طریق یک پیامرسان رمزگذاریشده با رویترز گفتوگو کردند، اظهار داشتند که مشکلات اقتصادی رو به افزایش است و نگرانی از آنچه در آینده رخ خواهد داد، ذهن آنها را به خود مشغول کرده است.
سمیه، عکاس ۴۰ ساله ساکن تهران، با ارسال تصویری از خرید هفتگی مواد غذایی خود گفت قیمتها نسبت به پیش از آغاز جنگ تقریباً دو برابر شده است.
او گفت: «مهمترین مسئله در مجموع و در میانه جنگ، اقتصاد است. هر روز وضعیت ما بدتر و دشوارتر میشود.»
وی افزود: «استرسزاترین موضوع همین رفتوبرگشتهاست؛ یک روز جنگ است و روز بعد صلح. ما نمیدانیم واقعاً قرار است چه اتفاقی بیفتد. حتی نمیتوانیم برای دو روز آینده برنامهریزی کنیم.»
همانند دیگر افرادی که با رویترز مصاحبه کردند، او نیز به شرط حفظ بخشی از هویت خود سخن گفت و با اشاره به نگرانی از اقدامات تلافیجویانه حکومت، از انتشار نام کاملش خودداری کرد.
امیر، مهندس نرمافزار ۳۰ سالهای از سنندج در استان کردستان، گفت اندکی پیش از آغاز جنگ با حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ازدواج کرده بود.
او توضیح داد که از زمان قطع دسترسی به اینترنت توسط رهبران ایران در جریان اعتراضات علیه حکومت در ماه ژانویه، نگران تأمین مخارج خانواده خود بوده و برای یافتن کار با مشکلات جدی روبهرو شده است.
امیر گفت: «حدود یک ماه بعد، زمانی که اینترنت دوباره وصل شد، جنگ آغاز شد. اینترنت بار دیگر قطع شد، کسبوکارها دوباره به شدت آسیب دیدند و در حوزه کاری من مشکلات زیادی به وجود آمد.»
او افزود: «زیر بار بدهی کمرشکن بودم. راه دیگری هم برای من وجود نداشت، چون در سنندج زندگی میکنم و بهصورت دورکاری کار میکنم و وابسته به اینترنت هستم. عملاً نمیتوانستم هیچ کاری انجام دهم.»
او تنها چند روز پیش موفق شد شغلی پیدا کند، اما اکنون با تشدید دوباره درگیریها در جنگی که بیش از چهار ماه از آغاز آن میگذرد، شرایط بار دیگر بحرانی شده است؛ جنگی که آتشبس حاصلشده در ماه ژوئن در آن به حملات و ضدحملات روزانه تبدیل شده است.
ماندن در ایران با وجود حملات هوایی
نازنین، رواندرمانگر ۳۴ سالهای که او نیز از سنندج با رویترز گفتوگو کرد، گفت زمانی قصد داشت برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری روانشناسی از ایران خارج شود. اما سقوط ارزش ریال باعث شده که دیگر توان مالی ترک کشور را نداشته باشد.
او گفت: «احتمالاً میتوانستم به ترکیه بروم و دو ماه آنجا بمانم، اما نه پولش را دارم و نه امکان عملی کردن چنین کاری برایم وجود دارد.»
نازنین گفت تصمیم او برای ماندن در ایران همچنین تحت تأثیر نگرانی شدیدی بوده که هنگام دوری از خانوادهاش در دورههای قبلی حملات تجربه کرده است.
او گفت: «در دوران جنگ، هر زمان از خانوادهام دور بودم، مدام به این فکر میکردم که اگر در یک حمله هوایی کشته شوم، این موضوع چه تأثیری بر خانوادهام خواهد گذاشت.»
وی افزود: «بعد به این فکر میکردم که اگر خانوادهام در اثر بمباران کشته شوند، من چه خواهم کرد؟ تصور اینکه کنار آنها نباشم و سرنوشت فردی را داشته باشم که تنها با اندوه زندگی میکند، آنقدر دشوار بود که نگاه مرا نسبت به مهاجرت تغییر داد.»
سمیه، عکاس تهرانی، نیز گفت که زمانی برای ترک ایران برنامههایی داشته است. او گفت بحران ارزی مانع تحقق این برنامهها شد، اما افزود که اکنون حتی اگر راهی عملی برای خروج از کشور داشته باشد نیز ایران را ترک نخواهد کرد.
او گفت: «امروز حتی اگر امکان رفتن را هم داشتم، فکر نمیکنم این کار را انجام میدادم، چون زندگی، خانه و خانوادهام اینجاست. حتی اگر میتوانستم چند ماهی از کشور خارج شوم، باز هم باید برمیگشتم و زندگیام را اینجا ادامه میدادم. فکر نمیکنم هیچوقت ایران را ترک کنم.»
هیوا، ساکن شهر مهاباد، نیز گفت تمایلی به ترک کشور ندارد. او مشکلات اقتصادی فزایندهای را که جنگ بر شدت آنها افزوده است، بذرهای تغییرات اجتماعی میداند.
او گفت: «ادامه این جنگ میتواند عناصر اجتماعی را فعال کند، زیرا با تداوم روند کنونی تورم، هیچ گزینه قابل تصوری جز شورشهای خیابانی وجود ندارد.»
هزاران ایرانی در جریان سرکوب اعتراضات ماه ژانویه توسط حکومت کشته شدند. ایران از آن زمان تلاش کرده است با بازداشتها، اعدامها و استقرار نیروهای امنیتی در خیابانها از بروز ناآرامیهای داخلی جلوگیری کند.
امیر توضیح داد که زمانی که برای ماهها نتوانسته بود با پدرش که در کردستان عراق به سر میبرد تماس بگیرد، دچار بیخوابی شده بود. او گفت با وجود تمام این فشارها، همچنان در کشور خواهد ماند.
وی گفت: «مادرم در دوران جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) حضور داشت و میگفت پدربزرگم آن زمان میگفت مهم نیست اگر بمیریم، به شرط آنکه زیر سقف خانه خودمان باشیم.»
او افزود: «ما نمیخواهیم خانهمان را ترک کنیم. نمیدانیم ترک کردن چه معنایی دارد. آیا مرزها باز خواهند بود؟ آیا کشورهای دیگر به ما اجازه ورود خواهند داد؟ آیا باید با همان شرایطی روبهرو شویم که پناهجویان سوری تجربه کردند؟»
او با اشاره به سوریهایی که در جریان جنگ داخلی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ از کشور خود گریختند، این پرسشها را مطرح کرد.