با آغاز تابستان مشکل خاموشیها در ایران دوباره شروع شده است. در تهران و کرج خاموشیها از حالت اداری و صنعتی فراتر رفته و به مناطق مسکونی-تجاری رسیده است. در برخی مناطق، قطعیها روزانه بین ۱.۵ تا ۳ ساعت (حتی در بازه ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۲۳:۳۰ شب) به صورت چرخشی اعمال میشود. بیشترین گلایه مردم، ناپایداری زمانبندی و عدم تطابق زمان قطع واقعی با جداول اعلام شده توسط شرکت توزیع است. در مشهد و اصفهان به دلیل تراکم بالای واحدهای صنفی و تجاری در مراکز شهر، قطعی برق عصرگاهی که ساعات اوج کسبوکار استآسیب شدیدی به مغازهداران وارد میکند. در شهرهای شمالی و جنوبی بحران شدیدتر است؛ چرا که قطع برق مساوی است با از کار افتادن مطلق سیستمهای سرمایشی در اوج رطوبت و گرما که در واقعیت، زندگی خانگی و کارگاهی را تا مرز فلج شدن پیش میبرد.
ما با خمیر زنده طرفیم
«ساعت ۴ بعدازظهر، درست وسط پخت دوم، برق رفت. دو کیسه آرد بزرگ داخل خمیرگیر بود و پهنکن اتوماتیک هم ایستاد. خمیر لواش اگر بیشتر از ۴۰ دقیقه بماند، ترش میشود، وا میرود و دیگر روی تنور نمیچسبد. مجبور شدیم کل خمیر را خالی کنیم توی بشکههای ضایعات. نزدیک به ۷۰۰هزار تومان فقط پول آرد و مایه خمیر سوخت شد؛ دستمزد کارگرها هم که سر جایش است.»
این روایت «علی» شاطر نانوایی است که با قطعی برق در منطقه ۱۰ تهران، مجبور شده خمیر نان را دور بریزد. صاحب مغازه میگوید این ضرر را نمیتواند از جیب بدهد. از طرف دیگر به دلیل عدم پخت، تراکنش کارتخوان نانینو پایین آمده و در پیامی هشدار داده شده که به دلیل عدم تطابق سهمیه و پخت، جریمه شدهاند. اداره برق هم خرید یک ژنراتور را پیشنهاد میدهد که بتواند تنور دوار و خمیرگیر را بچرخاند. قیمت این دستگاه بیش از ۱۰۰میلیون تومان است و هزینه جدیدی به آنها تحمیل میکند.
مشتری را نمیتوانم با موی خیس بفرستم خانه
«بیشتر درآمد ما روزهای آخر هفته و ساعات عصر است. پنجشنبه گذشته ساعت ۶ عصر برق قطع شد. سه نفر زیر سشوار و اتو مو بودند و یک نفر هم کار رنگ و دکلره داشت. وقتی برق میرود، زمانبندی رنگ مو به هم میریزد؛ اگر دیر شسته شود، مو میسوزد! با چراغ قوه گوشی و آب سرد، سر مشتری را شستیم. دو تا از مشتریهای فیکس آن روز صندلی را ترک کردند و رفتند.»
این هم صحبتهای «مهسا» آرایشگر در منطقه «جهانشهر» کرج است. او ادامه میدهد: «به اداره برق زنگ زدم، میگویند طبق جدول قطع شده اما جدولشان دو ساعت خطا داشت. مشتریها فکر میکنند ما مقصریم و بدقولی از طرف ماست. در عرض یک هفته، نزدیک به ۵میلیون تومان لغو نوبت داشتم، در حالی که صاحبملک سر برج اجاره کامل خود را میخواهد و یک ریال هم تخفیف نمیدهد.»
برق که میرود، ما بیکار میشویم
«کامران» که پیک موتوری است، بیبرقی را چنین روایت میکند: «بسیاری فکر میکنند موتور به برق وصل نمیشود، پس مشکلی ندارد اما نان من در گوشی موبایلم است. وقتی برق محله قطع میشود، نیم ساعت بعد دکلهای مخابراتی هم اینترنتشان قطع یا تضعیف میشود. اپلیکیشن باز نمیشود تا لوکیشن مقصد یا بارکد تحویل مرسوله را بزنم. روز سهشنبه، یک ساعت و نیم معطل پیدا کردن آدرس یک بسته بودم چون نقشه آنلاین کار نمیکرد.»
قطعی برق باعث قطع شدن چراغهای راهنمایی در چهارراههای اصلی سده و ترافیکهای وحشتناکی درست میکند. باعث ترافیک میشود ، مصرف بنزین دو برابر میشود و پیک موتوری به جای سه سفر در ساعت، فقط یک سفر برود و در نتیجه دستمزدش به یکسوم کاهش یابد.
قطعی برق برای رانندگان تاکسی هم دردسرساز است. یک راننده تاکسی در همین باره میگوید: «تاکسی من گازسوز است. وقتی برق منطقه قطع میشود، پمپهای جایگاههای CNG فورا از کار میافتند چون کمپرسورهای تزریق گاز، برق قوی میخواهند. یک بار که برق قطع میشود، صف پمپبنزینها و گاز به کیلومتر میرسد. روز چهارشنبه، دو ساعت تمام در صف جایگاه منتظر ماندم تا فقط سوخت بزنم. این یعنی دو ساعت خاموشی مساوی است با از دست رفتن درآمد حداقل ۴ یا ۵ مسیر مسافرکشی.»
برق نرفته که استراحت کنید؛ شب بمانید جبران شود
«فرزانه» چرخکار یکی از تولیدیهای جمهوری است و مشکلاتش را از قطعی برق میگوید: «حقوق من به صورت تعدادی یا همان کارمزدی است؛ یعنی هر چقدر مانتو بدوزم، پول میگیرم. روزی سه ساعت برق کارگاه میرود. چرخهای صنعتی و اتوهای پرس همگی برقی هستند. وقتی برق میرود، ما عملا پشت چرخها بیکار مینشینیم. صاحب کارگاه میگوید چون دوخت نداشتهاید، دستمزد این سه ساعت صفر است. از طرفی اصرار دارد که تا ساعت ۹ شب بمانیم تا عقبافتادگی سفارشها جبران شود. من متاهلم و رفتوآمد در آن ساعت شب با مترو و اتوبوس برایم سخت و ناامن است. وقتی هم اعتراض میکنیم، پاسخ کارفرما کوتاه است: اگر شرایط را دوست ندارید، تسویه کنید؛ بیرون کارگر زیاد است.»
این داستانهای واقعی نشان میدهند که آسیب خاموشیها در لایههای پایین جامعه به شدت بیشتر است. یک کارخانه فولاد یا پتروشیمی بزرگ اگرچه ضرر میلیاردی میکند، اما ساختار مالی و هلدینگی آن، ضربه را مستهلک میکند و کارگر رسمی حقوقش را میگیرد اما در اقتصاد خُرد شهری ارتباط مستقیمی میان «ثانیههای حضور برق» و «قدرت خرید و درآمد مردم» وجود دارد. هر ساعت قطع برق، مستقیما از درآمد آنها برداشته میشود و هیچ نهادی این ضرر را جبران نمیکند.
