مصادره کلیسای پطرس مقدس؛ ملکی تاریخی و چند میلیون دلاری در قلب تهران

Friday, 17th July, 2026
اندازه قلم متن

 

ایران وایر

روز چهارشنبه ۲۴تیر۱۴۰۵، «نازیلا قانع»، گزارش‌گر ویژه آزادی دین و باور و «مای ساتو»، گزارش‌گر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، در بیانیه‌ای مشترک نسبت به مصادره کلیسای تاریخی «سنت پطرس» در تقاطع خیابان «سپه» و «سی‌تیر» تهران واکنش نشان داده و اعلام کردند که «اخراج اجباری» ۲۰ خانواده ارمنی و آشوری «با حقوق بین‌الملل بشر ناسازگار است و خطر بی‌خانمان شدن اعضای اقلیت‌های دینی و قومی به‌رسمیت‌شناخته‌شده را به همراه دارد.»

همزمان گزارش‌ها از حضور ماموران امنیتی در این ملک تاریخی با ارزش چند میلیون‌دلار، فعالان آزادی مذاهب به یاد مصادره و تخریب یک کلیسای انجیلی تاریخی دیگر در مشهد انداخته است؛ کلیسایی که در بحبوحه آتش‌بس و جنگ، توسط «یک نهاد امنیتی» مصادره و شبانه با بولدوزر تخریب شد و در جنجال دستور استاندار و شهردار از یک سوی برای احیای زمین ملک و شورای تامین استان خراسان رضوی از سوی دیگر برای اعلام بی اطلاعی معلوم نشد که چه بر سر آن آمده است.

این گزارش درباره کلیسایی تاریخی است که از سال ۱۲۵۱، یعنی زمانی که ناصرالدین‌شاه قاجار ولیعهد شد سرپا مانده است و حالا با مصادره کامل آن و اخراج ۲۰خانواده‌ای که در این ملک در قلب تهران زندگی می‌کردند، معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار آن است.

***

درباره مصادره کلیسای حضرت پطرس مقدس چه می‌دانیم؟

کلیسای انجیلی (پروتستان) «حضرت پطرس مقدس»، کلیسایی تاریخی، بنا نهاده شده در ۱۲۵۱ خورشیدی در قلب تهران قدیم است؛ در تقاطع خیابان «سپه» و خیابان «قوام السلطنه» سابق و «سی‌تیر» کنونی. تا به امروز، این کلیسا مجموعه‌ای اماکن مذهبی و فرهنگی بوده که چندین خانواده مسیحی، از میان ارمنی‌ها و آشوری‌ها در آن زندگی می‌کرده‌اند. از جمله اماکن فرهنگی و مذهبی حاضر در این مجموعه به مساحت ۲.۵ هکتار، می‌توان به دو مدرسه واقع در این محوطه و انجمن کتاب مقدس اشاره کرد که پیش از این تعطیل شده بود، اشاره کرد.

«فرد پطروسیان»، پژوهشگر و روزنامه‌نگار و از همکاران ارشد سازمان ماده ۱۸ که در زمینه مستندسازی نقض حقوق شهروندان مسیحی در ایران فعالیت می‌کند، به «ایران‌وایر» می‌گوید که با این‌که کلیسای پطرس مقدس در سال ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده، این مانع از اقدام به مصادره این مجموعه از حدود دو دهه پیش نشده است.

به گفته آقای پطروسیان، «حدود دو دهه پیش، این کلیسای انجیلی تهران با حکمی به بنیاد امام واگذار شده است.» او توضیح می‌دهد که دو بنیاد، «مستضعفان» و «امام»، نهادهایی هستند که تاکنون در امر تصاحب و مصادره اموال و املاک اقلیت‌ها نقش اساسی داشته‌اند. 

بر اساس گفته‌های این روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه آزادی مذاهب و ادیان در ایران، ابتدا انجمن کتاب مقدس در این مجموعه تعطیل شده، «ولی الان تصمیم گرفتند که کاملا آن را تصاحب کنند.»

فرد پطروسیان توضیح می‌دهد: «بیست خانواده هستند که آن‌جا زندگی می‌کردند، آشوری‌ها و ارمنی‌ها که به آن‌ها دستور دادند، آن‌جا را ترک کنند، وسایل‌شان را ببرند و حتی ماموران امنیتی کاملا وارد ملک شدند و گفتند که از این به بعد تصمیم دارند که کل ملک در دست خودشان باشد. این موضوع، این ترس را ایجاد کرده که ممکن است مثل کلیسای انجیلی مشهد بخواهند تخریب کنند و بفروشند و یا کاربری‌اش را کاملا عوض کنند.»

در گزارشی که اخیرا سازمان ماده ۱۸ نیز منتشر کرده به نقل از منابع این سازمان گفته شده «روند تخلیه اجباری ملک کلیسای انجیلی تهران تقریبا به پایان رسیده» و «تاکنون هفت یا هشت خانواده خانه‌های خود را به دستور مقامات حکومتی تخلیه کرده‌اند.»

نگران سرنوشتی مشابه کلیسای انجیلی مشهد هستیم

به گفته فرد پطروسیان، مصادره و تخریب کلیساها و اماکن مقدس و تاریخی اقلیت‌های دینی و مذهبی در ایران، به‌دست دولت جمهوری اسلامی امری مسبوق به سابقه است. او توضیح می‌دهد که درست پیش از این‌که این کلیسا و مصادره و اخراج ساکنانش در رسانه‌ها مطرح شود، یک کلیسای انجیلی دیگر در مشهد مصادره و تخریب شد: «حتی صدای شهردار مشهد هم در آمد ولی آخرش به جایی نرسید و گفتند یک ارگان امنیتی بوده که این را در دست داشته و تصمیم گرفته تخریبش کند. این تعجب‌آور نیست چون روندی است که از روزهای اول انقلاب اسلامی شروع شد. تسخیر و تصاحب بیمارستان‌های متعلق به کلیسای انگلیکن یا اسقفی یا مدرسه نابینایان که تحت نظارت آن‌ها کار می‌کرد. همین‌طور این روند ادامه پیدا کرد؛ از باغ شارون کلیسای ربانی، تا خود کلیسا که آن را تعطیل کردند تا الان.»

اشاره این روزنامه‌نگار و پژوهش‌گر حوزه آزادی ادیان و مذاهب به فشارهای ۴۷سال اخیر بر اقلیت‌های دینی و مذهبی، به‌ویژه مسیحیان و نوکیشان مسیحی است برای تعطیل کردن یا مصادره اموال کلیساها و تعطیل کردن آن‌ها. 

در یکی از آخرین موارد، کلیسای انجیلی در مشهد است که در خردادماه سال جاری از سوی آن‌چه «یک نهاد امنیتی» خوانده شد، مصادره و شبانه با «بولدوزر» تخریب شد. در پی این تخریب، «غلامحسین مظفری»، استاندار خراسان رضوی با گفتن این‌که «مشهد به‌واسطه حضور امام رضا شهر گفت‌وگوی بین ادیان است»، اعلام کرد: «به شهرداری، میراث فرهنگی و سایر دستگاه‌های مرتبط تکلیف می‌شود زمین کلیسای انجیلی مشهد را تملک و به عنوان مرکز گفت‌وگوی بین ادیان احیا کنند.»

همزمان شهردار و بعد رییس شورای تامین استان نیز اظهارنظرهایی کردند، همگی بدون پرداختن به این اصل بنیادین که در قوانین ایران، دست‌کم پیروان ادیان رسمی، باید آزادی عمل به مناسک و رسوم مذهبی خود را داشته باشند، مثلا با اشاره به سر زدن «علی خامنه‌ای» به خانه «شهدای مسیحی»، سعی در توجیه مخالفت خود با آن «یک نهاد امنیتی» داشتند. 

با این همه، در بیانیه اخیر کارشناسان سازمان ملل نیز مصادره کلیسای پطرس مقدس، «نقطه اوج روندی طولانی از اقدامات علیه جامعه مسیحیان ایران» و به‌ویژه «عبادت مسیحیان فارسی‌زبان» خوانده شده و گفته شده: «زمانی حدود ۵۰ کلیسای پروتستان در ایران وجود داشت که بیشتر آن‌ها مراسم عبادی را به زبان فارسی برگزار می‌کردند. امروز عملا هیچ‌یک از این کلیساها باقی نمانده است، زیرا یا تعطیل شده‌اند یا مجبور شده‌اند برگزاری مراسم به زبان فارسی را متوقف کنند.»

اشاره دیگری در این بیانیه و گزارش سازمان ماده ۱۸ وجود دارد که نشان می‌دهد، دست‌کم سه کلیسای اسقفی (انگلیکن) در تهران، اصفهان و شیراز که «آخرین کلیساهای مجاز برای موعظه به زبان فارسی» بودند، از زمان عالم‌گیری ویروس کرونا، از سال ۱۳۹۹ تاکنون اجازه بازگشایی نیافته‌اند. این در حالیست که عبادت‌گاه‌های مسلمانان مدتی بعد بازگشایی شده است.

چرا جمهوری اسلامی کلیساهای مسیحیان را مصادره می‌کند؟

فرد پطروسیان می‌گوید که ریشه مصادره‌های کنونی را باید در سال ۱۳۵۷ دید. او توضیح می‌دهد که تسخیر نهادهای متعلق به مسیحیان، خصوصا مسیحیان فارسی‌زبان و اماکنی که عمدتا توسط میسیونرها بنا نهاده شده، دلایل مختلفی دارد، از جمله ارزش مالی این املاک.

به گفته این روزنامه‌نگار ایرانی ساکن اروپا، جمهوری اسلامی با مصادره و تخریب این امکان قصد در محو حضور مسیحیان در فضای عمومی را نیز دارد. او به مصادره و فروش اموال مزرعه «کوروش کبیر» از زیرمجموعه‌های مدرسه نابینایان در اصفهان که توسط یک میسیونر آلمانی به‌نام «کریستوفر» بنا نهاده شده بوده و به توانمندسازی نابینایان تحت پوشش خود کمک می‌کرده، اشاره می‌کند و می‌گوید: «حتی در رسانه‌های داخلی درباره‌اش منتشر شد، اولین مدرسه نابینایان را یک میسیونر آلمانی، کریستوفل، اول در تبریز بنیان‌‌گذاری می‌کند و بعد در اصفهان. در اصفهان خیلی گسترش پیدا می‌کند و یک مزرعه هم بوده، مزرعه کوروش کبیر که به نابینایان آموزش کشاورزی می‌داده که مستقل شوند. کلا خیلی هم موفق بوده. این‌ها تحت نظر کلیسای اسقفی کار می‌کرده. این را جمهوری اسلامی تسخیر می‌کند و بعد یکی از اولین کارهایش این است که بسیاری از اموال متعلق به این مزرعه مثل ماشین‌های کشاورزی را می‌فروشد و طبق معمول هیچ‌کس نمی‌داند که چه شده. کلی از امکاناتی که نابینایان داشتند از بین می‌رود.»

او در ادامه به مطلبی که در کتاب اسقف «حسن دهقانی تفتی» درباره بیمارستان‌های کلیسای اسقفی واقع در شیراز و اصفهان که از سوی جمهوری اسلامی مصادره شدند، اشاره کرده و می‌گوید: «این مجموعه‌ها نه فقط ارزش مالی دارند، بلکه مثل باغ شارون کرج که متعلق به کلیسای جماعت ربانی بود و بیمارستان‌های کلیسای اسقفی که در شیراز و اصفهان تسخیر شدند، در جامعه نیز بسیار با اهمیت بوده‌اند. در کتاب اسقف دهقانی تفتی که پسرش را هم اسلام‌گراها کشتند می‌خوانیم که یکی از اولین کارهایی که جمهوری اسلامی در بیمارستان شیراز می‌کند این است که یک خانم یهودی را که بیمارستان کلیسا حدود بیست سال از شیر می‌خرید، اخراج می کنند. دستور می‌دهند به خاطر این‌که یهودی است و مسلمان نیست با او کار نکنند. می‌بینیم که از همان ابتدا این خشونت فرهنگی، فیزیکی و ساختاری شروع می‌شود و به مسیحیان و دیگر اقلیت‌ها تحمیل می‌شود.»

به گفته آقای پطروسیان، نکته مهم دیگر در این مصادره‌ها برای جمهوری اسلامی، «محو حضور اقلیت‌هاست، مخصوصا اقلیت‌هایی است که برایشان نامطلوب است، یعنی نوکیشانی که حکومت آن‌ها را به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند مثل نوکیشان مسیحی و بهایی‌ها که حتی قبرستان‌هایشان را ویران می‌کنند.»

او توضیح می‌دهد: «می‌بینیم که کلی از این کلیساها و اماکن را اجازه تخریب می‌دهند، مثل کلیسای آدونتیست که تخریب شد و آن هم ارزش تاریخی داشت. مثل کلیسای انجیلی مشهد هم ارزش تاریخی داشت و هم در کنارش یک بیمارستان هم قبلا بوده و هم به جذامی‌های خارج از شهر هم کمک می‌کرده و هم به خود بیماران در مشهد هم کمک می‌کرده.»

این روزنامه‌نگار با تاکید بر این‌که، این خدمات اجتماعی مربوط به قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم است که در آن امکانات بهداشتی خیلی کم بوده، می‌گوید: «بنابراین این از نظر مالی، کنترل کردن نهادهای مسیحیان و محو حضور فرهنگی و فیزیکی مسیحیان است که با کلیسای انجیلی مشهد و کلیسای انجیلی تهران که دارند مصادره‌اش می‌کنند، در حال به وقوع پیوستن است.»

حکومت می‌خواهد اقلیت‌ها را منزوی کند، اما جامعه راه خودش را می‌رود

فرد پطروسیان اما معتقد است که با وجود تلاش‌های حکومت در حدود نیم قرن گذشته برای محو حضور اقلیت‌های دینی و مذهبی، شهروندان ایرانی و جامعه ایران، راه خود را برای مقاومت علیه این سیاست‌ها پیدا کرده اند.

او توضیح می‌دهد که «وقتی بحران است و احتیاج است، همه برادر می‌شوند» ولی با رفع بحران، دوباره جمهوری اسلامی جامعه را «به خودی و غیرخودی» تقسیم می‌کند: «در جریان جنگ ایران و عراق هم همه ایرانی‌ها فرای زبان، قومیت و دین و باور از جمله مسیحی‌ها، ارمنی‌ها، آشوری‌ها، یهودی‌ها و بهایی‌ها رفتند جبهه و جان خودشان را فدا کردند و هر چند وقت یک بار هم می‌دیدیم که رهبران جمهوری اسلامی روز کریسمس می‌روند خانه خانواده یکی از این جان‌باخته‌ها و چای و شیرینی می‌خورند که شما هم جزو خانواده بزرگ ایران هستید و این داستان‌ها. ولی خیلی جالب است که ارتشی که این شهروندان جان خود را در آن فدا کردند، در همان دهه ۶۰ اقلیت‌های دینی را ممنوع از استخدام کرد. یعنی فقط برای جان دادن برادریم و بعد همان قوانین هست و دوباره اقلیت‌های دینی مبدل به کافر و غیرخودی می‌شوند و از خیلی از حقوق‌شان محروم می‌شوند.»

پطروسیان با تاکید بر این‌که در دهه۶۰، اینترنتی وجود نداشته و بسیاری از موارد نقض حقوق اقلیت‌های دینی و مذهبی ثبت نشده، می‌گوید: «در همان زمانی که این اقلیت‌ها در جبهه بودند یک سری قوانین را هم تحمیل کردند به مغازه‌های اغذیه‌فروشی متعلق به اقلیت‌ها. که شما مجبورید روی درتان بزنید که این مکان متعلق به اقلیت مذهبی و دینی است و در واقع همان افکار که اقلیت‌ها ناپاک هستند یا نجس‌اند بود که یک‌طور فشار اقتصادی هم بود.»

او با گفتن این‌که البته این سیاست جواب نداده و مردم راه خودشان را رفته‌اند، می‌گوید: «خیلی از مغازه‌ها متعلق به ارمنی‌ها بود، چون به‌طور سنتی در کار اغذیه بودند ولی شامل بقیه اقلیت‌ها هم می‌شد. بعد از مدتی این سیاست شکست خورد و من بارها از صاحب مغازه‌ها شنیدم که مشتری‌هایشان (به‌دلیل آن اعلامیه) بیشتر هم شده بود. این یعنی کاری که حکومت می‌کند در مورد جامعه جواب نمی‌دهد.»

 

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.