ایران در میانه جنگ سوم(بخش 3 و 4)؛ نقشه راه منافع ملی: بزرگ‌ترین خلأ ایران؛ فقدان یک اپوزیسیون ملی

Sunday, 19th July, 2026
اندازه قلم متن

 حمید آصفی

 

بخش 3 

در دو مقاله گذشته گفته شد که ایران برای عبور از جنگ سوم، به راهبردی مبتنی بر منافع ملی نیاز دارد. اما هر راهبردی، پیش از آنکه به برنامه نیاز داشته باشد، به فاعل نیاز دارد؛ به نیرویی که بتواند آن را نمایندگی و اجرا کند.

اینجاست که با یکی از بزرگ‌ترین خلأهای سیاست معاصر ایران روبه‌رو می‌شویم.

فقدان یک اپوزیسیون ملی، مستقل و سازمان‌یافته.

این یک واقعیت تلخ است که نه می‌توان آن را انکار کرد و نه با شعار پوشاند.

در داخل کشور، ساختار بسته سیاسی و محدودیت‌های گسترده، امکان شکل‌گیری آزاد یک اپوزیسیون ملی را از میان برده است. احزاب مستقل، نهادهای مدنی و جریان‌های منتقد، یا مجال فعالیت نیافته‌اند یا با هزینه‌های سنگین روبه‌رو شده‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که اپوزیسیون ملی بیش از آنکه در قالب یک سازمان فراگیر ظهور کند، در قالب شخصیت‌ها، اندیشمندان، فعالان مدنی، کنشگران سیاسی و بدنه‌های محدود اجتماعی حضور داشته باشد.

در سوی دیگر، بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور نیز به جای آنکه مشروعیت خود را از جامعه ایران بگیرد، آن را در حمایت قدرت‌های خارجی جست‌وجو کرده است. هنگامی که منافع دولت‌های خارجی بر منافع ملی ایران مقدم شمرده شود، دیگر نمی‌توان از یک آلترناتیو ملی سخن گفت؛ حتی اگر آن جریان، خود را مخالف حکومت معرفی کند.

بنابراین، بحران امروز ایران فقط بحران حکومت نیست؛ بحران فقدان یک آلترناتیو ملی نیز هست.

در میانه جنگ سوم، این خلأ بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد.

وقتی کشور با تهدیدهای خارجی روبه‌روست، جامعه نیاز دارد صدایی را بشنود که هم منتقد قدرت مستقر باشد، هم مدافع تمامیت ارضی و استقلال ایران، و هم برای آینده کشور برنامه‌ای روشن داشته باشد.

اگر چنین صدایی وجود نداشته باشد، جامعه ناخواسته میان دو قطب گرفتار می‌شود؛ از یک سو وضع موجود و از سوی دیگر جریان‌هایی که نسخه نجات ایران را در اتکای بیشتر به قدرت‌های خارجی جست‌وجو می‌کنند.

هیچ‌یک از این دو، پاسخگوی منافع ملی نیست.

از همین رو، خلأ اپوزیسیون ملی، فقط یک خلأ سیاسی نیست؛ یک خلأ امنیت ملی است.

کشوری که در لحظات سرنوشت‌ساز، فاقد یک نیروی ملی، مستقل، دموکراسی‌خواه و برخوردار از برنامه حکمرانی باشد، در معرض آن قرار می‌گیرد که آینده‌اش نه در درون جامعه، بلکه در بیرون از مرزهایش تعریف شود.

اپوزیسیون ملی را نمی‌توان با بیانیه ساخت و نه با حمایت رسانه‌های خارجی. این اپوزیسیون، زمانی شکل می‌گیرد که سه اصل را هم‌زمان حفظ کند؛ استقلال ملی، تعهد به دموکراسی و برنامه‌ای واقع‌بینانه برای حکمرانی.

چنین جریانی شاید امروز هنوز یک سازمان بزرگ و فراگیر نباشد، اما می‌تواند از دل شبکه‌ای از اندیشه‌ها، شخصیت‌ها، نیروهای مدنی و کنشگران مسئولیت‌پذیر شکل بگیرد. همه تجربه‌های موفق گذار در جهان، پیش از آنکه محصول قدرت باشند، محصول شکل‌گیری یک گفتمان ملی بوده‌اند.

جنگ سوم، فقط آزمون حکومت نیست؛ آزمون همه نیروهایی است که برای آینده ایران ادعای مسئولیت دارند. این جنگ نشان خواهد داد چه کسانی منافع ملی را معیار قضاوت خود قرار می‌دهند و چه کسانی حاضرند آن را در پای رقابت‌های سیاسی یا ملاحظات قدرت‌های خارجی قربانی کنند.

شاید مهم‌ترین وظیفه امروز، نه فتح قدرت، بلکه ساختن همان نیروی ملی باشد که ایران سال‌هاست جای خالی آن را احساس می‌کند.

زیرا گذار به حکمرانی دموکراتیک، پیش از آنکه به تغییر حکومت نیاز داشته باشد، به تولد یک اپوزیسیون ملی نیاز دارد؛ اپوزیسیونی که مشروعیت خود را از مردم ایران بگیرد، نه از قدرت‌های بیرون از ایران، و منافع ملی را بر هر ملاحظه سیاسی دیگری مقدم بداند.

ایران در میانه جنگ سوم

نقشه راه منافع ملی (۴): اپوزیسیون ملی ساخته نمی‌شود؛ شکل می‌گیرد

در سه مقاله گذشته گفته شد که ایران برای عبور از جنگ سوم، به یک راهبرد ملی نیاز دارد و این راهبرد، بدون شکل‌گیری یک آلترناتیو ملی، به نتیجه نخواهد رسید. اما این پرسش همچنان باقی است:

اپوزیسیون ملی چگونه شکل می‌گیرد؟

پیش از پاسخ، باید یک سوءبرداشت رایج را کنار گذاشت.

اپوزیسیون ملی با اعلام موجودیت چند حزب، چند کانال رسانه‌ای، چند نشست سیاسی یا چند چهره شناخته‌شده به وجود نمی‌آید.

اگر چنین بود، امروز ایران باید ده‌ها اپوزیسیون ملی می‌داشت.

اما واقعیت چیز دیگری است.

اپوزیسیون ملی یک محصول اجتماعی است، نه یک پروژه اداری.

همان‌گونه که یک ملت با صدور بیانیه ساخته نمی‌شود، اپوزیسیون ملی نیز با صدور اطلاعیه یا تشکیل یک شورا متولد نمی‌شود. این پدیده، حاصل یک روند تاریخی و اجتماعی است؛ روندی که در آن، نیروهای پراکنده جامعه به تدریج بر سر اصولی مشترک به تفاهم می‌رسند.

اپوزیسیون ملی زمانی شکل می‌گیرد که پنج عنصر، هم‌زمان و در کنار یکدیگر قرار گیرند:

درد مشترک ملی، زبان مشترک، برنامه مشترک، اخلاق سیاسی مشترک و هدف مشترک.

درد مشترک، یعنی همه بپذیرند که مسئله اصلی، نجات ایران است، نه پیروزی یک جناح بر جناح دیگر.

زبان مشترک، یعنی اختلاف‌نظرها، جای خود را به ادبیاتی بدهد که منافع ملی را محور گفت‌وگو قرار دهد، نه حذف و نفی یکدیگر.

برنامه مشترک، یعنی نیروهای مختلف، صرفاً در مخالفت با وضع موجود متوقف نمانند، بلکه تصویری روشن از اقتصاد، سیاست خارجی، آزادی، عدالت، توسعه و حکمرانی آینده ارائه دهند.

اخلاق سیاسی مشترک، یعنی رقابت سیاسی، جای دشمنی را بگیرد و هیچ جریان سیاسی، حذف رقیب را جایگزین اقناع جامعه نکند.

و هدف مشترک، یعنی همه بپذیرند که ایران، بزرگ‌تر از هر حزب، هر جریان و هر فرد است.

از همین روست که باید گفت:

اپوزیسیون ملی را نه اتاق‌های فکر می‌سازند و نه سفارتخانه‌ها؛ آن را بحران‌های ملی و بلوغ تاریخی یک جامعه شکل می‌دهد.

این جمله، شاید مهم‌ترین تفاوت میان یک اپوزیسیون سیاسی و یک اپوزیسیون ملی را توضیح دهد.

هر جریانی که مشروعیت خود را از بیرون مرزهای ایران بگیرد، حتی اگر از رسانه‌های گسترده، منابع مالی فراوان یا حمایت قدرت‌های خارجی برخوردار باشد، ممکن است یک اپوزیسیون سیاسی باشد؛ اما هنوز یک اپوزیسیون ملی نیست.

در سوی دیگر، هر حکومتی که امکان شکل‌گیری اپوزیسیون قانونی، مستقل و مسئولیت‌پذیر را از میان ببرد، ناخواسته میدان را برای رشد جریان‌های وابسته، رادیکال و غیرملی باز می‌کند.

این، یکی از تلخ‌ترین تناقض‌های سیاست ایران است.

وقتی راه فعالیت نیروهای ملی و دموکراسی‌خواه در داخل کشور بسته می‌شود، خلأ ایجادشده، دیر یا زود توسط نیروهایی پر می‌شود که الزاماً اولویت نخستشان منافع ملی ایران نیست.

به همین دلیل، بزرگ‌ترین سرمایه یک اپوزیسیون ملی، تعداد اعضا یا وسعت رسانه‌هایش نیست.

سرمایه اصلی آن، اعتماد عمومی است.

اعتماد نیز نه خریدنی است و نه وارداتی.

اعتماد، محصول صداقت، استقلال، مسئولیت‌پذیری، برنامه‌محوری و وفاداری به منافع ملی است.

جنگ سوم، اگر یک پیام برای همه نیروهای سیاسی ایران داشته باشد، این است که دوران سیاست‌ورزی بدون برنامه و بدون مسئولیت رو به پایان است.

جامعه ایران، بیش از شعار، به راه‌حل نیاز دارد و بیش از چهره‌های کاریزماتیک، به نهادهای پایدار و اندیشه‌های ماندگار.

از همین رو، اپوزیسیون ملی نیز یک‌شبه متولد نخواهد شد.

این اپوزیسیون، از دل اعتماد عمومی، تجربه‌های مشترک، رنج‌های مشترک و گفت‌وگوی نیروهای ملی شکل خواهد گرفت؛ نه از دل رقابت برای رهبری و نه از دل حمایت قدرت‌های خارجی.

شاید مهم‌ترین درس این دوران همین باشد:

ایران بیش از آنکه به یک رهبر نیاز داشته باشد، به یک گفتمان ملی نیاز دارد؛ گفتمانی که بتواند نیروهای پراکنده را حول منافع ملی، استقلال، آزادی و حکمرانی دموکراتیک به هم پیوند دهد.

و درست از همین نقطه است که اپوزیسیون ملی، آرام‌آرام شکل می‌گیرد.

https://t.me/hamidasefichannel2

 

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.