
چهار سال پیش، شامگاه ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، نیکا شاکرمی در نخستین روزهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» به اعتراضهای بلوار کشاورز تهران پیوست. تصاویر همان شب، دختر نوجوانی را نشان میداد که روسریاش را در میان جمعیت به آتش میکشد. نیکا در آن زمان ۱۶ سال داشت و تنها چند روز تا هفدهسالگیاش باقی مانده بود. آخرین تماس او با خانواده حدود ساعت ۱۱:۴۰ شب بود؛ مادرش بعدها گفت از صدای نفسزدن و هیاهوی اطراف چنین برداشت کرده که دخترش در حال فرار است. پس از آن تلفن خاموش شد و نیکا ناپدید شد.
برای روزهای بعد، خانواده میان کلانتریها، زندانها و مراکز امنیتی در جستوجوی او بودند. مقامها پاسخهای متناقضی میدادند و در مقاطعی حتی گفته شد که او در بازداشت سپاه و سپس در اوین بوده است. سرانجام ۹ روز پس از ناپدید شدن، خانواده در سردخانه کهریزک پیکر نیکا را شناسایی کردند. جواز دفن، علت مرگ را «صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت» ثبت کرده بود و به گفته منابع نزدیک به خانواده، صورت، دندانها و جمجمه او بهشدت آسیب دیده بود.
روایت رسمی حکومت چیز دیگری بود. مقامهای قضایی و صداوسیما گفتند نیکا وارد ساختمانی شده و از ارتفاع سقوط کرده است و مرگ او ارتباطی با اعتراضات ندارد. برنامهای نیز با استفاده از تصاویر دوربین مداربسته برای اثبات این روایت پخش شد. خانواده نیکا این روایت را نپذیرفتند و نسرین شاکرمی، مادر او، گفت اعضای خانواده تحت فشار قرار گرفتهاند تا روایت حکومت را تکرار کنند. سازمان عفو بینالملل نیز همان زمان اعلام کرد اطلاعات گردآوریشدهاش نشان میدهد نیکا در اثر ضربات مرگبار به سر کشته شده و خانواده او برای پذیرش روایت «سقوط از ارتفاع» تحت فشار قرار گرفتهاند.
دو سال بعد، در اردیبهشت ۱۴۰۳، تحقیقات BBC Eye جزئیات بسیار بیشتری از شب ناپدید شدن نیکا منتشر کرد. بیبیسی گفت به گزارشی با طبقهبندی «بسیار محرمانه» دست یافته که ظاهراً خلاصه یک جلسه رسیدگی داخلی سپاه درباره پرونده اوست. این رسانه ماهها برای راستیآزمایی سند کار کرد و محتوای آن را با تصاویر مکانیابیشده اعتراضات، اسناد پزشکی و روایت مادر نیکا تطبیق داد؛ کارشناسانی که سند را بررسی کردند نیز، با وجود چند ناسازگاری، آن را دارای نشانههای اصالت دانستند.
بر اساس سند مورد استناد بیبیسی، نیکا پس از تعقیب توسط یک واحد لباسشخصی موسوم به «تیم ۱۲» دستگیر و به داخل یک خودروی بدون علامت منتقل شد. در همان خودرو، بنا بر شهادتهای ثبتشده در گزارش، یکی از مأموران او را مورد تعرض جنسی قرار داد. نیکا مقاومت کرد و مأموران با باتوم او را زدند؛ ضرباتی که بر اساس نتیجه همان جلسه به مرگ او انجامید. گزارش همچنین میگوید اعضای آن تیم به خاطر مرگ نیکا مجازات نشدند. بیبیسی این یافتهها را برای دولت ایران و سپاه فرستاد، اما پاسخی دریافت نکرد.
یافتههای بعدی هیأت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل درباره ایران نیز بخش اساسی روایت رسمی حکومت را رد کرد. این هیأت در گزارش تفصیلی خود نتیجه گرفت مرگ نیکا ناشی از سقوط از ساختمان نبوده و پیش از هر سقوطی، یک ضربه شدید و مرگبار به سر و صورت او وارد شده بود. هیأت همچنین یادآور شد که حکومت ایران درباره ادعاهای مربوط به بازداشت، ضربوشتم و جراحات صورت نیکا توضیح قانعکنندهای ارائه نکرده است.
خانواده قصد داشتند نیکا را همزمان با هفدهسالگیاش در خرمآباد به خاک بسپارند. اما مراسم تحت فشار امنیتی قرار گرفت و پیکر او در ۱۱ مهر ۱۴۰۱ در روستای حیاتالغیب، حدود ۴۰ کیلومتری خرمآباد، با حضور گسترده نیروهای امنیتی و بدون حضور مادرش دفن شد. خاله و دایی او نیز در همان روزها بازداشت شدند. بعدها در مراسم چهلم نیکا نیز نیروهای امنیتی با شرکتکنندگان برخورد کردند.
نیکا شاکرمی یکی از دهها نوجوانی بود که در خیزش ۱۴۰۱ جان باختند، اما تصویر او ــ دختری که در آخرین شب زندگیاش روسریاش را در میان معترضان به آتش کشید ــ به یکی از ماندگارترین تصاویر جنبش «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد. پرونده او چهار سال بعد همچنان بدون رسیدگی قضایی مستقل و علنی باقی مانده است. آنچه از آن شب در دست است، مجموعهای از شهادتهای خانواده، اسناد پزشکی، تحقیقات حقوق بشری، یافتههای هیأت حقیقتیاب سازمان ملل و گزارش تحقیقی بیبیسی است؛ مجموعهای که با روایت رسمی «سقوط از ساختمان» سازگار نیست.
امروز، ۲۹ شهریور، سالگرد شبی است که نیکا از میان جمعیت بلوار کشاورز ناپدید شد. چهار سال گذشته است، اما پرسش اصلی هنوز باقی است: چه کسانی نیکا شاکرمی را بازداشت کردند، چه بر سر او آوردند و چرا هیچیک از مسئولان آن شب در برابر یک دادگاه مستقل پاسخ ندادهاند؟