
دو سال پس از کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، در حمله هوایی اسرائیل به ضاحیه جنوبی در بیروت، سازمانی که او بیش از سه دهه رهبری و به یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران تبدیل کرده بود، همچنان با پیامدهای از دست دادن او و بخش بزرگی از فرماندهانش دستوپنجه نرم میکند.
جروزالمپست روز یکشنبه ۲۷ سپتامبر (۵ مهر)، در دومین سالگرد کشته شدن نصرالله، در گزارشی مفصل تصویری از ماههای منتهی به مرگ او و وضعیت حزبالله پس از آن ارائه کرده است. محور اصلی این گزارش روشن میکند که ضربه به حزبالله با حمله ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ آغاز نشد. اسرائیل پیش از آن با کشتن شماری از فرماندهان، نفوذ اطلاعاتی و ضربه زدن به شبکه ارتباطی حزبالله، حلقه پیرامون نصرالله را مرحله به مرحله تضعیف کرده بود.
این تصویر با گزارش همان زمان رویترز نیز همخوانی دارد. رویترز یک روز پس از کشته شدن نصرالله، با استناد به بیش از ۱۲ منبع در لبنان، اسرائیل، ایران و سوریه، از “عمق نفوذ” اسرائیل در حزبالله و آسیب جدی به ساختار فرماندهی و خطوط تدارکاتی آن گزارش داده بود.
جروزالمپست به نقل از سرهنگ ذخیرهای با نام اختصاری “اس.” که در واحد “نحلات بنیامین” نیروی هوایی اسرائیل مسئول مدیریت اهداف عملیاتی بود، مینویسد اسرائیل برای کشتن نصرالله، ۸۳ بمب بر مجموعه زیرزمینی محل حضور او فرو ریخت. این افسر میگوید نصرالله در آن روز گزینههای امنتری در اختیار داشت، اما به مجموعهای زیر یک ساختمان مسکونی در ضاحیه رفت؛ جایی که در نهایت هدف حمله قرار گرفت.
حلقهای که پیش از نصرالله فرو ریخت
بر اساس گزارشی از “شرق الأوسط” که جروزالمپست به آن استناد کرده، کشته شدن فرماندهانی چون سامی طالب عبدالله، ابراهیم عقیل و وسام طویل، نصرالله را بهتدریج از شبکهای از افراد باتجربه محروم کرد که اطلاعات عملیاتی، محل انبارهای تسلیحات، مسیرهای تردد و ارتباطات میدانی را در اختیار داشتند.
یکی از روحانیان لبنانی این روند را چنین توصیف کرده است که نصرالله با کشته شدن هر فرمانده “یک چشم را که در دیدن شفاف امور به او کمک میکرد، از دست میداد”.
ساختار تفکیکشده حزبالله که برای جلوگیری از نفوذ طراحی شده بود، در چنین وضعیتی به نقطهضعف تبدیل شد؛ زیرا جانشین یک فرمانده لزوماً همه اطلاعات و شبکه ارتباطی او را به ارث نمیبرد. منابع لبنانی همچنین از آشفتگی در اتاقهای عملیات و تصمیمگیریهای بداهه سخن گفتهاند. با این همه، علی امین، روزنامهنگار لبنانی، میگوید نصرالله همچنان معتقد بود قدرت بازدارندگی حزبالله مانع ورود اسرائیل به جنگی گسترده خواهد شد.
این محاسبه در نهایت درست از آب درنیامد. رویترز نیز پس از مرگ نصرالله گزارش داد که اسرائیل طی یک رشته عملیات سریع، بخش بزرگی از فرماندهی ارشد نظامی حزبالله را از میان برده و حملات پیجرها و بیسیمها حدود ۱۵۰۰ عضو حزبالله را مجروح و از چرخه عملیاتی خارج کرده بود.
تبدیل شدن نصرالله به “آدمی دیگر”
جروزالمپست بخش قابل توجهی از گزارش خود را به تأثیر حمله پیجرها بر حسن نصرالله اختصاص داده است. وفیق صفا، از نزدیکان او، گفته است پس از دیدن تصاویر مجروحان، نصرالله “آدم دیگری” شد. به روایت صفا، او حدود ۲۴ ساعت تقریباً چیزی نخورد و عمدتاً آب نوشید. صفا درباره نفوذ اطلاعاتی اسرائیل گفته است: «باید واقعبین باشیم. این یک نفوذ اطلاعاتی بود و اسرائیل بابت آن شایسته تحسین است. ما به این موضوع اذعان داریم.»
با این حال، نصرالله ظاهراً تا واپسین روزها تصور میکرد اسرائیل نمیتواند به او دست یابد. سرهنگ “اس.” به جروزالمپست گفته است نیروهای اسرائیلی برای مدت طولانی محلهای اقامت، خانه همسر، مخفیگاهها و مکانهای اضطراری او را زیر نظر داشتند و برای ساختمانها و پناهگاههای مختلف، طرح حمله آماده کرده بودند.
این افسر همچنین مدعی شده است که پس از بمباران، ارتش اسرائیل عمداً مانع دسترسی نیروهای امدادی به محل شد تا اطمینان حاصل کند نصرالله حتی در صورت زنده ماندن از اصابت اولیه، بر اثر خونریزی یا کمبود اکسیژن جان خواهد داد؛ روایتی که جروزالمپست از قول این افسر منتشر کرده است.
جانشینی دشوار برای سازمانی درهمشکسته
هاشم صفیالدین که از گزینههای اصلی جانشینی نصرالله بود، چند روز بعد هدف حمله اسرائیل قرار گرفت و کشته شد و سرانجام نعیم قاسم به دبیرکلی حزبالله رسید.
به نوشته جروزالمپست، مقامهای دفاعی اسرائیل معتقدند نعیم قاسم نتوانسته حزبالله را به توان پیشین بازگرداند. این رسانه با استناد به ارزیابیهای اسرائیلی مینویسد تقریباً تمام رهبری ارشد امنیتی و سیاسی حزبالله در جنگ آسیب دیده و بین یکسوم تا نیمی از نیروی عملیاتی آن هدف قرار گرفته و از چرخه عملیات خارج شده است.
با این حال، حزبالله پس از مرگ نصرالله توانست بخشی از ساختار فرماندهی خود را دوباره فعال کند. رویترز در اکتبر ۲۰۲۴ به نقل از منابع نزدیک به حزبالله گزارش داده بود که این گروه حدود ۷۲ ساعت پس از کشته شدن نصرالله یک اتاق عملیات تازه ایجاد کرد و فرماندهی حملات موشکی و نبرد زمینی را از سر گرفت.
ارتفاعات علی طاهر؛ تازهترین ضربه
یکی از تازهترین محورهای فشار بر حزبالله، تصرف ارتفاعات راهبردی علی طاهر در جنوب لبنان توسط اسرائیل است. جروزالمپست این منطقه را مجموعهای متعلق به نیروی بدر حزبالله توصیف میکند که طی حدود دو دهه ساخته شده بود. ارتش اسرائیل میگوید در شبکه زیرزمینی این منطقه با بیش از دو کیلومتر امتداد، موشک، پهپاد، سلاح ضدتانک، مین و یک مرکز فرماندهی نیروی بدر وجود داشت.
اما وضعیت این ارتفاعات نیز محل مناقشه است. آسوشیتدپرس گزارش داده که اسرائیل مدعی “کنترل عملیاتی” منطقه شده، در حالی که دامنه دقیق این کنترل مورد اختلاف است. این منطقه اکنون بخشی از مناقشه گستردهتر بر سر خلع سلاح حزبالله و گسترش اقتدار دولت لبنان در جنوب کشور است.
حزبالله میان تهران و بیروت
فشار بر حزبالله دیگر فقط نظامی نیست. دولت لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا وارد مذاکراتی شدهاند که هدف آن تثبیت آتشبس، خروج نیروهای اسرائیلی و گسترش حاکمیت دولت لبنان عنوان شده است. وزارت خارجه آمریکا در ماه آگوست گذشته آغاز دور تازه این گفتوگوها را تأیید کرد. توافق چارچوبی ۲۶ ژوئن نیز خروج تدریجی اسرائیل را به خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی گره زده است. حزبالله اما با خلع سلاح مخالفت کرده است.
سازمان ملل نیز ضمن تأکید بر لزوم انحصار سلاح در دست دولت لبنان، از اسرائیل خواسته است حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را رعایت کرده و نیروهای خود را از شمال “خط آبی” خارج کند. این دو مطالبه نشان میدهد بحران کنونی حزبالله تنها مسئله بازسازی یک نیروی نظامی نیست، بلکه موضوع به خلع سلاح، نقش این گروه در ساختار سیاسی لبنان و آینده روابطش با ایران گره خورده است.
جروزالمپست گزارش خود را با پرسشی پایان میدهد که به گفته یک روحانی لبنانی، هواداران حزبالله پس از کشته شدن نصرالله مطرح میکردند: «چه کسی چه کسی را تنها گذاشت؛ سازمان ایران را، یا ایران سازمان را؟»
دو سال بعد، پاسخ این پرسش همچنان روشن نیست؛ اما حزبالله اکنون بدون حسن نصرالله، بدون بخشی بزرگ از نسل فرماندهان دوران او و زیر فشار همزمان نظامی و سیاسی، ناچار است نه فقط ساختار خود، بلکه جایگاهش در لبنان و نیز در شبکه منطقهای متحدان ایران را از نو تعریف کند.
