
کنفرانس یک روزه «ایران آلترناتیو» توسط «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی» روز شنبه چهارم مهر ماه در کلن آلمان برگزار شد. این نشست به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، برگزار شد.
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، هدف از برگزاری این کنفرانس را «تشکیل شورای هماهنگی و رهبری (ایران آلترناتیو)» اعلام کرد.
در پنل نخست کنفرانس، ۱۷ نفر از «فعالان و نمایندگان تشکلهای داخل کشور» سخنرانی کردند. از جمله سخنرانان پنل، ساسان اردکانی، نماینده «شبکه سراسری انقلاب زن-زندگی-آزادی» در داخل ایران، بود که گفت ما به یک آلترناتیو فراگیر که نیروهای مختلف سیاسی از احزاب تا فعالان منفرد و تشکلها و نهادهای مستقل را گرد آورد، نیاز داریم تا بتوانند با همافزایی، به حداقل اهداف مشترکی که دارند، نزدیک شوند و ما این امکان را داشته باشیم تا نهاد یا آلترناتیوی را ایجاد کنیم که هدفش، سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
او اشاره کرد که در این حرکت، تفاوتهای سیاسی به رسمیت شناخته خواهد شد و گفت: «اصول جنبش زن، زندگی، آزادی، اصولی خدشهناپذیر هستند.»
«محی» دانشجوی دختر و از آسیبدیدگان و بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از اهواز، نیز با اشاره به تاثیر خیزش زن، زندگی، آزادی بر تحولات جامعه ایران گفت که در سالهای پس از ۱۴۰۱، شاهد به خیابان آمدن کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و جوانان و دیگر اقشار جامعه، بودیم که هر یک، با طرح مطالبات خود اعتراض و نارضایتیشان را بیان کردند.
او اضافه کرد که به همین دلیل نمیتوان فقط یک گروه را دید و بهدلیل تنوع جامعه ایران، هر تغییر و تحول باید بتواند این تنوع و مطالبات مختلف را در کنار هم ببیند.
محی در مورد اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و کشتار شمار بسیار زیادی از معترضان از سوی «حکومت ننگین جمهوری اسلامی» گفت پرسش این است که بعد از این چه باید کرد و ما چه وظیفهای داریم، و در این مورد بر ضرورت ایجاد همبستگی تاکید کرد.
او اشاره کرد که جامعه ایران یکدست نیست و قرار نیست همه یک طرز تفکر داشته باشند، و گفت که به یک آلترناتیو نیاز است که بتواند همه این تفاوتها را در خود جای دهد.
یکی از زنان فعال از استان سیستانوبلوچستان هم گفت: «موضوع بلوچستان فقط سرکوب نیست. موضوع این است که جامعهای با این حجم از نارضایتی، اعتراض و ظرفیت مبارزه، چگونه میتواند به یک نیروی سیاسی موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او به اعتراضات گسترده در این منطقه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی در اعتراضات، اشاره کرد و افزود پرسش این نیست که مردم، جمهوری اسلامی را میخواهند یا نمیخواهند، پرسش اصلی این است که چه نیروی سیاسی قرار است جای آن را بگیرد و چگونه این تغییر اتفاق خواهد افتاد.
او تاکید کرد که اعتراض زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که «سازماندهی» داشته باشد و افزود «یک آلترناتیو فراگیر باید بتواند به مردم ایران بگوید که پس از جمهوری اسلامی، چه حکومتی قرار است ایجاد شود و از جمله اعتماد مردم بلوچستان را جلب کند.» این فعال زنان در ادامه گفت: «حکومت باید متکثر باشد و مردم، شهروندانی حقوق برابر باشند. ما میخواهیم بلوچستان دیگر حاشیه ایران نباشد بلکه یکی از سازندگان ایران آینده باشد.»
از دیگر سخنرانان کنفرانس، وارطان، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی از بوشهر، بود. او از جمله به سیاست جنگافروزی حکومت، فقر و فلاکت و دیگر مشکلاتی که طی سالها زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است، اشاره کرد، و در عین حال، بر ضرورت تشکیل یک آلترناتیو فراگیر سازمانیافته که در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل حکومتی دموکراتیک حرکت کند، تاکید کرد.
مریم از استان فارس هم بر ضرورت رفع تبعیضها علیه زنان در ایران تاکید کرد و خواستار توجه به مشکلات جامعه «الجیبیتیکیو پلاس» شد.
او همچنین گفت گسترده شدن انقلاب در ایران زمانی محقق میشود که از پوشش اختیاری فراتر برود و مطالبات کارگران و طبقه فرودست جامعه را نیز دنبال کند و از جمله حق بیمه، دستمزد و ساعت کار برابر برای کارگران زن را به ارمغان بیاورد.
سخنران دیگر، یکی از فعالان کارگری در ایران بود که با اشاره به جنبش زن، زندگی، آزادی و مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «به نظر ما، موضوع امروز این است که ظرفیت عظیم مبارزه چگونه میتواند به گروه سیاسی سازمان یافته و موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او بر لزوم سازماندهی و تشکیل یک آلترناتیو سیاسی موثر در داخل ایران تاکید کرد و افزود: «صرف گستردگی اعتراض به خودی خود برای سرنگونی حکومت کافی نیست.»
در ادامه بررسی اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد جمهوری اسلامی برای شناسایی معترضان در خراسان رضوی از شبکهای متشکل از افراد فعال در رسانهها و نهادهای خیریه حکومتی استفاده کرده است.
— ايران اينترنشنال (@IranIntl) September 18, 2026
این قسمت از «جغرافیای انقلاب ملی» به خراسان رضوی می… pic.twitter.com/HFEuOEKWfN
این فعال کارگری در ادامه گفت: «ما به شبکههایی نیاز داریم تا در لحظه اعتراض فعال نشوند بلکه در فاصله بین اعتراضها هم وجود داشته باشند؛ شبکههایی که بتوانند تجارب را منتقل کنند، نیروهای جدیدی را وارد جنبش کنند، بین حوزههای مختلف مبارزه ارتباط ایجاد کنند و بتوانند تصمیمگیری کنند.»
آوا نیز گفت جامعه ایران از مرحله اعتراض عبور کرده است، زن ایرانی دیگر سوژه تحت کنترل نیست و یک کنشگر سیاسی است.
او با اشاره به این نکته که خیابان، دانشگاهها و دیگر مکانها به میدانهای کوچک مقاومت تبدیل شدهاند گفت: «اعتصابات، اعتراضات محلی و جنبش اقلیتها و نافرمانیهای روزمره، ظرفیتهای بزرگی ساختهاند. اما این ظرفیت به یک نیروی موثر و تعیینکننده تبدیل نشده است و در این مورد به وجود شبکههای مختلف و سازماندهی نیاز داریم.»
امید ویسی، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی البرز، هم گفت: «مشکل اصلی این است که ظرفیت اجتماعی و یک نیروی سیاسی منسجم برای دوران گذار وجود ندارد و هنوز یک ایده مشترک برای دوران پس از جمهوری اسلامی وجود ندارد.»
او گفت که یک آلترناتیو باید بتواند نیروهای مخالف را گرد هم آورد.
یکی از فعالان جنبش زن، زندگی، آزادی هم بر لزوم تشکیل یک آلترناتیو فراگیر و متکثر، با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و نارضایتی عمومی در ایران، تاکید کرد و گفت که در غیر اینصورت، «نیروهای پیشرو به حاشیه رانده خواهند شد.»
همچنین حدیث صبوری، از فعالان حقوق زنان در ایران و زندانی سیاسی سابق، گفت که نارضایتی و اعتراض بهتنهایی نمیتواند تغییر سیاسی ایجاد کند، و اضافه کرد اعتراض میتواند صدای جامعه باشد اما برای اینکه صدا بتواند به تغییر پایدار منجر شود، به سازمانیافتگی، همکاری، اعتماد و یک چشمانداز روشن نیاز دارد.
او تاکید کرد «جامعهای که میخواهد تغییر کند، باید بداند پس از تغییر چه میخواهد.»
صبوری افزود آلترناتیو فقط یک اسم یا فرد نیست. آلترناتیو باید تصویری روشن از آیندهای باشد که مردم بتوانند خود را در آن ببینند؛ آیندهای که در آن، زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند، آزادی عقیده و بیان محترم باشد، هیچکس به خاطر فکر، عقیده یا سبک زندگی و انتخابش تحقیر و حذف نشود، و مهمتر از همه، قدرت سیاسی نباید متعلق به یک فرد یا گروه خاص باشد. قدرت سیاسی باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
او با انتقاد از پراکندگی نیروها گفت اختلافنظر طبیعی و لازم است ولی این موضوع نباید باعث فراموش شدن هدف شود.
لیلی مجیدی، فعال دانشجویی در تهران، نیز گفت «مهمترین چیزی که نیاز داریم، سازماندهی است و تغییر بدون وجود اپوزیسیون متحد و آلترناتیو متکثر ممکن نیست.»
او اضافه کرد: «هیچکس بهجز خودمان نمی تواند ایران را نجات دهد.»
فریال، فعال مدنی و زندان سیاسی سابق، هم گفت اگر قرار باشد روزی ساختار سیاسی جدیدی در ایران شکل بگیرد، یکی از مهمترین پرسشها این است که جایگاه زن در آن ساختار چیست، و تاکید کرد «زن باید یکی از سازندگان قانون و تصمیمگیرندگان کشور باشد ولی برابری فقط به قانون خلاصه نمیشود.»
او همچنین گفت مردم ایران فقط آزادی سیاسی نمیخواهند. آنها خواستار امنیت، رفاه، برخورداری از فرصت برابر، عدالت اجتماعی و احترام به کرامت انسانی هستند.
پوران ناظمی، از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی سابق، نیز در این کنفرانس گفت سه عامل در براندازی هر حکومت مستبد و دیکتاتوری نقش مهمی دارند، و به مردم، اپوزیسیون آن حکومت و کشورهای خارجی اشاره کرد.
ناظمی اضافه کرد «من فکر میکنم مردم ایران با شعور، درایت و تجاربی که این سالها بهدست آوردند، خودشان انتخاب میکنند که چه زمانی و به چه دلیل به خیابانها بیایند، تا کجا ادامه بدهند و مقاومت کنند.»
او اضافه کرد «متاسفانه اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته است به آن توقع و انتظاری که از آن میرفت، جوابگو باشد. یعنی هنوز نتوانسته است از نقش یک مخالف عمومی در بیاید و بتواند یک آلترناتیو مورد اعتماد مردم را معرفی کند.»
ناظمی همچنین با اشاره به کشتار معترضان در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، از وعده تحقق نیافته دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمایت از معترضان، و همچنین سکوت جامعه جهانی در قبال ایران انتقاد کرد و گفت که جامعه جهانی منافع مالی خود را بر جان و مال مردم ایران ارجح میداند.
شیرین شمس در مورد پنل اول کنفرانس به ایران اینترنشنال گفت: «یکی از مهمترین نقاط قوت و رویکردهای استراتژیک این کنفرانس، شکستن الگوی سنتی کنفرانسهای خارج از کشور بود.»
او افزود: «در کنفرانسهای معمول، عمدتا تحلیلگران خارجنشین صحبت و تفسیر میکنند؛ اما در این کنفرانس، تمرکز و وزن اصلی به بدنه داخل کشور داده شد و تلاش بر این بود که اینبار داخل کشور صحبت کند، موقعیت کنونی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» را تبیین و تحلیل کند، پیشرویها و دستاوردها را بسنجد و راهکار و نیازهای عملی ارائه دهد.»
شمس در مورد سایر پنلهای کنفرانس گفت که دومین پنل مربوط به احزاب سیاسی بود و هدف آن بود که سخنان شرکتکنندگان در پنل اول را بشنوند و در مورد همکاری و سازمانیابی گفتوگو کنند و راهکارهایشان را مطرح کنند. هدف این بود که احزاب در مورد آینده صحبت کنند و اینکه چه باید کرد.
او اشاره کرد که احزاب شرکتکننده در کنفرانس برای همگرایی و همکاری با شبکه رویکرد مثبتی داشتند.
سومین پنل، به گفته شمس، توضیح در مورد نقش و پتانسیل جنبشهای اجتماعی برای تغییر در جامعه کنونی ایران و سازمان دادن این پتانسیل و پیوند ارگانیک این جنبشها بود.
او در مورد چهارمین پنل نیز گفت این پنل مربوط به شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی بود که به جمعبندی کنفرانس اختصاص داشت و «ارزیابی ما این بود که ضرورت برای همگرایی و سازمانیابی با یکدیگر احساس میشود و بهرغم مشکلات و موانع میتوان با اطمینانسازی و همکاری برای شکلگیری یک آلترناتیو کثرتگرا و دموکراتیک اقدام کرد.»
شمس اشاره کرد که بههیچوجه صحبت از رقابت و حذف گروه خاصی نیست و شبکه فراگیر زن، زندگی،آزادی در این جهت حرکت نمیکند.