اینترنت چین؛ یک جهان موازی دیجیتال

Sunday, 4th October, 2026
اندازه قلم متن

 

 رادیو زمانه

اینترنت چین هم با سازوکارهای گسترده نظارت و سانسور شناخته می‌شود و هم با اقتصاد دیجیتال به‌‌سرعت در حال رشد خود. با این حال، سرگذشت اینترنت در چین روایتی تقلیل‌پذیر به صرف «مهار اقتدارگرایانه» یا «رشد لجام‌گسیخته» نیست. یی-لینگ لیو، روزنامه‌نگار و نویسنده، در کتاب خود با نام رقصندگان دیوار (The Wall Dancers) نشان می‌دهد که شهروندان چگونه در درون مرزهای مدام جابه‌جاشونده سانسور حرکت می‌کنند، فضاهایی خلاقانه برای جوامع محلی و ابراز دیدگاه‌های سیاسی می‌سازند، و مسیرهایی از تجاری‌سازی را در پیش می‌گیرند که بعدها معلوم می‌شود بن‌بست بوده‌اند.

لیو در گفت‌وگو با نشریه ژاکوبن (Jacobin) شرح می‌دهد که چگونه اینترنت چین از فضایی با گشایش نسبی به یک زیست‌بوم دیجیتال به‌‌شدت تحت مهار تبدیل شده است؛ و اینکه دستورالعمل‌های حزبی برای سانسور چگونه با تلاش حزب برای قالب‌ریزی ارزش‌های اجتماعی گره خورده‌اند.

او همچنین مناسبات دگرگون‌شونده میان سیلیکون‌ولی و پکن را بررسی کرده و تقابل دوگانه و ساده‌انگارانه میان اینترنت «آزاد» آمریکایی و اینترنت «اقتدارگرای» چینی را به نقد می‌کشد. در شرایطی که دولت‌ها و غول‌های فناوری در دو سوی اقیانوس آرام دامنه تسلط خود را بر بسترهای دیجیتال گسترش می‌دهند، استدلال لیو این است که باید از چارچوب رقابت‌های ژئوپلیتیک فراتر رفت و به زیست و گستره عاملیت کسانی که زندگی‌شان تحت تأثیر این فناوری‌ها رقم می‌خورد، توجهی دوچندان نشان داد.

مصاحبه با یی-لینگ لیو، نویسنده «رقصندگان دیوار»

● مرله گرونِوِگ: کتاب شما «رقصندگان دیوار» نام دارد. در آن از استعاره «رقصیدن در زنجیر» استفاده کرده‌اید تا نشان دهید مردم چین چگونه با مرزهای لغزان سانسور و بیان نظرات سیاسی مواجه می‌شوند. این استعاره از کجا آمده و چرا آن را به عنوان عنوان کتاب برگزیدید؟

یی-لینگ لیو: نخستین بار در میانه دهه ۲۰۱۰ هنگامی که با هنرمندان سبک هیپ‌هاپ در چین مصاحبه می‌کردم با عبارت «رقصیدن در زنجیر» برخورد کردم. آن‌ها بدین طریق نحوه تولید موسیقی خود در چهارچوب خطوط قرمز سانسور را توصیف می‌کردند. این تصویر ذهنی مرتباً پیش روی من تکرار شد. سپس متوجه شدم که روزنامه‌نگاران چینی دست‌کم از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی از تعبیر «رقص در زنجیر» برای تشریح وضعیت کار حرفه‌ای خود در سایه محدودیت‌های دولتی استفاده می‌کرده‌اند.

The Wall Dancers: Searching for Freedom and Connection on the Chinese Internet, Yi-Ling Liu (Knopf, February 2026)
The Wall Dancers: Searching for Freedom and Connection on the Chinese Internet, Yi-Ling Liu (Knopf, February 2026)

این استعاره برای من جذاب بود چون دقیقاً همان چیزی را بازنمایی می‌کرد که در دوران اقامتم در چین به چشم دیدم: نوعی تعامل و کشاکش پویا میان دولت و جامعه. مناسبات این دو ایستا نیست، بلکه سیال و پیش‌بینی‌ناپذیر است. من بیش از همه جذب کسانی شدم که راه و چاه بازی‌کردن ماهرانه در میانه این میدان تنش را آموخته بودند. از مقطعی به بعد، در ذهن خود آن‌ها را «رقصنده» نامیدم؛ و افرادی که در فضای مجازی فعالیت می‌کردند، برای من شدند «رقصندگان دیوار»؛ یعنی رقصندگانی در پای «دیوار آتش بزرگ» (Great Firewall).

● یکی از این «رقصندگان دیوار» ما بائولی (Ma Baoli) است؛ فردی که بعدها بلوئد (Blued)، یکی از بزرگ‌ترین اپلیکیشن‌های دوستیابی ویژه مردان همجنس‌گرا را بنیان نهاد. سرگذشت او چیست؟

ما بائولی در چین‌هوانگ‌دائو در شمال شرقی چین بزرگ شد و بعدها به استخدام پلیس درآمد. او از دوران نوجوانی می‌دانست که گرایش جنسی متفاوتی دارد، هرچند در آن دوران کلمات مناسب برای بیان آن را در اختیار نداشت. در کتاب‌های درسی آن زمان، همجنس‌گرایی یا جرم تلقی می‌شد یا بیماری. این تصویر زمانی دگرگون شد که در اواخر دهه ۱۹۹۰ پای اینترنت به چین باز شد و نخستین کافی‌نت‌ها در زادگاهش راه افتادند. یک روز او به‌طور اتفاقی با داستانی کوتاه و منتشرشده به صورت ناشناس با نام «داستان پکن» مواجه شد؛ داستانی درباره دو مرد جوان که در بستری از اعتراضات میدان تیان‌آن‌من به یکدیگر دل می‌بندند. این متن برای او در حکم مکاشفه بود: فهمید که تنها نیست. وقتی جست‌وجوهای بیشتری انجام داد، در فضای مجازی با جامعه‌ای کوئیر روبه‌رو شد که اصلاً از وجودش اطلاعی نداشت.

او با الهام از همین فضا، وب‌سایتی به نام «دان‌لان» (Danlan) تأسیس کرد که به معنای «آبی روشن» است. سال‌ها زیستی دوگانه داشت: روزها مأمور پلیس بود و شب‌ها گرداننده دان‌لان. وب‌سایت پا گرفت و بزرگ شد؛ او به پکن نقل مکان کرد و سرانجام خدمت در نیروی پلیس را ترک گفت تا آشکارسازی کند. هنگامی که با او ملاقات کردم، مدیرعامل پلتفرم بلوئد بود؛ برنامه‌ای که در سال ۲۰۱۹ بزرگ‌ترین اپلیکیشن دوستیابی مردان همجنس‌گرا در سراسر جهان به شمار می‌رفت و تقریباً دو برابر گریندر (Grindr) کاربر داشت. او در آن هنگام در حال آماده‌سازی مقدمات عرضه اولیه سهام شرکت خود در بورس نیویورک بود.

● اما دست‌آخر، فرجام این ماجرا خوشایند نبود.

هنگامی که در ۲۰۱۹ با ما بائولی دیدار کردم، در اوج موفقیت خود بود. در همان اثنا، فشارها بر جامعه مدنی و نهادهای دفاع از حقوق اقلیت‌های جنسی رو به فزونی گذاشته بود. یکی از دلایل تداوم موفقیت بلوئد این بود که خود را عامدانه به مثابه یک بنگاه اقتصادی و نه کنشگری سیاسی معرفی می‌کرد.

اما از سال ۲۰۲۰ به این سو، تقریباً تمامی بدبیاری‌های ژئوپلیتیک دست به دست هم دادند و بر سر بائولی آوار شدند. همه‌گیری کرونا عرضه اولیه سهام را متزلزل کرد؛ هم‌زمان تشدید تنش‌ها میان آمریکا و چین، سرمایه‌گذاران را نسبت به شرکت‌های فناوری چینی بیش از پیش محتاط ساخت. فراتر از آن، دولت چین در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ ذیل کارزار «شکوفایی مشترک» (Common Prosperity)، مهار کارآفرینان بزرگ حوزه فناوری را در دستور کار قرار داد؛ حرکتی که با جک ما، علی‌بابا و گروه اَنت (Ant Group) آغاز شد. مقررات تازه، آزادی عمل اقتصادی سابقاً چشمگیر بخش فناوری چین را به‌شدت محدود کرد.

هم‌زمان، فشارها بر جوامع کوئیر سویه‌هایی به‌شدت ایدئولوژیک به خود گرفت. دیگر صرفاً بحث مهار سازمان‌های مردم‌نهاد و اکتیویسم سیاسی در میان نبود، بلکه مباحث مربوط به الگوهای مردانگی، نقش‌های سنتی جنسیتی و روندهای جمعیتی چین نیز مطرح شد. به همین ترتیب طی سال‌های گذشته، گروه‌های فمینیستی متعددی منحل شدند و حساب‌های آن‌ها در پلتفرم‌هایی چون ویبو (Weibo)، دوئین (Douyin) و شیاهونگ‌شو (Xiaohongshu) مسدود شد. من همه این‌ها را در ذیل یک بسته کلی‌تر از محدودیت‌ها می‌بینم.

بلوئد از دو سو منگنه شد. پس از عملکرد ضعیف در بورس، در نهایت از بازار سهام خارج شد و ما بائولی از جایگاه مدیرعاملی استعفا داد. شرکتی که با حدود ۸۰۰ نیرو ساخته بود، دیگر به او تعلق نداشت. اکنون او استارتاپ کوچک تجارت الکترونیکی را اداره می‌کند، در دفتری که وسعتش تقریباً به اندازه همان دفتر اولیه‌اش در چین‌هوانگ‌دائو است. همچنین از زمان انتشار کتاب من در ماه فوریه، اپلیکیشن بلوئد از فروشگاه‌های نرم‌افزاری حذف شده است؛ در نتیجه آینده این پلتفرم کاملاً در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

● پس از درگذشت مائو تسه تونگ در سال ۱۹۷۶، دنگ شیائوپینگ سیاست «اصلاحات و درهای باز» را در چین کلید زد. در همین برهه بود که شمار روزافزونی از مردم چین به اینترنت دست یافتند. اما در حالی که به‌ویژه در دهه ۱۹۹۰ اصلاحات آزادسازی اقتصادی شتاب می‌گرفت، دولت مقررات اولیه برای پایش اینترنت را نیز وضع کرد. جرمی بارمه و سانگ یه در سال ۱۹۹۷ در مقاله‌ای برای نشریه وایرد (Wired) اصطلاح «دیوار آتش بزرگ چین» (Great Firewall) را ابداع کردند. در آن دوران چه می‌گذشت؟

در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ موجی از شیفتگی به اینترنت چه در داخل و چه در خارج از چین به راه افتاده بود. با این حال رهبری چین میان دو گزاره مردد بود. از یک طرف می‌دانستند که اینترنت بستر فوق‌العاده‌ای برای نوآوری‌های اقتصادی فراهم می‌آورد، اما از سوی دیگر، این فناوری حامل پتانسیل‌های بی‌ثبات‌ساز درونی بود.

معمولاً از دنگ شیائوپینگ این جمله نقل می‌شود که: «وقتی پنجره‌ها را باز می‌کنی، ناگزیر چند مگس هم وارد می‌شوند.» مقصود او سیاست درهای باز و مواجهه گریزناپذیر با خرده‌فرهنگ‌ها و ایده‌های غربی بود. همین تمثیل به دنیای اینترنت هم تعمیم یافت. وزارت امنیت عمومی چین برای مقابله با این «مگس‌ها»، پروژه دیوار آتشین را که در آن زمان به «پروژه سپر طلایی» مشهور بود، کلید زد. این طرح حوالی ۱۹۹۷ آغاز شد و تا ۲۰۰۸ سال به سال پیچیده‌تر و تکامل‌یافته‌تر شد.

«دیوار آتش بزرگ» هرگز نامی رسمی نبود، بلکه اصطلاحی ژورنالیستی بود که بارمه و سانگ یه رواج دادند. امروزه خود کارگزاران دولتی و پژوهشگران در چین معادل چینی آن، یعنی فانگ‌هواچیانگ (fánghuǒqiáng / 防火墙) را به کار می‌برند. در گام‌های آغازین، سیستم نسبتاً بدوی عمل می‌کرد: واژگان خاصی پالایش می‌شدند، وب‌سایت‌های معینی مسدود می‌‌گشتند و پلیس سایبری هرگاه کسی به دنبال مفاهیم حساس سیاسی می‌گشت مداخله می‌کرد. از آن زمان تاکنون، فایروال به یک ماشین نظارتی فوق‌العاده چندوجهی و جامع بدل شده است، شبکه‌ای درهم‌تنیده متشکل از نهادهای تنظیم‌گر نظیر «اداره فضای سایبری چین» و «وزارت صنعت و فناوری اطلاعات» که بخشنامه‌ها و خطوط ممیزی را صادر می‌کنند، به‌علاوه سازوکارهای فیلترینگ خود شرکت‌های اداره‌کننده رسانه‌های اجتماعی.

و دست‌آخر بُعد دیگری نیز وجود دارد که بسیار کمتر به آن پرداخته می‌شود: خودسانسوری درونی‌شده. این عامل زمانی فعال می‌شود که خود شهروندان سبک و سنگین می‌کنند که آیا فلان سخن ارزش بیان‌کردن دارد یا خاموشی گزیدن گزینه امن‌تری است.

● همان مفهومی که تحت عنوان «مالیات کلام» مشهور است؟

بله، هرچند این اصطلاح سابقه تاریخی کهنه‌تری دارد. واضع این مفهوم وانگ شیائوبو، نویسنده نامدار دهه ۱۹۹۰ بود. او با این اصطلاح شرح می‌دهد که چگونه افراد برای کسب رضایت و مصونیت از سوی حاکمیت، زبان به مدح کشور، دولت یا حزب می‌گشایند.

وانگ این مفهوم را در متن وقایع انقلاب فرهنگی به کار برد. در آن برهه، بسیاری از افراد حتی اگر در باطن هیچ باوری به مبانی انقلاب فرهنگی نداشتند، صرفاً برای بقا به ستایش آن دست می‌یازیدند. حدود سال ۲۰۲۰ متوجه شدم که این تعبیر دوباره در گفتمان جامعه احیا شده است؛ به‌ویژه در پوشش رفتارهای میهن‌پرستانه و ابراز وفاداری.

● در واقع طی سه چهار دهه اخیر، هم دستگاه سانسور و هم معیارهای تعیین محتوای ممنوعه دچار دگرگونی بنیادین شده‌اند. مدت‌هاست که دایره خطوط قرمز از «سه تِ»ی سنتی (تیان‌آن‌من، تایوان و تبت) فراتر رفته و طیف عظیمی از موضوعات دیگر را در برگرفته است. هم‌زمان، حکومت به‌طور ایجابی برای ترویج «انرژی مثبت» می‌کوشد. شما این تغییر فاز را چگونه و از چه زمانی رصد کردید؟

در اوایل دهه ۲۰۱۰، تلقی عمومی بر این بود که تا زمانی که پا روی دم موضوعات بسیار حساسی همچون «سه تِ» نگذارید، آزادی بیان نسبی دارید. سانسورچی‌ها عمدتاً زمانی وارد عمل می‌شدند که پای فراخوان برای کنش جمعی یا سازمان‌دهی و بسیج مردم در میان بود. برعکس، پیرامون موضوعاتی نظیر مسائل جنسی، ابراز نارضایتی‌های اجتماعیِ خرد، تحلیل‌های اقتصادی یا اخبار چهره‌های مشهور، پهنه مانور فراخی وجود داشت.

بخشنامه‌ای در سال ۲۰۱۷ صادر شد که به‌خوبی روند تنگ‌تر شدن این دایره مانور را به تصویر کشید. این سند مجموعه‌ای از «ارزش‌های بنیادین سوسیالیستی» را فهرست می‌کرد که ملزم به تقویت بودند و در برابر، گروهی دیگر از رفتارها نامطلوب شمرده می‌شدند. پاره‌ای از بندهای این فهرست عجیب به نظر می‌رسید؛ مانند ترویج رفتارهای مضر برای جانوران. اما بندهای دیگر دلالت‌های عمیقی داشتند: جلوه‌گری نامتعارف ثروت و اشرافی‌گری، یا روابط خارج از ازدواج. در ادامه، کارزارهایی نیز علیه کیش هواداری افراطی از سلبریتی‌ها و استفاده بی‌رویه خردسالان از بازی‌های ویدئویی به راه افتاد.

تمامی این رخدادها بازتاب‌دهنده دگرگونی کلان‌تری هستند: دولت بیش از پیش در پی آن است که فعالانه فرم جامعه و چندوچون روابط میان‌فردی را صورت‌بندی کند. ریشه این گرایش در این باور نهفته است که پیشروی سرمایه‌داری و مظاهر لیبرالیسم در چین زیاده از حد بوده و هنجارهایی بحران‌زا پدید آورده که اینک باید مهار و بازمهندسی شوند.

ترویج دولتی «انرژی مثبت» نیز دقیقاً در همین پارادایم می‌گنجد. دیگر هدف صرفاً ممنوع‌سازی و سلبی رفتار کردن نیست؛ دستگاه سیاسی اکنون به‌گونه‌ای ایجابی تعیین می‌کند که چه ارزش‌هایی باید پرورش یابند: میهن‌دوستی و نمایش اقتدار تمدن چینی، در کنار خوانش‌های سنتی‌تر از الگوهای زناشویی و انضباط اجتماعی.

● و الگوریتم‌ها هم به توزیع این دست محتواها شتاب می‌دهند؟

بی‌تردید. بسیار دشوار است که مرزبندی کنیم چه سهمی از این جریان حاصل هدایت الگوریتم‌هاست و چه میزان ناشی از دست‌کاری مستقیم ممیزان انسانی. اما آنچه عیان است، اولویت‌دهی بلامنازع پلتفرم‌ها به محتوای میهن‌پرستانه است؛ این‌گونه مطالب مدام در بالاترین سطوح فید کاربران ظاهر می‌شوند. این مهندسی داده، برآورد واقعی تمایلات درونی بدنه جامعه را پیچیده می‌کند. مسلماً نوعی ملی‌گرایی ریشه‌دار در میان لایه‌هایی از جمعیت جریان دارد، اما نیروی محرکه الگوریتم‌ها به این آتش می‌دمد و آن را به‌مراتب حجیم‌تر نشان می‌دهد.

ادامه در رادیو زمانه


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.