یاد علی‌اشرف درویشیان

Monday, 26th October, 2026
اندازه قلم متن

 

اخبار روز
علی‌اشرف درویشیان، نویسنده، پژوهشگر و عضو برجسته کانون نویسندگان ایران، در سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد و پس از فعالیت در معارفه و مبارزات سیاسی که منجر به ۱۱ سال حبس او در دوران پهلوی شد، به عنوان یک نویسنده واقع‌گرای اجتماعی شناخته شد. آثار او با تمرکز بر دردهای اقشار محروم و انتقادهای تند از سانسور و بی‌عدالتی، بازتاب‌دهنده‌ی موضع «نویسندگی سیاسی» او بود؛ او که خود را یک «چریک فرهنگی» می‌دانست، در سال ۱۳۷۳ در «متن ۱۳۴ نویسنده» علیه سانسور امضا کرد و وزارت ارشاد را به «وزارت سانسور» متهم نمود. مهم‌ترین آثار او شامل مجموعه داستان‌هایی مانند بیستون، سال‌های ابری و درشتی و همچنین فرهنگ‌ها و پژوهش‌های زبانی مانند فرهنگ کُردی کرمانشاهی و فرهنگ افسانه‌های مردم ایران است. درویشیان در ۴ آبان ۱۳۹۶ پس از دوران بیماری چشم درگذشت.

«تاریخ مبارزات ملت ما فرزندان برومند بسیاری را از دست داده است اما جان و اندیشه‌ی آنان زنده است. سرانجام چاقوی تبهکاران از خون ما زنگار خواهد بست و طناب‌های دارشان خواهد پوسید و دست‌های لرزان و آلوده‌شان خسته خواهد شد اما اندیشه‌های تابناک رفقای ما همه جا ریشه خواهد دوانید».
(پاره‌ای از سخنان علی‌‌اشرف درویشیان در خاک‌سپاری محمدجعفر پوینده – آذرماه ۱۳۷۷)


علی‌اشرف درویشیان؛ نویسنده، پژوهشگر و عضو برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران در ۳ شهریور ۱۳۲۰ در کرمانشاه و در خانواده‌ای کارگری و پر جمعیت دیده به جهان گشود. او از همان کودکی فقر را تجربه کرد و مدت زمانی را به کارگری روی آورد. تحصیلات خود را تا پایان دانش‌سرای مقدماتی در همین شهر به پایان برد و سپس نزدیک به ۱۰ سال در روستاهای اطراف کرمانشاه و گیلان غرب، به معلمی کودکان محروم مشغول شد.

درویشیان سرانجام به تهران مهاجرت کرد و در دانشگاه تهران در رشته‌ی علوم تربیتی و مشاوره‌ی تحصیلی تا مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل پرداخت. به گفته‌ی خود در همان دوران در پی آشنایی با استادانی چون سیمین دانشور، جلال آل‌احمد، رضا براهنی و امیرحسین آريان‌پور پا به قلمرو داستان‌نویسی گذاشت. علی‌اشرف که تا سویدای دل از بهره‌کشان و ثروت‌اندوزان مفت‌خوار نفرت داشت و آرزومند برقراری دادگری اجتماعی بود، در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۱۳۴۰ به مبارزه‌ی سیاسی با بی‌عدالتی و استبداد حاکم روی آورد. در اواخر سال ۱۳۵۰ و اوایل این دهه سه بار دستگیر و در نهایت از شغل آموزگاری اخراج و به ۱۱ سال زندان محکوم شد. به این ترتیب نویسنده‌ای آزادی‌خواه به خیل پرشمار زندانیان سیاسی در دوران پهلوی پیوست. درویشیان پس از انقلاب بهمن از زندان آزاد شد.

علی‌اشرف درویشیان در عرصه‌ی داستان‌نویسی با شناخت دقیق جامعه، نگاه جسورانه‌ی انتقادی به پدیده‌ها و معضلات اجتماعی به خلق داستان کوتاه و رمان روی آورد. داستان‌هایی سرشار از عاطفه‌ی انسانی که بازتاب هنریِ واقعیات دردناک جامعه ایران بودند و «انسان» در هسته‌ی مرکزی آن‌ها قرار داشت، به همین سبب می‌توان او را در دسته‌ی واقع‌گرایان اجتماعی قرار داد. او همواره از دردهای مردمان جامعه نوشت، از به حاشیه رانده‌شدگان، ژنده‌پوشان، زندانیان، گرسنگان، رنجبران و آنان که رسانه‌ای نداشتند که صدای دردمند خود را به گوش دیگران برسانند. درویشیان یکی از هدف‌های نوشتن را ایجاد تغییر و تحول بنیادین در جامعه می‌دانست و معتقد بود «هنر یک مبارزه است، یک مبارزه‌ی سرسختانه» و مقصودش از مبارزه، برچیدن فقر و فاقه‌ی فرودستان بود و برقراری آزادیِ اندیشه و بیان بی‌هیچ حصر و استثنا. او بر این نظر بود که «هنر و ادبیات در ذات خود معترض است» و خود را یک «چریک فرهنگی» می‌دانست: «ترسی از این ندارم که مرا نویسنده‌ی سیاسی خطاب کنند. اگر نویسنده‌ی سیاسی به این معناست که از غم و درد و رنج انسان‌های جامعه‌اش سخن بگوید، با افتخار من خود را نویسنده‌ای سیاسی می‌دانم… من نمی‌توانم از ناعدالتی‌هایی که در جامعه وجود دارد حرف نزنم و ساکت باشم، در چنین شرایطی سکوت برای نویسنده مرگ است».

سال ۱۳۷۳ و در اوج گسترش سانسور و سرکوب، نامه‌ی «ما نویسنده‌ایم» موسوم به «متن ۱۳۴ نویسنده» انتشار یافت که نام این نویسنده‌ی متعهد به انسان و آرمانِ آزادی، در میان امضاکنندگان قرار داشت. درویشان در دوره‌ی اصلاحات و به هنگام دعوتش به برنامه‌ای دولتی پاسخ داد: «من بر سر سفره‌ی خون نمی‌نشینم». او سانسور را در قلمرو نوشتن، مانعی بزرگ بر سر راه ترقی نویسندگان و خلق آثار والا می‌دانست از همین رو برای مبارزه با سانسور، در جمع نویسندگانی که پیگیر احیای دوباره‌ی کانون نویسندگان ایران و جمع‌های مشورتی در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۱۳۷۰ بودند، حضوری فعال داشت. این عضو وفادار کانون که آثارش هم پیش از انقلاب و هم پس از آن با مانع سانسور روبه‌رو می‌شد، معتقد بود سانسور بزرگ‌ترین لطمات را به ادبیات ایران زده است از همین رو در انتقاد به وضعيت بحرانی موجود، در برنامه‌ای در سال ۱۳۸۶ «وزارت ارشاد» را «وزارت سانسور» نام نهاد.

از این ولایت، صمد جاودانه شد، همراه آهنگ‌های بابام، رنگینه، آبشوران، فصل نان، روز اول تعطیلی، روزنامه‌ی دیواری مدرسه‌ی ما، کی برمی‌گردی داداش‌جان؟، گل طلا و کلاش قرمز، ابر سیاه هزار چشم، بیستون، مقالات، سلول ۱۸، آتش در کتابخانه‌ی بچه‌ها، مجموعه‌ی کتاب کودکان و نوجوانان، سال‌های ابری، درشتی، از ندارد تا دارا، قصه‌های آن سال‌ها، داستان‌های تازه‌ داغ، جنگ به روایت بچه‌ها، قصه‌های بند از داستان‌های به چاپ رسیده‌ی علی‌اشرف درویشیان است. همچنین فرهنگ‌ها، تحقیق‌ها و پژوهش‌های زیر نیز به قلم اوست:
فرهنگ کُردی کرمانشاهی، فرهنگ افسانه‌های مردم ایران (با رضا خندان مهابادی؛ مجموعه‌ی ۱۹ جلدی)، خاطرات صفرخان: سی‌ و دو سال مقاومت در زندان‌های شاه (گفت‌وگو با صفر قهرمانیان)، یادمان صمد بهرنگی، داستان‌های محبوب من (با رضا خندان مهابادی؛ گزینش و نقد داستان‌ها، مجموعه‌ی ۷ جلدی)، چون و چرا (مقاله، نقد، گفت‌وگو و سخنرانی)، افسانه‌ها و متل‌های کردی، نامه کانون نویسندگان ایران: ویژه‌ی احمد شاملو، دانه و پیمانه (با رضا خندان مهابادی؛ مجموعه‌ی نقد رمان و داستان کوتاه).

سرانجام در ۴ آبان ۱۳۹۶، علی‌اشرف درویشیان؛ روایتگر رنج‌ها و حرمان‌ها پس از عمری ستیز با سانسور، افشاگری نابرابری‌ها و کوشش در مسیر تحقق آرمان‌های مندرج در منشور کانون نویسندگان ایران، به دنبال دوره‌ای بیماری چشم از جهان فرو بست.
یاد و آثارش ماندگار باد.

کانون نويسندگان ايران


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.