
نویسنده: محمد حسین صدیق یزدچی
زیرا دموکراسی تیرک یا ستون مرکزی ایجاد و بقای ” حقوق شهروندی” و لازمه و تضمین ابداع و بقای عموم آزادیهای مدنی در فردای ایران است. جامعهی ایران برای استقرار یا ایجاد و بقای استوار و ماندگار جامعه ی مدنی/ سیویل یا جامعهای “قانونمند” باید خصوصیات و لوازم یا بایدهای جامعهی مدنی یا سیویل یا همان دموکراسی را بشناسد. به این ملاحظات است که درباره ی دموکراسی مینویسم زیرا میدانم که متاسفانه بهرغم دهها بلکه چند ده دانشگاه و مرکز پرطمطراق و دهان پرکن علوم اجتماعی و به رغم مدعیّان بسیاری که کبادهکش جامعه شناسی و نظریهپردازی اجتماعی و تاریخی و غیره حتی فیلسوفی هستند. اما اکثریّت ایرانیان داخل و خارج و با هر سطح دانش اجتماعی یا سیاسی حتی صاحبان مدارک دانشگاهی اما، ویژگیهای ساختاری دموکراسی را نمیشناسند. زیرا دموکراسی مفهومیست پیچیده بلکه بسیار پیچیده. برای تحقق آن در جامعه و روابط عمومی اجتماعی باید دموکراسی و خصوصیّاتاش را شناخت.
دوم اینکه جامعهی ایران در وضعیّت فعلی اش به دلائلی که می شناسیم یعنی به ضرورت و بایدهائی در آستانهی تغییری سیاسی ست. این تغییر بنابر توانائیهای بالفعل جامعهی حاضر هم میتواند جامعهی ایران را برای نخستین بار به تحقق دموکراسی و ملزومات واقعی آن یعنی:
۱ – ابداع حقوق بنیادی و دموکراتیک شهروندی ) و ۲ – «لوازم ابداع و تحقق موثّر قانون و نه شریعت» و ۳ – «تحقق واقعی روابط،عمومی سکولار/ لائیک » یعنی روابط عمومی و اجتماعی تمام حوزههای ” قانونگذاری” و “آموزش” و “ساختارهای دولت” و ” نظام قوانین مدنی پالوده از دین و شریعت ” برساند. و نیز اگر نخبگان فکری و سیاسی داخل و خارج ایران نخواهند یا نتوانند جامعه را به آستانهی ابداع و تحقق واقعی جامعه ی مدنی/ دموکراتیک برسانند، بی تردید همانند تغییر سیاسی سال ۱۳۵۷ دچار فاجعه ای بلکه شوم تر خواهیم شد. اگر در امروز به فردای ایران مردم ایران در تمام پهنهی جغرافیاییاش به این مهّم موفق شوند که بهنظر من جامعهی فعلی کاملا آمادهی این تحوّل بزرگ و عظیم تاریخیست. یعنی اگر جامعه ایران بتواند ضمن گذر از نظام سیاسی اسلامی و قدسی بنیاد فعلی به آستانهی تحقّق جامعه ی مدنی/ دموکراتیک /سکولار و لائیک برسد، بی تردید بزرگترین و ژرفترین تحوّل تمام تاریخ کهن خود تا امروز را به اجراء در میآورد. در اینصورت ما تاریخی فرهنگی و سیاسی واقعی و به کلّی متفاوت از تمام تاریخ کهنمان تا امروزمان را میآعازیم.
لذا به این ضرورت یا ضرورتهاست که دربارهی،” دموکراسی ” و : سکولاریسم / لائیسیته نوشته و مینویسم و دربارهی آنها سخن میگویم.
به این ضرورتهاست که از عموم میخواهم تا دموکراسی و لوازم آنرا با ارجاع به منابع و آثار معتبر و روشمند بیاموزند. من نمیدانم در زبان فارسی نگویم تالیف لااقل ترجمهای معتبر از یک یا چند اثر از زبانهای انگلیسی یا فرانسه حتی از آلمانی به فارسی برگردان شده یا خیر؟ خواننده دقّت کند که منظور من اثری ست که فقط مفهوم دموکراسی را بهطور روشمند آنگونه که اثری تحقیقی در حوزه های علمی/ دانشگاهی اروپا و احیانا در امریکا نشر میشود، از زبان مثلا انگلیسی یا فرانسه به فارسی برگردان کرده باشد. تا جائی که میدانم در زبان فرانسه دهها و دهها اثر ساده تا پیچیده و بسیار تخصّصی در خصوص دموکراسی و لوازم آن و مثلا رابطهی دموکراسی با سکولاریسم/ لائیسیته تالیف و نشر شده.
خلاصه کنم. از عموم میخواهم که در این مهم ولو با زحمت و تلاش کوشش کنند. چزا؟ زیرا بدون شناخت لوازم ذاتی دموکراسی ممکن نیست که فردای عبور از حکومت و شبه فرهنگ اسلامی/ شیعی، ما به آزادی واقعی و محقق و استوار برسیم.
اول نوامبر ۲۰۲۶
م. ح. صدیق یزدچی