درس های تلخ انقلاب

Monday, 9th February, 2015
اندازه قلم متن

ramzanpour

٣٦ سال پس از انقلاب سال ١٣٥٧ هيچ يك از اهداف انقلاب تحقق نيافته است.از آزادي سياسي خبري نيست و آزادي هاي مدني پيش از انقلاب نيز از دست رفته است. ميزان وابستگي ايران به تصميمات امريكا و روسيه به بالاترين حدتصور رسيده است و چيزي به نام استقلال معنا ندارد. صرف نظر از اينكه مناسبات جهاني و ميزان وابستگي متقابل كشورها از نظر اطلاعات وارتباطات دچار تغيير بنيادي شده، ميزان وابستگي افكار عمومي و رسانه هاي ايراني به جريان اصلي رسانه اي و شبكه ارتباطي جهاني افزايش يافته است.

جمهوري اسلامي عملا به معناي واقعي كلمه جمهوری نیست. نهاد ولايت فقيه به ويژه با نوع استبدادي كه در سال هاي اخير از سوي رهبر جمهوري اسلامي اعمال مي شود جمهوريت نظام را به چارچوبي فرعي و كم اهميت درمناسبات قدرت تبديل كرده است.

تسلط نهاد هاي نظامي و امنيتي، اليگارشي غير پاسخگويي را بر همه بخشهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي مسلط ساخته است. ميزان اين تسلط و فسادحاكم بر آن به مراتب بيشتر از فساد و رانت جويي طبقات حاكم بر ايران درسال هاي پيش از انقلاب است. به اين تسلط نظامي و امنيتي بايد رانت خواري و فساد روحانيت حاكم را افزود.

به اين سياهه تحول بايد هزاران زن و مرد ايراني را افزود كه در ٣٦ سال گذشته ظالمانه و ناعادلانه به زندان افتاده يا كشته شده و يا زندگي اجتماعي خود را از دست داده و به انزواي سركوب سپرده شده اند.

در نتيجه سياست هاي حاكم بر جمهوري اسلامي، تبعيض و نابرابري و فساداجتماعي به نحو چشمگيري افزايش يافته است.

در چنين شرايطي يادآوري انقلاب براي مردم ايران يادآور خاطرات تلخي است كه در ٣٦ سال اخير بر آنان گذشته است. يكي از ستم هاي روحانيون وپاسداران حاكم بر ايران اين است كه هر سال در روزهايي كه دهه فجر ناميده مي شود اين خاطرات تلخ را به نام جشن هاي انقلاب به مردم يادآوري ميكنند. به اين ترتيب از سالگرد انقلاب براي تكرار دروغ هاي تبليغاتي استفاده مي شود كه مبناي سانسور نظام اطلاع رساني و رسانه هاي كشور است.

همزمان با تبليغات حكومتي، گروه هايي از روشنفكران مذهبي و غير مذهبي از انقلابي سخن مي گويند كه توسط روحانيون و در راس آنان، خميني، ربوده شده است. اين گروه انقلاب را اجتناب ناپذير و لازم مي دانند و از حضورخود در انقلاب دفاع مي كنند. اين گروه از انقلابي سخن مي گويند كه نه پيش از بهمن ٥٧ در اداره و رهبري آن توفيقي داشتند و نه پس از آن. اكنون نيزهيچ دورنمايي از آينده در ذهن ندارند و يا باز هم از انقلاب سخن مي گويند ويا همچنان به ادامه انقلاب در قالب اصلاح در جمهوري اسلامي دل بسته اند.

يكي از پيامد هاي اين تحولات سر خوردگي و تنفر مردم از اسلامي است كه خميني و روحانيون پيرو او در ايران ترويج كرده اند و مي كنند و بيش از آن از اسلامي كه خامنه اي و مصباح يزدي آن را ترويج مي كنند. اسلامی که باباور های سنتی مسلمانان ایران متفاوت است و توتالیتاریسم نهفته در خوانش ولایت فقیه از شیعه را جایگزین باورهای شخصی و مداراگرایانه مردم مسلمان ایران کرده است.

براي كساني مانند من كه در سال هاي نوجواني و جواني در گير انقلابي بوده ايم كه به چنين فرجامي رسيده است اما، سالگرد انقلاب ياد آور درس هاي تلخي نيز هست: هيچ اميد و آرزويي نمي تواند راه و روش انقلاب خشونت باررا به اميد تغييرات يكباره، جايگزين اميد به تغيير هاي كوچك و تدريجي درعرصه هايي سازد كه حاصل تلاش فردي و گروهي در شرايط سخت زندگي واقعي روزمره است. هیچ رهبری نمی تواند آنچنان معتبر باشد که بتوان قول او را ضامن هیچ تحولی در آینده دانست. چنان که خمینی به همه ما دروغ گفت و ما درآمیخته در ایمان مذهبی و بسیاری حتی بی ایمان مذهبی قول های او را باور کردند.

خمینی به مردم ایران دروغ گفت. آنان را فریب داد. حجاب را بر خلاف قول خود اجباری کرد. همه گروه های همراه خود در انقلاب را خانه نشین کرد یا به زندان انداخت یا کشت یا فراری داد. و کسانی را بر سر کار آورد که فقط به او پایبند بودند و هیچ اصل اخلاقی یا عقلانی دیگری را باور نداشتند. روحانیون را به جای فرستادن بر سر درس ومسجد به همه جا گسیل کرد. آزادی مردم را پاس ننهاد و به تدریج همه قول هایی را که به مردم داده بود، به فراموشی سپرد یا نادیده گرفت. فقط روحانیون حاکم بر ایران می توانند خود را مدیون و پیرو خمینی بدانند که به واسطه او به قدرت رسیده اند. وقتی خمینی چنین کرد چگونه می توان به قول خامنه ای و مصباح و جنتی اعتماد کرد؟

جمهوری اسلامی اگرتن به توافقی الزام آور در مذاکره هسته ای با غرب و امریکا ندهد و به الزام قدرتی برتر مهار نشود، یک بار دیگر مردم ایران را باروزهایی سخت تر روبرو خواهد ساخت؛ روزهایی که وعده جنتی برای یک وعده غذا خوردن بهترین بخش آن است.

یک بار دیگر در سالگرد خاطره های تلخ و اندوهبار سال های پس از انقلاب شاید لازم باشد به یاد آوریم که هیچ راهی جز هم اندیشی و گفت و گوی مستمر برای یافتن بهترین راه برای عبور از روزهای سخت وجود ندارد. نه عصای موسی در کف کسی است و نه دانای همه چیز وجود دارد. و نه کسانی در آن سر دنیا بر سر قدرت هستند که آینده ما را سرشته باشند. مردم ایران راهی جز گفت و شنود با یکدیگر برای عبور از این روزهای سخت ندارد. گفت و شنودی که فقط با تحمل و مدارا بر سر تفاوت ها پایدار و مفید می ماند.

از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.