سیدعلی خامنهای گفته است دگراندیشی را قبول ندارد. تنوع “چهل تکه”اش را هم اینگونه تعریف کرده است: “شما یکجور فکر میکنید، رفیقت یک جور دیگر فکر میکند در مسائل مختلف، ایرادی ندارد. منتها یک شرط دارد”
دگراندیشی در لغت نامه ها و فرهنگ های علوم انسانیِ زبان فارسی ناهمنوایی، ناباوری، ناهمسازی، خلاف اندیشی و مخالفت معنا شده است. مناسب ترین معادل انگلیسی این واژه و مفهوم dissidence است، اما کلمات divergence ، heresy یاheterodoxy و یا disharmony را هم معادل و نزدیک به این کلمه دانسته اند. دگراندیشی را گاه با روشنفکری همسنگ گرفته اند که نادرست است. دگراندیش می تواند روشنفکرباشد، می تواند روشنفکر نباشد، و حتی روشنفکرستیز باشد. بسیاری از دگراندیشان سیاسی و عقیدتی روشنفکر نبوده و نیستند. یکسان گرفتن دگراندیشی با آزاد اندیشی یا (open-minded) نیز یکسان پنداری ای نادقیق است و شامل همان ویژگی همسنگ پنداشتن دگراندیشی با روشنفکری می شود. گفته شده است واژه دگراندیشی در معنای امروزین را اهل دین از قرن ۱۶ و اهل سیاست در دیار و دوران استالینیسم باب کرده اند تا ” معاندان” خود را حذف کنند.
دگراندیشی را نپذیرفتن یا تردید کردن در اندیشگی و باور مسلط در جامعه تعریف کرده اند، به ویژه نپذیرفتن و تردید کردن در اندیشگی و باوری که خود را حق و مالک منحصر به فرد حقیقت بپندارد و قصد تحمیل خود داشته باشد. دگراندیشی تمکین نکردن و تن ندادن و پیروی نکردن از آنچه “ارزش های غالب” در حوزه اندیشه و عقیده خوانده می شوند نیز تعریف شده است. دگراندیشی هم می تواند شکل مخالفت با اندیشگی دیگر به خود بگیرد، هم می تواند ضمن تمکین نکردن و نپذیرفتن اندیشه و باوردیگری، مخالفتی- به ویژه مخالفت همراه با اعمال خشونت – در کار نباشد.
در ادبیات سیاسی و فرهنگی ما دگراندیشی صرفا” سیاسی و عقیدتی پنداشته شده است. نوعی مخالفت با قدرت های سیاسی و اندیشه ها و باورهای درحکومت قلمداد شده است. امروزدامنه ی این تعریف وسیع تر شده و حوزه های محتلف جهان نگری، اقتصاد، فرهنگ، قومیت ، نژاد و جنسیت را هم در بر می گیرد.
شواهد واسناد متکی به تجارب تاریخی و زندگی نشان می دهند دین و مذهب دگراندیشی را برنتابیده اند. اکثر ادیان و مذاهب، به ویژه آنجا و هنگامی که برمسند قدرت سیاسی، حکومت های توتالیتر و تمامیت خواه سامان داده اند( مثل حکومت اسلامی)، دگراندیشی را تاب نیاورده و نفی اش کرده اند. این نوع حکومت ها تمام تلاش شان این بوده است که اندیشه و فکرِ ناهمخوان با دین و سیاست شان، و صاحبان این اندیشه ها و افکار را به اشکال و روش های مختلف حذف کنند. دلیل هم اظهر من الشمس بوده است: اکثردینکاران و دینداران تصورشان این بوده و هست که صاحبان حقیقت مطلق اند، اینان خود راحق می پندارند و دیگران را باطل. رهبران شیعه اثنی عشریِ جاخوش کرده برمسند قدرت در ایران هنوز چنین توّهمی دارند که “عقل” و حقیقت محض اند و دیگران باطل محض، و این عقل و حقیقت محض رسالت دارد تا خود را به جامعه خودی و جهان و جهانیان حقنه کند. سیاست به ویژه آنجا که با دین می آمیزد دگراندیش ستیزی را از عرصه مفاهیم دینی به عرصه مفاهیم سیاسی نیزمی کشاند و دامنه ی دگراندیش ستیزی را گسترده تر می کند، و ارتداد دینی ( مذهبی) به ارتدادسیاسی نیز تسری می یابد.
ویژگی های اشاره شده سبب شده اند فقها ازجمله سیّدعلی خامنه ای تعریف فقیهانه از دگراندیشی به دست بدهند. خامنه ای در سخنان نوروزیِ ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ که در جمع مقامهای حکومت اسلامی ایراد کرد و با تاخیرانتشار یافت، ضمن ارائه تعریف از دگراندیشی، عظمت “تحمل دگراندیشی” و درک و فهم “کثرت گرایانه و دموکراتیک” از سوی ولایت فقها را در جمع ” یک تکۀ” معتقدان به حکومت اسلامی و باورمندان اصل ولایت فقیه و قانون اساسی حکومت اسلامی، که وی “چهل تکه ” می بیندشان نشان داد. خامنه ای در این جمعِ متشکل از اصلاح طلبان و اصولگرایان حکومتی گفت: “…جلسه مشتمل بر افکار و نگاهها و گرایش های مختلف سیاسی است. انواع و اقسام اینجا من دارم جلو چشم، یک چهل تکهی قشنگی است. از همهجور الحمدالله هستند… این تنوّع چیز مطلوبی است، چیز نامطلوبی نیست.”
و تنوع و لحاف چهل تکۀ آخوندیسم را باز و پهن می کند:
” ..شما یکجور فکر میکنید، رفیقت یکجور دیگر فکر میکند در مسایل مختلف، ایرادی ندارد. منتها یک شرط دارد. غیر از این شرطی که عرض کردیم که چنگال به هم نزنند و اینها، شرط دیگر این است که همه متوجه به انقلاب باشد. مسئلهی انقلاب جدّی گرفته بشود. این مهم است. این رودخانههای کوچک و بزرگ از جوانب مختلف، همه به این اقیانوس انقلاب بریزد، به نفع انقلاب تمام بشود.” ، ” این تنوّع چیز مطلوبی است، چیز نامطلوبی نیست. البته مشروط بر اینکه سادگی و ساده لوحی به خرج ندهیم، بچگی به خرج ندهیم و مثل بعضی از کشورهای دیگر که آدم میبیند سرِ یک چیزهای کوچک، اختلاف سلیقهها تبدیل میشود به یک دعواهای بزرگ، گاهی بنیانی، میافتند به جان هم. به جان هم افتادن هم از زبان شروع میشود، لکن به زبان ختم نمیشود”، در اردیبهشت سال ۱۳۷۵ ” انواع روزنامهنگارهای مختلف، جور واجور آمده بودند اینجا، و در میانشان افرادِ مختلف بودند آنوقت تازه این تعبیر “دگراندیش” باب شده بود، من گفتم من اصلاً قبول ندارم این تعبیر را. دگراندیش، خب دگراندیش، دگراندیشی یک جرم که نیست، خب اندیشه است…عبارت دگراندیش را برخی “مطبوعات معاند” در ایران رواج دادهاند…عناصر فعّال در این مطبوعات معاندخوش شان میآید که به آنها دگراندیش اطلاق شود. در معنا میخواهند بگویند چون ما اندیشه دیگری داریم، مورد غضب دستگاه هستیم. البته خیلی هم مورد غضب نیستند… بحث دگراندیشان بحث عناد و غرضورزی است و این نظام را قبول ندارند و بنا دارند با نظام معارضه کنند.”
“ولی فقیه مسلمین جهان” بهتر از هرکس می داند خودش و حکومت اش حتی به تعریف باسمه ای از ” تنوع” و باور صادر شده پایبند نبوده و نیستند. حتی در سطح حکومتی اختلاف نظر ” دورفیقِ حکومتی ” و ” برادرها و خواهرها” که معارض و معاند نیز نبوده اند، تحمل نشده است. تسامح و تساهل با دگراندیشان در حکومت اسلامی ” موعظه منبری ” ست ، آخوندها در عمل خون “برادرهاو خواهرهائی ” که ” حفظ نظام را اوجب واجبات” می دانستند، ریخته اند چه رسد به دگراندیشان سیاسی و عقیدتی ای که اندیشگی و باورهای آن ها را باور ندارند و به آن ها گردن ننهاده اند.
خامنه ای “اختلاف نظر مشروط” بین دو رفیق و “جورواجوری” درون کمپ “آخوندیسم و جاهلیسم” حاکم در حکومت اسلامی را “دگراندیشی” به تعیبر اسلام فقاهتی، تعریف کرده است. وی عوامفریبانه این” تنوع مطلوب” را در حکومت اسلامی قابل تحمل و تساهل دانسته است و می گوید ” اختلاف نظر مشروط ایرادی ندارد” . این تحمل و تساهل یا ” ایرادی ندارد” ای که امثال خامنه ای از آن سخن می گویند، حتی اگر واقعی می بود – که نبوده و نیست – از آن نوع “تحمل و تساهل” واز موضعی ست که با آزادی ذاتی انسان ، و حذف حقوق بنیادی اش مغایرت دارد. معنای این نوع ” تحمل ” امتیاز قائل شدن برای تحمل کننده، یعنی خودشان و حکومت شان است. درواقع یک طرف خود را صاحب حق می داند و طرف دیگر را باطل اما “مشروط” ، که در سطح معینی اختلاف نظرشان ” ایرادی ندارد” . تحمل و تساهل فقیهانۀ مشروط، نقض برابری حقوق انسانی و برابری حقوقی در تمامی عرصه های زندگی در حکومت اسلامی معنا و عمل شده است.
سّید علی خامنه ای در سال ۸۸ در خطابه ماه رمضان اش گفت:
“نظام با دگراندیشان کاری ندارد، این همه دگراندیش هست، دگر اندیش سیاسی که بالاتر از دگراندیش دینی نیست، خوب، ما اقلیتهای دینی داریم که دگراندیشاند، در مجلس شورای اسلامی هم عضو دارند، در مناصب مختلف هم حضور دارند.”
در ۱۹ دی ماه ۱۳۹۴ در یک سخنرانی در شهر قم، همه را به مشارکت در انتخابات مجلسین شورا و خبرگان فراخواند، و گفت حتی “کسانی هم که نظام را قبول ندارند، برای حفظ و اعتبار کشور در آن شرکت کنند.” اما “حق عمومی و سلامت انتخابات را در این دانست که تنها کسانی به مجلس بروند که نظام و مصالح و ارزشهای کشور را قبول داشته باشند، چرا که در ذهن او” درهیچ جای دنیا، افرادی را که اصل نظام آن کشور را قبول ندارند، به مراکز تصمیمگیری راه نمیدهند.”
حکومت اسلامی و دگراندیشی
پدیده ی عدم تحمل دگراندیش و مخالف ازمشخصه ی دیرینه تاریخی و فرهنگی در جامعه ماست. این پدیده ریشه در ساختار دینی، فرهنگی و سیاسی جامعه به ویژه مناسبات اجتماعی عقب مانده ی ایلی، قبیله ای، فئودالی و روابط مستبدانه داشته است. بی سوادی و بی علاقه گی بخش بزرگی از مردم میهنمان به مطالعه ، فقدان فرهنگ و مناسبات دموکراتیک، عدم تحمل تنوع دیدگاه و سلیقه، فرقه گرائی و مطلق اندیشی زمینه ساز رشد و تداوم دگراندیش ستیزی در جامعه اند. در چنین جامعه ای غیر مترقبه نیست که روحانیون و حکومت شان، دگراندیشان را ” معاند”، عامل غرب یعنی عامل مرکز فساد و فحشاء و کارهای قبیحه و سر سپرده شرق و ضد دین و بی اخلاق، و به صفت های دیگربنامند و بخوانند، وحذف شان کنند.
حکومت اسلامی عروج بلیۀ دگراندیش کُشی در تاریخ میهنمان است. اگر نخواهیم راه دور برویم حکومت اسلامی را می توان فرزند خلف” فدائیان اسلام” دانست. ترکیب دو فرد، نواب صفوی و آیت الله خمینی و افکار و اندیشه ها و شخصیت های شان- علیرغم پاره هائی تفاوت – در بسته شدن نطفه و لقاح حکومت اسلامی سهم مهمی داشته است. با درک وفهم فدائیان اسلام از دگراندیشی وجنایت ها و دگراندیش ستیزی و دگراندیش کُشی این جمعیت تروریستی آشنائید. نواب صفوی به احمد کسروی گفت: یا باید نظرات من و فدائیان اسلام را بپذیری یا مهدورالدمی را.
آیت الله خمینی نیز در حرف و عمل میزان درک و فهم خود از دگراندیش نشان داد. وی و حکومتی که بنیان گذاشت دگراندیش ستیزی را در سطوح مختلف و از همان فردای انقلاب ،حداقل در دو سطح نشان دادند: در سطح حکومت و حکومتیان( خودی ها) و در سطح رابطه ی حکومت با مخالفان خود و مردم. ایجاد محرومیت های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و اقتصادی برای دگراندیشان، اهانت، تحقیر، ضرب و شتم، زندان، شکنجه و اعدام واکنش حکومت اسلامی به دگراندیشان بود و هست. این حکومت طی ۳۸سال ۶ کشتار از دگراندیشان سیاسی و عقیدتی، و و مخالفان خود مرتکب شده و ده ها هزار دگراندیش و مخالف به قتل رسانده است.
در حکومت اسلامی روحانیون با انواع ترفندها و روش های خشونت آمیز پیشتاز ستیزه گری با دگراندیشی بوده اند. اینان این مفهوم و پدیده را تا حد ” کلمه قبیحۀ آزادی” زشت شمرده اند. روحانیون تلاش کرده انددگراندیشی را معاندت وضدیت با دین و خدا معرفی کنند. مغالطه اکثرروحانیون که دگراندیشی را ” تعارض” با دین و ضد مذهب خوانده اند در میان توده نا آگاه کار ساز بوده است. بخش اعظم مردم میهنمان آمخته و پذیرنده ی ” فرهنگ شنیداری” اند. رسانه های سمعی و بصری مثل رادیو و تلویزیون ، و آخوند ها با توجه به امکانات و شیوه تبلیغ و ترویج شان، منابع خبری و تغذیه فکری عوام بی سواد و تحصیلکرده بوده اند. در میهنمان پایه های اصلی و جوهرۀ دفع و نفی و تحقیر و تقبیح و حذف و اتهام زنی دگراندیشان و روشنفکران تبلیغات آخوندی بوده و هست. حکومت های توتالیتر و دیکتاتورها، که تاب تحمل نقد و مخالفت را نداشته اند با دگراندیشان به عنوان منتقدان قدرت سرستیز داشته و دارند.
ادیان و مذاهب نیز بزرگترین عامل فزهنگی و اجتماعیِ در پیدائی و تداوم عدم تحمل دگراندیشی در تاریخ بشری بوده اند. تبعیض، در معنای برتری طلبی دینی و خود را ممتاز تر از دیگران پنداشتن، و حق و امتیاز ویژه برای دین خود قایل شدن از عوامل بروز عدم تحمل و خشونت بوده است. قالب اجتماعی ساختن ( ستریوتایپ )، ” شخصیت ایرانی” ، به عنوان شخصیتی خود خواه و خود محور، و مقوله ی “ساخت استبدادی ذهن” و ذهنیت متاثر از استبداد حاکم بر جامعه و حضور یک ساخت و نظام کهن و دیرینه فرهنگی – تاریخی عدم تحمل را تشدید کرده اند.
تحمل پذیرفتن تنوع ، تفاوت و تخالف اندیشگی (و رفتار) ” ایراد نداشتن اختلاف نظر بین دورفیق” آن هم مشروط بر اینکه به ” انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی” خدشه وارد نکند، معنا نمی دهد. ” چهل تکۀ فقیهانه” همزیستی و تعامل با اندیشگی متفاوت، مخالف و نا پسند نیست، لحاف پُروصله پینۀ مُلاست!
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
۱- آیت الله خمینی و دگراندیشی
https://www.youtube.com/watch?v=0fKlMKH-QSE
۲- آیت الله خامنه ای و دگراندیشی
http://www.ettelaat.com/etint/?p=58851
از: گویا

