كودكان و نوجوانان کار و خیابانی در ایران

شنبه, ۳۱ام تیر, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

(بخش پنجم و پایانی)

دنیای کودکی با کار کودک بپایان می رسد

کار کودک، حقوق اساسی کودکان را مورد تجاوز قرار می دهد. وجود کار کودک در جامعه يک فاجعه بزرگ انسانی است. کودکی که به دليل فـقر اقتصادی به محيط های کار کشيده مي شود در واقع فـقر را در خود جاودانه می کند. امروزه بر همگان آشکار شده است که کار استثمار گرانه بر رشد جسمی کودک تأثير منفی دارد و سلامتی او بدين طريق به خطر مي افتد. کار استثمارگرانه به رشد شناختی- عاطفی کودک از جنبه روانی آسيب های جدی وارد می سازد و بدين طريق احساسات و دلبستگي های او لطمه شديدی مي خورد. اين کودکان به دليل کار طاقت فرسا با انواع و اقسام افسردگی ها، اضطراب ها و نگرانی ها مواجه هستند که اصلاً با سن آنها هيچ تناسبی وجود ندارد. کودکان به واسطه کار چنان فرسوده و پژمرده می شوند که ديگر در آينده جامعه نمی توانند بازده اقتصادی مفيدی داشته باشند. آنها در فضايی قرار می گيرند که بايد نقش بزرگسالان را انجام دهند و خيلي زود با دنيای کودکي شان خداحافظی می کنند و از آرزوهای شان دور می افتند. اين کودکان هيچگاه خاطره خوبی از دوره کودکی شان به ياد نخواهند داشت.

چنانچه بخواهيم به کنوانسيون ها و اعلاميه های جهانی مراجعه کنيم، خواهيم ديد که در جهان کنونی، کودکان در اين آيين نامه ها همچون بزرگسالان از حقـوق برابر در تمام عرصه های حقـوق مدنی، سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برخوردار هستند و اکثر کشورهای جهان مفاد اين کنوانسيون ها را امضا کرده اند. پس اگر بخواهيم به اين ميثاق های بين المللی احترام بگذاريم، وظيفه داريم از کودک در تمام شرايط حمايت کنيم. برای اين کار، تأمين امکان تحصيلات رايگان اجباری، پايه ای و برابر براي کودکان، يکي از محورهای کليدی است. آموزش، يگانه و ضروري ترين و تأثير گذارترين ابزار برای از بين بردن يا کاهش کار کودکان اســت. در واقع اگر بـشود آموزش و پــرورش اولــيه و تمام وقــت بــا کيفيت خـوب را در اختــيار خانواده های نيازمند قرار داد، می شود در آينده علل ريشه ای روی آوردن کودکان به کار را تضعيف کرد. در ضمن دولت بايد برای خانواده هايی که براي گذراندن زندگی، نيازمند کار کودکان خود می باشند، فرصت های شغلی مناسب فراهم آورد و نيز به شدت بر عليه کارهای پر خطر و استثمار گرانه و يا کلاً کارهايی که مانع فعاليت های اجتماعی، علمی، بدنی، احساسی يا اخلاقی کودکان می شود به مبارزه بپردازد. علاوه بر موارد فوق، ما بايد در کارهايی که مربوط به سرنوشت يا زندگي کودکان می شود يا به طريقي با آنها در ارتباط قرار می گيرد، حق مشورت و گفتگو با آنها را به رسميت بشناسيم. کودکان و نوجوانان بايد در امور مربوط به خودشان مشارکت داده شوند و با صميميت به حرف دل آنها توجه صورت گيرد.

قوانین مربوط به کار کودکان در ایران و جهان

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1989 (1368) به اتفاق آراء کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد. ماده 32 این کنوانسیون، دولت های عضو را موظف نموده است با هرگونه سواستفاده و بهره کشی اقتصادی از کودکان مقابله نموده و زمینه های رشد ذهنی، جسمی، روانی، و اجتماعی تمام کودکان را فراهم کند.

کنوانسیون حقوق کودک و نیز کنوانسیون 138 «حداقل سن کار کودکان» مصوب 26 ژوئن 1973 و کنوانسیون 182 « ممنوعیت بدترین اَشکال کار کودکان» مصوب ژوئن 1999 از اقدامات موثر برای دفاع از حقوق کودکان در عرصه بین المللی بوده است. جمهوری اسلامی ایران در تاریخ چهاردهم مهرماه سال 1370 کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرد و در اسفند سال 1373 مفاد کنوانسیون مربوطه به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. همچنین ایران در تاریخ 1380/08/08 به مقاوله نامه شماره 182حقوق بنیادین کار پیوسته است.

تغییر سن اشتغال از 15 به 14 سال

“سازمان جهانی كار” یكی از ارگان های تخصصی سازمان ملل متحد است كه برای ترویج عدالت اجتماعی و اجرای حقوق بشر به رسمیت شناخته شده بین المللی در زمینه كار فعالیت می نماید. این سازمان ملاكهای جهانی كار را در چهارچوب مقاوله نامه ها (Conventions) و توصیه نامه هایی (Recommendations) كه تعیین كننده حداقل استانداردهای تعریف شده است معین می كند. برخی از حقوق و هنجارهای بین المللی مذكور عبارتند از حق تشكیل اتحادیه (مقاوله نامه 87 )، انعقاد پیمان دسته جمعی (مقاوله نامه 98)، عدم تبعیض در مزد (مقاوله نامه 100 ) لغو كار اجباری و بیگاری (مقاوله نامه های 29 و 105)، حداقل سن پذیرش برای كار(مقاوله نامه 138)، تساوی در فرصت ها و رفتارهای برابر و منع تبعیض در استخدام (مقاوله نامه 111 ). در چهارچوب سازمان ملل متحد، سازمان بین المللی كار در حال حاضر با 179 عضو دارای ساختاری متشكل از كارگران، كارفرمایان و دولتهاست كه در سازمان به طور برابر دارای نقش می باشند. جمهوری اسلامی ایران نیز از اعضای سازمان مربوطه بوده و متعهد به اجرای تعهدات بین المللی ناشی از این عضویت است. در سال جاری توسط سازمان جهانی کار حد اقل سن اشتغال کودکان از 15 سال به 14 سال در حال تغییر است. اگر این اصل به تصویب اجلاس جهانی کار برسد این نهاد بین المللی حامی کارگران با مشکلات بسیار مهمی مواجه می شود. پیش از این سنی از سوی سازمان جهانی کار (ILO) برای کار کودکان تعیین نشده بود و طبیعتا طبق کنوانسیون های جهانی، کودک به کسی اطلاق می‌شد که کمتر از هجده سال دارد.

کودکان مهاجر و خارجی در ایران

این بخش از کودکان با مشکلات بسیاری در ایران بویژه در شهرهای بزرگ روبرو هستند. جایگاهی که در جامعه برای آنها رقم خورده پایین تر از کودکان ایرانی و شهری است. بخشی از این کودکان از دهات و شهرهای بسیار کوچک به دلیل فقر شدید خانواده هایشان مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ می گردند و اغلب با خانواده هایشان در حاشیه شهرهای بزرگ ساکن می شوند آنها در بسیاری از مواقع از حداقل‌ امكانات آموزشی، رفاهی، درمانی و … محروم هستند.
علاوه بر طیف فوق ما با کودکان افغانی و پاکستانی نیز مواجه هستیم. آنها برای تامین بخشی از معاش خانواده خود برای کار به خیابان ها می آیند و بخشی هم مجبور می شوند برای همشیه در خیابانها برای زندگی باقی بمانند. بخش زیادی از این کودکان بعنوان مهاجران «قانوني» محسوب می شوند و مجوز تحصيل در مدارس ايراني را هم دارند اما بنیه مالی برای پرداخت «50 هزار تومان» تعیین شده توسط وزارت آموزش و پرورش برای هزینه تحصیل را ندارند. این بخش از کودکان با محرومیت ها، سرزنش ها، نژادپرستی و انواع مختلف تحقیرها و سوءاستفاده ها مواجه هستند. در واقع در عمل بدلیل مهاجر بودن آنها بخشی از امکانات مختلف رفاهی، تحصیلی از آنان دریغ شده است. بسیاری از کارفرمایان در کارگاه های زیر زمینی از این کودکان مهاجر نهایت سوء استفاده را می کنند و در بدترین و سخت ترین کارها از نیروی ارزان کار آنها بهره کشی می کنند.

بخشی از این کودکان به اصطلاح “خارجی” که يکي از والدين آنها نیز ايرانی می باشد. در واقع اگر پدرشان ايرانی باشد اين کودکان از نظر تابعيت مشکلات کمتری دارند اما اگر مادر ايرانی باشد از بخشی از حق هويت خود که داشتن مليت و تابعيت است، به موجب قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، تا 18سالگی برخوردار نيستند و در نتيجه آنها از بسياری از حقوق اولیه خود محروم هستند. درحالی که در کنوانسیون های بین المللی مربوط به کودک لزوم بهره ‌مندی همه كودكان از امكانات بهداشتی، درمانی، آموزشی و … برابر بدون در نظر گرفتن مليت آنها تاكيد شده است. اما ارگان های دولتی تحت عناوین مختلف نسبت به اجرای این قوانین بین المللی تلاشی از خود نشان نمی دهند. در حال حاضر بیش از 50 درصد کودکان خیابانی متعلق به کودکان مهاجر ایرانی و کودکان متولد از والدین خارجی می باشند.

نتيجه گيري

کودکان کار در کشورهاي مختلف جهان به افرادی اطلاق مي شود که به دليل نبود قوانين خاص يا قوانين ظالمانه، مبهم و نداشتن حمايت های اجتماعی از سوی دولت مردان کشورها در شرايط نامساعد اقتصادی و اجتماعی به سر می برند. اين کودکان مجبور شده اند در مناطق و محل های نامناسب در ساعات طولانی با حقـوق ناچيز کار کنند. مجموعه قوانين بين المللی کلاً در راستای دفاع از منافع کودکانی که زير سن 18 سال هستند، می باشند. البته اين کنوانسيون های بين الملی بسيار اميد بخشند زيرا بيانگر اين موضوع است که جهان بيش از هر دوره ديگر، به حقـوق کودکان اهميت می دهد. در اکثر کشورهای در حال رشد از جمله ايــران، فقدان برنامه های رفاهی، بی ثباتی سياسی، تعدد قدرت، مديريت نادرست اموال عمومی، فساد دستگاه های دولتی، فرار سرمايه ها و پايين بودن بودجه خدمات اجتماعی، و امروز تحریم های بین المللی و … بيشترين نقش را در وضع اسفبار زندگی کودکان داشته است. ما در نوشته خود سعی کردیم نشان دهیم که اشتغال به کار کودکان با افزایش معضلات اجتماعی، اعتیاد، طلاق، مهاجرت روستائیان به شهرها، بیکاری و … که حاصل توزیع نابرابر ثروت و شکاف روزافزون طبقاتی هستند، نسبت مستقیم دارد؛ چرا که با وخیم شدن وضعیت خانواده ها از لحاظ اجتماعی و اقتصادی، بخشی از بار سنگین تأمین درآمد خانواده ها روی شانه های نحیف کودکان سنگینی می کند و صدها هزار کودک به رغم میل باطنی و به علت فقر خانواده هایشان در چرخه زودرس کار و تلاش جانفرسا قرار گرفته و نان آوران کوچک خانواده ها می شوند. و البته علل این نابسامانی را باید در سیاست های اقتصادی و اجتماعی اتخاذ شده حکومت در جامعه جست وجو کرد.

تجربه حکومت هايی چون جمهوری اسلامی به وضوح نشان می دهد، حکومتی که نتواند مهارت ها، دانش، رشد، آموزش، تعليم و تربيت، بهداشت، وضعيت زندگی و … کودکانش را توسعه دهد و از آنها در جهت پيشبرد اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند، قادر نخواهد بود هيچ چيز ديگری را به خوبی توسعه دهد. برای اينکه زندگی آينده کودکان کشورمان زيبا و پرنشاط شود مي بايست در توسعه ملی به آنها توجه زيادی معطوف شود. امروز پس از گذشت سه دهه، هنوز کنوانسيون حقـوق کودک رعايت نمی شود. همه آمار و ارقام نشانگر اين واقعیت است که روز به روز بر تعداد اين کودکان محروم جامعه افزوده شده است. امروز توجه به مسايل کودکان و نوجوانان و جوانان يکي از اساسی ترين مسايل جاری کشورمان ايران است و بايد به اين مهم توجه کرد. در تمام روزهایی که به روز کودک یا روز جهانی عليه کار کودک مربوط می شود می بایست از فرصت بوجود آمده استفاده کرد و با تامل بر موضوع کودکان کار و خیابانی، توجه جامعه و ایرانیان را به يکي از مهم ترين جلوه های نقض حقوق انساني در ایران جلب و حساس کرد.

در ایران گزارشات متفاوت و متناقض بسیاری در مورد کودکان کار انتشار می یابد. گزارش مرکز آمار ايران نشان می دهد، بيش از 2 ميليون و 500 هزار کودک کار در ایران وجود دارد که در معرض جدی کودک آزاری جسمی، جنسی و اعتياد قرار دارند. این در حالی است که به نظر خسرو صالحی، فعال حقوق کودک، «در ایران نزدیک به 7 میلیون از این بچه ها در کنار ما در حال کار هستند که متاسفانه آمار پنهان مانده ای است و دیده نمی شود.»
در ایران با توجه به افزایش سطح مالی خط فقر و اختلاف فاحش آن با حداقل دستمزد رسمی‌ ارائه شده از سوی وزارت کار، ورود کودکان طبقات و اقشار تهی دست به بازار کار شتابی خطرناک یافته است. هم چنین بر اثر هدف‌مند‌سازی یارانه ها و سخت‌تر شدن شرایط تولید، روز به روز علاقه کارفرمایان برای بهره کشی از کودکان بیشتر می‌شود و در این عرصه قانون ممنوعیت کار افراد زیر پانزده سال اجرا نمی شود.
در شرایط سیاسی و اقتصادی امروز ایران، پديده کودکان کار و خيابانی را نمي توان براحتی از بين برد؛ اما اگر در جهت منافع کودکان سیاست های کوتاه و بلند مدت اتخاذ شود امکان کاهش تعداد آنان و نیز کمک رسانی در عرصه های مختلف به آنها در جامعه افزایش می یابد. در این مورد بسیاری از کارشناسان و نهادهای مدنی مدافع حقوق کودک خواستار به رسمیت شناختن کودکان کار و خیابانی هستند. در دهه اخیر تعداد آنان آنقدر افزایش یافته است که در هر و کوی برزنی در شهرهای بزرگ می شود آنها را براحتی دید. اما با این وجود همواره تعداد آنها انکار می شود و با کوچک نشان دادن این معضل اجتماعی از پاسخ گویی مناسب به آن پرهیز می شود و یا با بی تفاوتی و ارائه پاسخ های ساده تلاش می شود که آنها به فراموشی سپرده شوند.

در واقع با برسمیت شناختن کودکان کار و خیابانی شرایط برای حساس کردن جامعه و دولت و سپس با تعیین قوانین و آیین نامه های مختلف برای یاری رساندن به آنها تلاش ها در سطحی وسیع گسترش می یابند. در حین حال با سیاست های فقر زدايی، توجه به آموزش همگانی، بازسازی فرهنگ جامعه، کاهش آسيب های اجتماعی به ويژه اعتياد و بزهکاری و … می توان راهکارههای ضروری برای مبارزه با این پدیده اجتماعی را سازمان داد. در این عرصه حتماً می بایست با اجراي قوانين بین المللی و حل قوانین متناقض داخلی و نیز باز گذاشتن فعالیت سازمانهای غيردولتی برای ایجاد فعالیت های ضروری در جهت منافع کودکان تلاش کرد؛ البته نبايد فراموش كرد كه اصلاحات و مداخله در سطح خرد و مياني تنها در صورت اصلاحات در سطح كلان امکانپذیر می شود. در واقع حل مشکل کودکان خیابانی در ایران نیازمند عزم جدی و تلاش پیگیر جامعه مدنی و ارگان های دولتی مسئول در این عرصه می باشد.

کلام آخر در پایان این مقاله

آن‌چه در ادامه می‌خوانید گزیده‌‌ ای از مجموعه‌ نوشته‌های كودكان كارگر ایرانی و افغان است كه در كلاس‌هایی كه روزهای جمعه در چند مركز غیردولتی برای آموزش آنان تشكیل می‌شود نوشته شده‌اند. این مجموعه را علی صداقتی خیاط، نویسنده و فعال حقوق كودكان، در چند مجلد با عنوان‌های «برج غار»، «غار تار» و «ترس غار» گرد آورده و انتشارات ناهید منتشر كرده است.

وقتی بعد از سه ماه حقوقم را دادند برای پدرم یك جفت كفش بخرم برای مادرم یك كاپشن گرمی تا بتواند زمستان از آن استفاده كند. برای عید برای برادرم یك شلوار لی بخرم تا در مدرسه به او به خاطر شلوارش توهین نكنند. برای خواهرم یك كیف نو بخرم تا وقتی به مدرسه می‌رود كتاب و دفترهایش را در كیسه پلاستیكی نكند و بچه‌ها به او نخندند. اما خودم چی. من هم چیزهایی لازم دارم مثل مانتو كفش و برای مدرسه كیف. ولی كفش پدرم و كاپشن مادرم و كیف و شلوار خواهر و برادرم مهم‌تر است. اگر پولم رسید همه را می‌خرم برای خودم بماند بعد، آنها لازم‌تر هستند.
سمیه، 15 ساله، پنجم دبستان

یك روز خوب
من در سال 84 گونی می‌زدم. 200 گونی زدم خودم به تنهایی. شب‌ها تا ساعت یك شب گونی می‌زنیم. الان هم می‌زنیم. وقتی كه گونی‌ها را زدیم همه تمام شدند، پول‌ها را مادرم و پدرم گرفتند به من كه تا ساعت یك شب گونی می‌زدم پولی ندادند. من می‌خواستم با پول گونی‌ها مانتو بخرم. قبل از اینكه گونی بزنیم به پدرم گفتم كه برای من مانتو بخر. گفت دلت خوشه پولم كجا بود. اگر پول داشتم خانه را عوض می‌كردم و یك فرش می‌خریدم. وقتی كه پدرم این حرف را زد احساس كردم كه اصلا مرا دوست ندارد. یك روز همین جور نشسته بودم كه پدرم گفت عزیزم فكر می‌كنی امروز چه روزی است. گفتم دوم خرداد. پدرم گفت چیزی به نظرت نمی‌رسد. گفتم نه. گفت تولدت مبارك. یك كادو هم گرفته بود، اگر گفتید چه؟ با پول‌هایی كه گونی زده بود سه هزار تومان دیگر رویش گذاشته بود و یك مانتو برایم خریده بود. احساس خوبی داشتم.
فریبا، 13 ساله، سوم دبستان
خجالت
شب اومد خونه مثل هر شب خسته خسته آه و ناله می کرد دلم می خواست بوسش کنم بگم دوستش دارم اما خجالت کشیدم.
میترا، 16 ساله، سوم راهنمایی
یک نامه
آیا این درست است حق کودکان ضایع شود و آنها به چیزهایی که می خواهند نرسند. آیا این درست است یک کودک هشت ساله برود کار کند و خرج خانواده را بدهد و نتواند به مدرسه برود. او نمی تواند به مدرسه برود و مانند بچه های دیگر تحصیل کند. اگر پدر و مادر ها به فکر ما نباشند کسی به فکر ما نیست. آیا این درست است یک کودک شب گرسنه بخوابد. آیا این درست است یک کودک نتواند شادی کند و از زندگی لذت ببرد. این درست است کودک صبح زود از خواب شیرین خود بلند شود و از صبح تا شب کار کند. این درست است که بچه نتواند استراحت کند. این درست است که بچه هفت یا هشت ساله نتواند به مدرسه برود. این درست است که یک کودک مرض داشته باشد و در همان حال مریضی در خانه بماند. نتواند تغذیه درست بخورد. همه این گفته ها درست است و پیش چشم خودم اتفاق افتاده است. او یک کودک است و همسایه ما است.
جمعه خان، 11 ساله، پنجم دبستان
به نقل از نشریه شهروند- کانادا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.