او هرگز نخواهد مرد!

شنبه, ۱۴ام مرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

گذشت زمان قضاوت را در مورد وقایع و اقدامات سیاسی ساده ترمیکند. کار تاریخ نویسان نیز همین است که پس از گذشت زمان کردارها را با ادعاها و توهمات بسنجند و نتیجه را جلوی روی ما بگذارند. با اینکار همه دروغها، خدعه ها، تهمت های بی اساس، توهمات و پندارهای مالیخولیائی به تدریج برملا میشود و واقعیت خود را نشان میدهد.

اکنون بعد از سی و سه سال میتوان با صراحت اعلام داشت که دکتر شاپور بختیار با آنچه که در دولت 37 روزه خود انجام داد و بیان کرد از بوته تاریخ روسفید و سرفراز بیرون آمده است. چنین کارنامه روشنی نسلهای جوان امروز ایران را وادار میسازد از همه کسانی که در آن زمان به بیراهه رفتند (یا به بیراهه کشانده شدند) سوال کنند، عقل و خرد شما کجا رفته بود که شخصی مانند خمینی را برانسانی ملی، مدرن و سوسیال دمکرات ترجیح دادید؟
درستی پیش بینی های دکتر بختیار و هشدارهای وی در مورد نتایجی که حکومت دینی ببار خواهد آورد بر اساس دانشی بود که او در زمان تحصیل راجع به مضرات یک حکومت دینی کسب کرده ودر رساله دکترایش منعکس نموده بود. دانشی که بسیاری از «فرهیختگان» آن روز جامعه ایران از آن بی بهره بودند.

هشدارها و پیش بینی های دکتر بختیار در آن سی و هفت روز تنها درسی نبود که وی به مردم ایران داد. وفای به عهد و ایستادگی بر سر عقاید و اصول، دومین درسی بود که بعد از دادن خونهای بسیار از او آموختیم. منجمله اینکه آدم نبایستی تحت هیچ شرایطی پا بر روی اصول و عقایدی که دارد بگذارد.

درس سوم او تداوم و استمرار در مبارزه بود. دکتر بختیار قبول نخست وزیری را ادامه آن مبارزه ای می دانست که در دوران ملی شدن صنعت نفت آغاز کرده بود و آنرا بعد از تشکیل نهضت مقاومت ملی اول (پس از کودتای بیست و هشتم مرداد) ادامه داده بود. مبارزه ای که 25 سال طول کشید و بخاطر آن در مجموع شش سال از عمر خود را در زندانهای شاه سپری نمود. کسانیکه تنگ نظرانه قبول مقام نخست وزیری از طرف وی را به حساب جاه طلبی و مقام پرستی او گذاشتند زمانی که بعد از دوران 37 روزه نخست وزیری به خارج آمد و نهضت مقاومت ملی (دوم) را بنیان گذاشت، شرمنده شدند. بختیار رهرو واقعی مصدق بود: وی اولین کسی بود که پرچم مخالفت را علیه خمینی و نظام جمهوری اسلامی برافراشت و لائیسیته (جدائی دین از حکومت)، دمکراسی و حقوق بشر را از طریق نهضت مقاومت ملی به تدریج به میان رانده شدگان و فریب خوردگان از انقلاب اسلامی برد تا جائیکه امروز به ندرت گروه و سازمان مخالفی را می بینیم که از این سه خواست دفاع نکند.
روند دیگری که دکتر بختیار بر آن بی تاثیر نبود (و تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است) تغییری بود که در رفتار پرسنل میهن دوست ارتش پدیدار شد. ارتشی که در دوران مصدق در انتخاب بین مردم (حکومت قانون) و سلطنت خود کامه طرف شاه را گرفته بود و در انقلاب 1357 بجای حمایت از دولت بختیار بنا به دستور یک ژنرال آمریکائی بی طرفی خودرا در مقابل دشمنان قانون اساسی مشروطه اعلام نمود، پس از اعدام فرماندهان خود متوجه هشدارهای بختیار گردید. زمانیکه هنوز خمینی قادر نشده بود ارتش را از طریق ادغام آن با پاسداران انقلاب اسلامی «اسلامی» کند، قیامی درلایه های میانی ارتش شکل گرفت که با وجود شکست، نمونه ای از مقاومت برای دفاع از کشور و حقوق مردم بود.

یکسال بعد از انقلاب 57 افسران جوان و میهن پرست ارتش تصمیم گرفتند بر خلاف تمایل آمریکائی ها و روسها قیامی را علیه فتنه خمینی سازمان دهند که به قیام نوژه (و نه کودتای نوژه) معروف شد. این قیام که در تماس با برخی از ملیون سازمان دهی شد توانست بدبینی هائی را که از کودتای بیست و هشت مرداد تا آن زمان بین مردم و ارتشیان ایجاد شده بود، تا حدود زیادی از بین ببرد. با قیام افسران دلاور ارتش برعلیه حکومت خمینی اهمیت ارتش برای خود آن بعنوان مدافع و حافظ قانون اساسی وحافظ تمامیت ارضی مشهود گردید. با وجود اینکه این قیام با لو رفتن نقشه های آن به کمک جاسوسان حزب توده، سفارت شوروی و سفارت انگستان وبرخی عوامل خمینی نتوانست به مرحله اقدام برسد و با اینکه 143 افسر، خلبان و درجه دار دلاور آن را اعدام کردند، توانست با حفظ بخشهای مهمی از بدنه خود مرحله جدید را که ضرورت داشتن یک ارتش ملی بود به نسلهای جوان ارتش اعلام دارد. این قیام با تکیه به شخصیت بختیار و هشدارهای وی در دفاع از سنگر قانون اساسی و پس از اعدام فله ای و بدون محاکمه فرماندهانی که اعلامیه بی طرفی را امضاء کرده بودند شکل گرفت و بدین ترتیب ضرورت یک ارتش ملی که زیر سلطه شیخ و شاه نباشد و در راه پر افتخار دفاع آزادی و حاکمیت ملت قدم بردارد به جامعه اعلام شد.

امروز با اینکه بیست و یک سال از قتل دکتر شاپور بختیار میگذرد جای پای او را همه جا مشاهده میکنیم. وی احتیاجی به مداح، مبلغ و مدافع ندارد تا حقانیت خود را بعنوان یک رهبر ملی به اثبات برساند. وجدانهای بیدار نام او را به نسلهای آینده منتقل خواهند ساخت.

برای اینکه تعادلی بین حال و آینده برقرار شود: در جلسه ای کوچک در حضورخود دکتر بختیار حرف خود را با این نکته تمام کردم، که محال است در آینده، تاریخ کشور ما (چه او باشد و چه نباشد) بی اعتنا از کنار نام او بگذرد.
تصور میکنم، داریم به چنین روزی نزدیک میشویم.

ایران هرگز نخواهد مرد
حمید صدر
14 مرداد 1391


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.