
حمید آصفی
نقشه راه منافع ملی (۱): پایان توهم پیروزی؛ آغاز سیاست بقا
چهار مقاله گذشته کوشیدند به یک پرسش بنیادین پاسخ دهند: جنگ سوم ایران و آمریکا چه ماهیتی دارد؟
در آن مجموعه استدلال شد که این جنگ را دیگر نمیتوان با معیارهای کلاسیک تحلیل کرد. جنگ سوم، بیش از آنکه نبردی برای تصرف جغرافیا باشد، نبردی برای تأثیرگذاری بر تصمیم و محاسبات راهبردی طرف مقابل است؛ الگویی که از آن با عنوان «دکترین تصمیمستانی» یاد شد.
اما هر نظریهای که تنها به توصیف بحران بسنده کند، نیمی از مسئولیت خود را انجام داده است. وظیفه اندیشه، فقط تشخیص مسئله نیست؛ ارائه راه عبور از مسئله نیز هست.
اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که جنگ چگونه آغاز شد؛ بلکه این است که ایران در میانه این جنگ، چگونه باید از منافع ملی خود پاسداری کند؟
نخستین گام، کنار گذاشتن یک توهم خطرناک است؛ توهم پیروزی مطلق.
تجربه جنگهای بزرگ نشان داده است که در جنگهای فرسایشی، حتی طرفی که دستاوردهای نظامی بیشتری کسب میکند، ممکن است همزمان در اقتصاد، سرمایه اجتماعی، اعتبار بینالمللی و توان توسعه، هزینههای سنگینی بپردازد. پیروزی نظامی، اگر به فرسایش قدرت ملی بینجامد، پیروزی پایدار نخواهد بود.
در مقابل، تسلیم نیز راهحل نیست. کشوری که استقلال تصمیم خود را از دست بدهد، حتی اگر از میدان جنگ خارج شود، در میدان سیاست و اقتصاد، هزینههای سنگینتری خواهد پرداخت.
بنابراین، منافع ملی ایران نه در جنگ بیپایان تعریف میشود و نه در عقبنشینی بیقیدوشرط؛ بلکه در حفظ توان ملی برای عبور از یک دوره فرسایشی نهفته است.
امروز مهمترین سرمایه ایران، فقط توان نظامی نیست. اقتصاد، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، تولید، دانش، سرمایه انسانی، انسجام ملی، دیپلماسی و مشروعیت حکمرانی، همگی اجزای قدرت ملیاند. اگر هر یک از این ستونها آسیب ببیند، توان کشور برای مدیریت بحران نیز کاهش خواهد یافت.
اگر جنگ سوم، جنگ فرسایش تصمیم است، پاسخ ایران نباید صرفاً افزایش هزینه برای رقیب باشد؛ بلکه باید جلوگیری از فرسایش توان ملی نیز باشد.
این هدف، بدون بازسازی اقتصاد، افزایش کارآمدی حکمرانی، کاهش شکافهای اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی، گسترش مشارکت ملی و فعالسازی دیپلماسی هوشمند، دستیافتنی نیست.
هیچ کشوری تنها با اتکای به قدرت نظامی، به امنیت پایدار نرسیده است. همانگونه که هیچ کشوری نیز بدون توان بازدارندگی، توسعهای پایدار نداشته است. امنیت و توسعه، دو روی یک سکهاند؛ حذف هر یک، دیگری را نیز تضعیف میکند.
از همین رو، مهمترین وظیفه امروز، حفظ ظرفیت بازسازی ایران در دل جنگ است. کشور نباید به نقطهای برسد که حتی در صورت توقف درگیریها، توان برخاستن دوباره را از دست داده باشد.
در این چارچوب، هدف راهبردی باید روشن باشد: ایران باید در جنگ، توان ساختن صلح را از دست ندهد.
صلح، صرفاً خاموش شدن سلاحها نیست. صلح، نتیجه وجود اقتصادی توانمند، جامعهای امیدوار، حکمرانی پاسخگو، نهادهای کارآمد و اجماعی ملی بر سر منافع کشور است.
اگر در مجموعه نخست، از دکترین تصمیمستانی سخن گفته شد، اکنون زمان آن رسیده است که از دکترین بازسازی ملی سخن گفته شود؛ دکترینی که نقطه آغاز آن، یک اصل ساده اما سرنوشتساز است:
در جنگهای فرسایشی، بزرگترین پیروزی آن نیست که رقیب بیشترین خسارت را ببیند؛ بزرگترین پیروزی آن است که یک ملت، کمترین آسیب را به آینده خود وارد کند.
این، نقطه آغاز مجموعهای است که میکوشد به جای توصیف جنگ، راهبرد حفظ ایران را در میانه جنگ سوم ترسیم کند.
برای دنبال کردن تحلیلها و مقالات بیشتر:
📢 [کانال تلگرام حمید آصفی](https://t.me/hamidasefichannel2?utm_source=chatgpt.com)
🎥 [کانال یوتیوب حمید آصفی](https://youtube.com/@hamidasefi
ایران در میانه جنگ سوم
نقشه راه منافع ملی (۲): بزرگترین خلأ؛ حافظ منافع ملی کیست؟
در نخستین مقاله این مجموعه گفته شد که بزرگترین وظیفه ایران در میانه جنگ سوم، حفظ توان ملی و جلوگیری از فرسایش قدرت کشور است. اما این سخن، بدون پاسخ به یک پرسش بنیادین، ناتمام میماند:
چه کسی باید پرچم منافع ملی را بر دوش بکشد؟
آیا میتوان این مسئولیت را تنها بر عهده ساختار قدرتی گذاشت که خود، بخشی از بحران کنونی است؟
آیا میتوان آن را به قدرتهای خارجی سپرد که منافع خود را بر منافع ایران مقدم میدانند؟
پاسخ هر دو پرسش منفی است.
در بزنگاههای تاریخی، منافع ملی نه در انحصار حکومتهاست و نه در اختیار قدرتهای خارجی؛ منافع ملی را نیروهای ملی حفظ میکنند.
اما واقعیت امروز ایران، واقعیتی متفاوت است.
در داخل کشور، محدودیتهای سیاسی، امکان شکلگیری آزاد یک اپوزیسیون ملی، مستقل و سازمانیافته را بهشدت کاهش داده است. در خارج از کشور نیز بخشی از مخالفان، مشروعیت خود را نه از جامعه ایران، بلکه از حمایت قدرتهای خارجی جستوجو کردهاند.
نتیجه آن است که ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود، با خلأ یک اپوزیسیون ملی روبهروست.
این خلأ، فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ یک مسئله مربوط به آینده منافع ملی است.
اپوزیسیون، اگر خود را صرفاً نیرویی برای نفی وضع موجود بداند، هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده است. اپوزیسیون زمانی به یک آلترناتیو ملی تبدیل میشود که از امروز، برای اداره فردای ایران برنامه، راهبرد و مسئولیتپذیری داشته باشد.
جنگ سوم، فقط جمهوری اسلامی را در معرض آزمون قرار نداده است؛ همه جریانهایی را که مدعی آینده ایران هستند نیز در معرض آزمون قرار داده است.
آیا میتوان همزمان با نقد حکومت، از استقلال و تمامیت ارضی ایران نیز دفاع کرد؟
آیا میتوان بدون تکیه بر قدرتهای خارجی، برای آینده کشور یک برنامه واقعبینانه ارائه داد؟
آیا میتوان نشان داد که هدف، صرفاً جابهجایی قدرت نیست، بلکه تغییر کیفیت حکمرانی است؟
اپوزیسیونی که آینده ایران را فقط در سقوط یک حکومت خلاصه کند، هنوز برنامهای برای ساختن ایران ندارد.
اپوزیسیون ملی، آلترناتیو یک حکومت نیست؛ آلترناتیو یک شیوه حکمرانی است.
اگر قرار است فردای ایران بر پایه آزادی، حاکمیت قانون، پاسخگویی، توسعه پایدار و منافع ملی بنا شود، این اصول باید از امروز در اندیشه و رفتار نیروهای ملی دیده شود، نه آنکه به فردای تغییر قدرت موکول گردد.
دفاع از منافع ملی، به معنای دفاع از وضع موجود نیست.
همانگونه که مخالفت با حکومت نیز نباید به بیتفاوتی نسبت به سرنوشت ایران تبدیل شود.
ایران، بزرگتر از هر حکومت و ماندگارتر از هر قدرت سیاسی است.
از همین رو، همه نیروهای ملی باید یک اصل را سرلوحه خود قرار دهند:
نه به جنگی که ایران را ویران کند؛ نه به حکمرانیای که ایران را فرسوده سازد.
وظیفه نیروهای ملی، انتخاب میان این دو نیست؛ وظیفه آنان، گشودن راه سومی است که هم استقلال ایران را حفظ کند و هم مسیر استقرار حکمرانی دموکراتیک، سکولار، قانونمدار و پاسخگو را هموار سازد.
شاید مهمترین آزمون امروز، نه در میدان نبرد، بلکه در میدان سیاست رقم بخورد؛ جایی که روشن میشود چه کسانی برای تصاحب قدرت رقابت میکنند و چه کسانی برای ساختن ایران آماده میشوند.
در میانه جنگ سوم، بزرگترین مسئولیت نیروهای ملی این نیست که فقط منتقد قدرت باشند؛ بلکه باید نشان دهند اگر فردا مسئولیت اداره ایران را بر عهده گرفتند، چگونه از منافع ملی، تمامیت ارضی، آزادی شهروندان و حکمرانی دموکراتیک بهطور همزمان پاسداری خواهند کرد. این همان نقطهای است که یک جریان معترض، به یک آلترناتیو ملی و تاریخی تبدیل میشود.
—
برای دنبال کردن تحلیلها و مقالات بیشتر:
📢 [کانال تلگرام حمید آصفی](https://t.me/hamidasefichannel2?utm_source=chatgpt.com)
🎥 [کانال یوتیوب حمید آصفی](https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo?utm_source=chatgpt.com)-mf3jo?utm_source=chatgpt.com)