
روز ۲۳ مردادماه مسعود شجاعی ملی پوش فوتبال ایران، پس از قریب به ۳۳ سال به صورت رسمی مقابل یک تیم اسرائیلی به میدان رفت

علیرضا کریمی کشتی گیر آزادکار ایران در رقابت امیدهای جهان، از سوی مربیان خود دستور گرفت که مقابل حریفی از روسیه شکست بخورد تا در مرحله بعد مقابل “یوری کالاشنیکف” اسرائیلی قرار نگیرد
شهریار نکوزاد- شهروند خبرنگار
سال ۱۳۹۶ که تمام شود، ورزشکاران ایران نفس راحتی خواهند کشید؛ سالی که سرنوشت ورزش کشور بیش از همیشه با دخالت سیاست گره خورده است.
ورزشکاران ایرانی بیش از ۳۴ سال است حق رقابت با ورزشکاران اسراییلی را ندارند اما از اسفند سال ۹۵ تا امروز، سه خبر در مورد رویارویی ورزشکاران ایران و اسراییل جریان ساز شده است.
روز اول اسفندماه سال ۹۵ خبرگزاری «فارس» اعلام کرد که «برنا درخشانی»، نوجوان شطرنج باز ایران با شطرنج باز اسراییلی رقابت کرده است. همان روز «مهرداد پهلوانزاده»، رییس فدراسیون شطرنج ایران خبر داد که برنا درخشانی برای همیشه از حضور در تیم ملی شطرنج ایران محروم شده است.
«احمد سالک»، نایبرییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی هم به «باشگاه خبرنگاران جوان» اطلاع داد که نهادهای امنیتی به این پرونده ورود کرده اند.
روز ۱۴ مهرماه، فدراسیون جهانی شطرنج در سایت رسمی خود نام برنا درخشانی را به عنوان شطرنج باز انگلستان به ثبت رساند.
۲۳ مردادماه دو ملی پوش فوتبال ایران، پس از نزدیک به ۳۳ سال ممنوعیت جامعه ورزشی کشور برای رقابت با حریفان اسراییلی، به صورت رسمی مقابل یک تیم اسراییلی به میدان رفتند. این اتفاق پس از آن افتاد که باشگاه «پانیونیوس» یونان از «احسان حاج صفی» و «مسعود شجاعی»، دو ملی پوش خود به صورت رسمی و طی بیانیهای درخواست کرد که این تیم را در دیدار برگشت مقابل «مکابی» اسراییل همراهی کنند.
پانیونیوس در بازی رفت مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا برابر مکابی با نتیجه یک بر صفر شکست خورده بود. احسان حاج صفی و مسعود شجاعی دو ملی پوش ایرانی تیم یونانی برای بازی در این مسابقه به اسراییل سفر نکرده بودند. به همین دلیل، «میخائیل گریگوریو»، سرمربی ۴۳ ساله تیم پانیونیوس تاکید داشت این دو ملی پوش ایرانی باید در بازی برگشت، این تیم را همراهی کنند.
حضور این دو ملی پوش فوتبال ایرانی با انتقاداتی از سوی رسانه های تندرو در ایران و همین طور وزارت امور خارجه و وزارت ورزش و جوانان همراه شد. همان زمان، «محمدرضا داورزنی»، معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای ایران به خبرگزاری صداوسیما گفت: «طبیعی است که فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی آن تصمیم جدی درباره آینده این دو بازیکن فوتبال بگیرد. اما در حال حاضر، به طور قطع مسعود شجاعی و احسان حاج صفی به تیم ملی فوتبال ایران دعوت نخواهند شد زیرا آن ها خط قرمزها را زیر پا گذاشته اند.»
اظهارات محمدرضا داورزنی باعث واکنش فدراسیون جهانی فوتبال شد. روز ۲۱ مردادماه این فدراسیون در نامه ای خطاب به فدراسیون فوتبال ایران، از دخالت سیاست و حاکمیت در فوتبال ابراز نگرانی کرد.
اساسنامه فیفا در بند چهارم به روشنی در مورد مسایل قومی، سیاسی، مذهبی و نژادی توضیح داده است: «تبعیض قائل شدن به هر شکلی علیه کشوری، فردی حقیقی یا گروهی از افراد با در نظر گرفتن اصلیت نژادی، جنسی، معلولیتی،گویشی، مذهبی، سیاسی یا دلایل دیگر، به شدت ممنوع و از طریق اخراج یا تعلیق قابل مجازات است.»
فدراسیون جهانی فوتبال از ایران برای احتمال دعوت نشدن حاج صفی و شجاعی به اردوهای تیم ملی دلیل قانع کننده خواست.
در فاصله ای کم تر از ۲۴ ساعت پس از وصول نامه رسمی فدراسیون جهانی فوتبال، «تسنیم» خبر از آماده شدن نامه فدراسیون ایران داد. این خبرگزاری در گزارش خود نوشت که فدراسیون فوتبال در پاسخ به نامه فیفا اعلام کرده که این دو بازیکن (مسعود شجاعی و احسان حاج صفی) را محروم نکرده است و خبرهای مربوط به این موضوع درست نیست.
پس از فشار بین المللی در مورد احتمال مداخله سیاست در فوتبال ایران، وزارت ورزش از این دو ملی پوش ایران خواست در صفحات مجازی خود از رفتارشان ابراز پشیمانی کنند. مسعود شجاعی بر خلاف احسان حاج صفی، حاضر به تمکین نشد و ادعا کرد اولین واکنش او نسبت به این اتفاق، برای نشان دادن حس و میزان وفاداری خود به ایران کفایت می کند.
او در اینستاگرام خود نوشته بود که بچه جنگ است، معنی ایثار و شهادت را میفهمد، لالایی کودکانهاش صدای انفجار و توپ و تانک بوده و مفهوم مقاومت مردم برای کشور را درک کرده است و هرگز حاضر نیست از تصاویر کسانی که از جان خود برای دفاع از کشور گذشتند، برای اهداف خود استفاده کند. او برخلاف احسان حاج صفی، تا امروز به تیم ملی ایران دعوت نشده است.
آذرماه فاز دیگری از دخالت مستقیم سیاست در ورزش ایران کلید خورد. این بار جوانی ۲۳ ساله قربانی دشمنی ایران با اسراییل شد. «علیرضا کریمی»، کشتی گیر آزادکار ایرانی در رقابت های امیدهای جهان، از سوی مربیان خود دستور گرفت که مقابل حریفی از روسیه شکست بخورد تا در مرحله بعد مقابل «یوری کالاشنیکوف» قرار نگیرد. برحسب اتفاق و پس از شکست عمدی کریمی مقابل حریف روسیه ای، باز هم کشتی گیر ایران در گروه بازنده ها باید مقابل این حریف اسراییلی قرار می گرفت. علیرضا کریمی از دیدار مقابل حریف اسراییلی انصراف داد تا از یک مدال مسلم جهانی دور بماند. پس از انتشار فیلمی که نشان می داد مربی کریمی کنار زمین او را به شکست خوردن تشویق می کند، در ایران هشتگ های «#علیرضا_بباز» و «#باید_ببازی» برای حمایت از او درست شد.
اما داستان سیاسی شدن ورزش ایران و ممنوعیت مبارزه ورزشکاران ایرانی و اسراییلی تاریخی ویژه دارد؛ تصور عمومی این است که ایران درست پس از انقلاب سال ۵۷، تمامی رویارویی های خود با ورزشکاران و تیم های اسراییلی را تحریم کرده است ولی ورزشکاران ایرانی پس از انقلاب هم مقابل نمایندگان اسراییل قرار گرفته اند. سال ۱۹۸۳، در رقابت های کشتی آزاد و فرنگی جهان در «کی یف» شوروی، «بیژن سیفخانى»، فرنگى کار گیلانى وزن ۷۴ کیلوگرم مقابل «رابینسون کوناشویلى»، کشتی گیر اسراییلی روی تشک می رود، کشتی می گیرد و در نهایت با نتیجه ۷ بر ۴ پیروز می شود.
در آن زمان اطلاع رسانی مثل حالا وجود نداشت. «بیژن سیفخانى» به مقام نهم جهان رسید اما چون حریف اسراییلی را برده بود، روزنامه «کیهان» و مجله «کیهان ورزشى»، از معدود رسانه های نوشتاری وقت ایران از این مقام به عنوان «قهرمانی بزرگ ایران» یاد کردند. بی خبر از این که همین مساله، آغاز و پایانی بود بر تاریخ مشترک ورزش ایران و اسراییل پس از انقلاب.
«على اکبر ولایتى»، وزیر امور خارجه وقت ایران دستور می دهد که تمام کاروان باید به ایران برگردند. خبر شبانه به گوش کشتی گیران ایران رسید. مربیان به اتاق تک تک بازیکنان رفتند، آن ها را بیدار کردند و گفتند وسایل تان را جمع کنید، باید به تهران برگردیم. در بازگشت، تمامی کادر فنی و البته شخص بیژن سیفخانى توبیخ شدند.
آیت الله علی خامنه ای کم تر در مورد ورزش اظهارنظر کرده اما آن چه گاه و بیگاه به عنوان رهبر و یا در زمان ریاست جمهوری به زبان آورده، ماندگار شده است. او سال ۷۷ و دو ماه پیش از دیدار تاریخی ایران و امریکا در جام جهانی فرانسه گفت: «من آن بازی را نگاه کردم. البته حقیقتش این است که آن شب هم نمی خواستم نگاه کنم چون دیروقت بود و وقت خواب من بود. لیکن همین طور که نشسته بودم، تلویزیون را روشن کردم و ناگهان با گل ایشان (حمید استیلی) مواجه شدم و دیگر خواب از سرم رفت و نشستم تا آخر بازی را تماشا کردم!»
این تنها اظهارنظر ورزشی یا به عبارتی فوتبالی علی خامنه ای نیست، پیش از آن هم در سال ۱۳۶۲ در گفت و گویی تلویزیونی به عنوان رییس جمهوری ایران، به بازی تاریخی تیم های ملی فوتبال ایران مقابل اسراییل در زمان پهلوی اشاره کرده بود.
ایران و اسراییل روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ در ورزشگاه «امجدیه» (شیرودی کنونی) مقابل هم قرار گرفتند. جام ملت های آسیا بود و ایران می خواست آقایی و قهرمانی خود را در آسیا اثبات کند.
قبل از بازی، شایعه ای در شهر پیچید. گفتند «حبیبالقانیان»، سرمایهدار متمول یهودی و مالک ساختمان «پلاسکو» تمامی بلیت های ورزشگاه را خریده است تا کسی به امجدیه نرود. بعد گفتند از ۳۰ هزار بلیت، نیمی را خریده و فقط به یهودیان به صورت رایگان داده است. اما روز بازی، ورزشگاه لبریز بود از جمعیتی که داشتند برای ایران فریاد می زدند.
فینال جام ملت های آسیا بود. ایران دو بر یک پیروز شد. دو گل را «همایون بهزادی» و «پرویز قیلچخانی» زدند. گلزن دوم، سال ها است که حق ورود به ایران را ندارد. تهران غرق در شادی بود و همین دلیلی شد برای این که رییس جمهوری دهه ۶۰ ایران از شادمانی مردم برای قهرمانی در آسیا، به عنوان ابزاری برای «اسراییل ستیزی» یاد کند.
آیت الله خامنه ای سال ۱۳۶۲ گفته بود: «آن روزها طلبه جوانى بودم که به تهران آمدم. جو عمومى در تهران علیه تیم اسراییل بود و بعد از مسابقه همه مردم شادى خود را از این پیروزى نشان مى دادند. در تاکسى هم راننده مى گفت دیدید چه طور به آن ها گل زدیم که این ها نارضایتى ملت از همکارى شاه با اسراییل را نشان مى داد.»
یعنی اگر امروز در خیابان به هم بگویید که دیدید چه طور به عراق گل زدیم، می تواند نشانه ای از نارضایتی مردم از همکاری دولت ها و حکومت ها باشد؛ همان طور که مباحثه در مورد گلزنی بازی برزیل مقابل آلمان هم می تواند چنین تحلیلی را پشت خود داشته باشد.
حکومت ایران با قاطعیت اعلام می کند که دیگر هیچ ورزشکار ایرانی تحت هیچ شرایطی و در هیچ رقابت رسمی و غیررسمی، حق مبارزه با حریف اسراییلی (صهیونیست) خود را ندارد. استدلال، به رسمیت نشناختن کشور اسراییل و دفاع از مردم فلسطین بود. در تمام این سال ها، تیم ها و ورزشکاران فلسطینی مقابل ورزشکاران اسراییلی گاه و بیگاه دیدار کرده اند. نمونه بارزش را می توان موافقت «بنیامین نتانیاهو» و «محمود عباس» در اردیبهشت ماه سال قبل برای برگزاری یک دیدار دوستانه میان تیم های ملی فوتبال اسراییل و فلسطین دید؛ دیداری که پیشنهادش را «سپ بلاتر»، رییس وقت فدراسیون جهانی فوتبال داده بود. بلاتر به اسراییل سفر کرد و گفت: «پیغامی از طرف نتانیاهو برای آقای محمود عباس دارم.»
او وعده داد که مشکلات دو سرزمین در زمینه فوتبال را رفع خواهد کرد.
فلسطینی ها بارها از فیفا خواسته بودند که اسراییل را از فدراسیون جهانی اخراج کند. اتفاق ویژه در مورد ورزش دو کشور اما این بود که سال ۲۰۱۵، وقتی فلسطین برای نخستین بار حضور در جام ملتهای آسیا را تجربه کرد، اخباری پیرامون حضور پنج بازیکن اسراییلی الاصل در ترکیب تیم ملی این کشور به گوش رسید؛ اتفاقی که در کم تر از ۱۲ ساعت واکنش صریح و سریع وزارت اطلاعات ایران را به همراه داشت. تمامی رسانه های داخلی از انتشار این خبر منع شدند.
اما در این سو، ورزشکاران ایرانی نه تنها از هر نوع مبارزه ای با ورزشکاران اسراییلی منع شده اند که حتی ایستادن در کنار آن ها نیز توبیخ یا جریمه به همراه دارد. تیرماه امسال در جام جام جهانی تیراندازی که در شهر باکو با حضور ۸۰کشور برگزار شد، یکی از این موارد رخ داد. «حسین باقری»، تیرانداز ایرانی در بخش ۱۰متر مردان در سالنی که نماینده اسراییل هم حضور داشت، رقابت کرد و اولین مدال ایران در این مسابقات را به دست آورد. حسین با نقره ای که روی سینه اش دید، به نخستین مدال تاریخ تیراندازی ایران در این رشته رسید اما «باشگاه خبرنگاران جوان» تیتر زد: «مدالی که بوی خون می دهد».
از حسین باقری در زمان بازگشت نه تنها تقدیر نشد که حتی برای پاسخ گویی به این سوال که چرا در سالنی که یک اسراییلی بوده، حضور داشته است، احضار شد.
سال های دهه ۶۰ و ۷۰ برای دولتمردان ایران سال هایی طلایی بود. آن ها با افتخار عدم حضور ورزشکاران ایرانی مقابل حریفان اسراییلی را فریاد می زدند. اما تغییر در قوانین و اساس نامه کمیته جهانی المپیک، روال را تغییر داد. اول بار « ژیل دیویس»، سخن گوى کمیته بین المللى المپیک متن جدید قوانین کمیته جهانی را برای رسانه ها خواند: «در صورتی که ورزشکار یا ورزشکارانی از حضور مقابل ورزشکار یا ورزشکارانی دیگر به دلایل سیاسی، مذهبی، نژادی و قومیتی امتناع کنند، آن ورزشکار مادام العمر از حضور در رقابت های بین المللی محروم خواهد شد. همین طور فدراسیون و کمیته المپیک آن کشور با تهدیداتی، از جریمه نقدی تا محرومیت از حضور در رقابت های بین المللی و المپیک مواجه خواهند بود.»
آخرین ورزشکار ایرانی که به صورت رسمی حاضر به دیدار با حریف اسراییلی نشد، «آرش میراسماعیلی» بود. جودوکار ایران در رقابت های المپیک آتن نه تنها بخت مسلم کشور برای کسب نخستین مدال در این رشته به شمار می رفت که پرچمدار ایران هم در روز افتتاحیه بود.
آرش در اولین قرعه به حریف اسراییلی خورد. کاپیتان تیم ملی جودو ایران می دانست که حق رقابت با حریف اسراییلی را ندارد، پس خودش مدعی شد که به وزن استاندارد نرسیده است. اما رسانه های ایران به صراحت از ممنوعیت مبارزه آرش با ورزشکار اسراییلی نوشتند. روزنامه «جهان فوتبال» تیتر زد: «پرچمدار زمین خورد».
خبرگزاری «ایپنا»، متعلق به باشگاه «پاس» (نیروی انتظامی) تیتر روزنامه جهان فوتبال (به صاحب امتیازی «مهدی تاج»، رییس کنونی فدراسیون فوتبال) را توهین به مقدسات مردم ایران دانست.
آرش در بازگشت به فرودگاه «امام خمینی»، مورد استقبال «غلامعلی حداد عادل»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس قرار گرفت. رهبر ایران در دیدار با ورزشکاران با تجلیل از میراسماعیلی گفت: «در این قضیه جوسازی فراوانی شد تا این اقدام محکوم شود ولی این جوان مؤمن ایرانی توانست آن ها را در انفعال و در مقابل عمل انجام شده قرار دهد.»
«سیدمحمد خاتمی»، رییس جمهوری وقت نیز مبلغی معادل ۱۲۵هزار دلار امریکا جایزه نقدی به او پرداخت کرد. از سویی دیگر، «محمدباقر قالیباف» در سال۹۱ مجموعه ای در بزرگراه «رسالت»، حد فاصل میدان رسالت و پل «سیدخندان» (محله مجیدیه) را به نام «آرش میراسماعیلی» نام نهاد و این اقدام را جهت تشکر از مردی دانست که در حمایت از مردم فلسطین با حریف اسراییلی مبارزه نکرده است.
نکته این جا است که همان عدم رویارویی، دو بازخورد منفی برای ورزش ایران داشت؛ حساسیت ویژه کمیته جهانی المپیک برای مبارزات بعدی ورزشکاران یا تیم های ایرانی مقابل رقبای اسراییلی و تذکر جدی در پرونده آرش میراسماعیلی.
همین تذکر جدی در آبان ماه سال ۹۴ برای او محرومیتی پنج ساله از حضور در تمامی پست های مدیریتی ورزشی به همراه داشت.
کمیته انضباطی فدراسیون جهانی جودو با بسنده کردن به تذکر کمیته جهانی المپیک، آرش میراسماعیلی را به دلیل آن چه در رقابتهای قهرمانی جهان رخ داده بود، پنج سال از مدیریت ورزشی محروم کرد.
سال ۹۰ در رقابت های جهانی کشتی فرنگی و در وزن ۱۲۰ کیلوگرم، «بشیر باباجان زاده» که در دور اول حریف روسی خود را برده بود، در کشتی دوم، در حالی که در زمان دوم سه بر یک پیش بود، کشتی را به دلیل مصدومیت به پایان نرساند و از مسابقات کنار رفت. باباجانزاده در صورت پیروزی، در نیمه نهایی با حریفی از اسراییل دیدار می کرد.
سال ۱۳۸۳ هم «وحید هاشمیان»، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و همین طور «بایرن مونیخ» آلمان، در لیگ قهرمانان اروپا مقابل «مکابی» اسراییل حاضر نشد. او در دو بازی رفت و برگشت، مدعی شد که مصدوم است. همین اتفاق برای «اشکان دژاگه» هم افتاد. سال ۸۷ اشکان بازیکن تیم ملی جوانان آلمان بود و در روز بازی این تیم با اسراییل، مدعی شد که مصدوم است و قادر به همراهی تیم خود نیست.
هر دو بازیکن هم به نوعی در خفا از سوی آلمانی ها تنبیه شدند. قرارداد هاشمیان در سال بعد تمدید نشد. سال بعد «علی کریمی» در قرارداد خود با باشگاه بایرن بندی را گنجاند که این تیم را در دیدار با نمایندگان اسراییلی همراهی نخواهد کرد. این بند امروز در قراردادهای «سردار آزمون»، «علیرضا جهانبخش»، «سعید عزت الهی» و اشکان دژاگه با باشگاه های طرف قراردادشان وجود داد.
البته اشکان دژاگه که تمامی رده های فوتبال آلمان را تجربه کرده بود، پس از خودداری از بازی و مصدومیت ساختگی، دیگر به تیم ملی آلمان نرسید و پیراهن تیم ملی ایران را پوشید. همان زمان، «ولفگانگ شویبله»، وزیر کشور آلمان از تصمیم دژاگه انتقاد کرد.
مهم ترین بازخواست را اما «حامد حدادی» و «صمد نیکخواه بهرامى»، دو ستاره بسکتبال ایران پس دادند. نوامبر سال ۲۰۰۹ سایت ورزشی «فن هاوس»(FanHouse) از حامد حدادی، بازیکن تیم ملی بسکتبال ایران یک فایل صوتی منتشر کرد که در پاسخ به این سوال که آیا با بازیکن اسراییلى تیم «ساکرامنتو کینگز» دست خواهی داد، گفته بود: «بله، چرا که نه؟ شماره پیراهنش چند است؟»
کمی قبل تر، در المپیک پکن، «دیوید بلت»، سرمربى اسراییلى تیم ملى بسکتبال روسیه و بازیکنان ایران در پایان مسابقه با یکدیگر دست دادند. صمد نیکخواه بهرامى در کنفرانس مطبوعاتى وقتى با اصرار خبرنگاران خارجى براى توضیح پیرامون آن اتفاق مواجه شد، گفت: «ما براى بازى کردن در اینجا هستیم، نه چیز دیگر.» اما هر دو نفر برای بازخواست به حراست تربیت بدنی دعوت شدند. طی سه سال اخیر، فدراسیون بسکتبال هر دو را با وجود انتقاد رسانه ها، از تیم ملی کنار گذاشته است.
حالا شعار «برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین» با وجود قوانین جدید، نرم نرم از زبان دولتمردان و بعد از ادبیات رسانه ای ایران حذف شده است. کمیته جهانی المپیک به دلایل سیاسی، مذهبی، قومیتی و نژادی اشاره کرده است. در این بین عذر موجه «مصدومیت» تعریف نشده. حالا مصدومیت مهم ترین راهکار برای ورزشکاران ایرانی شده است. نمونه هایش کم نیستند.
اما گاهی همین حیله هم جواب نمی دهد؛ سال ۹۲ و در جریان رقابت های جهانی کشتی آزاد، «محمد طلایی»، سرمربی این تیم پس از ارایه دو گواهی پزشکی برای دو جوان کشتی گیر ایرانی که باید روبه روی دو حریف اسراییلی قرار می گرفتند، به «ایسنا» گفت: «کمیته پزشکی مسابقات گفته است نفر سوم فقط در صورتی که دستش قطع شود، مصدوم به حساب می آید!»
یک مورد عجیب هم هست در مورد «علیرضا دبیر»؛ همان مردی که امروز در شورای شهر تهران، یکی از نزدیک ترین عناصر به اصول گرایان و شخص «محمدباقر قالیباف» به حساب می آید. دبیر دارنده مدال طلای المپیک ۲۰۰۰ سیدنی بود. در آستانه سفر به المپیک ۲۰۰۴ آتن، خطاب به «مهرعلیزاده»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی گفته بود: «اگر با قرعه اسراییل روبه رو شوم، کنار نمی کشم.»
ادعای دبیر، ترس هیات ورزشی ایران را به همراه داشت. او اما در دو بازی پیاپی مقابل حریفان روس و ازبک شکست خورد و وداعی زودهنگام با المپیک داشت.
دبیر ابداع کننده یک روش قرعه کشی خاص هم بود. سال ۲۰۰۳ از کشتی گیران دعوت می شد تا قرعه های خود را انتخاب کنند. در مسابقات جهانى ۲۰۰۳ نیویورک، علیرضا دبیر با تاکتیک ابداعى خودش، دو قرعه را با یک دست برمی دارد تا اگر یکى از قرعه ها اسراییل بود، آن را بیاندازد و دومى را نشان دهد. برحسب اتفاق، یکى از قرعه ها «دومتریو سوکالیوک» از اسراییل بود! آن را انداخت تا با رقیب اصلى خود، یعنى «سرافیم بارزاکف» از بلغارستان رو به رو شود. این تاکتیک همان جا لو رفت. فدراسیون جهانی کشتی از کشتی گیران خواست در هر بار انتخاب، فقط یک قرعه را بیرون بکشند.
ورزشکاران ایرانی تقریبا در تمامی رشته های ورزشی (حتی گلبال، کبدی، دوومیدانی، شنا یا تیراندازی) تجربه عدم رویارویی با حریفان اسراییلی را چشیده اند. اما هنوز نوبت به فوتبال نرسیده است. یکی از نگرانی های دایمی، مواجه شدن با اسراییل است در جام جهانی فوتبال. آیا آن زمان هم تمامی بازیکنان ایران می توانند گواهی پزشکی آماده کنند؟
ورزشکارانی که مقابل حریفان اسراییلی قرار نگرفته اند، بیش ترین ضرر شخصی را برده اند. آرش میراسماعیلی فقط یک استثنا بود. از آن ها گاهی تقدیری دم دستی شده و گاهی هم نه. آن چه اهمیت دارد، رکورد ایران است برای عدم رویارویی با اسراییل؛ ولو این که تیم ملی فلسطین در ترکیب خود در جام ملت های آسیا، از بازیکن اسراییلی سود برده باشد.
از: ایران وایر