علی وکیلی*
با بارش نعمت الهی برف در دو روز گذشته بیدفاعی شهر تهران در مقابل حوادث طبیعی بیشازپیش آشکار شد. در این دو روز تقریبا همه راههای ارتباطی این شهر ۱۰ میلیونی با جهان خارج و شهرهای داخل قطع شد.تقریبا همه محورهای مواصلاتی زمینی بهجز راهآهن تهران-قم (که آنهم شبهنگام به علت یخزدگی تعطیل شد) قطع بود. بلاتکلیفی بسیاری از هموطنانمان که قصد ورود یا خروج از تهران را داشتند، مشهود بود. خدایناکرده چنانچه همزمان یک زلزله حتی با شدت پنج ریشتر تهران را میلرزاند، فقط خدا میداند چه فاجعهای گریبانگیر این شهر بیدفاع میشد. مگر در تهران برف نباریده بود؟ آنچه بنده به خاطر میآورم، مواقعی بوده که چندین برابر این برف هم بارید؛ ولی هیچگاه چنین سردرگمیای که این بار اتفاق افتاد، نیفتاد. پس مشکل کجاست؟ چرا نمیتوانیم یک فرودگاه کوچک (در مقیاس بینالمللی) را باز نگه داریم؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟ اگر اینجور باشد که فرودگاههای روسیه و آمریکا و شمال اروپا شش ماه از سال باید تعطیل باشند. مگر بازکردن راه بزرگراه عمده غربی و جنوبی این شهر چه معضل بزرگی است که به این روز درآمدیم.
به نظر میرسد مدیریت بحران را نه به خاطر برف و زلزله و سیل و توفان، بلکه برای بحران مدیریت باید تشکیل بدهیم. چرا بحث سخیف کمبود بودجه را سرپوش ناکارآمدی و ضعف مدیریت قرار میدهیم. شهرداری تهران غافلگیر شد، همه غافلگیر شدند. پیشبینیهای هواشناسی از چند روز قبل نشان میداد برف خواهد بارید. مگر هواشناسی جزء وزارت راه و شهرسازی نیست. مگر شهرداری تهران میلیاردها تومان صرف ساختن ظروف نگهداری شن و نمک و دپوهای آن نکرده است؟ با این حساب چرا غافلگیر میشود!؟به نظر میرسد در همه زمینههای مدیریت شهری و برونشهری مشکل داریم. یک بار برای همیشه بیاییم قبول کنیم خوب حکمرانی نمیکنیم و این آغاز یک حرکت به سمت جلو خواهد بود. مشکل ما این است که نمیپذیریم داریم راه را اشتباه میرویم؛ همین… . ما بحران مدیریت داریم، احتیاجی به مدیریت بحران نداریم.
*عضو هیئت علمی مؤسسه
مطالعات بینالمللی انرژی
از: شرق