جعفر نیاکی: “صدر حمت به کفن دزد اولی”

Tuesday, 1st May, 2018
اندازه قلم متن

قبل از شروع مطلب، یادآوری این نکته ضروری است که نظام های قبل و بعد از پادشاهان پهلوی هم، بیش و کم، از نارسائی ها، نارضایتی ها، و سیئات مبرّا نبوده اند ولی بحث و حتی اشارۀ به آن از موصوع بحث حاضر، که سیئات خاندان پهلوی است، خارج می باشد و به هر حال، نمی تواند موجب برائت پادشاهان پهلوی باشد[۱] یا حقانیتی برای رجعت آن نظام به وجود آورد؛ اگرچه عطش حواریّون خیلی شدید است ولی آزموده را آزمودن خطا است.

این که می گویند: “صدرحمت به کفن دزد اولی”، بر تقدیر آن که در این مورد، قیاس مع الفارق نباشد، اقرار به این است که کفن دزد اولی هم، دزد بوده و تفاوت، در شدّت و ضعف ِ کفن دزدی آن ها است. اما، درعمل، مردم از زشتکاری های کفن دزدان بعدی آن قدر به تنگ می آیند که به کفن دزد اولی رحمت می فرستند. کما اینکه دردورۀ خلافت بنی عبّاس هم، مردم آرزوی بازگشت بنی امیّه را داشتند؛ کارمظالم وستمگری های بنی عبّاس بدان جا کشید که مردم ِ برگشنه اقبال ِآن روزگا، می خواندند:

یالیت جوربنی مروان عادنا و لیث عدل بنی عباس فی النار (ای کاش بیداد مروانیان [۲] باز می گشتما ن و کاش عدل ِعبّاسیان به دوزخ می رفت[۳])

در زمان نادر هم، مردم بر اثر سوء سیاست، سخت کشی [۴]و ظلم بی حد نادر[۵]، برای نابودی اوعلناً دعا می کردند[۶] و پس از آن که نادر به دست سرداران قشون خود به قتل رسید، شادمان شدند و در ذم و تقبیح او شعرها سرود ند ولطیفه ها ساختند:

 ا تی بوردی که نا در بورد ه گوز ا ز گونه قا طر بورد ه

 (همچو رفتی که نادر رفت گوز از کونه قاطر رفت)

اما چندی از قتل نادر نگذشت که تاریخ تکرار گردید: در هر گوشه چنان اغتشاشی پدید آمد که مردم افسوس دورۀ نادر را می خوردند و”صد رحمت می فرستادند به کفن دزد اولی “:

کاشکی نادرشه دَیبو آن ظلم ها شه بی بو (ای کاش نادر خودش می بود آن ظلم ها هم می بود).

دکنر نصرت الله جهانشاهلو افشار معا ون پیشه وری و پایه گذار دانشگاه تبریز (سا ل ۱۳۲۴ در دوران فرقۀ دموکرات آذربایجان)، درکتاب سرگذشت ما می نویسد: “روزی به اتفاق پیشه‌وری، قیامی و شاهین به طورناشناس، سفری کوتاه کردیم ودربیابان هرجا دهقانی می دیدیم از حال و روزشان پرسش می کردیم. همه بدون استثنا ء از وضع زندگی و کارخود ناراضی بودند و بسیاری از آن ها آشکارا گفتند که روز و روزگارِ ما صد مرتبه بدتر از روزگاری است که با ژاندارم سر و کار داشتیم. خدا شرّ ِ این دموکرات ها را زودتراز سر ِما کم کند، باز همان ارباب ها بهتر بودند:

 شنیدم گوسفندی را، بزرگی رهانید از دهان و چنگ گرگی

 شبانگه کارد بر حلقش بمالید، روان گوسفند از وی بنالید

 که از چنگال گرگم در ربودی ولیکن عاقبت گرگم تو بودی[۷]

از قضای روزگار، طولی نکشید که آرزوی آن روستایی برآورده شد و شرّ ِفرقۀ دموکرات از سرِ مردم آذربایجان کم شد و سران آن ها به روسیه گریختند. اما شوربختانه، وقتی به جای آنان، قشون ظفرنمون شاهنشاهی به فرماندهی سرهنگ حسن هاشمی چنگیزوار وارد آذربایحان شد، چنان ستمی روا داشت که مردم بازگشت دموکرات ها را آرزو می کردند تا آن جا که “صدی نود وپنج مردم مایل بودند پیشه وری برگرد د”[۸].

دکتر جهانشاهلو در جای دیگر کتاب خود می نویسد: “دربند ۷ زندا ن قصر، طبیبی به نام دکتر شفیعی مازندرانی، با ما زندانی بود که در ملاقات خانواده اش فریاد برآورد که جور و ستم به جایی رسیده است که باید بروید ناصرا لدین شاه را ازگور درآورید و سجده کنید” [۹].

________________________________

[۱] عمل خلاف یکی، مجوّز ِ تکرار آن عمل از طرف دیگران نیست؛ وعمال خلاف تکرارکنندگان هم، خلاف گذشتگان را

 مجاز نمی گرداند.

[۲] شاخه ای ازبنی امیّه که به سا ل ۶۴ ق، به قیادت مروان بن حکم، خلافت اموی را از آن خود ساخت.

[۳] مهدیقلی هدایت می نویسد: ” تاریخ را فایده آن است که بخوانند، مضرات اعمال را بدانند و آن اعمال را تجدید نکنند”

 ( خاطرات و خطرات، همان، صفحۀ بیست و چهار ).

[۴] “عا قبت نادرشاه “، عباس اقبال آشتیانی، مجلۀ یادگا ر، سال دوم، شمارۀ دوم، مهزما ه ۱۳۲۴، ص ۳۱

[۵] رستم التواریخ، چاپ ِ لس آنجلس، ص ۳۴۹؛ و ” نکاتی چند دربارۀ نادر شاه “، جعفرنیاکی (دکتر جلال ناصری)،

 فصلنامۀ ا باختر (چا پ ساری)، سال چهارم، شمارۀ پیاپی ۱۵ و۱۶، بهار و تابستان، صص۱۰۳ تا ۱۲۵۱۳۸۵

[۶] مؤ لف مجمع التواریخ می نویسد: ” رعایای ممالک ایران کمال تنفرا زنا درشاه وا ولا داو دا شتند ” (مجمع التواریخ،

 ص ۹۶ ).

[۷] گلستان سعدی، باب دوم، حکایت ۳۲

[۸] سال های بحران ف خاطرات روزانۀ محمد ناصرصولت قشقائی، به تصحیح نصرالله حدادی، نشر رسا، ط.، ۱۳۶۶

 ص ۸۰ ؛ نقل شده در کتا ب: دکترمصدق در دورۀ قاجا ر و پهلوی، پژوهش دکتر مرتضی مشیر، ط.، چاپ کندلوس، ۱۳۷۸،

 ص ۲۲۸

[۹] سرگذشت ما، دکتر نصرت الله جهانشاهلو افشار، لس آنجلس، چاپ چهارم، ۱۳۸۳، ص ۳۱۰


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.