«آقا رسول» بر پشت‌بام مدرسه رفاه

جمعه, 31ام اردیبهشت, 1400
اندازه قلم متن
 
رسول صدر عاملی، تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان- عکس از ایرنا

او در یک مصاحبه‌ در برنامه خندوانه (رامبد جوان)، ضمن ارائه توصیفی بس روحانی و عارفانه از آیت‌الله خمینی، گفته بود: «موقعی که پیشش بودی، به شدت، به شدت حالت خوب بود؛ آرام بود و یک آرامشی ازش می‌گرفتی که بی‌نظیر بود. هرگز دروغ نگفت. این مزخرفاتی که می‌گویند که گفت آب مجانی، برق مجانی، اصلا همچنین چیزی وجود نداشت.»

جدا از این که مجانی شدن آب و برق و مسکن برای مستمندان و بهداشت و تحصیل برای همه‌ افراد جامعه هم‌اکنون هم در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان در دسترس است و انتظار مردم از یک حکومت مردمی‌ در این مورد انتظار بالایی نیست، سخنگوی دولت موقت بازرگان هم به این موضوع اشاره کرد و در واقع روح‌الله خمینی از آن بهره جست و سه بار هم این موضوع را طرح کرد؛ یکی در پیام ۱۴ ماده‌ای نهم اسفند سال ۵۷، دیگری در روز بعد از سخنرانی در مدرسه فیضیه و سرانجام در ۱۱ اسفند در مصاحبه با روزنامه اطلاعات.

آقای صدر عاملی که از طرف خمینی برای روزنامه اطلاعات حکم گرفته بود، اگر از آن دو مورد خبر نداشته باشد، حتما از این مورد سوم با خبر بوده است. بر اساس آنچه در صحیفه نور آمده است، روز جمعه ۱۱ اسفند ۵۷ در کتابخانه مدرسه فیضیه، روح‌الله خمینی خطاب به خبرنگار روزنامه اطلاعات گفته است: «هر چه زودتر باید مشکل مسکن برای بی‌خانمان‌ها و فقرای ایران حل شود و برای هر خانواده، مسکن موردنیازشان تامین شود. آب و برق برای فقرا و بی‌بضاعت‌ها باید مجانی شود. (جلد ۶، صفحه ۲۶۲)»

از آنجا که فیلم و صدا و گزارش روزنامه از سخنرانی آیت‌الله خمینی موجود بود، صدر عاملی مورد انتقاد قرار گرفت. از این رو او حرف خود را کاملا تغییر داد و در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «حرفم در آن برنامه این بود که شادروان عباس امیرانتظام، سخنگوی دولت وقت (بعد از پیروزی انقلاب و نه قبل از آن و نه در بهشت‌زهرا)، اعلام می‌کند ما می‌خواهیم تلاش کنیم به افراد آسیب‌پذیر و فقیر جامعه آب و برق مجانی بدهیم. تاریخش هست. چند روز پس از این اعلام، امام خمینی در یک سخنرانی اعلام کرد که مسئله ما آب و برق مجانی نیست. آب و برق مجانی بدهید اما مسئله ما انسان‌سازی است. این نگاه درستی است چرا که نسل ما برای آب و برق مجانی انقلاب نکرد و حرف من این بود. اما وقتی همه حرف‌های من حذف شد و فقط همان یک جمله باقی ماند، آن موقع من به مشکلات جدی دچار شدم». پاسخی ساخته شده که معلوم است به هیچ شکل نمی‌توانست در «خنداونه» طرح و حذف شده باشد.

صدر عاملی در مورد مدرسه رفاه که خمینی در آن ساکن بود و اعدام‌ها در پشت‌بام آنجا صورت می‌گرفت، هم به ایران‌وایر می‌گوید که به اکراه و تنها برای تهیه گزارش و رفع تکلیف به آنجا می‌رفته است؛ درصورتی که او از آیت‌الله خمینی حکم داشت که در روزنامه اطلاعات باشد؛ همان آیت‌الله خمینی که آقای رسول صدر عاملی می‌گوید او را «آقا رسول» صدا می‌کرده است. او در پاسخ به این سوال رامبد جوان که آیا وقتی به ایران آمدند، پیششان رفتید، می‌گوید: «من آره! یک مدتی تو مدرسه رفاه که همیشه اونجا بودم و همون جا کار خبر می‌کردم و اولین‌بار به من گفتند (خمینی) برو روزنامه اطلاعات را مراقبت کن؛ یعنی اولین حکمی که به من و شهید احسان عراقی دادند…»

در ایران‌وایر آمده است: «رسول صدر عاملی در پاسخ به این‌ که خودش آن شب چه احساسی داشته و آیا فکر می‌کرده است آن‌ها به حکم اسلام باید اعدام شوند، می‌گوید: «نه، من با هیچ اعدامی در هیچ لحظه از زندگی خود موافق نبودم و نیستم.» سوال اصلی این است که چرا ایشان در سال ۱۹۷۹ مخالف اعدام بودند؛ در صورتی که در آن سال بیشتر کشورهای جهان حکم اعدام را اجرا می‌کردند و حتی فرانسه که سال‌ها بود در مخالفت با اعدام تلاش می‌کرد، شش ماه قبل از آن آخرین اعدام را انجام داده بود و تازه در ۲۰۰۷ عبارت «هیچ‌کس نباید به مجازات اعدام محکوم شود.» به قانون اساسی فرانسه اضافه شد.

تلاش صدر عاملی این است که تمام تقصیرها را گردن ابراهیم یزدی بیندازد که دیگر نیست تا پاسخ دهد. هرچند ابراهیم یزدی به عنوان کسی که اعدام‌ها را توجیه می‌کرد و به برگزاری جلساتی که نام دادگاه را بر آن نهاده بودند، اصرار می‌ورزید، اما در آن تاریخ همه موافق اعدام بودند و اگر مخالفتی هم می‌شد، فقط از نحوه‌ برگزاری جلساتی که نامش را دادگاه صحرایی گذاشته بودند، بود نه صدور حکم اعدام.

رسول صدر عاملی سعی دارد تمام توجه‌ها را به سمت ابراهیم یزدی ببرد تا «امام خوبی‌ها» را که در مدرسه‌ رفاه نشسته بود و این محاکمات هم در همان مدرسه انجام می‌شد و خود ایشان هم همان حکم‌ها را امضا می‌کرد، از صحنه خارج کند. امامی بذله‌‌گو که به قول او نسبت به حجاب دید بسته‌ای نداشت!

«آقا رسول» توضیح نمی‌دهد  او که در پاریس دانشجو بود چگونه سر از نوفل لوشاتو درآورد و خبرنگار مخصوص شد و با پرواز موسوم به «پرواز قرن» به همراه «آیت‌الله» به ایران آمد! او نمی‌گوید پدرش سید فخرالدین صدر عاملی که ۱۰ سال پیش درگذشت و خانه سینما هم برایش مراسم یادبود گرفت، روحانی بود؛ یک روحانی از خاندان صدر عاملی و از نزدیکان امام موسی صدر. او نمی‌گوید پدرش پس از انقلاب مناصبی چون نماینده ولی‌فقیه و مسئول عقیدتی سیاسی شهربانی تهران، نماینده ولی‌فقیه و مسئول عقیدتی سیاسی آگاهی تهران، نماینده ولی‌فقیه و مسئول عقیدتی سیاسی امور مالی ناجا را برعهده داشت و از اعضای جامعه روحانیت مبارز بود.

بابک غفوری‌آذر، خبرنگار و مدیر برنامه «صحنه» در رادیو فردا، پرسش خوبی را مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی از جنس آثاری که آقای صدر عاملی از همان روزها تاکنون (خونبارش، رهایی، پاییزان، خاطرات یک خبرنگار و …) در حمایت از حکومت برآمده از همین اعدام‌ها و رهبرانش تهیه کرد یا ساخت. چقدر خوب بود که آقای صدر عاملی درباره این آثار هم صحبت می‌کرد و مثلا به این پرسش پاسخ می‌داد که وقتی امروز به آن‌ها نگاه می‌کند، چه احساسی دارد؟

رسول صدر عاملی به عنوان فیلمساز، فیلم‌های خوبی هم در کارنامه دارد اما به هر حال الان بخشی از مافیای حاکم بر سینمای جمهوری اسلامی است. چند سال پیش با ادغام چند شرکت پخش فیلم، شرکت فیلمیران را تاسیس کرد که بزرگترین شرکت توزیع و پخش کنونی سینمای ایران است و در سال‌های اخیر حدود ۷۰ درصد تولیدات سینمای ایران را این شرکت پخش و توزیع می‌کند. مدیر این موسسه، علی سرتیپی، دایی آقای صدر عاملی ست.

ظاهرا بوی الرحمن جمهوری اسلامی بلند شده است که همه «کی بود، کی بود، من نبودم» راه انداخته‌اند. اما راه درستش اعتراف به اشتباهات و عذر خواستن از مردم است؛ پیش از این که دیر شود. در این چهل و چند سال، روزگار سختی بر مردم ایران گذشته است و جا دارد که به‌جای افتخار کردن به همنشینی با خمینی، از او تبری جویند و بابت آن همنشینی‌ها پوزش بخواهند نه این که بر آن ماله بکشند و کتمانش کنند.

از: ایندیپندنت


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.