نامه سرگشاده به مولوی عبدالحمید درباره حمایت از طالبان

جمعه, ۲۹ام مرداد, ۱۴۰۰
اندازه قلم متن

از آنجایی که از نظر فرهنگ، تعصب عشیره ای و قبیله ای و بافت سنتی و طایفه ای و پیروی بی چون و چرای مذهبی شباهت ها و قرابت های فراوانی بین دو قوم بلوچ و پشتون (پتان) وجود دارد، درخواست مشخص و حمایت تمام عیار جنابعالی از طالبان نه تنها باعث بهت بسیاری از مردم (اعم از افغان و ایرانی) شده است؛ بلکه سوالات متعددی را مطرح کرده است. بنده در طی دهه های گذشته از مواضع اصولی و بر حق جنابعالی در رسانه ها و نوشته ها دفاع کرده ام و تخریب و توهین و هتاکی های طرفدارن متعصب جمهوری اسلامی را به جان خریده ام. اما نمی توانم از درخواست جنابعالی از طالبان برای اجرای احکام شرعی به چند دلیل دفاع کنم. چون قابل دفاع نیست. دلایل آن را توضیح خواهم داد.

اول اینکه طالبان با زور اسلحه به قدرت رسیدند، و نه از طریق انتخابات آزاد و رای مردم افغانستان. نمی توان حکومتی را که از طریق مردم سالاری و انتخابات آزاد به قدرت نرسیده، “مردمی” خواند. چون محک و سنجش و معیاری مردمی بودن “انتخابات آزاد” است. در اینصورت همه حکومت های دیکتاتوری که با کودتا یا به زور اسلحه و یا حمله نظامی بیگانه به قدرت رسیدند؛ می توانند خود را مردمی بخوانند چون صرفا با حمایت بخشی از مردم به قدرت رسیدند.

دوم اینکه حکومت طالبان یک حکومت موقت است. باید بر اساس حتی مردم سالاری دینی و انتخابات آزاد که جنابعالی همواره مدافع آن بوده اید، حکومت در افغانستان تشکیل شود. طالبان با انتخابات آزاد مخالف هستند. چون در تفکر آنها چنین چیزی وجود ندارد. سابقه تاریخی هم این را ثابت می کند. در نتیجه در اساس باورمندی به مردم سالاری و انتخابات آزاد و رای مردم با جنابعالی مخالف هستند.

سوم اینکه یک دولت موقت برخاسته از لوله تفنگ که به اعتراف خود جنابعالی، در گذشته کارنامه و تجربه سیاهی داشته اند، مشروعیت مردمی تعیین نوع نظام آینده افغانستان را ندارد. لذا درخواست تعیین نوع نظام از یک دولت موقت (و نه از ملت افغانستان در یک انتخابات آزاد) به عقیده من با مردم سالاری دینی و احترام به حقوق انسانی و شرعی ملت ها منافات دارد.

چهارم اینکه مردم افغانستان آزاد و مختار هستند در یک انتخابات یا رفراندوم آزاد نوع نظام خود، از جمله نظام مبتنی بر شریعت اسلام نوع طالبانی را انتخاب کنند. این حق هر ملتی است، از جمله ملت افغانستان؛ به شرط آنکه ملت آزادانه آن را انتخاب کند. و نه اینکه گروهی مسلح و خودخوانده آن را تحمیل کنند، آنهم تحت لوای دین و زیر نقاب شرع.

پنجم اینکه جنابعالی ظاهرا به نمایندگی از طالبان در پیام تبریک خود فرموده اید: “بنده به جهانیان اطمینان می‌دهم که طالبان امروز، طالبان بیست سال قبل نیستند”. حتی خود سخنگویان و رهبران طالبان چنین اطمینانی را نداده اند. جنابعالی بعنوان یک عالم و شهروند ایرانی از چه جایگاهی به نیابت از طالبان به جامعه جهانی چنین  اطمینان می دهید.

بنده به مواضع گذشته جنابعالی در مورد حمایت از نظام تبعیض گرا و ناعادل (به گفته خودتان) جمهوری اسلامی، یا شهید خواندن قاسم سلیمانی و یا حمایت از ابراهیم رئیسی با آن سابقه تاریخی سیاه؛  و اعدام اخیر صدها زندانی از جمله بلوچها در دوران ریاست قوه قضائیه وی نمی پردازم. بنده در شهریور ٩۷ زمانی که جنابعالی در نامه ای به نخست وزیر منتخب پاکستان (عمران خان) خواهان اجرای کامل شریعت در آن کشور شدید، در نامه ای سرگشاده سوالاتی را مطرح کردم.  یا بعد از اعلام حمایت جنابعالی از ابراهیم رئیسی، بیش از دو ماه پیش در نامه سرگشاده از جنابعالی پرسیدم که ما بلوچها براستی در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ اکنون نیز این سوال مطرح است.

بدیهی است که مردم افغانستان مثل همه ملت ها حق دارند نوع حکومت خود را انتخاب کنند. حتی حکومت شرع نوع طالبانی. ولی باید مردم آزادانه در یک انتخابات آزاد این گزینه را انتخاب کنند. نه اینکه فقط یک گروه با کشت و کشتار خود را نماینده خودخوانده الله بدانند و حکومت را مثل داعش بزور به دست بگیرند و ادعا بکنند هر کسی با من مخالف است با الله تعالی مخالف است. یعنی در عمل ادعای نمایندگی الله (یعنی ادعای پیغمبری بکنند) و هر کس که مخالف شیوه قتل و غارت آنها است را ضد اسلام و کافر بخوانند. همین کار را داعش کرد و هزاران مسلمان را کشت و سر برید و آتش زد و سپس خودش نابود شد. اگر اینطور باشد همه حکومت های دیکتاتوری مشروع هستند. حتی داعش. زیرا داعش هم همین داعیه را داشت و با زور اسلحه خلافت اسلامی را به دست گرفت. طالبان هم با همان شیوه امارت اسلامی را به دست گرفتند. تا زمانی که انتخابات آزاد برگزار نشده است نمی توان طالبان را نماینده مردم خواند. مردم افغانستان باید آزادانه به حکومت شرع اسلامی رای بدهند، تا آن را مشروع و مردمی بخوانیم. صرف تصرف و پیروز شدن نشانه نصرت الهی نیست. یا وگرنه حزب کمونیست کوبا یا چین یا حزب کمونیست کره شمالی  و بشار اسد در سوریه که برق آسا توانستند از طریق لوله تفنگ قدرت را به دست بگیرند هم می توانند همین ادعای “نصرت الهی”  را داشته باشند. درخواست جاری نمودن حاکمیت شرع از طالبان که بزور اسلحه به قدرت رسیدند بدون رای آزاد مردم افغانستان، بدعتی بسیار خطرناک است.

ای کاش جنابعالی در خطبه های نماز جمعه خود و در پیام تبریک خود بر اساس باور به مردم سالاری دینی از طالبان درخواست انتخابات آزاد می کردید تا مردم افغانستان نوع حکومت و قوانین مبتنی بر آن را آزادانه انتخاب کنند. و این حق آنهاست که هر نوع حکومتی را خواستند آزادانه انتخاب کنند. حتی حکومت دینی مبتنی بر شرع اسلام نوع طالبانی.

این بسیار خطرناک است که یک گروه مذهبی بدون برگزاری انتخابات آزاد، خود را نماینده خدا و رسول خدا بخواند و بگوید حرف من حرف شرع اسلام است و مخالفت با حرف من مخالفت با خدا و رسول خدا است. و مخالف کافر است. و جنابعالی نیز تمام عیار از آنها دفاع بکنید و پیام تبریک بفرستید.  این یعنی بازگشت به تعصبات قبیله ای و طایفه ای و خودکامگی فردی و گروهی ماقبل قرون وسطاء. حتی حکومت های ضد مردمی مثل سوریه و جمهوری اسلامی انتخابات ظاهری برگزار می کنند. چون می دانند بدون ظاهر مردم سالاری و رای مردم هیچ حکومتی مشروع نیست. یا وگرنه هر گروهی می تواند خود را مجاهد و طالب و داعشی و مقاومت اسلامی و جهادی بخواند و به زور قدرت را به دست بگیرد و تحت نام اسلام هر کاری با اسلام و مسلمین و کشور بکند.

طالبان منتظر هستند تا در ماه آینده میلادی توسط مجمع عمومی سازمان ملل و تایید شورای امنیت به رسمیت شناخته شوند. به همین دلیل فعلا چهره واقعی خود را (حداقل در کابل) نشان نمی دهند. اگرچه در شهرهای دیگر کشتار را آغاز کرده اند.  آنها برخلاف گذشته  سخت محتاج به رسمیت شناخته شدن توسط جامعه بین المللی و وصول کمک های مالی دنیا هستند. اما شک نداشته باشید که در طی هفته ها و ماه های آینده چهره واقعی خود را بیشتر نشان خواهند داد؛ زیرا مار پوست خود بگذارد اما خوی خود هرگز.

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

۲ نظر

  1. مواضع آقای مولوی عبدالخمید نه تنها با هیچ معیاری با آزادی و دموکراسی منطبق نیست و تمام ادعای های ایشان را که همیشه برای خقوق اقلیت سنی داشته است زیر سوال می برد، بلکه بوی بد تجزیه طلبی هم از آنها بر می آید. این بو را می توان از واژه های بکار برده استشمام کرد. او در واقع خودش را در کنار بلوچهایی قرار داده است که خواهان تجزیه و پیوستن به کشورهای دیگر هستند. کسانی که از نوع طالبان هستند و منتظر یک بلبشو در ایرانند تا اعتقادات داعشی و طالبانی خود را به عرصه اجرا در آورند. جمهوری اسلامی طرفداری مکارانه او را از رییسی (که در واقع فرقی هم با طالبان ندارد) تحسین می کند ولی توجه ندارد که او هم مانند خمینی خدعه می کند تا آزادی بیشتری برای ابراز مواضع تجزیه طلبانه خود کسب کند.

  2. هر کشوری که طالبان را به رسمیت بشناسد معلوم میشود در پشت طالبان بوده و شریک جنایات طالبان بوده است●