انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان

Thursday, 21st November, 2013
اندازه قلم متن
بهروز ستوده

بهروز ستوده

جمهوری اسلامی اينک در ايران و خاورميانه با گروه‌های تروريست و آدم‌کُشی از قماش خود مجبور است مقابله کند و اين همان سرنوشت شومی است که نيک‌انديشان و آزادی‌خواهان ايران از سال‌ها قبل پيش‌بينی می‌کردند و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار می‌دادند

پس از اقدام تروريستی انفجار انتحاری در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در بيروت، گروه بنياد گرای سنی مذهب موسوم به “گردان عبدالله عزّام” که يکی از شاخه های القاعده در کشورهای عربی است با صدور اطلاعيه ای، مسئوليت انفجار مذکور را برعهده گرفت و اعلام داشت : تا زمانی که نيروهای جمهوری اسلامی و حزب الله در سوريه حضور دارند و از رژيم اسد دفاع ميکنند، اين گروه حملات مشابهی را عليه منافع ايران سازماندهی خواهد کرد. صورت مسئله روشن است، گروهی اقدام به يک عمل تروريستی کرده، مسئوليت آنرا برعهده گرفته و دليل عمل جنايتکارانه خود را هم اعلام داشته اند، اما همين خبر وقتی که به اطاق توطئه گری بيت رهبری ميرسد به گونه ای وارونه و قلب ميشود که در چهارچوب دستگاه تبليغی صدا و سيمای جمهوری اسلامی وکيهان شريعتمداری بگنجد.

با وجود اينکه شاخه ای از القاعده مسئوليت انفجار سفارت را برعهده گرفته است، غضنفر رکنابادی سفير خامنه در بيروت و حزب الله لبنان و کيهان شريعتمداری، همگی يک صدا اسرائيل را عامل انفجار سفارت جمهوری اسلامی دربيروت ميدانند، و دليلی هم که برای ادعای خود ارائه ميدهند، همان ادعای مسخره و هميشگی است : “شکستن جبهه مقاومت”، ادعائی که اسد پدر و اسد پسر با توسل به آن، حدود ۵۰ سال با شقاوت بر سوريه حکومت کردند و دهها هزار نفر از مردم اين کشور را کشتند و صدها هزار نفر را آواره کردند و حالا در واپسين دم حيات، بشار اسد برای حفظ حکومت خويش، جمهوری اسلامی و نوچه های لبنانی و عراقی خامنه ای به کمک طلبيده و سوريه را به ميدان کثيف ترين جنگ های فرقه و مذهبی تبديل کرده است.

سياست شبکه وسيع تبليغاتی و دروغ پردازی بيت رهبری که با صرف ميلياردها تومان و به زبانهای مختلف شبانه روز مشغول دروغ پراکنی و اشاعه خرافات در خاورميانه و جهان ميباشند، اين است که هراقدام مخالف جمهوری اسلامی را به امريکا و اسرائيل نسبت دهند ! از نگاه بيت رهبری و کارگزاران تبليغاتی اش، همه کسانی که مخالف ولايت مطلقه خامنه ای اند دشمن اسلام و انقلاب اسلامی اند و عامل امريکا و اسرائيل، از نگاه خامنه ای و بوق های تبليغی او چه موسوی و کروبی و رهنود و کسانی که فعاليت مدنی و مسالمت آميز حقوق بشری ميکنند و چه “جيش العدل” و “گردان عبدالله عّزام” همه عامل امريکا و اسرائيل اند ! البته چون اين روزها مذاکرات هسته ای در جريان است، سياست تبليغی جمهوری اسلامی، موقتاًً بر تخفيف حمله عليه امريکا سفارش شده است تا مگر اين بحران کمرشکن از سر بگذرد و اژدهای هفت سر نفسی تازه کند.

سايت تابناک به نقل از سفير خامنه ای در لبنان چنين مينويسد : « الحمدالله همه اعضای سفارت ايران در لبنان ‌سلامت هستند؛ اما شماری از مردمی که در حال عبور بودند، در خيابان مقابل سفارت ايران به شهادت رسيدند. » سفير خامنه ای که جان مردم عادی برايش ارزشی ندارد دروغ ميگويد، طبق گزارش خبرگزاری های معتبر براثر دو انفجاری که در مقابل سفارت جمهوری اسلامی صورت گرفته است، تا کنون ۲۶ نفر کشته و حدود ۱۵۰ مجروح گزارش شده است، که در بين کشته شدگان اسامی رايزن فرهنگی حکومت اسلامی، راننده سفير و شش تن از محافظان سفارت نير ديده ميشوند. سفير خامنه ای در بيروت که مانند رهبرش عوامفريب و شياد است چون پس از اينکه خدا را شکر ميکند که همه اعضای سفارت سلامت هستند ميگويد : « پس از حادثه تروريستی امروز همه اعضای سفارت ايران در لبنان با احساس حسرت به شهدای امروز می‌گفتند، ‌ای کاش ما هم در بين شهدا بوديم، چونکه شهادت در راه بسط عدالت آرزوی همه ديپلمات‌های ايرانی در سراسر جهان و به ويژه در لبنان است.» و کسی نيست به اين جيره خوار متملق و عوافريب بگويد : برای اينکه حسرت شهادت بر دلت نماند، کافی است که بدون محافظ و ماشين ضد گلوله از دژ سفارتخانه خارج شوی تا خيلی زود به آرزويت برسی !

حمله گروه تروريستی بنيادگرای سنی مذهب به سفارت جمهوری اسلامی در بيروت محکوم است همانطوری که حمله گروه تروريستی “جيش العدل” به مرزبانان ايرانی در بلوچستان محکوم بود، ولی اين واقعيت را نيايد فراموش کرد که گروههای تروريست سنی مذهب با گروههای تروريست شيعه مذهب که در دل جمهوری اسلامی پرورده شده اند همه از يک جنس اند و اهداف ضدبشری مشترکی را دنبال ميکنند، با اين تفاوت که گروههای تروريستی سنی مذهب هنوز موفق نشده اند در کشوری به قدرت برسند و دولت تروريستی خود را تشکيل دهند ولی گروههای تروريست شيعه مذهب در ايران بقدرت رسيده و دولت تروريستی خويش را تشکيل داده اند و از تمام امکانات مالی، تسليحاتی و ديپلماتيک برخوردار ميباشند. برای مثال تروريست های شيعه مذهب از آنجائی که تمامی امکانات دولت جمهوری اسلامی ميتواند در خدمت آنان قرار گيرد، آسان تر ميتوانند به آدم کشی و بمب گذاری و اعمال تبهکارانه اقدام نمايند، کما اينکه تمام ترورها و بمب گذاری های جمهوری اسلامی در خارج از کشور با استفاده از امکانات دولتی و ديپلماتيک بوده است، درصورتيکه تروريست های سنی مذهب چون خود فاقد دولت اند(کمک عربستان سعودی و برخی از شيخ نشين ها به گروههای تروريستی بنيادگرا، مشروط و موضعی و فقط برای مقابله با جمهوری اسلامی است و جنبه استراتژيک ندارد ) برای انجام عمليلت تروريستی و ضد انسانی خود با محدوديت های زيادی مواجه هستند، با وجود اين گروههای تروريست سنی مذهب، کشورهای خاورميانه را به قتلگاهی برای شيعيان غير نظامی و بيگناه که اهداف آسان و قابل دسترسی هستند تبديل کرده اند.

روزی نيست که خبری در مورد حمله گروههای تروريست و افراطی سنی مذهب، به محل سکونت و يا محل عبادت شيعيان، و کشتار و قتل فجيع آنان، به سراسر جهان مخابره نگردد. حملات مرگبار به شيعيان در کشورهای عراق و سوريه و لبنان و پاکستان و افغانستان بصورت امری عادی و روزمره درآمده و جان ومال و ناموس شيعيان در کشورهای عربی و خاورميانه در معرض تعرض گروههای بنيادگرای سنی مذهب قرار گرفته است، و اين همه را بايد درارتباط با سياست خارجی حکومت تروريست حاکم برايران دانست که طی ۳۵ سال گذشته، بجای پاسخگوئی به نيازهای مردم ستمديده ايران، صدور انقلاب اسلامی به ساير کشورهای منطقه و تشکيل امپراطوری ولايت فقيه را در دستور کار خويش قرار داده است.

جمهوری اسلامی پس از تحميل ۳۵ سال ترور و خفقان و پايمال نمودن ابتدائی ترين حقوق فردی و اجتماعی ايرانيان، پس از اعمال تبعيض های چند لايه بر تمام شهروندان ايرانی و پس از به تباهی کشاندن ايران و ايرانيان در عرصه های اقتصادی و سياسی و فرهنگی و اخلاقی، اينک در ايران و خاورميانه با گروههای تروريست و آدمکشی از قماش خود مجبور است مقابله کند و اين همان سرنوشت شومی است که نيک انديشان و آزاديخواهان ايران، از سالها قبل پيش بينی ميکردند و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار ميدادند که : کسی که بذر ترور و خشونت ميپاشد چيزی بجز ترور و خشونت درو نخواهد کرد.

و مردم ايران تا کنون در هر فرصتی که پيش آمده است حکومتگران فاسد و جاهل را مخاطب قرار داده و با صدای بلند فرياد زده اند که : « سوريه را رها کن فکری بحال ما کن» ولی کو گوش شنوا و اندکی عقل و خرد که تشخيص دهد بايد هرچه زودتر از باتلاق سوريه و جنگ های فرقه ای که درآن کشور در جريان خارج شد، آقای روحانی بعنوان رئيس جمهور حکومت اسلامی بايد به مردم ايران توضيح دهد که بيت رهبری در پی کدام منافع ملی ايران، کشور ما را وارد باتلاق جنگ داخلی و فرقه ای سوريه کرده است و ملياردها دلار از پول مردم فقير ايران را خرج حفظ حکومت بشار اسد درقدرت نموده است؟

بهروز ستوده

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.