روزنامۀ فرانسوی فیگارو مینویسد در پی حملات آمریکا به زیرساختهای غیرنظامی، بهویژه در جنوب ایران، شمار فزایندهای از صداها در داخل کشور خواستار واکنشی گسترده و قاطع شدهاند. در عمل ازسرگیری حملات، جایگاه جناح تندرو را تقویت کرده است.

ژرژ مالبرونو، گزارشگر فیگارو یادآوری میکند که امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا از همان آغاز هدف انتقادهای محافظهکاران رژیم قرار گرفت.
فؤاد ایزدی، دانشیار دانشگاه تهران که تحلیلهایش مطابق میل محافل محافظهکار تهران است به فیگارو میگوید: «بزرگترین توهم این است که تصور کنیم آمریکا توافقی را که به نفع ایران باشد امضا کند و در بلندمدت نیز به آن پایبند بماند.»
به نوشتۀ فیگارو، با گسترش حملات آمریکا به پلها و فرودگاهها، انتقادهای جناح محافظهکار اکنون شدت گرفته است.
آرش رئیسینژاد، پژوهشگر مسائل ایران در مدرسۀ اقتصاد لندن میگوید: «این حملات صرفاً مجموعهای از عملیات تاکتیکی و پراکنده نیست. به نظر میرسد بخشی از تلاشی گستردهتر برای تضعیف تدریجی آن بخش از ساختار دفاعی ایران باشد که مسئول کنترل تنگۀ هرمز و دیگر نقاط راهبردی، از جمله جزیره خارک است.»
حملۀ نظامی، محاصرۀ اقتصادی
از نگاه تندروهای تهران، حملات اخیر آمریکا نشاندهندۀ «شروع یک طرح عملیاتی گستردهتر با هدف تسلط بر مواضع راهبردی در جنوب ایران» است.
فرید وحید، پژوهشگر بنیاد فرانسوی ژان ژورس نیز معتقد است که «آمریکا راهبردی را برای خفه کردن اقتصاد ایران دنبال میکند، هرچند این اقتصاد اکنون هم بسیار آسیب دیده…» در این استراتژی «محاصرۀ اقتصادی و ضربههای نظامی به زیرساختهای حیاتی، باهم آمیخته است».
فرید وحید میافزاید: «این روند برای تهران بسیار نگرانکننده است. بنابراین جریانهای محافظهکار بهطور جدی خواهان واکنشی گستردهاند که نهتنها تنگۀ هرمز، بلکه تنگۀ بابالمندب و همچنین خطوط لولۀ نفت عربستان سعودی و امارات متحد عرب را نیز هدف قرار دهد.»
ولی نصر، پژوهشگر ایرانیتبار مقیم آمریکا میگوید: «رهبران کنونی ایران بر این باورند که هرگونه خویشتنداری، آمریکا را به اعمال فشار بیشتر تشویق خواهد کرد. از دید آنها، برای بازداشتن آمریکا و وادار کردن آن به مذاکرۀ جدی دربارۀ پایان جنگ، باید رویکردی تهاجمی پیش گرفت و سطح درگیری را آنقدر افزایش داد که خارج از تحمل آمریکا باشد.»
به گفته نصر، «رهبران ایران به این جمعبندی رسیدهاند که چیرگی بر تنگۀ هرمز برای تضمین موفقیت در مذاکرات آینده ضروری است و میتواند آمریکا را به اجرای توافق وادار کند.»
امنیتیها دست بالا را دارند
ژرژ مالبرونو سپس شرح میدهد که چگونه اخیراً «رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران حملۀ هماهنگی را علیه جریان اصلاحطلب» آغاز کردهاند.
ماجرا از این قرار است که چند روز قبل، محمد خاتمی خود حکایت کرد که بعد از جنگ ۱۲ روزه نامهای به علی خامنهای نوشته و در آن «با اشاره به کتاب “پرشکوهترین نرمش قهرمانانۀ تاریخ” که ایشان (خامنهای) ترجمه کردهاند، پیشنهاد کردم برای حفظ اقتدار کشور و نظام، گام در مسیر صلح برداشته شود.»
مالبرونو میافزاید: «اما محافل امنیتی استدلال خاتمی را رد میکنند. آنها بر این باورند که صلح نخستین گام در مسیر اصلاحات، بازنگری قانون اساسی و در نهایت بازتعریف نظم سیاسی پس از جنگ خواهد بود، به کلام دیگر خواستههای امثال خاتمی که هدایتکنندگان کنونی جنگ بهشدت با آن مخالفاند».
بابک وهداد (اسم مستعار؟) که از سوی روزنامۀ فیگارو با عنوان دیپلمات و کارشناس مسائل ایران معرفی شده در جمعبندی اوضاع کنونی میگوید: «بدون تردید، درگیریهای اخیر اقتدارگراترین و امنیتمحورترین جناح نظام را تقویت کرده و در مقابل، نیروهای اصلاحطلبی را که بیشتر به گفتگو، مذاکره و مصالحۀ سیاسی گرایش دارند، به حاشیه رانده است».
