«باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم»

شنبه, 23ام مهر, 1401
اندازه قلم متن

 

زیتونیلدا امیری: ریزش و فرسایشِ خودی‌ها؛ معضلی که جمهوری اسلامی این روزها بیش از پیش درگیر آن است.

در روزهایی که مردم در خیابان مرگ دیکتاتور را فریاد می‌زنند، بخشی از بدنه نظام منتقد سیاست‌ها شده‌اند و بخشی دیگر نیز دیگر نمی‌خواهند عضو این «بدن» باشند.

اگر چه علی خامنه‌ای ادعا می‌کند که نظام تحت امرش «درختی تناور» است و می‌گوید: «غلط بکند کسی حتی فکر کَندن آن را نیز بکند» اما همه می‌دانند که درخت تناور ریشه در عمق خاک دارد و قابل کندن نیست. خامنه‌ای عبارت «کندن» را استفاده کرده چراکه حکومت جمهوری اسلامی چهاردیواری نه چندان بزرگی است که او و نزدیکانش با استفاده از پول و قدرت برای خود ساخته‌اند.

حالا شعله‌های اعتراضات مردمی و تداوم آن، درون چهاردیواری تاریک نظام را روشن و شکاف‌ها و سوراخ‌های دیوار را نمایان کرده است.

بخشی از ریزش و فرسایش بدنه جمهوری اسلامی شامل سیاستمداران پیشین و وفادارانی است که آیت‌الله خامنه‌ای آنها را خواص «بی‌بصیرت» نامیده اما بخش اعظم آن جوانان وابسته به نظام هستند که تندروها این روزها آنها را «مذهبی صورتی» یا «انقلابیِ صورتی» می‌نامند.

مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و هفته‌نامه صبح، که روزگاری از چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی بود، به تازگی در کانال تلگرامی خود نوشته که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، «مشروعیت نظام» زیر سوال رفته و دیگر تمایلی ندارد به سیاست بپردازد.

نصیری در این یادداشت نوشت: «کشتار مردم در آبان ۹۸ برایم بسیار تکان‌دهنده بود.» او مجلس اخیر را «ضعیف‌ترین مجلس پس از انقلاب» دانست و افزود: «معلوم شد نظام تصمیم خودش را برای تحقق یک حاکمیت یکدست و صددرصد مطیع و عاری از هرگونه نقد جدی گرفته است و دیگر با کسی شوخی ندارد.» او نوشت که «علی لاریجانی» هم با وجود «اطاعت و ولایت‌مداری» چون «اهل فکر» بود، کنار گذاشته شد.

سردبیر پیشین روزنامه کیهان، اعتراضات اخیر را زلزله نامید و خود را کنار مصطفی تاجزاده قرار داد و افزود: «نسل جوانی که این روزها در خیابان‌ها می‌آید» چهره‌های سیاسی مشهور را نمی‌شناسد تا از آن تاثیر بپذیرد و مخاطب من، «مسئولان و نهادهای نظام است و نه جوانان و مردمی که اکنون به ستوه آمده‌اند.»

او در انتها نوشت که «آنچه شرط بلاغ» بوده را گفته و از این به بعد «مانند میلیون‌ها نفر دیگر» منتظر می‌ماند که ببیند «خسروان با این ملک» چه خواهند کرد.

سخنان اخیر علی لاریجانی، رئیس سابق مجلس که اکنون از تمام مناصب کنار زده شده نیز به نظر برخی از رسانه‌ها بسیار مهم قلمداد شد. روزنامه بریتانیایی گاردین گفت‌و‌گوی لاریجانی با روزنامه اطلاعات را نشان‌دهنده ایجاد شکاف در میان رهبران جمهوری اسلامی دانست.

لاریجانی در این مصاحبه گفت که «افراط در اجرای آداب اجتماعی (حجاب)، منجر به واکنش‌های افراطی می‌شود.» او افزود: «شک نکنید هنگامی که یک پدیده فرهنگی همه‌گیر می‌شود، واکنش سخت به آن، چاره کار نیست. مردم و جوانانی که به خیابان می‌آیند، فرزندان خودمان هستند.»

محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا و عضو سابق شورای سردبیری روزنامه کیهان مدت‌هاست که انتقادات تندی به مسئولان جمهوری اسلامی می‌کند. او در یادداشتی در مورد واکنش مقامات نظام به اعتراضات اخیر نوشت: «چهل‌وسه سال است از پدیده‌ای به نام «دشمن» نام می‌بریم. اگر قبل از اجرای هر تصمیمی مراقب سوءاستفاده دشمن نباشیم، بیش و پیش از دشمن، خودمان قابل شماتت و سرزنش هستیم.»

در این میان برخی از واکنش‌های عزت الله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی دولت سیزدهم نیز جالب توجه بوده است. او به تازگی در توییتی نوشت: «مدتی پیش در مورد ستاد امربه‌معروف توئیت زدم و مورد گلایه قرار گرفتم ، که چرا این نهاد مقدس را تضعیف می‌کنم! امروز که ظاهرا همه آن دوستان به همین نتیجه رسیده‌اند، می‌گم: «باباجون مردم اگر نخوان امربه‌معروف بشن کیو باید ببینن؟!»

این در حالی است که علی خامنه‌ای همچنان در سخنانش بر حجاب اجباری تاکید کرده است.

«صورتی»‌های جدا شده از نظام
همزمان با کشته شدن مهسا امینی و آغاز اعتراضات مردمی تعداد زیادی از فعالان رسانه‌ای اصولگر، روایت حکومت در مورد مرگ مهسا را زیر سوال بردند و در ادامه انتقادات تندی در خصوص سرکوب مردم معترض مطرح کردند. در مقابل اصولگرایان تندرو با این تمثیل که رنگ انقلابی ها باید «سرخ» و همانند خون باشد، منتقدان را با عبارت‌هایی چون «مذهبی صورتی» یا «انقلابی صورتی» تحقیر و تمسخر می‌کنند.

جواد موگویی مستندساز نزدیک بە بیت رهبر جمهوری اسلامی، اخیرا در اینستاگرامش داستان درگیری خود با نیروهای امنیتی را روایت کرده بود. او نوشته کە به قصد میانجی‌گری خواستە از کتک خوردن یک دختر جوان توسط بسیج جلوگیری کند، اما نیروهای امنیتی کە او را نشناختەاند، «به او گلولە ساچمەای زدەاند»، او را «به قصد کشت» کتک زدە و بە او «فحش رکیک» دادەاند.

موگویی که برادرش «فرمانده یک گردان بسیج» در کرج است، پیش از این «گروه‌های برانداز جمهوری اسلامی» را میدان‌دار اعتراضات خواندە بود. اما در آخرین نوشته خود اعتراف کرده کە «معترضان مردم و اکثرا کم سن و سال هستند.»

او در روایتش با زیر سوال بردن سخنان مقامات جمهوری اسلامی و خامنه‌ای نوشته «در تهران، ۴۰۰هزار خانواده اعدامی مجاهدین خلق داریم‌. هر خانواده‌ اعدامی را چند نفر حساب کنیم تا معلوم شود چند هزار نفر را جمهوری اسلامی در سال ۶٧ اعدام کرد؟»

رضا امیرخانی، نویسنده هوادار حکومت و علی خامنه‌ای، در کانال تلگرامش ابراهیم رئیسی را فردی «با هوشِ زیر متوسط» و «بله‌قربان‌گو» توصیف کرد و با انتقاد از سیاست حکومت در قبال اعتراضات کنونی نوشت: «هیچ آدمی با هوشِ متوسط به راحتی حاضر به هم‌کاری با دولت نیست. مگر به دلیل منافع کوتاه‌مدت… مثل نفع مالی… این شبکه‌ ناقص‌العقل‌هاست و این شبکه امروز زمام‌دار کشور است.»

محمدحسین پویانفر، مداح معروف در توییتر نوشت: «ایران امروز به فرهیختگانی نیاز دارد که مردم را به همدلی و تفکر از بین بردن شکاف‌های اجتماعی و تنفر و دوقطبی دعوت کنند و مسئولین را به تدبیر و عقلانیت و اصلاح ساختارهای فرسوده کمک و راهنمایی کنند.»

محمد یاراحمدی، فعال رسانه‌ای اصولگرا نیز در اعتراض به سرکوب خشن مردم نوشته است: «آدم‌ها را پس از دستگیری و اسارات تا سرحد مرگ می‌زنند، به زن‌ها جلوی چشم همه تعرض می‌کنند، بعد چرا نسل جدید فحش‌های زشت می‌دهد؟»

او افزوده است: «اگر این رفتار نیروها کف خیابان و جلوی چشم مردم است، در زندان‌ها، بازداشتگاه و خانه‌های امن بازجویی چه می‌گذرد؟ اگر اینها پلیس‌های یونیفرم‌دار نظام هستند، امنیتی‌ها و لباس‌شخصی ها چگونه‌اند؟»

حمید حسینی، ‏عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث که در توییت‌های متعدد سرکوب اعتراضات مردمی را از منظر دینی به نقد کشیده، نوشت: «این خدا همون خداست؛ از بی‌دینی و بی‌حجابی و کفر خلایق بر دامن کبریاش ننشیند گرد؛ ولی از ظلم و زورگویی و ابزار شدن دین عرشش به لرزه می‌افته.»

محمدرضا اصنافی، فعال اصولگرا در واکنش به تندروهایی که انتقاد را تفرقه خوانده‌اند، نوشت: «کنشگر سیاسی نمی‌خواهند برده سیاسی می‌خواهند.» او در توییت دیگری افزود: «اگر آن روزی که سر هواپیمای اوکراینی سه روز به همه دروغ گفتند درجه چهارتا سردار و سرلشکر را می‌کندید؛ اگر آن روز که خود نظام فساد جریان مازیار ابراهیمی را کشف کرد چهارتا امنیتی را جلوی مردم محاکمه می‌کردید امروز انقدر اعتبار و اعتماد داشتید که بتوانید حرفی بزنید که مردم باور کنند.»

در کنار این‌ها، آیت‌الله سروش محلاتی، استاد  اصولگرای حوزه علمیه قم که در جریان اعتراضات سال ۸۸ به منتقدان‌ پیوست، مطلبی را در کانال تلگرام خود منتشر کرده است و در آن به استناد روایات مذهبی و قواعد فقهی، گفته است که حتی اگر گزارش پزشکی قانونی و روایت حکومتی از مرگ مهسا امینی هم درست باشد باز هم‌حکومت مرتکب قتل شده است.

سروش‌محلاتی در بخشی از این مطلب آورده است« روایت معتبری وجود دارد که خلیفه دوم زنی متهم به فساد را احضار کرد و او در اثر نگرانی و ترس ، جنین خود را سقط کرد . اصحاب خلیفه ، اورا تسکین میدادند که چیزی نیست  تو در مقام تادیب بودی و قصد خیر داشتی ! ، ولی امیر المومنین فرمود دیه جنین بر عهده خلیفه است وحضرت به این وسیله ، وقوع قتل توسط خلیفه  را تایید فرمودند ( ارشاد .کافی . تهدیبفقهای بزرگی مانند علامه حلی همینگونه فتوا داده اند کهمرگ در اثر ترس موجب ضمان است(مختلفو کسی که موجبات ترس و وحشت را فراهم کرده “سبب قتل” است» 

به‌نظر می‌رسد به غیر از مردمی که در خیابان خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند، طیفی از خودی‌های نیز حاضر نیستند به هر قیمتی کنار حاکمیت بایستند، دیگر توجیهات تکراری نظام برای اقناع بخشی از بدنه قابل پذیرش نیست.

علی خامنه‌ای نه باغبان خوبی است و نه حکومتش درختی تناور ‌است که اگر بود خزانی را که در خیابان‌های ایران با چشم خود می‌دید. او بنّایی ناشی است که چهاردیواری‌اش مستهلک شده و بدن حکومتش همانند جسمش رنجور است.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.