
آرش عزیزی
ایران وایر
جشنواره «کن»، مهمترین رویداد سینمایی جهان، روز سهشنبه آغاز شد و از همان شب اول، دو جلوه متفاوت از جشنواره را دیدیم؛ همان چیزی که آن را ویژه میسازد. در شب اول، هم موضوع سیاست و مقاومت هنری در مقابل خودکامگان و دشمنان آزادی را شنیدیم و هم آن حال و هوای سرخوش و بازیگوشی که باعث میشد سینما را «کارخانه رویاها» بنامند. کن که تبلوری از پدیده سینما است، هر دو ویژگی را ارائه میکند و گاه با هم.
***
«لوران لافیت»، بازیگر فرانسوی، مجری امسال مراسم افتتاحیه کن بود که مطابق معمول مختصر بود و کمتر از یک ساعت به طول انجامید. لافیت و همکارانش اما در همین زمان کوتاه علاوه بر اظهارات سینمایی، به بحرانهای مختلف جهانی اشاره مستقیم و غیرمستقیم کردند. نخل طلای افتخاری امسال به «رابرت دنیرو»، بازیگر کهنهکار آمریکایی اهدا شد که در سخنانش مردم را دعوت کرد که برای دفاع از آزادی، دست به «اعتراض» و «رای دادن» بزنند. جایزه را «لئوناردو دی کاپریو» به دونیرو اهدا کرد و یک آمریکایی دیگر هم روی صحنه به آنها پیوست؛ «کوئنتین تارانتینو»، که افتتاح رسمی جشنواره را انجام داد.
در مراسم افتتاحیه جشنواره کن، پای ایران نیز وسط کشیده شد؛ کشوری که این اقبال را دارد که هم پای بحث سیاسی در کن باشد و هم بخشی جداییناپذیر از جنبه سینمایی آن. لافیت در بخشی از سخنانش، از بازیگرانی نام برد که در طول تاریخ نقش مقاومت سیاسی را ایفا کردهاند. برای مثال، «مارلن دیتریش» آلمانی که علیه حکومت نازیها در کشور خودش ایستاد، یا «ایزابل آجانی»، ستاره فرانسوی الجزایریتبار که به خاطر کنشگری سیاسی و مخالفتش با جریان ضدمهاجرت و ضدالجزایریها در فرانسه معروف است. در این بخش، لافیت به «ترانه علیدوستی» و مقاومتش علیه محدودیتهایی که حکومت ایران بر هنرمندان اعمال میکند نیز، اشاره کرد.
لافیت در بخش دیگری از سخنانش، از چهرههای بزرگی نام برد که افتخار حضور در هیات داوران کن را داشتهاند. او این فهرست را با نام «عباس کیارستمی» آغاز کرد. این کارگردان بزرگ، تنها ایرانی است که به نخل طلای کن رسیده و او را میتوان نامآورترین کارگردان ایرانی در سطح جهان و یکی از بزرگترین ستارههای تاریخ کن دانست. با این حساب، علیدوستی و کیارستمی، بخشی از آغاز کن امسال بودند.
رییس هیات داوران امسال کن هم هنرمندی است آشنا با کیارستمی؛ «ژولیت بینوش»، بازیگر بزرگ فرانسوی. از جمله قطعه فیلمهایی که در شب افتتاحیه از بینوش پخش شد، گوشهای از «کپی برابر اصل»، ساخته کیارستمی بود. سایر چهرههای هیات داوران امسال عبارتند از «هالی بری» و «جرمی استرانگ»، بازیگران آمریکایی؛ «لیلا سلیمانی»، نویسنده مراکشی؛ «دیودو حمادی»، فیلمساز کنگویی؛ «هونگ سان سو»، کارگردان اهل کره جنوبی؛ «پایال کاپادیا»، کارگردان هندی؛ «کارلوس ریگاداس»، کارگردان مکزیکی و «آلبا رورواکر»، بازیگر ایتالیایی. اینها هستند که تعیین خواهند کرد پس از یازده روز نفسگیر از میان ۲۲ فیلم حاضر در بخش مسابقه، کدامیک نخل طلای ۲۰۲۵ را به خانه میبرد و سایر جوایز، به کدام فیلمها میرسند.
اما فیلمی که کن برای شب اول انتخاب کرده بود، خارج از مسابقه بود و حال و هوایی سرخوش داشت. «یک روز از اینجا برو»، ساخته «املی بونین» فرانسوی، فیلمی موزیکال و کمدی و احساسی است که به تماشاگران اجازه داد کن را با لطافت آغاز کنند و دعوای نخل طلا هم از همان شب اول شروع نشود. این در ضمن، پنجمین سال پیاپی است که فیلمی فرانسوی کن را آغاز میکند. جشنواره با این کار میخواهد نشان دهد که علیرغم همهجهانی بودنش، موطن خود را جدی میگیرد و در ضمن نه میخواهد غرق سینمای صرفا جشنوارهای شود و نه بیش از حد مجذوب هالیوود. سینمای بستر اصلی فرانسوی، همچنان در متن کن قرار دارد.
فیلم یک روز از اینجا برو، اولین ساخته املی بونین است، کارگردانی که چند سال پیش جایزه بهترین فیلم کوتاه را از جشنواره «سزار» فرانسه گرفت، اما چندان شناختهشده نیست. فیلم ماجرایی آشنا را بازگو میکند، زنی که در زندگی به موفقیت رسیده و پس از حادثهای به شهر کوچک محل تولد خود باز میگردد تا به رابطه خود را با والدینش و دوستانی که پشت سر گذاشته، رسیدگی کند. در این فیلم، سسیل، آشپزی موفق در پاریس است که برنده برنامه معروف تلویزیونی «تاپ شف» شده و چهرهای شهیر در سطح کشور به شمار میرود. او پس از سکته قلبی پدرش به شهر کوچکی بازمیگردد که پدر و مادرش در آن رستورانی برای پذیرایی از رانندگان کامیون دارند. این در ضمن، فرصتی است تا سسیل با پسری دمخور شود که در زمان دبیرستان عاشقش بود. پسر اکنون در همان شهر کوچک ازدواج کرده، بچه دارد و صاحب گاراژ است؛ اما احساس قدیمی که بین این دو وجود داشت، همچنان پابرجا است.
یک روز از اینجا برو موزیکال است و نقش سسیل را «ژولیت آرمانه»، خواننده مشهور فرانسوی بازی میکند. در جایجای فیلم از ترانههای معروف فرانسوی استفاده شده. همین، باعث آشنایی، بهخصوص نزد بینندگان فرانسوی خواهد شد و در ضمن، لطافتی خاص به فیلم میبخشد. یکی از تاثیرگذارترین روابط فیلم، بین پدر و دختر است؛ رابطهای که ظاهرا جز تلخی و تنش در آن نیست و اما نوعی عشق و محبت در آن نهفته است. شخصیت سسیل به عنوان زنی که باید بین ملزومات حرفه خود در پاریس، رابطه پیچیده با دوستپسرش در این شهر و رابطه با خانوادهاش توازن برقرار کند، از دیگر نقاط قوت فیلم است.
سینما سالها است نشان داده که این توان را دارد که از کلیشههای قدیمی فراتر رود و زنان خود را مطابق با قرن بیست و یکم تعریف کند. آرمانه بهقدری باورپذیر ظاهر میشود که سخت است باور کنیم این، اولین حضور این خواننده در مقام بازیگر است. یک روز از اینجا برو احتمالا باعث خواهد شد کارگردانان دیگری نیز سراغ این خواننده فرانسوی بروند.
از فیلم افتتاحیه که بگذریم، هم فرانسویها و اروپاییها، نقش پررنگی در کن امسال دارند. کن همیشه اصالت سینمایی را در صدر قرار داده و برخلاف برخی مجامع هنری، ادای تنوع صوری نمیگیرد. همین است که در بخش مسابقه که قرار است بهترینهای سینمای جهان حاضر باشند، تنوع جغرافیایی چندانی موجود نیست و اکثریت عظیم فیلمها از اروپا و آمریکا هستند؛ امسال حتی بیش از پیش چنین است. در واقع از ۲۲ فیلم، بیست مورد آنها حداقل یک کشور تهیهکننده اروپایی دارند و دو فیلم هم تهیه آمریکا هستند. با این حال، پنج فیلم هستند که عمدتا محصول خارج از اروپا و آمریکا محسوب میشوند: «رنوآر»، ساخته چی هایاکاوا از ژاپن (محصول مشترک با فرانسه، سنگاپور، فیلیپین و اندونزی)؛ «مامور مخفی» از «کلبر فیلیوی برزیلی» (محصول مشترک این کشور با فرانسه، آلمان و هلند)؛ «احیا»، ساخته «بی گانِ چینی» (محصول مشترک با فرانسه) و دو فیلم ایرانی با نامهای «یک تصادف ساده» از «جعفر پناهی» (محصول مشترک ایران، فرانسه و لوکزامبورگ)؛ و «زن و بچه» از «سعید روستایی» (محصول مشترک ایران و فرانسه.)
یک ایرانی مهم دیگر بخش مسابقه، «گلشیفته فراهانی» است که این روزها از مهمترین بازیگران فرانسه و اروپا به شمار میرود. او ستاره اصلی فیلم «آلفا»، ساخته «جولیا دوکورنائوی» فرانسوی است که قبلا با «تیتان»، فاتح نخل طلا شده بود. البته فیلم «عقابهای جمهوری» را هم میتوانیم فیلمی غیرغربی بدانیم. این فیلم ساخته «طارق صالح»، فیلمساز سوئدی-مصریتبار است و بخش آخر «سهگانه قاهره» او محسوب میشود (پس از «ماجرای هتل هیلتون نیل» در سال ۲۰۱۷ و «پسری از بهشت» در سال ۲۰۲۲.) اما کشورهای رسمی تهیهکننده فیلم سوئد، فرانسه، دانمارک و فنلاند هستند و مصر جزو، آنها نیست.
اروپامحوری کن، اهمیتی بیشتر به حضور ایران با دو فیلم میدهد. این نشانهای است از اهمیت خاص سینمای ایران برای کن و عالم سینما. در ضمن، اینکه هم فیلمی از پناهی وجود دارد که آن را مطابق معمول بهطور زیرزمینی ساخته و هم فیلمی از روستایی که آن را به اجبار تحت قواعد موجود حکومت ساخته، نشان میدهد که کن به ظرافتهای ایران آشنا است.
«محمد رسولاف»، کارگردانی که سال گذشته یکی از مهمترین جوایز کن را از آن خود کرد نیز، از حضور روستایی دفاع کرده است تا نشان دهد که سطوح مختلف محدودیت، سدی برای همبستگی بین کارگردانان مختلف ایرانی نیست.
فیلمهای پناهی و روستایی در روزهای آخر جشنواره، به ترتیب در روزهای ۲۰ و ۲۲مه، به نمایش در میآیند. آن دو برای نخل طلا و سایر جوایز با برخی از بزرگترینهای سینمای جهان رقابت کنند؛ از «دومینیک مول» آلمانی-فرانسوی، تا «لین رمزی» اسکاتلندی و «یوآکیم تریر» نروژی و از برادران «داردن بلژیکی» (که تا بحال دو بار برنده نخل طلا شدهاند و برای سومی میآیند)، تا چند کارگردان مطرح آمریکایی همچون «وس آندرسون»، «آری آستر» و «ریچارد لینکلیتر.»
در یازده روز آینده اما بیش از آنکه نام و نشان مطرح باشد، محصولی که این کارگردانان به کن آوردهاند مورد توجه هزاران شرکتکننده در جشنواره قرار میگیرد. باید دید در این جهان پرجوش و خروش، کن امسال چه حرفی برای گفتن دارد و کدامیک از این فیلمها، ماندگار خواهند شد.