
ایران وایر
فرش قرمز جشنواره کن در روز هفتم پرستاره بود گرچه بیشتر این ستارهها به بخش مسابقه تعلق نداشتند. «اسپایک لیِ» آمریکایی با «از بالاترین تا پایینترین» با شرکت «دنزل واشنگتن» به کن آمده؛ تریلری نئونوآر که در بخش «خارج از مسابقه» نمایش یافت و بسیاری را مجذوب خودکرده بود. لی که چندی قبل رییس هیات داوران کن بود، صرفا با نام خود بسیاری را به وجد میآورد. «شان بیکر»، کارگردان آمریکایی که سال گذشته با «انورا» فاتح نخل طلای کن و چندین اسکار شد، جزو چهرههای شناختهشده متعددی بود که در نمایش فیلم لی شرکت کردند. حضار پیش از نمایش فیلم با اتفاقی غیرمنتظره و اعلامنشده روبرو شدند: اعطای «نخل طلای» افتخاری به واشنگتن به خاطر چندین دهه کارنامه پرفروغ. در بخش «پریمیرز» شاهد نمایش فیلم کمدی «اسپلیتیوزویل» به کارگردانی «مایکل آنجلو کووینو» آمریکایی بودیم که نقش اول فیلم را هم بازی میکند. «آدریا آرجونا» پورتوریکویی و «داکوتا جانسون» دو دیگر بازیگر اصلی فیلم هستند. آرجونا و جانسون با حضور در کنار هم روی فرش قرمز توجهها را جلب کردند.
در بخش مسابقه اما دو فیلم دیگر از دو تا از چهرههای آشنای کن در روز هفتم نمایش داده شدند؛ «آلفا» از «جولیا دوکوورنائو»، فاتح سابق نخل طلا با فیلم «تیتان» و «عقابهای جمهوری»، بخش آخر از سه قاره قاهره طارق صالح، کارگردان سوئدی مصریتبار. گلیشفته فراهانی به عنوان یکی از دو بازیگر اصلی «آلفا» با این فیلم در کنار دوکورنائو روی فرش قرمز ظاهر شد و میتوان گفت مهمترین ستاره بخش مسابقه روز هفتم بود؛ واقعیتی که نشان میدهد فراهانیِ ۴۱ ساله چه راهی را طی کرده و چطور خود را به یکی از مطرحترین بازیگران جهان بدل کرده است.
دوکورنائو را بیش از هر چیز شاید بتوانیم با نوعی خشونت روی پرده بشناسیم. در فیلمهای او پوست و گوشت و خون انسان هرگز در امان نیستند و او ابایی از بازیهای مختلف با آنها و خردوخمیر کردنشان ندارد. این ویژگی ازلحاظ بصری و محتوایی در «آلفا» به چشم میخورد. بیاغراق میتوان گفت که تکتک صحنههای این فیلم ۱۲۸ دقیقهای بهنوعی بیننده را آزار میدهند و تکان میدهند و خود همین استعداد خاص دوکورنائو را نشان میدهد.
«آلفا» در فضایی فانتزی میگذرد اما بهروشنی استعارهای است درباره بحران بیماری ایدز در دهه ۱۹۸۰. گلیشفته نقش پزشکی را ایفا میکند که در حال نبرد با ویروسی است که جامعه را زیر پا میگذارد. این ویروس که با خون ردوبدل میشود باعث انجماد استخوانهای بیماران میشود. او از سوی دیگر درگیر خانواده خود است: دختر سیزدهسالهاش (ملیسا بوروس) که با گرفتن یک خالکوبی غیرحرفهای از سوی دوستانش در معرض خطر ابتلا به ویروس قرارگرفته و برادرش (طاهر رحیم) که با اعتیاد دستوپنجه نرم میکند. خانواده در فیلم به زبان بربر صحبت میکنند که نشان میدهد شمال آفریقایی هستند. باورهای خرافی مادر پزشک و افسانههایی مربوط به فرهنگ شمال آفریقا نیز نقشی در داستان فیلم ایفا میکنند.
اگر قابلیت فیلم برای تاثیرگذاشتن بر بیننده را از عوامل موفقیت بدانیم «آلفا» بیشک موفق است. نمیشود از این فیلم تاثیر نگرفت. هنگام نمایش آن در کن حتی شاهد غش کردن یکی از تماشاگران بودیم! من شخصا خشونت فیلمهای دوکورنائو و سبک او را نمیپسندم اما سخت است به قابلیتهای این کارگردان معترف نباشیم. او در «الفا» میخکوبمان میکند و از همان ابتدا فضایی دلهرهآور را ایجاد میکند که تا پایان فیلم با ما است. فضایی توام از اضطراب و نگرانی و روابط پرتنش بین آدمها. حتی زمانی که شخصیت گلشیفته فراهانی کنار قوموخویشهایش، دور میز نهار، دستهجمعی در حال خوشوبش هستند فضای مضطرب کمرنگ نمیشود و همچنان پیشبرنده فیلم است. فراهانی اما در فیلم فضای قابلتوجهی برای بازیگری نیافته. فیلمنامه و کارگردانی اینقدر محو جلوههای تصویری شدهاند که ظاهرا تلاش کمتری صرف ساختن شخصیتها و تمرکز بر محتوای عاطفی رابطه پزشک با برادر و دخترش شده است. حضور در این سطح از کن افتخار بزرگی است (که گلشیفته فراهانی پیشتر با «پترسونِ» جیم جارموش تجربه کرده بود) اما بعید است بتوانیم «آلفا» را جزو بهترین بازیهای او بدانیم.
«آلفا» منتقدان را دو شقه کرد و بعد از نمایش فیلم میشد شکلگیری تیمهای موافق و مخالف را در مقابل قصر جشنواره کن دید. بعید نیست هیات داوران جزو تیم «موافق» باشد و در این صورت دوکورنائو شانس این را دارد که اولین زن «دو نخله» تاریخ جشنواره باشد.
دیگر فیلم بخش مسابقه «عقابهای جمهوری» محصول مشترک سوئد و چند کشور اروپایی است اما به زبان عربی و در مصر میگذرد. این فیلم را میتوان محصولی از سینمای دیاسپورایی مصر دانست؛ پدیدهای که ما ایرانیها با آن خوب آشنا هستیم. ازآنجاکه فیلم در نقد حکومت عبدالفتاح سیسی، رییسجمهور مصر است، تولید آن با همکاری نهادهای این کشور و درون خاک مصر ممکن نمیبود. همین است که فیلمبرداری در استانبول انجامشده است.
فیلم روایتگر زندگی بازیگر شهیری به نام جورج فهمی (فارِس فارِسِ سوئدی-لبنانی) است که بین مردم به «فرعون سینما» معروف است. او که جزو اقلیت مسیحی مصر است با پیشنهادی از سوی حکومت و نزدیکان سیاسی مواجه میشود؛ بازی در نقش سیسی در فیلمی درباره ماجرای عروج او به قدرت در کودتای سال ۲۰۱۳. جورج ابتدا میخواهد این پیشنهاد را نپذیرد اما زندگی خودش و پسرش توسط دستگاه حاکم تهدید میشود و همین است که میپذیرد؛ و حالا باید با عواقب دشوار این تصمیم سر کند. بازیگران عرب کشورهای مختلف در فیلم حضور دارند: لینا خضریِ الجزایری-فرانسوی در نقش دنیا، معشوقه جوان جورج ظاهر میشود؛ عمرو واکد، بازیگر مصری که در سال ۲۰۱۹ توسط دادگاه نظامی در مصر به هشت سال زندان محکوم شد و با فیلمهایی مثل «سیریانا» و سریالهایی مثل «رامی» معروف است، در نقش مشاور عالیرتبه سیسی؛ زینب تریکیِ مراکشی-فرانسوی که او را از سریال جاسوسی «بورو» میشناسیم در نقش همسر وزیر دفاع سیسی که تحصیلکرده فرانسه است و بهآسانی همرنگ جماعت زندگی شوهرش نمیشود؛ و شیرین دعیبسِ فلسطینی (سریالِ «مو») در نقش بازیگر و دوست صمیمی جورج که با نپذیرفتن پیشنهاد همکاری با دستگاه، بهای گزافی خواهد پرداخت. این فیلم پرستاره نشان میدهد که سینمای دیاسپورایی با حمایت کشورهای اروپایی چقدر میتواند پربار باشد.
مهمترین توفیق «عقابهای جمهوری» را باید در تصویر قابلتوجهی دانست که موفق از جورج ایجاد کند. فارس توانسته وقار بازیگر خیالی را جوری بسازد که واقعا خیال کنیم بازیگری به نام جورج فهمی وجود داشته و از مهمترین سینماگران جهان عرب است. همین باعث میشود ازنظر عاطفی درگیر تلاش او برای حفظ استقلال هنری از یکسو و حفظ خانواده و دوستانش از سوی دیگر باشیم. همدلیمان با او به معنای بیزاریمان از دستگاه و دولتی است که او را از عرش به فرش میکشد و به همکار دستگاه تبدیل میکند. گرچه داستان فیلم خیالی است مشابه آن را میتوان در حکومتهای استبدادی منطقه خاورمیانه بسیار پیدا کرد. باید دید آیا هیات داوران توانسته با داستان «عقابهای جمهوری» و فضاسازیهای آن ارتباط برقرار کند یا نه.
علاوه بر نمایش فیلم روز هفتم شاهد دادوستدهای مهمی هم بود. «اسپیلیتزویل» چند قرارداد مهم برای توزیع امضا کرد. درعینحال گمانهزنیها درباره فیلمهای حاضر در جشنواره ونیز (که مطابق معمول در ماه سپتامبر برگزار خواهد شد) بالاگرفته است. «ماشین خردکننده» از سوی بن سفدی از اولین فیلمهایی است که صحبت از حضور آن در ونیز میشود. کلویی ژائو و یورگوس لانتیموس دو کارگردان مطرح دیگری است که گفته میشود مشغول رسیدن به توافق با جشنواره ونیز برای حضور خود باشند. موضوعی که احتمالا در کن نهایی خواهد شد.
کن این روزها در ضمن مشغول پذیرایی از مهمانی ویژه نیز هست: جعفر پناهی که «یک تصادف ساده» را سهشنبه، روز هشتم، در بخش مسابقه ارایه خواهد کرد. پناهی، روز دوشنبه در خیابانهای کن رویت شد و به خوشوبش با برخی خبرنگاران ایرانی پرداخت. این کارگردان در طول سالها مبارزه با دستگاه سرکوب و سانسور در ایران بدون مجوز فیلم ساخته و بزرگترین جوایز جشنوارههای جهان را از آن خودکرده است؛ اما اینکه این بار میتواند برای اولین بار پس از سالها خود همراه فیلمش به کن بیاید بدون شک باعث بروز احساسات بسیاری خواهد شد.