
حمید آصفی
✏️ جمهوری اسلامی هنوز با اعتمادبهنفس کودکانهای از «کنترل بازار ارز» حرف میزند؛ همان بازاری که هر صبح با یک شوخی تازه، رکورد دیروز را پاره میکند. دلار بیتوجه به وعدههای حکومتی، از دیوار میپرد، طلا از قفس میگریزد، و مردم هم به صرافیها و رمزارزها هجوم میبرند. این دیگر بازار نیست، این تئاتر بیپایان فروپاشی اعتماد است.
✏️ سالهاست سیاستگذاران ما دل اقتصاد را به دلار گره زدهاند؛ دل به طنابی پوسیده. حالا همان طناب، گردن اقتصاد را میفشارد. مکانیسم ماشه برگشته، شورای امنیت دوباره زهرش را ریخته، چین درهای بنادرش را روی کشتیهای سپاه قفل کرده، و نتیجه روشن است: فروش نفت سختتر از همیشه، هزینهی قاچاق نفت بالاتر از همیشه، و ورود ارز به کشور کمتر از همیشه.
✏️ بانک مرکزی هم نقش آن پزشکی را بازی میکند که برای بیماری در حال مرگ، سرم نمک مینویسد. تزریق قطرهای دلار به بازار دردی را دوا نمیکند. بازاری که فهمیده انبار ارزی کشور خالی است، بیرحمانهتر از همیشه دندان نشان میدهد.
✏️ تا دیروز، مردم در دل خود خیال میکردند شاید توافقی برسد، شاید برجامی زنده شود، شاید تحریمی برداشته شود. امروز همان خیالها هم دفن شدهاند. دلار دیگر فقط اسکناس سبز نیست؛ بلیط فرار از غرقشدن است. مردم به طلا و رمزارز پناه میبرند، چون میدانند حکومت جز «خبردرمانی» نسخهای در جیب ندارد.
✏️ اولین سیلیِ این سقوط، صادرات نفت را نشانه گرفته است. ایران که تمام امیدش به فروش پنهانی نفت به چین بود، حالا در همانجا گیر کرده. فشار آمریکا بر هند و بقیه کشورها هم مسیرهای فرار را یکییکی میبندد. شاهرگ بودجه یعنی نفت، به سرعت خشک میشود.
✏️ بعدی، نرخ ارز است که مثل بمب عمل میکند. هر دلاری که بالا میرود، نان و دارو و پوشاک و اجارهخانه را هم به آتش میکشد. سفرهها آنقدر کوچک شدهاند که بهزودی برای جا دادن یک نان خشک هم جا نخواهند داشت.
✏️ سرمایهگذار هم از دور نظارهگر است و میگوید: «دیوانه نیستم در این آتش سرمایه بسوزانم.» نتیجهاش روشن است: کارخانههایی که تعطیل میشوند، بیکاریای که سرریز میشود، و شهرهایی که هر روز خاموشتر میشوند.
✏️ وای به حال حکومتی که امروز با تمام قوا نمیتواند یک بحران برق و گاز را حل کند؛ فردا حتی از ترمیم یک لوله آب شهری هم برنخواهد آمد. ابزارهای سیاستگذاری مثل ابزار یک تعمیرکار کهنه، یکییکی زنگ زده و شکستهاند.
✏️ اما بازی کثیف تازه اینجاست: کسری بودجه. جمهوری اسلامی در این میدان همیشه یک برگ برنده دارد: جیب مردم. چاپ پول بیپشتوانه، مالیاتهای جدید، خدمات عمومی کمتر. یعنی فشار بیشتر بر گرده همان جامعهای که زیر بار تورم خرد شده. دولتی که چیزی برای عرضه ندارد، فقط بلد است مکیدن را بیشتر کند.
✏️ این بار ماجرا با دفعات قبل فرق دارد. تحریمها فقط دیوارها را تنگتر نکردهاند، امید را هم بلعیدهاند. جامعهای که امیدش را از دست بدهد، دیگر به تورم و بیکاری فقط نگاه نمیکند؛ یک روز بیرحمانه واکنش نشان میدهد.
✏️ ادعاهای مقامات درباره «کنترل بازار» در بهترین حالت به جوکی شبیه است که در تاکسیها با تلخی نقل میشود. آنها از آرامش حرف میزنند، در حالی که کف خیابان پر از فریاد است. ایران آرام آرام به سمت انفجاری قطعی حرکت میکند؛ انفجاری که نه تنها سفره مردم، که ستونهای پوسیدهی اقتصاد را هم در هم خواهد شکست.
✏️ و پرسش آخر همین است: وقتی دولتی نه نفت دارد، نه ارز، نه اعتماد و نه حتی توان دروغگویی مؤثر؛ چطور میخواهد بر این بحران افسار بزند؟ یا باید پذیرفت که دیگر هیچ افساری باقی نمانده و اسب سرکش اقتصاد ایران در سراشیبی سقوط، تنها میتازد.
#حمیدآصفی
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo