
ار اف ای
ناصر اعتمادی
در گفتگویی تازه با هفته نامۀ اکسپرس، احمد مسعود، رهبر جبهۀ ملی مقاومت افغانستان، هشدار میدهد که طالبان با برقراری محدودیتهای فراگیر علیه زنان، عملاً «آپارتاید جنسیتی» را در این کشور نهادینه کردهاند. او میگوید که جهان نباید در برابر این وضعیت و خطر تربیت هزاران جهادگر جوان توسط طالبان سکوت کند. وی تأکید میکند که مردم افغانستان برای آزادی خود میجنگند، اما برای دفاع از ارزشهای دموکراتیک به پشتیبانی سیاسی جامعه بینالمللی نیاز دارند.
احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود، فرمانده نامدار مقاومت افغانستان که در سال ۲۰۰۱ ترور شد، امروز بهعنوان رهبر «جبهۀ ملی مقاومت» صدای اصلی مخالفان حاکمیت طالبان است. او که پس از سقوط کابل در اوت ۲۰۲۱ این جبهه را پایهگذاری کرده، در سفر اخیر خود به فرانسه با هفتهنامه اکسپرس گفتگویی انجام داده و در آن دیدگاه خود را درباره وضعیت افغانستان و مبارزه برای آزادی و دموکراسی تشریح کرده است.
مسعود میگوید : اگرچه افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت تغییرات بسیاری را تجربه کرده، اما یک واقعیت ثابت مانده است: «استبداد همان استبداد است.» به باور او، شرایط مبارزه امروز حتی «سختتر از دوران پدرش» است، زیرا طالبان «در سطح بینالمللی بیش از حد حمایت دریافت میکنند» و از سوی دیگر «خستگی جهان از مسئلۀ افغانستان» مانع توجه کافی به این کشور شده است. با این حال، مسعود تأکید میکند که با وجود این غفلت، «فرانسه همچنان در صف نخست دفاع از مردم افغانستان» قرار دارد.
احمد مسعود علت بیتوجهی جامعه جهانی را «عدم درک درست از آنچه در داخل افغانستان میگذرد» میداند. او یادآوری میکند که پدرش بیش از بیست سال پیش در فرانسه هشدار داد که «تروریسم تهدیدی جهانی است»، اما این هشدار جدی گرفته نشد و جهان نیز بهای سنگین این بیتوجهی را پرداخت. مسعود معتقد است که جهان غرب امروز «درگیر اولویتهای دیگری» است و افغانستان دیگر در صدر دستور کار آن قرار ندارد. اما او هشدار میدهد که این بیتوجهی میتواند «در پنج یا ده سال آینده به بحرانی جدید» منجر شود. مسعود میگوید : طالبان مدعیاند طی چهارسال گذشته «۲۵ هزار جهادگر جوان» تربیت کردهاند و اگر اکنون چارهاندیشی نشود، این نیرو در سالهای آینده خطری جدی برای همه خواهد بود. او تأکید میکند که مردم افغانستان «پیش از همه قربانیان این وضعیتاند» و هدف وی از سفرها و پیامهایش «فراخوانی به یک بسیج مشترک» است.
احمد مسعود میگوید: «پدرم بیستوپنج سال پیش گفت که ما خود توانایی مبارزه برای آزادیمان را داریم. آنچه از جامعه جهانی میخواهیم حمایت سیاسی و دفاع از ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر است، نه اعزام سرباز.» او تأکید میکند که «راه گفتگو با طالبان آزموده و بینتیجه» بوده و اکنون «این خود افغانها هستند که باید برای آینده مشترک گرد هم آیند.»
مسعود دربارۀ میراث پدرش میگوید: او هرگز «برای جنگیدن نمیجنگید»، بلکه نبردش همواره «برای آزادی در مقابل استبداد» بود. از امضای نخستین سند حقوق زنان گرفته تا مبارزه با طالبان و شوروی، هدف او «دادن حق انتخاب به مردم» بود. احمد مسعود سپس میگوید که جبهۀ ملی مقاومت نیز بر همین ارزشها استوار است: «نه فقط بر اسلحه، بلکه بر آرمانی دموکراتیک و کثراتگرا و متعلق به همۀ مردم افغانستان»
دربارۀ سه اقدام فوری برای مقابله با محدودیتهای شدید علیه زنان، احمد مسعود نخست «دسترسی آنان به آموزش» را حیاتی میداند. او پیشنهاد میکند که شبکه اینترنت سراسری افغانستان برای ایجاد «مدارس و دانشگاههای آنلاین» به کار گرفته شود تا فرصتهای تحصیلی از دست نروند. اقدام دوم از نظر او «تقویت صدای زنان» و حضور آنان در جایگاهی است که بتوانند از رنجهای خود سخن بگویند. سومین اقدام، «ایجاد سازوکار مسئولیتپذیری» است تا آنچه بر زنان افغان تحمیل شده بهعنوان «آپارتاید جنسیتی» شناخته شود و عاملان آن «در صورت لزوم به عدالت بینالمللی» سپرده شوند.
مسعود تأکید میکند که «شناسایی رسمی آپارتاید جنسیتی» امکان پیگیری حقوقی در نهادهایی مانند دیوان کیفری بینالمللی را فراهم میکند، هر چند وی بر این باور است که برای دفاع از دموکراسی، باید این مفهوم به رسمیت شناخته شود.
احمد مسعود از تصمیم روسیه برای بهرسمیتشناختن دولت طالبان نیز انتقاد میکند و آن را «خطا» میداند. بهگفتۀ او، مشروعیت یک حکومت «از مردم» نشئت می گیرد، نه از شناسایی خارجی و اگرچه طالبان تقریباً بهاندازۀ گذشته کمک مالی دریافت میکنند، اما «هیچ سازوکاری برای پاسخگویی ندارند و از این پولها برای پشتیبانی از گروههای تروریستی استفاده میشود.» احمد مسعود در بخش پایانی گفتگو از پیوند خود با شعر مولانا سخن میگوید و اینکه چگونه این شعر او را در دشواریها حفظ کرده است.