هشدار درباره ترور رهبر: نشانۀ هراس حکومت و شکنندگی ساختار قدرت در تهران

یکشنبه, 2ام آذر, 1404
اندازه قلم متن

ار اف ای – ناصر اعتمادی

اظهارات کم‌ سابقۀ اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، درباره احتمال «ترور» علی خامنه‌ای و تکرار همین نگرانی از سوی مسعود پزشکیان در کمتر از دو هفته، نشان می‌دهد که تهران با مرحله‌ای تازه از اضطراب امنیتی و سیاسی روبروست : مرحله‌ای که در آن تهدیدهای آشکار واشنگتن و تل‌آویو، غیبت طولانی رهبر ۸۶ ساله و تنش‌های نهفته درون حاکمیت، مسئلۀ جانشینی و ثبات رأس قدرت را به موضوعی فوری و حساس بدل کرده است.

علی خامنه‌ای در دیدار با وزیر اطلاعات و معاونان او
علی خامنه‌ای در دیدار با وزیر اطلاعات و معاونان او © مهر
 

اظهارات اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، درباره احتمال «ترور» علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ سالۀ جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر مسئلۀ شکنندگی ساختار قدرت در تهران را در مرکز توجه قرار داد. خطیب در سخنانی که دیروز شنبه خبرگزاری رسمی ایسنا منتشر کرد، بدون اشاره به یک حادثۀ مشخص گفت «ستون انقلاب» هدف دشمنان قرار گرفته است : اظهاراتی که هم‌زمان هشداری به آمریکا و اسرائیل معرفی شد و هم نشانه‌ای از نگرانی‌های سیاسی درون نظام.

یازده روز پیش از این سخنان، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، نیز گفته بود که در جریان جنگ دوازده ‌روزه بیم آن داشته که خامنه‌ای کشته شود و چنین رخدادی «باعث فروپاشی انسجام داخلی» نظام شود. هم‌خوانی این دو موضع‌گیری در فاصلۀ زمانی کوتاه نشان می‌دهد که موضوع صرفاً یک هشدار امنیتی نیست و بیشتر به نگرانی‌های ساختاری در داخل جمهوری اسلامی اشاره دارد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش‌تر در گفتگویی با شبکۀ «ای‌بی‌سی» گفته بود که «کشتن رهبر ایران نه‌تنها جنگ را تشدید نمی‌کند، بلکه می‌تواند به آن پایان دهد» و دونالد ترامپ نیز رهبر حکومت ایران را «هدف آسان» توصیف کرده بود. این سطح از صراحت در تهدید، که برای دهه‌ها در ادبیات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو کم‌سابقه بود، اکنون به بخشی از محاسبات امنیتی تهران تبدیل شده است.

در سطحی تلویحی، سخنان خطیب و پزشکیان منعکس‌کنندۀ این نگرانی است که در صورت ازسرگیری جنگ با اسرائیل یا تشدید تنش با آمریکا، «هدف» ممکن است از حملات موشکی و هسته‌ای به «رأس نظام» منتقل شود. این احتمال در رسانه‌ها و محافل امنیتی منطقه به‌ صراحت مطرح شده است. در عین حال این سخنان کارکردی داخلی هم دارد: هشدار به جناح‌های سیاسی و امنیتی که هرگونه تغییر در رأس هرم قدرت می‌تواند شکاف‌های پنهان را آشکار کند و بی‌ثباتی جدی را به‌دنبال داشته باشد.

جنگ اخیر با اسرائیل – که در جریان آن ده‌ها فرمانده ارشد، مقام امنیتی و دانشمند هسته‌ای جمهوری اسلامی هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند – آسیب‌پذیری دستگاه اطلاعاتی و امنیتی حکومت ایران را آشکارتر کرد و بحث جانشینی خامنه‌ای را، که تاکنون در سطحی پنهان مدیریت می‌شد، به موضوعی حساس و غیرقابل‌انکار بدل ساخت. در چنین شرایطی، طرح علنی احتمال «اقدام علیه رهبر» پیامدهای چندگانه دارد: بازسازی انسجام درونی و آماده‌سازی ذهنی جامعه برای دورانی که موقعیت رأس قدرت بیش از همیشه متزلزل خواهد بود.

با آن‌که مقام‌های جمهوری اسلامی برای دهه‌ها تهدیدهای خارجی را زمینه‌ای برای بسیج سیاسی داخلی به‌کار گرفته‌اند، تکرار چنین هشدارهایی در سطحی آشکار نشان می‌دهد که مسئلۀ جانشینی و شکنندگی ساختار قدرت اکنون بیش از گذشته به دغدغه‌ای واقعی برای حاکمیت بدل شده است. این‌بار هشدارها نه تنها خطاب به دشمن خارجی، بلکه به محیط داخلی نیز اعلام شده‌اند : به شبکه‌های سیاسی، امنیتی و حتی الیگارشی اقتصادی‌ای که می‌دانند هرگونه خلأ قدرت می‌تواند آرایش نیروها را به‌طور بنیادی تغییر دهد.

رهبر جمهوری اسلامی، که از سال ۱۹۸۹ قدرت مطلقه سیاسی و امنیتی کشور را در دست دارد، پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ماه ژوئن به ‌ندرت در انظار عمومی دیده شده و سخنرانی‌های او عمدتاً به پیام‌های ضبط‌شده محدود بوده‌اند. این غیبت طولانی، همراه با گزارش‌هایی از اختلافات پنهان درون حاکمیت و تهدیدهای کم‌سابقه از سوی اسرائیل و برخی مقامات آمریکایی، حساسیت نسبت به وضعیت سلامت و امنیت او را افزایش داده است. در این بستر، سخنان اخیر اسماعیل خطیب را می‌توان تلاشی برای مدیریت روانی جامعه و جناح‌های درون قدرت و مهار پیامدهای احتمالی آینده دانست که در آن هر تغییری در رأس قدرت ممکن است پیامدهایی فراتر از میدان جنگ برای جمهوری اسلامی به همراه داشته باشد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.