
رحیم کاظمی سرشت
مقدمه
ایران امروز در نقطهای حساس و تعیینکننده از تاریخ خود قرار دارد. سالها فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، همراه با ناکامی نیروهای سیاسی در ارائه یک آلترناتیو منسجم، جامعه را با سرگردانی و بیاعتمادی گسترده روبهرو کرده است. با وجود این شرایط دشوار، مردم همچنان امید به آیندهای بهتر را در دل دارند.
این مقاله قصد دارد مسیر روشنتری برای فهم بحرانهای موجود و راههای عبور از آن ارائه کند و نشان دهد چگونه کنگره ملی جمهوریخواهان میتواند بهعنوان یک نیروی متحد ملی و دموکراتیک، راه گذار به آیندهای آزاد و پاسخگو را هموار سازد.
بخش اول: ایران در بحران — چرا گذار به یک جمهوری دموکراتیک ضروری است؟
ایران امروز در یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن، بحرانهای انباشتهشده طی چهار دهه نهفقط زندگی روزمره مردم را مختل کرده، بلکه چشمانداز آینده را نیز مبهم و سنگین کرده است. جامعه ایران امروز ترکیبی از رنجِ عمیق، خشم فروخورده، سرگردانی سیاسی و امید پنهان به تغییر است. هر شهروند ایرانی، چه در داخل و چه در خارج، این وضعیت را در زندگی شخصی خود لمس کرده و پیامدهای آن را در کوچکترین جزئیات تجربه میکند.
بحرانهای اقتصادی با سرعتی بیسابقه در حال فرسایش توان مردماند. تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی، افزایش بیکاری، فساد ساختاری، نابودی سرمایه ملی و مهاجرت گسترده نخبگان، همه و همه نهفقط نشانهٔ ناکارآمدی، بلکه نشانهٔ فروپاشی تدریجی یک نظم حکومتی است که توان ادارهٔ جامعه را از دست داده است.
در بعد اجتماعی، شکافهای عمیق میان نسلها، بحران مشروعیت، فروریختن اعتماد عمومی و گسترش ناهنجاریها به سطحی رسیده که جامعه را در وضعیت فرسایش اجتماعی مزمن قرار داده است. خانواده، مدرسه، دانشگاه، محیط کار و روابط اجتماعی همگی آثار این بحران را بر دوش میکشند.
از نظر سیاسی، حکومتی که بر اساس انحصار قدرت، سرکوب و حذف مخالفان شکل گرفته، ابزارهای حل مسالمتآمیز بحرانها را از میان برده و جامعه را مقابل یک بنبست تاریخی قرار داده است.
سال ها انسداد سیاسی، فقدان گردش نخبگان، بسته شدن کانالهای مشارکت، و سرکوب احزاب و تشکلها باعث شده که بخش بزرگی از مردم احساس کنند نمایندهای برای بیان خواستههای خود ندارند. این خلأ سیاسی به ناامیدی و گاهی سرخوردگی عمیق دامن زده است.
اما در کنار همه اینها، مردم ایران بهواسطه دههها تجربه ناکامی نیروهای سیاسی و اپوزیسیون در ایجاد وحدت و ارائه یک آلترناتیو منسجم، با نوعی سرگردانی نیز روبهرو شدهاند. هر بار که سخن از تغییر به میان آمده، تفرقه، اختلافات بیپایان و رقابتهای مخرب بین گروههای سیاسی راه هر تحول مؤثر را بسته است. نتیجه اینکه جامعه، با وجود میل آشکار به تغییر، بدون یک مسیر معتبر و قابل اعتماد باقی مانده است.
این شرایط، تنها یک تحلیل سیاسی نیست؛ بلکه واقعیتی است که بسیاری از مردم در زندگی خود تجربه میکنند:
احساس بیثباتی، نگرانی از آینده فرزندان، ناتوانی در تأمین هزینهها، محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی، و مهمتر از همه، فقدان چشمانداز روشن.
از همین روست که گذار به یک نظم تازه و دموکراتیک نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی شده است؛ ضرورتی که اگر نادیده گرفته شود، ما را با بحرانهای عمیقتر و آسیبهای جبرانناپذیر مواجه خواهد کرد.
در چنین شرایطی، جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک راهحل ملی، شفاف و قابل اعتماد است. راهحلی که بتواند اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند، مردم را از وضعیت بلاتکلیفی نجات دهد و مسیر گذار را از درون جامعه، و با مشارکت گسترده همه اقشار و گروهها، پیش ببرد.
بخش دوم: گذار چگونه ممکن میشود؟ نقش تاریخی کنگره ملی جمهوریخواهان
در برابر این بحران عمیق و فراگیر، پرسش اصلی این است:
«راه خروج چیست؟»
«چه نیرویی میتواند جامعه را از این سرگردانی نجات دهد و به سوی یک گذار دموکراتیک هدایت کند؟»
تجربه ۴۷ سال گذشته نشان میدهد که پراکندگی نیروهای جمهوریخواه، اختلافات دیرینه سیاسی، نبود یک برنامه مشترک، و عدم شکلگیری یک نهاد فراگیر باعث شده جامعه ایران هیچ بدیل معتبر و سازمانیافتهای برای گذار در اختیار نداشته باشد.
حتی زمانی که اعتراضات و جنبشهای مردمی اوج گرفتهاند، نبود یک ساختار ملی هماهنگکننده، امکان تبدیل این انرژی اجتماعی به «تغییر پایدار» را از بین برده است.
«کنگره ملی جمهوریخواهان» پاسخی به همین خلأ تاریخی است.
ایدهٔ کنگره بر اساس یک واقعیت ساده اما تعیینکننده شکل گرفته است:
گذار از وضعیت کنونی تنها زمانی ممکن است که نیروهای جمهوریخواه و طرفداران حکومت دموکراتیک مردمی، در قالب یک جمع ملی، متحد شوند و برنامهای شفاف، دموکراتیک و عملی برای آینده ارائه دهند.
کنگره ملی جمهوریخواهان نه یک حزب است و نه پروژهای برای حذف دیگر نیروها.
بلکه یک سکو، یک چارچوب ملی و یک خانه مشترک برای همه نیروهایی است که میخواهند ایران را از حکومت استبدادی به یک جمهوری دموکراتیک سکولار/لائیک ببرند.
کنگره بر این فرض بنا شده که جامعه ایران تنها زمانی از سرگردانی رها میشود که:
- یک صدای مشترک بشنود
- یک طرح جامع و قابل اجرا ببیند
- بداند چه جایگزینی قرار است به جای حکومت فعلی بیاید
- و اطمینان پیدا کند که این تغییر به هرجومرج یا فروپاشی نمیانجامد
برای این مأموریت بزرگ، کنگره نیازمند حضور همه بخشهای جامعه است؛ نهفقط نخبگان سیاسی، بلکه تمام نیروهای اجتماعی، صنفی و مدنی. دعوت کنگره باید گسترده، ملی و فراگیر باشد:
نیروهایی که باید بخشی از این پروژه باشند:
- تشکلهای کارگری و اتحادیههای مستقل
- معلمان و تشکلهای صنفی آموزشوپرورش
- پرستاران، پزشکان و کارکنان نظام سلامت
- بازنشستگان و مستمریبگیران
- دانشجویان، دانشگاهیان، معلمان دانشگاه
- فعالان زنان و جنبش برابریخواه
- اصناف، بازاریان، رانندگان، کامیونداران
- فعالان محیط زیست
- روزنامهنگاران، نویسندگان، هنرمندان و اهالی فرهنگ
- فعالان فضای مجازی و رسانههای مستقل
- تشکلهای محلی، شوراهای مردمی، انجمنهای منطقهای
- کشاورزان، روستاییان و جوامع محلی
- فعالان و نمایندگان اقوام و ملیتها: کرد، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن، لر و…
- زندانیان سیاسی سابق و امروز، خانوادههای دادخواه و گروههای حقوق بشری
- ایرانیان خارج از کشور و سازمانهای مهاجران سیاسی
کنگره ملی جمهوریخواهان باید پل ارتباطی میان همه این نیروها باشد تا بتواند یک ساختار ملی و دموکراتیک برای گذار شکل دهد.
این کنگره اگر بتواند این مشارکت گسترده را عملی کند، تبدیل به یک بدیل ملی معتبر خواهد شد؛ بدیلی که هم در داخل کشور شنیده میشود، هم برای جامعه بینالمللی قابل اعتماد است.
این کنگره باید نهفقط برنامه گذار، بلکه چشمانداز ایرانِ پس از گذار را نیز روشن ارائه کند؛ ایرانِ دموکراتیک، سکولار، جمهوریخواه، مبتنی بر حقوق بشر، با تفکیک قوا، انتخاب آزاد نمایندگان و تضمین حقوق اقلیتها و زنان.
چنین چشماندازی میتواند امیدی واقعی در دل جامعه ایجاد کند؛ امیدی که مردم را از سرگردانی نجات دهد و نیروهای مختلف را به سمت یک اقدام ملی هماهنگ سوق دهد.
جمعبندی نهایی
ایران در وضعیت بحرانی و سرنوشتسازی قرار دارد؛ وضعیتی که ادامه آن به تضعیف بیشتر جامعه، نابودی منابع کشور و ناامیدی فزاینده منجر خواهد شد. مردم ایران سالهاست که بار سنگین بیکفایتی سیاسی و اقتصادی را به دوش کشیدهاند و در کنار آن، از نبود یک آلترناتیو متحد، شفاف و قابل اتکا رنج بردهاند.
«کنگره ملی جمهوریخواهان» تلاشی است برای پر کردن این خلأ تاریخی؛ تلاشی برای ساختن یک خانه مشترک که بتواند نیروهای جمهوریخواه و دموکرات را متحد کند، مشارکت گسترده اجتماعی را جلب نماید، و مسیر گذار را با عقلانیت، شفافیت و مشارکت جمعی پیش ببرد.
اگر این کنگره بتواند چنین نقشی ایفا کند، میتواند امید را به جامعه بازگرداند و راه را بهسوی آیندهای روشنتر و انسانیتر باز کند. آیندهای که در آن مردم ایران نه تماشاگر بحران، بلکه عامل اصلی تغییر خواهند بود.