دو تحلیل منتشرشده در هفته نامههای لوپوئن و اکسپرس نشان میدهند که دونالد ترامپ، برخلاف گمانهزنیها، در مقطع کنونی نه قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را دارد و نه چنین سناریویی را عملی میداند: رویکردی که بیش از جنگ و تغییر رژیم، بر فشار کنترلشده و رسیدن بر توافقی کمهزینه با تهران برای مهار برنامه هستهای، موشکی و نقش منطقهای ایران متمرکز است.

دو تحلیل منتشرشده در هفتهنامههای لوپوئن و اکسپرس، از سوی دو کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه، با جزئیات تشریح میکنند که چرا دونالد ترامپ دستکم در مقطع کنونی در پی ساقط کردن رژیم جمهوری اسلامی ایران نیست.
بهنوشتۀ لوپوئن، با وجود نمایش قدرت نظامی آمریکا و افزایش تنشها در خلیج عمان، کاخ سفید همزمان مسیر دیپلماسی را در قبال حکومت ایران پیش گرفته است و قرار است گفتگوهایی میان استیو ویتکاف، فرستادۀ ویژه دونالد ترامپ، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ تهران، روز جمعه، در عمان، برگزار شود. به گفتۀ دو تحلیلگر هفتهنامههای فرانسوی، دو طرف خطر یک جنگ فراگیر و پرهزینه را بهخوبی درک کردهاند.
ولی نصر، پژوهشگر آمریکایی و مشاور پیشین وزارت امور خارجۀ آمریکا در دولت باراک اوباما، در گفتگو با لوپوئن تأکید میکند که امکان رسیدن به توافق میان واشنگتن و تهران وجود دارد، مشروط به آنکه هر دو طرف آمادۀ دادن و گرفتن امتیاز باشند. بهگفتۀ او، نشانههایی از گفتگوهای غیرعلنی و پیش از مذاکرات از طریق کشورهایی چون ترکیه، قطر، عربستان سعودی یا مصر دیده میشود. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند به مصالحهای میانه نیز دست یابند یا نه.
بهنوشتۀ لوپوئن، یکی از مطالبات اصلی آمریکا، کنار گذاشتن غنیسازی اورانیوم در خاک ایران است. در مقابل، تهران خواهان رفع تحریمها و مهمتر از آن، دریافت ضمانتهایی است که آمریکا بار دیگر از توافق عقبنشینی نکند. ولی نصر یادآوری میکند که خروج یکجانبه دولت نخست ترامپ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵، در تهران بهعنوان «خیانت» تلقی شده و همین تجربه، بیاعتمادی عمیقی نسبت به هر وعدۀ جدید واشنگتن ایجاد کرده است. از نگاه او، ایران نهتنها در پی کاهش تحریمها، بلکه خواهان تضمین فروش نفت، ثبات اقتصادی و اطمینان از عدم وقوع جنگ است.
در همین چارچوب، ولی نصر بهصراحت میگوید دونالد ترامپ قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را ندارد. بهگفتۀ او، مسئلۀ اصلی برای رئیسجمهوری آمریکا نه سقوط رژیم، بلکه میزان تخریب و پیامدهای یک جنگ احتمالی است. حملات هوایی گسترده میتوانند خسارات عظیمی به ایران وارد کنند، اما حتی در صورت کشته شدن علی خامنهای، ساختار قدرت تغییر بنیادین نخواهد کرد و سناریوهای پس از جنگ همگی برای منطقه و آمریکا پرهزینه خواهند بود.
لوپوئن همچنین به مقایسۀ ایران با ونزوئلا میپردازد که گاه به عنوان الگو در محافل سیاسی آمریکا مطرح میشود. ولی نصر این قیاس را نادرست میداند و تأکید میکند که ایران از نظر ظرفیت نظامی، ساختار قدرت، عمق منطقهای و انسجام نیروهای امنیتی، قابل مقایسه با ونزوئلا نیست. بهگفتۀ او، جمهوری اسلامی نه تنها از توان موشکی برخوردار است، بلکه قادر است به منافع آمریکا و متحدانش آسیب بزند و این به گمان ولی نصر که یکی از دلایل اصلی احتیاط ترامپ در ورود به جنگ مستقیم با ایران به شمار میرود.
در بخش دیگری از این گفتگو، ولی نصر به موضوع اعتراضهای داخلی ایران میپردازد و میگوید معترضان برای ترامپ به خیابان نیامدند. با این حال، او تصریح میکند که رئیسجمهوری آمریکا با اظهارات خود، این انتظار را ایجاد کرد که در صورت تشدید اعتراضها و سرکوب خونین، آمریکا مانع کشتار خواهد شد. به گفتۀ ولی نصر این انتظار برآورده نشد و همین امر احساس «خیانت» را در میان بخشی از معترضان تقویت کرد، بهویژه زمانی که ترامپ پس از آن، تمرکز خود را بهطور کامل بر دستیابی به توافق با رژیم تهران گذاشت.
در تحلیلی دیگر، اکسپرس نیز با تمرکز بر محدودیتهای راهبردی ترامپ به این نتیجه میرسد که گزینههای آمریکا برای وادار کردن جمهوری اسلامی به «تسلیم» بسیار محدود است. برنار هایکل، استاد دانشگاه پرینستون، در این مطلب مینویسد که هدف ترامپ از فشار نظامی و تحریمها، نه سرنگونی رژیم، بلکه واداشتن آن به کنار گذاشتن غنیسازی هستهای، کاهش برنامه موشکی، قطع حمایت از گروههای مسلح منطقهای و تغییر رفتار جمهوری اسلامی در عرصۀ بینالمللی است.
بهنوشتۀ اکسپرس، ترامپ خواهان آن است که حکومت ایران از یک «دولت انقلابی» به کشوری عادی در نظم اقتصادی جهانی تبدیل شود و در ازای پذیرش این تغییر، از مزایای تجارت، سرمایهگذاری و فروش گستردۀ نفت و گاز بهرهمند شود. این تحلیل تأکید میکند که چنین نگاهی ریشه در تصور ترامپ از نقش انرژی و قدرت اقتصادی در سیاست جهانی دارد.
اکسپرس یادآوری میکند که با وجود تضعیف نفوذ منطقهای ایران و سرکوب خونین اعتراضهای اخیر در این کشور، شواهد نشان میدهند که جمهوری اسلامی همچنان از انسجام امنیتی برخوردار است و در صورت حملۀ نظامی، احتمال بقای آن بالا خواهد بود.
در مجموع، آنچه از تحلیلهای لوپوئن و اکسپرس برمیآید این است که دونالد ترامپ، برخلاف برخی گمانهزنیها، نه راهبردی روشن برای سرنگونی جمهوری اسلامی دارد و نه تمایلی جدی به ورود به جنگی پرهزینه و نامطمئن. هدف اصلی دولت او، دستکم در شرایط کنونی، واداشتن تهران به پذیرش محدودیتهای هستهای، موشکی و منطقهای و رسیدن به توافقی است که از نگاه واشنگتن، کمهزینهتر از جنگ و سودمندتر از حفظ وضعیت موجود باشد؛ حتی اگر این توافق به معنای بقای حکومتی باشد که در داخل ایران با بحرانی عمیق مشروعیت روبروست.
