بی‌ثباتی، لیبیایی و سوریه‌ای شدن ایران و تجزیه مناطق کردنشین از ایران به نفع کیست؟

شنبه, 16ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

امضاء محفوظ

در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران وارد هفته دوم خود در مارس ۲۰۲۶ شده، بحث‌های تحلیلی پیرامون پیامدهای بلندمدت این درگیری بالا گرفته است. این جنگ، که با حمله هوایی گسترده به مراکز فرماندهی و هسته‌ای ایران آغاز شد و منجر به کشته شدن رهبر عالی ایران گردید، پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران طولانی‌مدت را دارد که می‌تواند ایران را به وضعیتی مشابه لیبی و سوریه – یعنی بی‌ثباتی مزمن، جنگ داخلی و تجزیه قومی – سوق دهد. در این مقاله، بر اساس تحلیل‌های پژوهشی از منابع معتبر مانند شورای روابط خارجی (CFR)، موسسه مطالعات استراتژیک بین‌المللی (CSIS) و موسسه مطالعات جنگ (ISW)، به بررسی سناریوهای آینده می‌پردازیم و تمرکز ویژه‌ای بر ریسک تجزیه مناطق کردنشین خواهیم داشت. همچنین، به این نکته اشاره خواهیم کرد که دادن سلاح به کردها – که گزارش‌ها نشان‌دهنده برنامه‌ریزی CIA برای این کار است – خطر تجزیه این مناطق را افزایش می‌دهد و می‌تواند به هرج‌ومرج منطقه‌ای منجر شود. سؤال اصلی این است: چنین سناریویی به نفع کیست؟ آیا قدرت‌های خارجی مانند آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی، ترکیه یا حتی روسیه و چین از بی‌ثباتی ایران سود می‌برند، یا این وضعیت به یک بحران جهانی تبدیل خواهد شد؟

وضعیت فعلی جنگ و ریسک‌های بی‌ثباتی

تا ۵ مارس ۲۰۲۶، جنگ با برتری هوایی آمریکا و اسرائیل ادامه دارد، اما پاسخ‌های نامتقارن ایران – از جمله حملات موشکی به پایگاه‌های آمریکایی و اسرائیلی – نشان‌دهنده پتانسیل یک درگیری فرسایشی است. بی‌ثباتی داخلی ایران، مشابه آنچه در لیبی پس از سقوط قذافی (۲۰۱۱) و سوریه پس از آغاز جنگ داخلی (۲۰۱۱) رخ داد، می‌تواند به جنگ‌های فرقه‌ای، قومی و پروکسی منجر شود. در لیبی، سقوط رژیم به هرج‌ومرج و رقابت گروه‌های مسلح انجامید، در حالی که در سوریه، مداخله خارجی (روسیه، ایران، ترکیه) کشور را به مناطق نفوذ تقسیم کرد. در ایران، این وضعیت می‌تواند با شورش‌های قومی در مناطق کردی، بلوچی و عرب‌نشین تشدید شود، به ویژه اگر رژیم مرکزی ضعیف شود. گزارش‌ها نشان می‌دهند که CIA در حال مسلح کردن کردهای ایرانی از طریق کردستان عراق است تا نیروهای رژیم را خسته کند و اعتراضات مردمی را تسهیل نماید، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که این اقدام می‌تواند به جنگ داخلی و تجزیه منجر شود، زیرا کردها ممکن است به سمت استقلال حرکت کنند. این ریسک به ویژه در مناطق کردنشین بالا است، جایی که تقاضا برای خودمختاری یا استقلال تاریخی است و مسلح کردن آنها می‌تواند به جدایی‌طلبی دامن بزند، مشابه آنچه در کردستان عراق یا سوریه رخ داد.

چشم‌انداز آینده: سناریوهای ممکن

با توجه به تحلیل‌های پژوهشی از منابع مانند IISS، CSIS و LSE، سه سناریو اصلی برای آینده جنگ تا پایان مارس ۲۰۲۶ (و فراتر از آن) قابل پیش‌بینی است:

پیامدها توصیف احتمال (بر اساس تحلیل‌ها) سناریو
ثبات نسبی در خاورمیانه، کاهش قیمت نفت، اما خطر هرج‌ومرج داخلی در ایران مانند ونزوئلا. حملات هوایی رژیم را فلج کرده و شورش‌های داخلی منجر به سقوط IRGC شود. ترامپ پیروزی اعلام کند. ۲۵-۳۰% پیروزی سریع و تغییر رژیم (بهترین حالت برای آمریکا-اسرائیل)
افزایش تلفات، شوک اقتصادی جهانی (افزایش تورم)، گسترش به لبنان و یمن، و فشار بر ترامپ برای خروج. ایران با حملات نامتقارن (پهپادها، پروکسی‌ها) پاسخ دهد، اما بدون فروپاشی کامل. جنگ به چند هفته یا ماه کشیده شود. ۶۵-۷۰% جنگ طولانی و فرسایشی (سناریوی محتمل)
جنگ منطقه‌ای گسترده، بحران پناهندگان، و تأثیر بر انتخابات آمریکا در ۲۰۲۶. ایران تنگه هرمز را ببندد، حزب‌الله و حوثی‌ها فعال شوند، و روسیه/چین مداخله کنند. خطر هسته‌ای افزایش یابد. ۱۰-۱۵% تشدید منطقه‌ای و جهانی (بدترین حالت)

 

در پست‌های X، تحلیل‌گرانی مانند اسکات ریتر احتمال جنگ را ۱۰۰% می‌دانند، اما تمرکز بر عدم برنامه‌ریزی برای پس از جنگ است. ترامپ زمان جنگ را ۴-۵ هفته تخمین زده، اما تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که بدون استراتژی خروج، ممکن است به باتلاقی مانند عراق تبدیل شود. در سناریوی بدترین حالت، بی‌ثباتی ایران می‌تواند به “لیبیایی شدن” – یعنی تقسیم به مناطق تحت کنترل گروه‌های مسلح – یا “سوریه‌ای شدن” – با مداخله پروکسی‌های خارجی – منجر شود، که تجزیه مناطق کردنشین را تسهیل می‌کند.

منافع ذی‌نفعان از بی‌ثباتی و تجزیه ایران

بی‌ثباتی ایران و تجزیه احتمالی مناطق کردنشین به نفع چندین بازیگر منطقه‌ای و جهانی است، اما با ریسک‌های قابل توجهی همراه است:

  • اسرائیل و آمریکا: این دو کشور از کاهش نفوذ ایران در منطقه (مانند حمایت از حزب‌الله و حوثی‌ها) سود می‌برند. تجزیه ایران می‌تواند تهدید هسته‌ای و موشکی را خنثی کند و به اسرائیل اجازه دهد تا برتری استراتژیک خود را حفظ کند. با این حال، هرج‌ومرج می‌تواند به ظهور گروه‌های افراطی مانند داعش منجر شود، مشابه لیبی و سوریه. پست‌های X نشان می‌دهند که برخی تحلیل‌گران اسرائیلی جدایی‌طلبی را برای کنترل بهتر ایران ترجیح می‌دهند.
  • عربستان سعودی و کشورهای خلیج: بی‌ثباتی ایران می‌تواند نفوذ شیعه را کاهش دهد و بازارهای انرژی را به نفع عربستان تغییر دهد. سقوط رژیم می‌تواند به افزایش صادرات نفت عربستان منجر شود، اما بسته شدن تنگه هرمز ریسک اقتصادی دارد.
  • ترکیه: ترکیه از تجزیه کردی نگران است، زیرا می‌تواند به تقویت PKK منجر شود، اما همزمان می‌تواند با ایجاد بافر زون در ایران، نفوذ خود را افزایش دهد. بی‌ثباتی ایران می‌تواند ترکیه را به عنوان قدرت منطقه‌ای تقویت کند.

 

در مقابل، مردم ایران و کشورهای همسایه مانند عراق و سوریه ممکن است بیشترین ضرر را ببینند، با بحران پناهندگان و بی‌ثباتی اقتصادی.

بی‌ثباتی ایران به سبک لیبی و سوریه، همراه با تجزیه مناطق کردنشین، عمدتاً به نفع قدرت‌های خارجی مانند اسرائیل، آمریکا و عربستان است که از کاهش نفوذ ایران سود می‌برند، اما این سناریو ریسک‌های عظیمی مانند جنگ داخلی، بحران انسانی و تشدید تنش‌های جهانی دارد. دادن سلاح به کردها، هرچند برای تضعیف رژیم طراحی شده، می‌تواند این تجزیه را تسریع کند و ایران را به یک دولت شکست‌خورده تبدیل نماید. برای جلوگیری از این فاجعه، نیاز به دیپلماسی فوری و برنامه‌ریزی برای پس از جنگ است، در غیر این صورت، خاورمیانه ممکن است وارد دوره‌ای از هرج‌ومرج پایدار شود.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.