چین که هم بزرگترین واردکنندۀ نفت جهان است و هم سرمایهگذاری گستردهای در زیرساختها و فناوری کشورهای خلیج فارس انجام داده، طی دو دهۀ گذشته خاورمیانه را به یکی از ارکان گسترش اقتصادی خود تبدیل کرده است. اما جنگ جاری میان حکومت ایران، از یک طرف، و اسرائیل و آمریکا، از طرف دیگر، و نیز پیامدهای آن نشان میدهند که این راهبرد تا چه اندازه در برابر بحرانهای امنیتی منطقه آسیبپذیر است.

از زمان نخستین حملات اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه، پکن ناچار شده است شهروندان خود را از ایران خارج کند. وزارت امور خارجۀ چین اعلام کرده است که بیش از سه هزار نفر از اتباع این کشور از ایران خارج شدهاند. در همین حال، شهروندان ثروتمند چینی که در سالهای اخیر به دلیل مزایای مالیاتی و تسهیلات ویزا در دبی مستقر شده بودند، اکنون با این واقعیت روبرو شدهاند که این شهر بسیار آسیبپذیرتر از آن چیزی است که تصور میکردند.
جنگ همچنین به طور مستقیم بر تأمین انرژی چین اثر گذاشته است. در شرایط عادی، کشورهای خلیج فارس حدود نیمی از واردات نفت خام چین را تأمین میکنند. ایران نیز به تنهایی تأمینکننده نزدیک به ۱۳ درصد از این واردات از طریق پایانه نفتی جزیرۀ خارگ است. این جزیره روز جمعه ۱۳ مارس هدف حملات آمریکا قرار گرفت و دونالد ترامپ، بر اساس گزارشها، حالا اشغال و تصرف این جزیره را برای اعمال فشار بیشتر بر تهران در دست بررسی دارد.
در شبکههای اجتماعی چین و رسانههای این کشور، روایتهای متعددی از شهروندان چینی که به نحوی از این بحران تأثیر پذیرفتهاند منتشر شده است. در شبکۀ اجتماعی «شیائوهونگشو» یا «کتاب قرمز کوچک»، تاجری از شهر ساحلی چوانژو – روبروی تایوان – شرح داده است که چگونه در دوم مارس، ساعت دو بامداد، با دریافت هفده پیام صوتی از یکی از مشتریان خود در خلیج فارس از خواب بیدار شده است. این مشتری به او خبر داده بود که کشتی باری حامل سه کانتینر لباس و کفش او به دلیل بسته شدن تنگۀ هرمز قادر به عبور از این مسیر نیست و در اقیانوس هند متوقف شده است.
او نوشته است: «برای تحویل بهموقع کالاها پیش از عید فطر – که زمان اوج مصرف است – سه ماه تولید کارخانه را به این سفارش اختصاص داده بودم و تقریباً همۀ سود سال گذشته را دوباره سرمایهگذاری کرده بودم. حالا همۀ این کالاها روی دستم مانده است.»
ضربه به تأمین انرژی چین
مسدود شدن تنگۀ هرمز از هماکنون تأمین نفت چین را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس آمار ادارۀ اطلاعات انرژی آمریکا، حدود ۳۷.۷ درصد از نفت خام صادراتی از طرق تنگۀ هرمز راهی چین میشود. چین هنوز با اتکا به ذخایر استراتژیک نفت، ذخایر تجاری شرکتهای نفتی و نفتکشهایی که پیشتر در دریا بودهاند چند ماه فرصت دارد، اما برخی پالایشگاههای استانهای ساحلی ژجیانگ و فوجیان ناچار شدهاند بخشی از فعالیت خود را کاهش دهند یا متوقف کنند.
شرکت دولتی سینوپک نیز اعلام کرده است که در ماه مارس ظرفیت پالایش خود را بیش از ده درصد کاهش خواهد داد. ما شیائولین، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه مطالعات بینالمللی ژجیانگ، میگوید: «چین آنقدر در این منطقه سرمایهگذاری کرده و پروژههای مشترک دارد که این جنگ برایش بسیار زیانبار است». در عراق، کنسرسیومهای چینی در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۸۴۸ میلیون دلار برای توسعه میدان نفتی توبا سرمایهگذاری کردند. در همان سال نیز شرکت سینوپک قرارداد مشارکتی نزدیک به چهار میلیارد دلار با یکی از زیرمجموعههای شرکت آرامکو عربستان برای پروژههای پالایش و پتروشیمی امضا کرد تا دسترسی چین به نفت عربستان را تضمین کند.
برای پکن، خاورمیانه صرفاً منبع انرژی نیست، بلکه یکی از ستونهای طرح جاده ابریشم نو محسوب میشود : طرحی که هدفش گسترش نفوذ اقتصادی چین از طریق سرمایهگذاری در زیرساختها و تجارت است. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ مرکز «مالی و توسعه سبز» وابسته به دانشگاه فودان شانگهای، خاورمیانه اکنون در کنار آفریقا از مهمترین دریافتکنندگان سرمایهگذاریهای این برنامه است. تنها در سال ۲۰۲۵، عربستان سعودی نزدیک به ۱۹.۸ میلیارد دلار پروژه ساختمانی برای شرکتهای چینی ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، نزدیکی کشورهای منطقه به چین برای آنها نیز پیام سیاسی داشت. عربستان سعودی و ایران در مارس ۲۰۲۳ در پکن اعلام کردند که روابط دیپلماتیک خود را از سر میگیرند : دورهای که روابط ریاض و واشنگتن پس از قتل جمال قاشقجی در سال ۲۰۱۸ به شدت تیره شده بود.
چین از سال ۲۰۱۰ خط مترویی ۱۸ کیلومتری به ارزش ۱.۷۷ میلیارد دلار برای انتقال زائران به مکه ساخته است. در قطر، چین استادیوم لوسیل – ورزشگاه اصلی جام جهانی ۲۰۲۲ – را ساخته است. در سال ۲۰۲۴ نیز یک شرکت کشتیسازی دولتی چین قرارداد ساخت ۱۸ کشتی حمل گاز طبیعی مایع برای شرکت قطر انرژی به ارزش شش میلیارد دلار امضا کرد. در ابوظبی، شرکت چینی کوسکو در سال ۲۰۱۸ پایانهای کانتینری به ارزش یک میلیارد دلار افتتاح کرد که به یکی از مراکز مهم حملونقل دریایی میان آسیا، خاورمیانه و آفریقا تبدیل شده است.
شرکتهای فناوری چینی نیز به سرعت در منطقه گسترش یافتهاند. در عربستان سعودی، شرکت هواوی از شرکای اصلی پروژههای «شهر هوشمند» مانند شهر صنعتی هوشمند ینبع است. مدیر امنیت منطقهای این شرکت در نمایشگاهی در دبی در سال ۲۰۲۵ از زیرساختهای دیجیتال «مقاوم در برابر اختلال و حملات سایبری» سخن گفت و توسعه هوش مصنوعی «حاکمیتی» را تبلیغ کرد و تأکید نمود: «دادهها نفت جدید هستند.»
دبی نیز در سالهای اخیر به یکی از مقصدهای اصلی سرمایههای ثروتمندان چینی تبدیل شده است تا حدی که با هنگکنگ و سنگاپور رقابت میکند. تشدید مقررات ضدپولشویی در سنگاپور و نزدیکی بیشتر هنگکنگ به نظام سیاسی چین، برخی سرمایهگذاران را به سوی امارات سوق داده است. در حال حاضر حدود ۳۷۰ هزار شهروند چینی در امارات متحدۀ عربی زندگی میکنند و بیش از ۱۵ هزار شرکت چینی در این کشور فعال هستند. در میان آنها بیش از ۱۲۵۰ دفتر مدیریت دارایی خانوادگی نیز وجود دارد.
چین در ایران نیز حضوری قابل توجه دارد. با وجود تحریمها و چشمانداز اقتصادی محدود، بازار چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را جذب میکند. پیش از آغاز جنگ جاری، شرکتهای چینی تأمینکنندۀ تجهیزات برق فشار قوی قرار بود در پروژهای برای تأمین یک ایستگاه برق سیار شرکت کنند.
چین همچنین یکی از بازارهای مهم فروش خودرو به ایران است. افزون بر این، برخی کارشناسان و سازمانهای غیردولتی معتقدند که جمهوری اسلامی برای ایجاد شبکه اینترنتی کنترلشده خود – بر اساس الگوی چین – از شرکتهای چینی کمک گرفته است : سیستمی که امکان فیلتر کردن محتوا و قطع ارتباط کشور با اینترنت جهانی در زمان بحران را فراهم میکند.
چین تصور میکرد که با تمرکز بر اقتصاد میتواند از رقابتهای سیاسی خاورمیانه فاصله بگیرد. اما جنگ جاری نشان میدهد که در این منطقه تجارت و انرژی از مسائل امنیتی جدا نیستند. به بیان دیگر، هرچه منافع اقتصادی در یک منطقه بیشتر شود، خطرهای امنیتی آن نیز ناگزیر به همان اندازه افزایش مییابد.
