
منوچهر تقوی بیات
چو منشور خرد بر سنگ، ایران زنده خواهد ماند( از سروده های استاد آذرخش، از تاجیکستان)

گستره ی امپراتوری هخامنشی
گستره ی گیتا شناسی ایران در دوران هخامنشی؛ ۲۵۰۰ سال پیش از روزگار ما، هشت میلیون کیلومتر مربع بوده است و بخش های بزرگی از سرزمین های آسیا، آفریقا و اروپا را می پوشانده است. این گستره در خاور از چین، هندوستان، افغانستان و آسیای میانه، در باختر تا ترکیه، دریای اژه، عراق، سوریه، یونان، لیبی و مصر و شمال آفریقا از شمال (اَپاختر) تا دریای سیاه، کوه های قفقاز و فراتر از رود جیحون، از سوی نیمروز تا شاخابه ی پارس، دریای مکران و حبشه گسترش داشته است. مردمان این سرزمین ها هنوز هم همچنان برخی از یادگارهای فرهنگ ایرانی را گرامی می دارند، چونان که استاد آذرخش شهروند تاجیکستان در چکامه ای زیبا این معنا یا آرزو را نشان داده است. این چکامه چنین آغاز می شود: «به پاس دولت فرهنگ، ایران زنده خواهد ماند…».
این پهنه ی گسترده در دوران فرمانروایی کورش با هوشمندی در کشورگشایی و دوستی با مردمان سرزمین های دور و نزدیک به دست آمد. او با آزاد کردن یهودی های اسیر در بابل و باز گردان آنان به سرزمین خودشان، نشان داد که پادشاهی دادگر است. این شیوه ی کار راه را برای جهان گشایی او آسان کرد. او باورها و آیین های مردمان سرزمین های گوناگون را گرامی می داشت.
در درازای روزگاران از آن روز تاکنون به بهانه های گوناگون مانند جنگ ها و کشورگشایی ها و شکست ها، دسیسه های بیگانگان و استعمار گران، سرزمین ما کوچک تر و کوچک تر شده است. انگلیس ها در کوچک کردن ایران و شکست های ایران در جنگ های ایران و روس و همچنین در جنگ های ایران و عثمانی نخش بزرگی داشتند. امروز برابر تازه ترین آمار ها رویه ی سراسر خاک ایران ۱،۶۴۸،۱۹۵ کیلومتر مربع شده است.
کارگزاران و جاسوسان انگلیسی مانند آنتونی شرلی و روبرت شرلی، سر جان ملکم، سر جان مک نیل، سر گور اوزلی، اردشیر جی ریپورتر، شاپور ریپورتر، روح الله خمینی، علی خامنه ای و بسیاری دیگر کشور ما را به این روز سیاه نشانده اند. سر جان ملکم با دادن هدیه و دوستی ویژه با فتحعلی شاه نخش بزرگی در باز کردن پای انگلیس ها به دربار قاجار بازی کرد. سر جان مک نیل، نخش ضد ایرانی در محاصره و از دست دادن هرات داشت. سر گور اوزلی در نوشتن و امضاء قرارداد ترکمن چای و از دست رفتن قفقاز دست داشت. شگفت آن که انگلیس ها لقب و عنوان “سر” را به پاس تلاش های جاسوسی و استعماری به این جاسوس ها داده اند. اردشیر جی ریپوتر از سال ۱۸۹۳ تا ۱۹۳۳ چهل سال در ایران جاسوسی کرد. فرزند اردشیر به نام شاپور جی ریپورتر در ۱۲۹۹ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. او از دوستان نزدیک محمد رضا شاه و خاندان پهلوی بود. او پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ از ایران به لندن فرار کرد.
اردشیر جی ریپورتر پدید آورنده ی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی و شاپور جی ریپورتر طراح و کارگردان کودتای ۱۳۳۲و برکناری دکتر محمد مصدق نخست وزیر قانونی ایران بود. می توان با افسوس و سرشکستگی گفت دوران پادشاهی پهلوی ها به گونه ای پنهانی دوران فرمانروایی ریپورترها و دولت انگلستان در ایران بود. حکومت آخوندها را نیز انگلیس ها طرح ریزی و اجرا کردند. انگلستان انتقام ملی شدن صنعت نفت ایران و اخراج خفت بار کارکنان انگلیسی شرکت نفت در مهرماه ۱۳۳۰ را با کودتای خمینی در فروردین ماه ۱۳۵۸، از ملت ایران گرفت. درباره ی روابط سیاسی انگلیس با ایران کتاب های سودمندی مانند دوقرن نیرنگ نوشته محمود طلوعی، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم نوشته محمود محمود و نویسندگان دیگر هست. محمود محمود نام اصلی اش محمود پهلوی بود. پس آن که رضا خان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را از محمود پهلوی غصب کرد، او خود را محمود محمود نامید.
برخی از هم میهنان پیش تاز (اَوان گارد) ما، تِئوری یا دیدمان تازه ای پیدا کرده اند و پافشاری می کنند و یا پایشان را توی یک کفش کرده اند تا این گربه ی بیچاره ی بازمانده از آن اَژدها را هم تکه تکه کنند تا کشور ایران امروزی فدرال(تکه های خودگردان) بشود. در زبان شیرین پارسی که هم پُرمایه، هم باستانی، هم توانمند و هم ریشه دار است، یک زبانزد پرمعنا هست که می گوید؛ “سُرنا را از سَرِ گشادش می زنند”. نقشه ی اَژدهاگونه ای که نگاره یا فَرتورِ آن در بالا نشان داده شده است، گِستره ی همه ی ساتراپی های ایرانی در دوران هخامنشی است که از “بوسی جوان” (Buxi Juan)، تاشکورغان (Tashkurgan) و سین کیانگ اویغور (Xinjiang Uyghur) در چین تا کشورهای شمالی آفریقا گسترده بود.
کشورهای فدرال امروزی جهان از پاره های جدا جدا به هم پیوسته اند مانند ایالات متحده آمریکا یا جمهوری فدرال آلمان یا سوئیس. هیچ یک از کشورهای فدرال جهان، از تکه تکه کردن یک کشور بزرگ، فدرال پدید نیاورده اند. پس اگر بخواهیم ایران فدرال داشته باشیم برابر نخشه ی بالا باید از بخش های پارسی زبان در چین تا بخش هایی از شمال آفریقا را گرد هم آوریم تا یک ایران فدرال بسازیم. این سخن ها، برتری خواهی، میهن شگفتگی یا نژاد پرستی نیست، این معنای فدرالیسم ایرانی است. بنابر پاسخ هوش مصنوعی درباره ی فدرالیسم ایالات متحده ی آمریکا پاسخ چنین است: « فدرالیسم ایالات متحده آمریکا با نوشتن قانون اساسی ۱۷۸۷ پدید آمد تا حاکمیت ایالت ها را با ساختن یک دولت ملی نیرومند و همسنگ فراهم آورد و از ناتوانی بنیاد های کنفدراسیون دوری جوید…»
یادگارهایی از فرهنگ ایران هنوز در بخش هایی از جهان مانند تاجیکستان که در اینجا نمونه آوردم، چین، افغانستان، هند، پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آفریقا( شیرازی ها در زنگبار، کنیا و تانزانیا )و دیگر جاها … همچنان دیده می شود. مردمان این سرزمین ها؛ با همدیگر برادرند؛ آیین ها، داستان ها و واژه هایی از فرهنگ و زبان پارسی را در زندگی روزانه ی خود به کار می برند. با برپایی فدراسیون کشورهای ایرانی؛ چهره آسیا و جهان دگرگون خواهد شد.
منوچهر تقوی بیات
بیست و هفتم فروردین ماه (آسمان روز)۱۴۰۵ خورشیدی، برابر با ۱۶ آوریل ۲۰۲۶ ترسایی