«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» در کن؛ روایت پگاه آهنگرانی از حافظه، سرکوب و امید

Monday, 18th May, 2026
اندازه قلم متن

 

تمرین‌هایی برای یک انقلاب © مدیانست / فستن فیلمز

اخبار روز

نمایش مستند «تمرین‌هایی برای یک انقلاب»، ساخته پگاه آهنگرانی، در بخش «نمایش‌های ویژه» هفتاد و نهمین جشنواره فیلم کن، بار دیگر سینمای ایران در تبعید را به یکی از کانون‌های توجه فرهنگی و سیاسی این جشنواره بدل کرد. این فیلم، که نخستین فیلم بلند آهنگرانی به عنوان کارگردان در انتخاب رسمی کن معرفی شده، تلاشی است برای پیوند دادن زندگی شخصی یک هنرمند ایرانی با بیش از چهار دهه تاریخ سرکوب، اعتراض، مهاجرت و امید به دگرگونی در ایران. جشنواره کن این فیلم را اثری دانسته که از خلال پنج پرتره از نزدیکان و آموزگاران کارگردان، پنج تجربه از مقاومت را روایت می‌کند و با تکیه بر آرشیوهای شخصی، ویدئوهای خانگی، تصاویر اعتراضات خیابانی، روزنامه‌ها و صداهای ضبط‌شده، بیش از چهل سال تاریخ ایران را از نخستین روزهای انقلاب ۱۳۵۷ تا جنگی که در سال ۲۰۲۶ آغاز شد، بازخوانی می‌کند.

پگاه آهنگرانی در این فیلم تنها کارگردان نیست؛ او راوی، شاهد و بخشی از موضوع فیلم است. «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» با پنج چهره نزدیک به زندگی او پیش می‌رود: خویشاوندان، آموزگاران و کسانی که هر یک به شکلی تجربه‌ای از مقاومت، سرخوردگی، سرکوب یا گسست سیاسی را نمایندگی می‌کنند. سایت رسمی جشنواره کن نوشته است که آهنگرانی در این فیلم با کنار هم گذاشتن خاطرات فردی و حافظه جمعی، تصویری از کشوری می‌سازد که با سرکوب سیاسی شکل گرفته و با امید مداوم به انقلاب زندگی کرده است. فیلم محصول مشترک جمهوری چک و اسپانیاست، ۹۵ دقیقه زمان دارد و در بخش «نمایش‌های ویژه» جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمده است.

اهمیت فیلم فقط در حضور آن در کن نیست، بلکه در جایگاهی است که برای روایت تاریخ معاصر ایران انتخاب کرده است. آهنگرانی، که نسل بزرگی از مخاطبان ایرانی او را از نوجوانی با فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» به یاد دارند، در این مستند از مسیر سینمای داستانی و شهرت بازیگری فاصله می‌گیرد و به قلمرو شهادت، حافظه و بازخوانی تاریخی وارد می‌شود. گزارش جشنواره کن تأکید کرده است که فیلم از فصل‌های جداگانه تشکیل شده و هر فصل با یک شخصیت و یک شیوه بصری متفاوت پیش می‌رود: از آرشیوهای خانوادگی و فیلم‌های سوپر هشت گرفته تا ویدئوهای اینترنتی، انیمیشن، صداهای ضبط‌شده و تصاویر اعتراضات. همین چندپارگی بصری، شکل فیلم را به مضمون آن نزدیک می‌کند: تاریخی تکه‌تکه، پر از شکست، گسست، امیدهای نیمه‌تمام و تلاش‌های مداوم برای ایستادن دوباره.

یکی از محورهای مهم فیلم، نسبت میان حافظه خانوادگی و تاریخ عمومی ایران است. آهنگرانی از زندگی نزدیکانش آغاز می‌کند، اما روایت او به سرعت از محدوده خانواده فراتر می‌رود و به تاریخ دهه شصت، جنگ ایران و عراق، سرکوب‌های سیاسی، جنبش دانشجویی، جنبش سبز، اعتراضات خیابانی و نسل‌های پی‌درپی معترض در ایران می‌رسد. ایران‌وایر در گزارشی از کن نوشته است که فیلم در قالب پنج داستان می‌کوشد نشان دهد شکاف میان حکومت برآمده از انقلاب و جامعه ایران از کجا آغاز شد و چگونه در طول دهه‌ها عمیق‌تر شد. در این خوانش، عنوان فیلم نیز دو معنای هم‌زمان پیدا می‌کند: هم یادآور انقلاب ۱۳۵۷ است و هم اشاره‌ای به «تمرین»‌های مردم برای انقلابی تازه.

در یکی از بخش‌های اصلی فیلم، روایت پدر پگاه آهنگرانی، جمشید آهنگرانی، به مرکز داستان می‌آید؛ مردی که به گفته گزارش‌ها، در آغاز انقلاب و جنگ، با امید و باور به وعده‌های آن دوران زیست، اما در برابر سرکوب، اعدام و خشونت سیاسی به نقطه گسست رسید. فیلم با استفاده از نامه‌ها، تصاویر خانوادگی و خاطرات شخصی، این تغییر را نه به شکل یک تحلیل بیرونی، بلکه از درون یک زندگی خانوادگی نشان می‌دهد. یکی از نقاط تکان‌دهنده فیلم جایی است که جمشید آهنگرانی از حکم اعدام دوستش می‌گوید و همین تجربه، او را از باور پیشین خود جدا می‌کند. این بخش، دهه شصت را نه فقط به عنوان دوره‌ای سیاسی، بلکه به عنوان زخمی در حافظه خانواده‌ها روایت می‌کند.

فیلم در ادامه به نسل‌ها و تجربه‌های دیگر می‌رسد: معلمی که به دلیل تصویر بی‌حجاب از کار کنار گذاشته می‌شود، تجربه دانشجویان و سرکوب کوی دانشگاه، جنبش سبز، تبعید، و سرانجام موقعیت امروز کارگردانی که خود در بیرون از ایران زندگی می‌کند و در عین حال نمی‌تواند از تاریخ و رنج جاری در کشورش جدا شود. اپیزود پایانی فیلم به زمان حال می‌پردازد و آهنگرانی در آن از تردیدها، عذاب وجدان و دشواری ساختن فیلمی تاریخی سخن می‌گوید، در حالی که خود تاریخ همچنان در حال رخ دادن است. این جنبه از فیلم، آن را به اثری درباره تبعید نیز تبدیل می‌کند: تبعیدی که فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست، بلکه زیستن مداوم میان خاطره، مسئولیت و ناتوانی از مداخله مستقیم است.

سایت رسمی جشنواره کن از «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» به عنوان «کنشی از مقاومت» یاد کرده است. این تعبیر با زندگی خود آهنگرانی نیز پیوند دارد. کن یادآوری می‌کند که او در سال ۲۰۱۳ به هجده ماه زندان محکوم شد و از سال ۲۰۲۲ به عنوان پناهنده در بریتانیا زندگی می‌کند. در همین گزارش، سرنوشت او بخشی از سرنوشت یک نسل از هنرمندان ایرانی دانسته شده است؛ نسلی که میان سانسور، زندان، ممنوعیت کار، مهاجرت و تبعید پراکنده شده، اما همچنان راهی برای روایت کردن پیدا می‌کند.

از نظر سینمایی، فیلم به سنت مستندهای شخصی و آرشیوی نزدیک است؛ آثاری که از خانه، عکس، صدا، نامه و تصویرهای پراکنده آغاز می‌کنند و به تاریخ جمعی می‌رسند. جشنواره کن نوشته است آهنگرانی برای ادای احترام به نزدیکان و مردمش، از شیوه آزاد و شاعرانه یوناس مکاس، فیلم‌ساز لیتوانیایی، الهام گرفته است؛ فیلم‌سازی که سینمایش بر بازسازی خاطره، روایت اول‌شخص و آزادی در بیان استوار بود. در «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» نیز آرشیو فقط سند نیست، بلکه ماده خام یک حافظه زنده است؛ حافظه‌ای که مدام میان اندوه و امید رفت‌وآمد می‌کند.

بازتاب‌های اولیه فیلم نیز نشان می‌دهد که «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» تنها به عنوان یک مستند سیاسی دیده نشده، بلکه به عنوان اثری شخصی و سینمایی مورد توجه قرار گرفته است. سایت سین‌یوروپا در نقد خود نوشته است که آهنگرانی، بازیگری که اکنون به مستندسازی در لندن روی آورده، در نخستین فیلم بلند خود داستان خانواده گسترده و بخشی از زندگی خودش را با موج‌های گوناگون ناآرامی در ایران پیوند می‌زند. همین نقد البته اشاره می‌کند که روش توضیحی فیلم و گستردگی روایت شخصی و سیاسی، گاه از تندی و عمق اثر می‌کاهد، اما در عین حال انتخاب فیلم برای بخش «نمایش‌های ویژه» کن را نشانه زمان‌مند بودن و اهمیت موضوع آن می‌داند.

یکی از نکات بحث‌برانگیز فیلم، بنا بر نقد سین‌یوروپا، ناشناس‌سازی بخشی از شخصیت‌هاست. در پایان فیلم توضیح داده می‌شود که هویت برخی افراد تغییر داده شده است؛ روشی نزدیک به گزارش‌گری درباره منابع محرمانه. منتقد این تصمیم را قابل فهم دانسته، زیرا سینمای ایران پس از انقلاب همواره برای بیان پیام خود ناچار به پنهان‌کاری، استعاره و پوشش بوده و آهنگرانی نیز باید از کسانی محافظت کند که شهادت خود را در اختیار فیلم گذاشته‌اند. این مسئله خود یکی از «مسائل» اصلی فیلم است: چگونه می‌توان درباره تاریخ سرکوب سخن گفت، بی‌آن‌که شاهدان آن را دوباره در معرض خطر قرار داد؟

نمایش «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» در کن، در کنار حضور دیگر فیلم‌ها و چهره‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی، نشان می‌دهد که سینمای ایران، حتی هنگامی که در داخل کشور زیر فشار سانسور و محدودیت قرار دارد، در بیرون از مرزها به یکی از مهم‌ترین زبان‌های روایت سیاسی و فرهنگی ایران معاصر تبدیل شده است. تفاوت فیلم آهنگرانی با بسیاری از مستندهای فوری درباره اعتراضات ایران در این است که او به لحظه اکنون بسنده نمی‌کند؛ بلکه می‌کوشد اکنون را در امتداد گذشته ببیند. در این نگاه، اعتراض امروز ناگهانی و بی‌ریشه نیست؛ ادامه رشته‌ای از شکست‌ها، خیانت‌ها، امیدها و تمرین‌های ناتمام است.

پگاه آهنگرانی پس از نمایش فیلم، آن را به مادرانی تقدیم کرد که فرزندانشان را در راه مبارزه برای آزادی از دست داده‌اند. این تقدیم‌نامه، روح کلی فیلم را روشن می‌کند: «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» مرثیه‌ای برای از دست‌رفتگان است، اما فقط مرثیه نیست؛ تلاشی است برای حفظ نام‌ها، صداها و تصویرهایی که قدرت‌های سرکوبگر همواره کوشیده‌اند از حافظه عمومی پاک کنند. فیلم از دل اندوه حرکت می‌کند، اما به امید ختم می‌شود؛ امیدی که نه ساده‌دلانه است و نه شعاری، بلکه از تداوم مقاومت و از ناتوانی حافظه در تسلیم شدن می‌آید.

به همین دلیل، نمایش این فیلم در کن برای فرهنگ ایران فقط یک خبر سینمایی نیست. «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» نمونه‌ای از سینمایی است که در تبعید ساخته می‌شود، اما مخاطب اصلی و زخم اصلی آن همچنان در ایران است. این فیلم از خانواده آغاز می‌کند، به تاریخ می‌رسد، از شکست می‌گوید و به امکان تغییر فکر می‌کند. در روزگاری که روایت رسمی می‌کوشد گذشته را بازنویسی کند و اعتراض را بی‌ریشه نشان دهد، فیلم پگاه آهنگرانی برعکس عمل می‌کند: گذشته را دوباره به اکنون وصل می‌کند و نشان می‌دهد انقلاب، پیش از آن‌که رخدادی ناگهانی باشد، مجموعه‌ای از تمرین‌های طولانی، دردناک و ناتمام است.

گلنار افشار

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.