چشم‌انداز آینده خاورمیانه در صورت نهائی شدن توافق بین آمریکا و ایران

Monday, 25th May, 2026
اندازه قلم متن

ناخدا محمد فارسی

اهداف اصلی جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، از جمله نابودی روند غنی‌سازی اورانیوم، محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، تضعیف یا نابودی نیروهای نیابتی حکومت در عراق، لبنان و یمن، و جلوگیری از اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در آمریکا و اروپا بود. می‌توان تا حدودی ارزیابی کرد که آمریکا و اسرائیل به همه اهداف خود دست نیافتند. افزون بر این، با بسته شدن تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران، بازگشایی آن نیز به اهداف اولیه آمریکا افزوده شد. لازم است یادآوری شود که حدود ۲۰ درصد انرژی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و بسته شدن آن، جهان را با بحران انرژی روبه‌رو ساخت.

 

جمهوری اسلامی با آغاز جنگ ۴۰ روزه، با موشک و پهپاد به منافع آمریکا در کشورهای جنوب خلیج فارس حمله کرد. این حملات به منافع اقتصادی کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین و امارات متحده عربی آسیب وارد کرد و آثار آن همچنان ادامه دارد. کشورهای عربی به دلیل اختلاف در سیاست خارجی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی تاکنون نتوانسته‌اند جبهه‌ای واحد در برابر جمهوری اسلامی تشکیل دهند.

 

همچنین آمریکا و اسرائیل در برابر مقاومت جمهوری اسلامی و بحران کمبود انرژی جهانی، آتش‌بس یک‌جانبه اعلام کردند تا از شدت بحران اقتصادی جهان بکاهند؛ آتش‌بسی که مورد پذیرش جمهوری اسلامی نیز قرار گرفت. آمریکا با میانجیگری پاکستان وارد مذاکره با جمهوری اسلامی شد و این مذاکرات همچنان ادامه دارد. می‌توان گمانه‌زنی کرد که آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، راه‌حل مسالمت‌آمیز را بر ادامه درگیری ترجیح می‌دهند.

 

در روزهای اخیر، با میانجیگری پاکستان، ایالات متحده و ایران به توافقی برای توقف درگیری‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره بنادر ایران نزدیک شده‌اند. گفته می‌شود تفاهم‌نامه‌ای برای تمدید آتش‌بس ۶۰ روزه در حال نهایی شدن است؛ توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز بازگشایی می‌شود، ایران می‌تواند آزادانه نفت صادر کند و مذاکرات درباره مهار برنامه هسته‌ای ایران ادامه خواهد یافت.

 

این توافق می‌تواند خطر تشدید تنش‌ها را کاهش داده و فشار بر بازار جهانی نفت را کم کند، اما هنوز مشخص نیست که آیا به صلحی پایدار، آن‌گونه که دونالد ترامپ خواهان آن است، منجر خواهد شد یا نه. به نظر می‌رسد مذاکرات درباره محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران در برابر آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و کاهش برخی تحریم‌ها، در طول دوره آتش‌بس ادامه یابد.

 

بر اساس اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، دو طرف قرار است یادداشت تفاهمی ۶۰ روزه امضا کنند که با رضایت متقابل قابل تمدید خواهد بود. طبق این تفاهم، تنگه هرمز بدون دریافت عوارض باز خواهد بود و ایران مین‌های کارگذاری‌شده را جمع‌آوری خواهد کرد. در مقابل، ایالات متحده محاصره بنادر ایران را لغو کرده و معافیت‌هایی برای فروش نفت ایران صادر خواهد کرد. این اقدام می‌تواند به اقتصاد ایران کمک کرده و هم‌زمان فشار بر بازار جهانی نفت را کاهش دهد.

 

از سوی دیگر، رئیس‌جمهور ایران در نشست خبری ۲۴ مه اعلام کرد که ایران آماده است درباره برنامه هسته‌ای خود به جهان تضمین دهد که به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نخواهد رفت. ایران همچنین آمادگی خود را برای مذاکره درباره محدودیت غنی‌سازی اورانیوم و کاهش ذخایر اورانیوم با غنای بالا اعلام کرده است.

 

در همین حال، دونالد ترامپ در تماس تلفنی با رهبران عرب و مسلمان، از جمله رهبران امارات، عربستان سعودی، قطر، مصر، ترکیه و پاکستان، درباره این تفاهم‌نامه گفت‌وگو کرده و آنان نیز حمایت خود را از روند مذاکرات اعلام کرده‌اند.

 

لازم است یادآوری شود که اسرائیل همچنان به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است، زیرا معتقد است هرگونه مصالحه با این حکومت، تهدید جریان‌های تندرو ضداسرائیلی را از میان نخواهد برد. در همین راستا، اسرائیل تلاش کرده است با استقرار سامانه‌های پدافندی پیشرفته مانند گنبد آهنین، فلاخن داود و سامانه‌های پیکان ۲ و ۳ در امارات متحده عربی، توان دفاعی این کشور را تقویت کند و دیگر کشورهای عربی منطقه را نیز به ایجاد جبهه‌ای مشترک ترغیب نماید. با این حال، این پروژه تاکنون موفقیت کامل نداشته است. افزون بر این، همکاری‌های امنیتی اسرائیل و امارات موجب تشدید اختلاف در روابط امارات و عربستان سعودی شده است، و حتی انسجام شورای همکاری خلیج فارس را نیز با چالش روبه‌رو کرده است.

 

امید می‌رود این بار آمریکا و جمهوری اسلامی بتوانند به توافق برسند و جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل پایان یابد. دونالد ترامپ اوایل هفته گذشته در شبکه «تروث سوشال» اعلام کرد که زمان حمله آمریکا به ایران به‌سرعت نزدیک می‌شود. این در حالی بود که کشورهای خلیج فارس با آغاز جنگی دیگر علیه ایران مخالف بودند و از او خواستند حمله را به تعویق بیندازد. به گفته تحلیلگران منطقه‌ای، رهبران خلیج فارس نگران‌اند که حتی یک حمله محدود آمریکا به زیرساخت‌های انرژی یا نظامی ایران، حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی علیه زیرساخت‌های حیاتی آنان را در پی داشته باشد.

 

برنارد هیکل، استاد مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون و عضو ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در گفت‌وگو با جروزالم پست اظهار داشت: «عربستان سعودی نگران است که اگر ترامپ به زیرساخت‌های انرژی و برق ایران حمله کند، ایران همچنان توانایی حمله متقابل به کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن و نیروگاه‌های برق عربستان را داشته باشد؛ زیرساخت‌هایی که نمی‌توان به‌طور کامل از آن‌ها دفاع کرد.» او هشدار داد که از دست رفتن تأسیسات آب‌شیرین‌کن در تابستان، می‌تواند بحران انسانی بزرگی در کشورهای خلیج فارس ایجاد کند (۱). هیکل همچنین افزود که نگرانی رهبران سعودی تنها به واکنش فوری ایران محدود نمی‌شود؛ بلکه آن‌ها بیم دارند تشدید درگیری‌ها به بی‌ثباتی ساختار حکومتی ایران و حتی وقوع جنگ داخلی مشابه لیبی منجر شود.

 

تنگه هرمز همچنان یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های کشورهای خلیج فارس و جهان ازاد است. تقریباً یک‌پنجم نفت جهان از این گذرگاه راهبردی عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهای اقتصادی سنگینی برای جهان داشته باشد. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داد که حملات نظامی به ایران نه‌تنها موجب سقوط حکومت نشد، بلکه جهان را با بحران انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز روبه‌رو کرد.

 

کشورهای ثروتمند عربی خلیج فارس سال‌هاست روابطی پیچیده و پرتنش با ایران دارند. سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی، روابط آن با روسیه و چین، و حمایت از گروه‌های نیابتی، پیش از جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه نیز موجب بی‌ثباتی در خاورمیانه شده بود. در مقابل، کشورهای خلیج فارس روابط دفاعی عمیقی با آمریکا دارند و دهه‌هاست که میلیاردها دلار صرف تقویت توان نظامی خود و میزبانی پایگاه‌های آمریکا کرده‌اند؛ با این حال، این سرمایه‌گذاری‌ها در بحران اخیر کارآمدی کامل نداشت.

 

جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه و آتش‌بس میان آمریکا و ایران، هزینه‌های سنگینی برای منطقه و جهان به همراه داشته است. جیسون بوردوف، کارشناس انرژی، معتقد است که این بحران یکی از بزرگ‌ترین اختلال‌ها در عرضه نفت در تاریخ معاصر را ایجاد کرده و دولت‌ها را وادار ساخته مفهوم امنیت انرژی را در عصر جدید بازتعریف کنند؛ عصری که در آن، انعطاف‌پذیری اقتصادی و ژئوپلیتیکی اهمیت بیشتری یافته است.

 

برخی کشورها برای مقابله با بحران انرژی، هفته کاری و تحصیلی خود را کاهش داده‌اند. برای نمونه، سریلانکا روز چهارشنبه را تعطیل رسمی اعلام کرده و در پاکستان نیز مسابقات کریکت بدون حضور تماشاگر برگزار می‌شود تا مردم از سفرهای غیرضروری خودداری کنند. با این حال، مهم‌ترین پیامد این بحران شاید نه افزایش فوری قیمت‌ها، بلکه تغییرات راهبردی در سیاست جهانی انرژی باشد.

 

تحلیلگران اقتصادی ایران بر این باورند که جنگ اخیر خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است؛ خسارت‌هایی که به دلیل تخریب زیرساخت‌ها، آسیب به صنایع پایه و افزایش بیکاری، می‌تواند آثار بلندمدتی بر اقتصاد و جامعه ایران بر جای بگذارد.

 

در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی چندان پایدار نخواهد بود. جمهوری اسلامی همچنان از سوی بسیاری از کشورها به حمایت از تروریسم متهم می‌شود و منتقدان بر این باورند که آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و کاهش تحریم‌ها الزاماً به تغییر رفتار حکومت منجر نخواهد شد. افزون بر این، اسرائیل نیز با این تفاهم‌نامه موافق نیست و در این زمینه با آمریکا اختلاف‌نظر دارد.

 

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی برای جلوگیری از نارضایتی گسترده داخلی، ناچار خواهد بود راهکارهایی برای مقابله با بحران اقتصادی ارائه دهد. احتمال می‌رود حکومت برای حفظ قدرت، دست به برخی تغییرات ساختاری بزند، زیرا ادامه سرکوب در شرایط بحران اقتصادی شدید، می‌تواند شکاف‌هایی حتی در میان نیروهای حامی حکومت ایجاد کند.

 

در نهایت، باید منتظر ماند و دید آیا این تفاهم‌نامه به امضا خواهد رسید و اگر امضا شود، آیا می‌تواند راه را برای صلحی پایدار در منطقه هموار کند یا خیر. این پرسشی پیچیده است که پاسخ آن در تحولات آینده روشن خواهد شد.

 

ناخدا محمد فارسی

۲۵ ماه مه ۲۰۲۶

 

1 – https://www.jpost.com/middle-east/article-896740

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.