جامعهٔ مدنی ایران: امید در میان ترومای جمعی و ویرانی‌ها

Thursday, 6th August, 2026
اندازه قلم متن
 

یادداشت مترجم

مقالهٔ حاضر، دومین نوشته‌ای است که از رُمن زایدل به فارسی ترجمه می‌کنم. زایدل، فیلسوف و پژوهشگر مطالعات اسلامی، سال‌هاست که تاریخ اندیشه و فلسفه در ایران و چگونگی مواجههٔ متفکران ایرانی با فلسفهٔ اروپایی را دنبال می‌کند. پژوهش‌های او، به‌ویژه در زمینهٔ دریافت و بازخوانی فلسفهٔ کانت در ایران، نشان‌دهندهٔ آشنایی عمیق او با تحولات فکری، فرهنگی و سیاسی جامعهٔ ایران است

کتاب او با عنوان Kant in Teheran. Anfänge, Ansätze und Kontexte der Kantrezeption in Iran، که عنوان آن را می‌توان «کانت در تهران؛ نخستین تلاشها، رویکردها و زمینههای دریافت و بازخوانی کانت در ایران» ترجمه کرد، از مهم‌ترین آثار او در این حوزه است. او در این کتاب می‌کوشد نشان دهد که اندیشهٔ کانت چگونه وارد فضای فکری ایران شده، چگونه پذیرفته و تفسیر شده، چه نقدهایی بر آن وارد آمده و در دوره‌های مختلف چگونه مورد بازخوانی و بازاندیشی غلط قرار گرفته است.

زایدل در کنار پژوهش‌های دانشگاهی خود، تحولات سیاسی، فکری و اجتماعی سال‌های اخیر ایران را نیزبا دقت کامل دنبال کرده است. از جمله نوشته‌های او در این عرصه، می‌توان به مقالهٔ Die Revolte als Möglichkeitsraum. Reflexionen zum aktuellen Freiheitskampf in Iran ــ «خیزش به‌مثابه فضای امکان ها؛ تأملاتی دربارهٔ مبارزهٔ کنونی برای آزادی در ایران» ــ اشاره کرد. او همچنین همراه با مصطفی نجفی در ترجمهٔ آلمانی جستار Eine figurative feministische Revolution in Iran. Körper und ihre Bilder in reziproker Interaktion ــ «انقلابی فمینیستی با زبان تصویر در ایران؛ بدن‌ها و تصاویرشان در تعامل متقابل» ( فیگورا تیو: در اینجا ژست و بازنمایی بدن در کنش سیاسی  از طریق تصاویراست؛ م) ــ مشارکت داشته است. در گفت‌وگوی Der philosophische Diskurs im Iran: Zwischen Repression und Hoffnung ــ «گفتمان فلسفی در ایران؛ میان سرکوب و امید» ــ نیز دیدگاه‌های او دربارهٔ وضعیت فلسفه و جامعهٔ مدنی ایران بازتاب یافته است. وهمچنین تعداد مقالات دیگری که لینک آنها درمتن مقالهٔ اوآورده شده است.

یکی از ویژگی‌های مهم نوشته‌های زایدل، توجه‌اش به جامعهٔ مدنی ایران به‌عنوان کنشگری مستقل، متکثر و چندصدایی است. او تحولات ایران را صرفاً از منظر تحلیل حکومت یا مناسبات قدرت بررسی نمی‌کند، بلکه به تجربه‌های زیستهٔ مردم، جنبش «زن، زندگی، آزادی»، شکل‌های تازهٔ اعتراض و همبستگی، حافظهٔ جمعی، سوگواری، هنر و نقش شبکه‌های اجتماعی در ثبت و بازتاب مقاومت توجه دارد. در نوشته‌های او میان ایران به‌مثابه یک جامعهٔ متکثر و حکومت جمهوری اسلامی تمایزی روشن وجود دارد.

مقالهٔ حاضر در رسانهٔ آلمانی‌زبان Geschichte der Gegenwart ــ «تاریخ زمان حال» ــ منتشر شده است؛ رسانه‌ای که رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روز را از منظرهای تاریخی، فلسفی و انتقادی بررسی می‌کند. این رسانه مقالات متعددی دربارهٔ ایران و جنبش «زن، زندگی، آزادی» منتشر کرده است؛ از جمله مقالهٔ Trauer als Widerstand. Über ein Symbol der revolutionären Bewegung «Frau Leben Freiheit» ــ «سوگواری به‌مثابه مقاومت؛ دربارهٔ نمادهای جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی» ــ نوشتهٔ Dorna Safaian / دورنا صفاییان، و مقالهٔ Revolution, Reform, Umkehr: Der Fall Iran ــ «انقلاب، اصلاح و بازگشت؛ مورد ایران» ــ نوشتهٔ Hamid R. Ekbia / حمید ر. اکبیا.

از آقای دکتر رُمن زایدل صمیمانه سپاسگزارم که اجازهٔ ترجمه و انتشار فارسی این مقاله را در اختیار من گذاشت. همچنین از تحریریهٔ Geschichte der Gegenwart نیز برای موافقت با انتشار این ترجمه تشکر می‌کنم.

امیدوارم ترجمهٔ حاضر بتواند سهمی، هرچند کوچک، در شناساندن تلاش‌ها، رنج‌ها و مقاومتِ جامعهٔ مدنیِ چندصداییِ ایران، داشته باشد و توجه خوانندگان را به همان نیرویی معطوف کند که نویسندهٔ مقاله(رُمن زایدل)، امید آیندهٔ ایران را در آن می‌بیند: جامعه‌ای مدنی، متکثر، همبسته و آسیب‌دیده، اما همچنان استوار و مصمم.

جامعهٔ مدنی ایران باید راه خود را از میان دو خطر مهلک، اسکیلا (Skylla) و کاریبدیس (Charybdis)۱، بیابد: از یک سو، هیولای دریایی اسکیلا، نماد مطامع و ادعاهای قدرت‌طلبانهٔ نیروهای خودکامه از بیرون؛ و از سوی دیگر، در داخل، گرداب مرگبار کاریبدیس، نماد جمهوری اسلامی‌ای است که هرچه بیشتر رادیکال‌تر می‌شود. در این میان، اعتراض جامعهٔ مدنی چه شکل‌هایی به خود می‌گیرد؟ و شبکه‌های اجتماعی در سوگواری، پردازش اندوه و زنده نگه‌ داشتن امید به تغییر، چه نقشی ایفا می‌کنند؟        

 

رُمن زایدل

کشتار مردم که در فضای ناشی از قطع کامل اینترنت رخ داد و طی آن، مزدوران جمهوری اسلامی در عرض دو روز ده‌ها هزار نفر از مردم کشور خود را به قتل رساندند، جامعهٔ ایران را در یک ترومای جمعی فروبرد.

خاکسترِ اندوه، خشم و ناامیدی بر سراسر کشور نشست. وحشت در بیمارستان‌ها، زندان‌ها و گورستان‌ها ادامه یافت. ایران در سوگ بزرگی فرو رفت ، اما اخگر مقاومت با این همه خاموش نشد. خیلی زود، شکل‌های تازه‌ای از اعتراض دوباره شعله‌‌ور شدند. آغاز جنگ، با بمباران‌های هوایی و سرکوب در خیابان‌ها، در ابتدا این اعتراض‌ها را به عقب راند؛ و پس از برقراری آتش‌بس نیز چنین به نظر می‌رسد که پوشش خبری غرب بار دیگر مردم ایران را فراموش کرده است. اما اکنون ضروری است که مقاومت جامعهٔ مدنی ایران در کانون توجه قرار گیرد. چگونه می‌توان از روحیهٔ مقاومت سخن گفت؛ روحیه‌ای که هم‌زمان مصمم و امیدبخش است و درعین حال درمعرض خطر قرار دارد؟ چگونه می‌شود در دل چنین ترومایی راه خود را پیدا کرد؛ در روزهایی که با قطع اینترنت، گویی زمان در ایران از حرکت ایستاده و کشور از جریان زندگی و رویدادهای جهان جدا افتاده است؟ مردم چگونه می‌توانند از دل این همه شوک و بهت‌زدگی، راهی برای عمل پیدا کنند تا بار دیگر فضایی از امکان‌ها و افقی از معنا را به دست آورند؛ فضا و افقی که در آن بتوان به ادامهٔ مبارزه یا حتی، فقط به ادامهٔ زندگی اندیشید؟

ادامه رادیو زمانه


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.