ایران وایر، آرزو کریمی

تیم ملی فوتبال ایران بعد بیش از دو دهه غیبت، در سال ۱۳۷۷ راهی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه شد؛ تیمی در اوج محبوبیت که تکتک اعضا و ستارههای آن همچنان بعد از ۳۰سال در یاد و خاطره مردم جاودانهاند تا جایی که با گذشت نزدیک به سه دهه، کمتر نامی توانسته جایگزین آنها شود. امروز اما در جام جهانی ۲۰۲۶، اگرچه بار دیگر تیم فوتبال ایران، با کارنامهای قابلقبول در جام جهانی حضور دارند، اما سایه سنگین بیتفاوتی ایرانیان و ریزش ملموس محبوبیت، بر سر این تیم سنگینی میکند.
این روزها بزرگترین آوردگاه جهانی فوتبال، جای خود را به میدان جنگهای لفظی، تقابلهای مجازی و حتی درگیریهای فیزیکی میان موافقان و مخالفان تیم فوتبال ایران داده است؛ بریدگی عمیقی میان کسانی که این تیم را هنوز «ملی» میدانند و کسانی که آن را «حکومتی» میخوانند. اما فارغ از تمام این دوقطبیهای سیاسی و رسانهای، این گزارش بر روی یک هسته سخت متمرکز است: تیم ملی فوتبال ایران، در اوج محبوبیتِ دیروز و فرود تاریکیِ امروز، چقدر برای بودجه کشور و جیب ملت ایران هزینه داشته است؟
ورزش یا صنعت پیچیده اقتصادی
هزینههای تیمهای ملی فوتبال در جهان طی سه دهه اخیر دستخوش تحولات بنیادین شده است. تیم ملی فوتبال ایران نیز از این روند مستثنی نبوده و از یک ساختار نسبتا کمهزینه و عمدتا ورزشی در دهه ۱۳۷۰ به یک تجارت مولتیمیلیارد دلاری در دهه حاضر تبدیل شده است. بررسی روند هزینهها نشان میدهد که این افزایش نهتنها ناشی از تورم، بلکه حاصل تغییر ماهیت فوتبال از یک فعالیت ورزشی به یک صنعت پیچیده اقتصادی است.
افزایش هزینههای تیم ملی فوتبال ایران طی سه دهه اخیر در چارچوب جهانی شدن فوتبال، قابل پیشبینی است. اما آنچه این روند را در ایران متمایز میکند، صرفا رشد هزینهها نیست، بلکه در نحوه تخصیص، توزیع و نظارت بر این منابع ابهامات گستردهای وجود دارد.
محل بودجه و منابع فدراسیون فوتبال
بر اساس گزارشهای رسمی، بودجههای تخصیصیافته به فدراسیون فوتبال و تیم ملی در سالهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافتهاند و با ۳۰ سال پیش کاملا تفاوت دارند.
بررسی دقیق ردیفهای بودجه سنواتی کشور مانند لوایح بودجه سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان میدهد فدراسیون فوتبال ایران، فراتر از یک فدراسیون ورزشی عادی، کانالهای متعددی برای دریافت بودجههای عمومی، دولتی و حاکمیتی دارد. این بودجهها در سرفصلها و قالبهای متفاوتی تعریف شده و واریز میشوند:
۱. ردیف بودجه اختصاصی فدراسیونها (جدول ۱۲-ب)
در قانون بودجه کل کشور، ذیل اعتبارات وزارت ورزش و جوانان (برنامه توسعه ورزش همگانی و قهرمانی)، جدولی به نام «جدول ۱۲-ب» وجود دارد که بودجه سالانه فدراسیونها در آن بهطور تفکیکشده مشخص میشود. در آخرین قوانین بودجه (سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵)، فدراسیون فوتبال همواره در صدر یا ردههای بالای جدول قرار دارد و رقم پرداختی پایه آن معمولا ۱۵۰میلیارد تومان تصویب میشود که بیشترین میزان اختصاصیافته در میان اکثر فدراسیونها است.
۲. اعتبارات متفرقه و کمکهای ویژه مجلس به نام هزینههای سنگین فوتبال و حضور در رقابتهای مهمی چون انتخابی و نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، مجلس شورای اسلامی و کمیسیون تلفیق معمولا در بخش جداول اعتبارات متفرقه، ارقام سنگینی را برای کمک به فدراسیون فوتبال تصویب میکنند. برای نمونه، جدا از بودجه پایه، در جدول اعتبارات متفرقه انتقالیافته (مانند تبصره ۷ قانون بودجه ۱۴۰۵)، مجددا مبالغ کلانی تحت عنوان «کمک به فدراسیون فوتبال» (مانند ردیفهای متوالی ۱۵۰ میلیارد تومانی دیگر) به تصویب میرسد.۳. اعتبارات ویژه و مستقیم وزارت ورزش یا کمکهای خارج از ردیف
وزارت ورزش و جوانان سالانه علاوه بر پرداخت بودجه مصوب فدراسیون، از محل منابع داخلی و اعتبارات جاری خود مبالغ سنگینی را به فوتبال تزریق میکند. بهعنوان مثال، مقامات وزارت ورزش رسما اعلام کردهاند که این وزارتخانه خارج از بودجه اصلی دولت، ارقامی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰میلیارد تومان دیگر را بهطور مستقیم برای آمادهسازی تیم ملی جهت حضور در جام جهانی اختصاص داده و پرداخت کرده است.
۴. اعتبارات حاصل از «مولدسازی» و مصوبات ویژه هیات دولت
بهدلیل چالشهای ارزی شدید فوتبال (از جمله دستمزد کادر فنی خارجی و اردوها) و بنبستهای مالی، دولتها از ردیفهای استثنایی نیز کمک میگیرند. طبق هماهنگیهای دولت و مجلس و با دستورات ویژه ریاست جمهوری، از محل «درآمدهای مولدسازی املاک و داراییهای دولت» نیز مبالغ ارزی و ریالی ویژهای برای سفرهای تیم ملی تامین شود.
۵. ردیف درآمدی حاصل از تبلیغات محیطی و پخش مسابقات
در بخش سوم قانون بودجه، ردیفهایی برای درآمدهای حاصل از تبلیغات ناشی از پخش مسابقات ورزشی (بهویژه فوتبال) پیشبینی میشود. طبق قانون، بخشی از درآمدهای تبلیغاتی صداوسیما باید به ردیف متمرکز وزارت ورزش واریز شده و سهم فوتبال از آن پرداخت شود. نحوه تخصیص کامل این بخش، همیشه محل مناقشه مالی میان صداوسیما و فدراسیون بوده است.
۶. منابع ۲۷ صدم درصد مالیات بر ارزش افزوده با محدودیت قانونی
بر اساس بند «ث» ماده ۷۸ قانون برنامه هفتم پیشرفت، بخشی از درصد مالیات بر ارزش افزوده برای ساماندهی امور ورزشی به وزارت ورزش پرداخت میشود. البته طبق قانون بودجه، پرداخت از این محل به «ورزش حرفهای» (مانند لیگ برتر فوتبال) ممنوع و تصرف در اموال دولتی است، اما فدراسیون فوتبال ترفندهایی را بهکار میگیرد تا ذیل عنوان «توسعه ورزش همگانی فوتبال، فوتبال پایه و تیمهای ملی بانوان و جوانان» از این ردیفهای کلان دولتی نیز سهمخواهی کند.
اگرچه فدراسیون فوتبال در متن رسمی اساسنامه، خود را یک نهاد غیردولتی (NGO) معرفی میکند تا از نظارت دیوان محاسبات و سازمان بازرسی در امان باشد، اما ترکیب ردیفهای بودجه نشان میدهد این فدراسیون سالانه از ترکیب ردیف پایه، اعتبارات متفرقه مجلس، کمکهای ویژه وزارت ورزش و مصوبات مولد سازی دولت، مجموعا بالای ۶۰۰میلیارد تومان و حتی تا ۱۰۰۰میلیارد تومان بودجه مستقیم از جیب منابع عمومی کشور دریافت میکند.
مشخصا در سال ۱۴۰۴ کل بودجه فدراسیونهای ورزشی حدود ۷۵۰میلیارد تومان بوده و از این رقم، حدود ۱۵۰میلیارد تومان به فوتبال اختصاص داده شده است. اما جدای از این بودجه، دولت بهصورت جداگانه و اختصاصی برای برنامه جام جهانی حدود ۴۰۰میلیارد تومان نیز به فدراسیون فوتبال تزریق کرده است. پولهایی که با عناوینی نظیر حمایت ویژه یا اعتبارات اضطراری به فدراسیون فوتبال تزریق میشوند.
البته این ارقام بودجه و هزینههای رسمی و اعلام شده هستند، اما منابعی هم وجود دارند که برای عموم گزارش نمیشوند. مانند، پاداشهای میلیوندلاری صعود و نتایج بازیهای تدارکاتی بینالمللی، حق پخش، اسپانسر شدن و تبلیغات محیطی. از منابع بینالمللی، پاداشهای فیفا، کمکهای «ای اف سی» (AFC) هم منابع ارزی مهمی هستند که نحوه هزینهکرد آنها شفافیتی ندارند. یک ساختار مالی با چندین منبع درآمدی و صورتهای مالی غیرشفاف.
از پاداشهای معنوی و افتخاری تا رانتهای چند ده میلیاردی
در سال ۱۹۹۸، بازیکنان تیم ملی پس از صعود به جام جهانی و سپس پیروزی برابر آمریکا، پاداشهایی عمدتا نمادین یا حوالههای داخلی و در مقایسه با امروز، با مبالغ محدود دریافت کردند. اما در سالهای اخیر و بهویژه در جام جهانی ۲۰۲۶، توزیع پاداشها شکل «امتیازهای ویژه دولتی» و رانتهای اقتصادی کلان به خود گرفته است.
موضوع پاداشهای سنگین به بازیکنان و اعضای تیم ملی، بارها مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. این پاداشها که در برخی موارد شامل مبالغ ارزی قابل توجه، امتیازات ویژه اقتصادی و گزارشهایی درباره اعطای حوالههای واردات خودرو بوده، شکاف قابل توجهی میان وضعیت اقتصادی جامعه و دریافتیهای فوتبالی ایجاد کرده است. بهعنوان مثال تعیین پاداش ۲۵۰میلیارد تومانی در فدراسیون فوتبال بابت پاداش صعود به جام جهانی یا پاداشهای ۱۸ تا ۲۰میلیاردی برای هر بازیکن در جام جهانی قبلی، مشمول بودجه رسمی نشده و بهصورت جداگانه از منابع عمومی پرداخت شده است.
هرچند اصل پرداخت پاداش در ورزش حرفهای امری رایج است، اما نبود شفافیت درباره میزان، منبع تامین و معیار تخصیص این پاداشها، محل انتقاد جدی است.
علاوه بر پاداشهای خارجی و داخلی، مواردی مانند حواله واردات خودرو برای بازیکنان تیم ملی که برای هریک از آنها از ۵ تا ۲۰میلیارد تومان آورده دارد، اصلا در بودجه فدراسیون ثبت نمیشود و از طریق تصمیمات دولتی یا سهمیههای خاص پرداخت میشود.
اعطای حوالههای میلیاردی واردات خودروهای لوکس به بازیکنان تیم ملی، یکی از جنجالیترین و انتقاد برانگیزترین پروندههای اقتصادی ورزش ایران بوده است. در شرایطی که عموم مردم با تورم شدید، ممنوعیت یا تعرفههای سنگین واردات خودرو دستوپنجه نرم میکنند، بازیکنان فوتبال با استفاده از این رانت مصوب، خودروهایی با سودهای چند ده میلیارد تومانی وارد کشور کردند. این رویکرد، پاداش ورزشی را از حالت متعارف بینالمللی خارج و به یک «امتیاز طبقاتی» تبدیل کرده است؛ پاداشی نجومی که هیچ تناسبی با دستاوردهای فنی تیم در سطوح بزرگ جهانی ندارد و مستقیما از جیب اقتصاد ملی پرداخت میشود.
از این قبیل پاداشهای غیرنقدی میتوان به زمین یا امتیاز اقتصادی، اعطای ملک یا آپارتمان از سوی نهادها و بنیادهای مختلف، بستههای ۵۰ تا ۱۰۰تایی سکه طلا، تسهیلات خاص و قراردادهای اسپانسری هدایتشده هم اشاره کرد که در هیچکدام از صورتهای مالی فدراسیون لحاظ نمیشوند. به همه اینها باید تبلیغات شخصی، اینستاگرام و اسپانسر و قرارداد با برندهای مختلف هم اشاره کرد که در مواردی، عایدی آنها حتی از پاداش های رسمی بیشتر هستند.
مقایسه با تیمهای مشابه؛ ایران در چه جایگاهی است؟
برای درک بهتر وضعیت درآمد و هزینه تیم فوتبال ایران میتوان آن را با تیمهای فوتبال با ردهبندی نسبتا مشابه مانند تیمهای فوتبال کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، و عربستان مقایسه کرد.
رشد هزینههای فنی و تکنولوژیک به همراه افزایش هزینهای بینالمللی و لجستیکی وجه مشترک تیمهای ورزشی در این کشورهاست با این تفاوت که در کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی، بخش خصوصی و اسپانسرها سهم عمدهای در تامین مالی تیم ملی فوتبال دارند که همین موضوع، شفافیت مالی و هزینهکرد ویژهای میطلبد. در ایران اما ، وابستگی به منابع دولتی همچنان بالاست و این موضوع کارایی اقتصادی و شفافیت مالی را کاهش میدهد.
در حالی که هزینهها در همه کشورها افزایش یافته، روند ۳۰سال اخیر نشان میدهد تیم ملی ایران از یک ساختار کمهزینه به یک پروژه پرهزینه تبدیل شده است. هرچند که افزایش هزینهها تا حدی اجتنابناپذیر بوده، اما چالش اصلی امروز نه «میزان هزینه» بلکه «کارایی و شفافیت هزینهها» است.
فوتبال ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، برخلاف سال ۱۹۹۸، دیگر یک پدیده ورزشی برخاسته از دل جامعه نیست؛ بلکه به یک «بنگاه رانتی پرفساد» تبدیل شده است که در آن، مدیران از سهمیه بلیتها درآمدزایی شخصی میکنند و بازیکنان به واسطه ساقهایشان به امتیازات اقتصادی فراتر از قانون دست مییابند.