
خبرنامه گویا – حدود یک هفته پیش، محمدباقر قالیباف برگهای را که ظاهراً نسخهای از تفاهمنامه میان ایران و آمریکا است، در دست گرفت و آن را نشانهای از «تسلیم» واشینگتن در برابر جمهوری اسلامی معرفی کرد.
اما تحولات روزهای اخیر، روایت رسمی از آن توافق را با پرسشهای تازهای روبهرو کرده است.
پس از حمله سپاه به چند نفتکش در نزدیکی تنگه هرمز، آمریکا با حملات نظامی به اهدافی در جنوب ایران واکنش نشان داد و همزمان معافیتهای موقت فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران را که در چارچوب تفاهم اخیر صادر شده بود، لغو کرد.
در ادامه این تحولات، قالیباف در پیامی به زبان انگلیسی در اکس نوشت:
کلیدیترین موارد نقض تفاهمنامه ۱۴ بندی توسط آمریکا:
۱ – نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز
۲- تهدیدهای مداوم به حملات نظامی بیشتر
۳- حمله به مناطق جنوبی ایران
۴- بازگرداندن تحریمهای نفتی
۵- استمرار حملههای اسرائیل به لبنان
او در ادامه این پیام نوشت: «دوره قلدری و باجگیری تمام شده است، راه به جایی نمیبرید، ما اهل کوتاه آمدن و عقب کشیدن نیستیم.»
این تغییر موضع، یک تناقض آشکار را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. اگر برگهای که قالیباف به نمایش گذاشت واقعاً «سند تسلیم آمریکا» بود، چرا تنها چند روز بعد خود او از «نقض تفاهمنامه» سخن گفت؟ در عرف سیاسی، تسلیم معمولاً به معنای پذیرش شرایط طرف برتر و پرهیز از رویارویی است؛ نه اینکه همان طرف ظرف چند روز با حمله نظامی، بازگرداندن تحریمها و اعلام پایان توافق، ابتکار عمل را در دست بگیرد. اگر این تفاهمنامه واقعاً نشانه تسلیم آمریکا بود، چگونه چنین روایتی با رخدادهای بعدی سازگار است؟