
ایران وایر – هیوا بێسارانی، شهروندخبرنگار
وقوع پنج قتل در کمتر از ۴۰ روز در «سقز»، موجی از نگرانی را در میان شهروندان ایجاد کرده و پرسشهایی جدی درباره عوامل افزایش خشونت، نقش اختلافات خانوادگی و مشکلات مالی و همچنین عملکرد نهادهای مسوول در پیشگیری و مدیریت این حوادث به وجود آورده است. در این گزارش مروری داریم بر این پنج قتل در سقز و گلایه شهروندان از عدم مسوولیتپذیری مسوولان.
***
نخستین قتل ۱۸خرداد۱۴۰۵ رخ داد؛ زمانی که «رضا حقستا» در منزل شخصی خود در «محله شهناز»، مقابل چشمان مادر و فرزندش، با سلاح سرد و توسط چند مهاجم به قتل رسید. این حادثه بهدلیل وقوع در خانه مقتول و در حضور اعضای خانواده، بازتاب گستردهای در شهر داشت.
کمتر از ۱۰ روز بعد، در ۲۶خرداد۱۴۰۵، «فردین حسینی» در منزل خود در «شهرک گولان» به ضرب گلوله کشته شد. بنا بر اطلاعات منتشرشده، همسر او با استفاده از اسلحهای که پیشتر تهیه کرده بود، شبانه چند گلوله به او شلیک کرد و فردین را کشت. نزدیکان مقتول میگویند قاتل از صداخفهکن استفاده کرده و پس از ارتکاب جرم از محل گریخته بود. صبح روز بعد، اعضای خانواده پس از بیپاسخ ماندن تماسها، با مراجعه به منزل، با پیکر بیجان فردین حسینی روبهرو شدند. متهم یک روز بعد در سقز بازداشت شد.
در ۱۱تیر۱۴۰۵ پیکر «شیرین گلمحمدی» در یکی از مسافرخانههای شهر پیدا شد. خانواده شیرین با استناد به گزارش اولیه پزشکی قانونی و سابقه خشونت خانگی، همسر او را که پدرخوانده آنها است، مسوول این حادثه میدانند. به گفته خانواده، شیرین پس از تحمل ضربوشتم منزل را ترک کرده و در یک مسافرخانه اقامت کرده بود.
یکی از نزدیکان شیرین میگوید که پزشک قانونی به آنها اعلام کرده است آثار مصرف دارو یا دیگر روشهای خودکشی در بدن او مشاهده نشده، اما علایم ضربوشتم، شکستگی دست و خونریزی داخلی وجود داشته است. همچنین دختر خردسال این خانواده نیز وقوع خشونت علیه مادرش را تایید کرده است. فرزندان شیرین با ثبت شکایت رسمی، منتظر اعلام نظر نهایی مراجع قضایی هستند. در حال حاضر شوهر او به عنوان مظنون تحت بازداشت است.
آخرین حادثه در ۲۱تیر۱۴۰۵ اتفاق افتاد؛ جایی که «علی» و «فرشته رحمانزاده» پدر و دختر، به دست داماد سابق خانواده کشته شدند. فرشته رحمانزاده در جریان مراحل جدایی از همسرش قرار داشت و برای وصول مهریه، همراه پدر خود و چند مامور، به یکی از املاک همسرش در جاده سقز-مریوان مراجعه کرده بود.
اما متهم با سلاح سرد به آنها حمله کرد و پدر و دختر را به قتل رساند. نحوه وقوع این حادثه با وجود حضور ماموران و همچنین فرار متهم از محل، از جمله پرسشهایی است که تاکنون پاسخی رسمی از سوی نهادهای انتظامی و قضایی برای آن ارایه نشده است.
انتقادها از تاخیر در حضور نیروهای امدادی و انتظامی
در برخی از این پروندهها، شاهدان و نزدیکان قربانیان از تاخیر در حضور نیروهای انتظامی و امدادی انتقاد کردهاند. به گفته آنها، حضور بهموقع پلیس میتوانست از تشدید درگیریها یا حتی وقوع قتل جلوگیری کند.
پرونده قتل رضا حقستا از جمله مواردی است که به گفته شاهدان، درگیری برای دقایقی ادامه داشت و همسایگان چندین بار با پلیس تماس گرفتند، اما تاخیر در حضور نیروهای انتظامی، فرصت مداخله موثر را از بین برد و در نهایت حادثه به مرگ مقتول انجامید. همچنین برخی شهروندان از کندی روند امدادرسانی پس از وقوع درگیریها نیز گلایه دارند.
اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی؛ عوامل مشترک
بررسی این پروندهها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از آنها ریشه در اختلافات خانوادگی دارند و مشکلات مالی نیز از دیگر عوامل مشترک، در وقوع این حوادث بوده است.
یک روانشناس در تشریح این دلایل به «ایرانوایر» میگوید: «نبود آگاهی کافی از حقوق قانونی، ضعف نظام مشاوره خانواده و دسترسی محدود به خدمات روانشناسی و حقوقی باعث میشود بسیاری از اختلافات، به جای حلوفصل، به بحران تبدیل شوند. برگزاری دورههای آموزشی درباره مدیریت تعارض، پیشگیری از خشونت و ارتقای مهارتهای ارتباطی میتواند در کاهش چنین حوادثی موثر باشد.»
یک وکیل دادگستری نیز با اشاره به مسوولیت نهادهای مختلف در تامین امنیت شهروندان به «ایرانوایر» میگوید: «امنیت جانی و روانی از اساسیترین حقوق شهروندان است و وقوع چنین حوادثی ضرورت توجه جدیتر به پیشگیری از خشونت و افزایش آگاهیهای حقوقی را نشان میدهد. کاهش اینگونه رویدادها نیازمند همکاری موثر دستگاههای مسوول، نهادهای مدنی و برنامهریزی مستمر برای آموزش عمومی است؛ موضوعی که به نظر میرسد تاکنون آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است.»
تکرار خشونت و قتلهای خانگی در فاصله زمانی کوتاه، حالا نگرانی قابلتوجهی در میان شهروندان سقز ایجاد کرده و احساس ناامنی، بهویژه در میان خانوادهها را افزایش داده است. بسیاری از شهروندان خواستار بررسی دقیق علل وقوع این قتلها، شفافسازی درباره عملکرد دستگاههای مسوول و اجرای برنامههای موثر برای پیشگیری از خشونت و حمایت از خانوادههای در معرض آسیب هستند.
اما به نظر میرسد که جای یک پرسش همچنان خالی است. در بیش از یک سال گذشته، جامعه ایران تروماهای بزرگی را از سر گذرانده است؛ دو جنگ و یک کشتار با هزاران قربانی. همچنان التهاب جنگ، و شرایط معلق میان مذاکره و بمباران ادامه دارد، تورم سرسامآور شده است و همگی با مشکلات اقتصادی در ایران مواجه هستند. در چنین شرایطی، آسیبهای اجتماعی هم تشدید میشود و مشکلات مالی میتواند به خشونتهای خانگی بیانجامد. در چنین شرایطی، چه کسی مسوول است؟ و راه چاره چیست؟