
۱۸ تیرماه در مشهد برای اولینبار پس از جنگ ۳۹ روزه، «علیاصغر حجازی»، مسوول امور امنیتی در دفتر رهبر سابق در یک مراسم رسمی یعنی در تدفین علی خامنهای حضور پیدا کرد و با مقامات مختلف خوش و بش کرد. حضور او بعد از بیش از ۱۳۰روز در حالی اتفاق افتاد که پیش از این، اسراییل ادعا کرده بود در یک عملیات تروریستی حجازی را ترور کرده است.
حجازی نهتنها وظیفه حفاظت از شخص اول نظام را بر عهده دارد، بلکه مسوولیت هماهنگسازی دستگاههای اطلاعاتی مختلف جمهوری اسلامی و تبدیلِ تصمیمات سیاسی به سیاستهای عملیاتی را ایفا میکند.
موقعیت او در هسته سخت قدرت، این فرصت را فراهم کرده تا فراتر از مسوولیتهای قانونی وزارت اطلاعات، مدلی از حکمرانی متمرکز و امنیتمحور را در بیت رهبری پیادهسازی کند که تا دههها بهعنوان گرهگاه اصلی هماهنگی در امور مختلف کشور شناخته شود.
او حتی برای انتخاب رهبر جدید نیز دستبهکار شد و به مجلس خبرگان رفت و شاید حضور او بود که باعث انتخاب «مجتبی خامنهای» شده باشد. اما با این حال او چهره شناخته شدهای در میان مردم نیست، در رسانهها هم حضور ندارد و به همین خاطر گاهی بدون محافظ در خیابانها حرکت میکرده است، او چنان که مرد پشت صحنه جمهوری اسلامی در دوره خامنهای اول بود، در دوره خامنهای جدید نیز به نظر میرسد در قدرت باشد.
از معاونت تا ریاست
حجازی بهواسطه عموی خود «سیدصادق حجازی» که به «سیدعلی خامنهای»، رهبر پیشین جمهوری اسلامی نزدیک بود، در دهلیزهای قدرت جمهوری اسلامی به سرعت قدرت یافت. حجازی که زاده همدان است همزمان با انقلاب اسلامی، وارد حزب «جمهوری اسلامی» شد. اما چیزی که مسیر او را تغییر داد حضورش در مدرسه حقانی قم بود، بهواسطه «علی قدوسی» دومین دادستان کل انقلاب اسلامی برای کارهای امنیتی و قضایی انتخاب شد.
او برای مدتی سرپرستی «هیات پاکسازی و سالمسازی ادارات» را برعهده داشت. اما با حکم قدوسی به عنوان معاون سیاسی دادستانی انقلاب منصوب شد. بعدتر او در ساخت وزارت اطلاعات نیز نقش بازی کرد و در این وزارتخانه بهعنوان رییس ستاد جنگ وزارت اطلاعات و سپس معاون امنیت خارجی وزارت اطلاعات نقش ایفا کرد.
با استقرار علی خامنهای در مقام رهبری در سال ۱۳۶۸، حجازی به دفتر رهبری رفت و در کنار «محمد محمدیگلپایگانی»، یکی از چهرههای اصلی اداره غیرعلنی بیت شد. او در مقام واسطه و پیامرسان، نظرها و دستورهای رهبر را به دولت، مجلس و قوه قضاییه منتقل میکرد و در مقطع حساس کشور نقش کانال ارتباطی میان رهبر و نهادهای سیاسی را بر عهده داشت. این موقعیت، او را به یکی از گرههای مهم شبکه تصمیمسازی در بیت تبدیل کرد.
حجازی در این مسیر چنان پیش رفت که در رویدادهای مهم و بحرانها، مهمترین کانال ارتباطی با خامنهای بود. حتی او در به تصویب نرسیدن یا رسیدن قوانین نیز نقش ایفا کرد. «هاشمی رفسنجانی» در اواخر سال ۱۳۷۹ در خاطرات خود مینویسد که خامنهای توسط حجازی به «مهدی کروبی» که آن زمان رییس مجلس بود و «بهزاد نبوی»، فعال سیاسی اصلاح طلب، پیام داده بود که مجلس «نباید اصلاحیه قانون مطبوعات را مطرح کند چون بازی سیاسی است نه اصلاح قانون. آنها هم به ناچار متوقف کردند و نخواستهاند بگویند که رهبری جلوگیری کردند.
سرکوب و رانت
او در مقام یکی از چهرههای محوری بیت، در هماهنگی میان دفتر رهبری، وزارت اطلاعات و بخشهایی از سپاه نقش داشت، حتی برخی معتقدند که در به ریاست رسیدن «محمود احمدینژاد» باید رد پای او را جستجو کرد. اما مهمتر این که او از معماران سرکوب جمهوری اسلامی نیز بوده است. وزارت خزانهداری آمریکا او را بهعنوان چهره پشت پرده قدرت ایران و از چهرههای نزدیک به حلقه تصمیمگیری خامنهای توصیف کرد. همچنین به ویژه او به خاطر نقشی که در سرکوب اعتراضات سال ۸۸ داشت از سوی دولت آمریکا تحریم شد.
حضور او فقط به سرکوبهای داخلی محدود نبوده و نامش در پرونده بمبگذاری مرکزی همیاری یهودیان (آمیا) در آرژانتین نیز مطرح شده است. در گزارشهای اخیر منتشرشده، گفته شده است که حکم بازداشت بینالمللی حجازی نیز در این کشور صادر شده است. دادستانی آرژانتین حجازی را یکی از چهرههای کلیدی در ساختار تصمیمگیریِ مرتبط با بمبگذاری آمیا معرفی کرده و مدعی است که او دستور مستقیم را داده است. این دادستانی به واسطه شهادت نامههای جدید میگوید حجازی در سال ۱۳۷۲ به بوئنوسآیرس پایتخت آرژانتین سفر کرده و با «محسن ربانی»، رایزن فرهنگی وقت ایران در آرژانتین، دیدار داشته است.
همچنین در سال ۹۸ ایالات متحده در واکنش به حمله تلافیجویانه ایران به پایگاههای نظامی «عینالأسد» در عراق، تحریمهای جدیدی را علیه صنایع فولاد و آهن ایران و همچنین هشت مقام دیگر جمهوری اسلامی وضع کرد. گفته شده بود که این هشت مقام در حمله موشکی به پایگاه آمریکا دخالت داشتند. یکی از کسانی که تحریم شد علیاصغر حجازی بود.
حجازی در عین کنترل اطلاعات کشور، یکی از چهرههای متولیِ تبعیض و رانت در جمهوری اسلامی نیز بوده است. «محمدحسین حجازی»، فرزند او، را نمونهای از چهرههای رانتی میتوان دانست که مسیر پیشرفتش از سالهای جوانی، از دانشگاه علوم پزشکی تهران تا شبکه دو سیما و سپس شرکت نوسازی عباسآباد، بیش از آنکه بر پایه تخصص حرفهای باشد، به پشتوانه موقعیت پدرش بود.
محمدحسین با حضور در هیاتمدیره شرکتهای تابعه بانکها و همکاری با چهرههای اقتصادیِ نزدیک به نهادهای امنیتی، وارد شبکهای از دادوستدهای کلان مالی شد. او در این جایگاه، از طریق نفوذ سیاسی و استفاده از ظرفیتهایِ قانونیِ در اختیارِ این شرکتها، عملا به عنوان میانجی برای وصول مطالبات بانکی فعالیت میکرد؛ فرایندی که منتقدان آن را «شرخری قانونی» مینامند. در واقع، این شبکه با بهرهگیری از پیوندهای امنیتی، نه تنها در حلوفصل دعاوی حقوقی کلان، دست بالا را داشت، بلکه توانست با ایجاد مصونیتِ عملیاتی، فعالیتهای خود را در حوزههایی نظیر ساختوساز، خدمات ارزشافزوده موبایلی و دلالی املاک در ترکیه، بدون مواجهه با چالشهای معمولِ نظارتی پیش ببرد.
مرد پشت پرده
«طهماسب مظاهری»، رییسکل پیشین بانک مرکزی، پرده از حضور حجازی در تصمیمات اقتصادی هم برمیدارد. او در روایتی از دوران دولت هفتم، میگوید «محمود احمدینژاد»، رییسجمهور پیشین، با مطرح کردن ادعای کسب مجوز از رهبری قصد داشت مبالغ کلانی از ذخایر ارزی کشور را در اختیار افراد حقیقی قرار دهد، مظاهری برای احراز صحتِ این ادعای حساس به دفتر رهبری مراجعه کرد. او سراغ حجازی معاون امنیتی دفتر رهبری رفت و عدم وجود چنین مجوزی را تایید کرد. این موضوع نشاندهنده جایگاه حجازی بهعنوان کانالِ نظارتیِ دفتر رهبری در مواجهه با تصمیماتِ پرچالشِ اقتصادیِ دولتها نیز هست.
یکی از موارد دخالت حجازی که رسانهای شد موضوع برجام است. او سال ۹۴ زمانی که برجام به مجلس رسید، در جلسهای شبانه با «علی لاریجانی»، رییس وقت مجلس و «علی شمخانی»، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، حضور یافت؛ حضوری که برای بسیاری از نمایندگان به منزله پیامی روشن از سوی بیت رهبری برای تصویب سریع این توافق تلقی شد. به نظر میرسد حضور این «مرد در سایه» بود که باعث شد تا طرحِ برجام، برخلاف انتظارِ اولیه، تنها در عرض ۲۰دقیقه و بدون بررسیِ پیشنهاداتِ اصلاحی در مجلس به تصویب رسید.
حالا با مرگِ علی خامنهای در ۹ اسفند، حجازی در مرکزِ مدیریت بحران قرار گرفته است. حجازی که دههها با استفاده از نفوذ اطلاعاتی، توازنِ قدرت را در کشور برقرار میکرد، حالا با کشته شدن اکثر همردههایش جزو معدود کسانی در نظام سیاسی است که توازنی بین روحانیت، سپاه و بروکراسی میتواند برقرار کند.
جایگاه او، دقیقا نشان میدهد که چرا حذف او میتواند معماریِ امنیت نظام را به لرزه درآورد. جایزه ۱۰میلیون دلاریِ وزارت خارجه آمریکا برای اطلاعات در مورد حجازی، پیامی بود که نشان میداد غرب، حجازی را یک بازیگر خطرناک میداند.