هرمز؛ شش ماه بعد، قدرت ایران کجای معادله ایستاده است؟

Friday, 28th August, 2026
اندازه قلم متن
حمید آصفی

شش ماه پس از آغاز جنگ، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش ادعاهای راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. تهران بارها از بسته‌بودن تنگه و توانایی خود برای مدیریت عبور و مرور سخن گفته؛ اما واقعیت میدانی، تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد.

اگر تنگه به‌طور کامل و مؤثر بسته بود، انتظار می‌رفت جریان نفت از خلیج فارس تقریباً متوقف شود. اما امروز چنین نیست. رویترز گزارش داده که جریان نفت از هرمز افزایش یافته و صادرات کشورهای خلیج فارس به حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ هرچند هنوز بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است. در روز پنجشنبه نیز هفت کشتی از تنگه عبور کردند. همزمان قیمت برنت در ۲۸ اوت حدود ۸۹ دلار بود.

این ارقام یک نکته مهم را روشن می‌کنند: هرمز مختل شده است، اما به‌طور کامل از کار نیفتاده است.

این تفاوت کوچک نیست.

از سوی دیگر، ایران و عمان همچنان درباره سازوکار یک کریدور موقت کشتیرانی مذاکره می‌کنند. خودِ این مذاکرات نشان می‌دهد وضعیت عبور و مرور به یک مسئله عملیاتی و سیاسی تبدیل شده که برای مدیریت آن، توافق لازم است.

اینجا باید از یک خطای محاسباتی پرهیز کرد: توانایی ایجاد اختلال، با توانایی کنترل کامل یک مسیر بین‌المللی تفاوت دارد.

ایران توانسته هزینه ایجاد کند. عبور کشتی‌ها را دشوار کرده است. بازار انرژی را تحت فشار قرار داده است. اما سؤال سیاسی همچنان باقی است: این فشار چه نتیجه‌ای برای ایران ایجاد کرده است؟

اگر هدف، تغییر رفتار آمریکا بوده، این تغییر کجاست؟

اگر هدف، افزایش قدرت مذاکره بوده، میزان این افزایش چقدر است؟

اگر هدف، جلوگیری از عبور نفتکش‌ها بوده، چگونه بخشی از نفت همچنان از مسیر هرمز خارج می‌شود؟

این پرسش‌ها را نمی‌توان با تکرار عبارت «کنترل تنگه» پاسخ داد.

قدرت فقط توان جلوگیری نیست؛ توان تعیین شرایط نیز هست.

این تفاوت، مفهوم تازه‌ای را وارد بحث می‌کند: «شکاف قدرت و نتیجه».

ممکن است یک کشور قدرت نظامی قابل‌توجهی داشته باشد، اما اگر نتواند این قدرت را به تصمیم سیاسی، امتیاز مذاکره یا تأمین منافع ملی تبدیل کند، میان ظرفیت و نتیجه فاصله ایجاد می‌شود.

هرچه این فاصله طولانی‌تر شود، هزینه آن بیشتر می‌شود.

طرف مقابل مسیرهای جدید پیدا می‌کند. کشورهای منطقه برای مدیریت بحران وارد ترتیبات تازه می‌شوند. بازار خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد. و اهرمی که قرار بود رفتار دیگران را تغییر دهد، بخشی از اثر اولیه خود را از دست می‌دهد.

این را می‌توان «فرسایش اهرم» نامید.

فرسایش اهرم به معنای از بین رفتن توان ایران نیست؛ به معنای کاهش قابلیت تبدیل آن توان به نتیجه سیاسی است.

شش ماه جنگ، زمان مناسبی برای بازنگری در این محاسبه است.

اگر ایران هرمز را در اختیار دارد، باید پرسید این اختیار چه دستاوردی برای ایران ساخته است. اگر نمی‌تواند عبور را متوقف کند، باید درباره میزان واقعی این کنترل توضیح داده شود. و اگر می‌تواند هزینه ایجاد کند اما نتیجه سیاسی نمی‌گیرد، باید درباره کارآمدی این سیاست پاسخ داده شود.

در نهایت، معیار قدرت یک کشور ادعای آن کشور نیست.

معیار قدرت، اثری است که بر رفتار دیگران می‌گذارد و نتیجه‌ای است که برای منافع ملی خود به دست می‌آورد.

هرمز امروز دقیقاً همین آزمون را پیش روی جمهوری اسلامی گذاشته است.

 

https://t.me/hamidasefichannel2

 

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.