
جمهوری اسلامی، حکومت مرگ
به جنگ و اعدام و کشتار پایان دهید!
هممیهنان عزیز،
ایران امروز در تقریباً تمامی زمینههای اساسی حیات و زندگی با بحران و در بسیاری از عرصهها، با ابربحران روبهروست. سرزمینی که از منابع عظیم انسانی، طبیعی، فرهنگی و تاریخی برخوردار است، امروز به دلیل دههها سیاستگذاریهای ایدئولوژیک و تمامیتخواهانه، بیکفایتی مسئولان و بیاعتنایی حاکمان به حقوق ملت، با جنگ، گرانی روز افزون، فقر، فلاکت، بیکاری، تحریم، سقوط ارزش پول ملی، فساد، انزوای بینالمللی، تخریب محیط زیست، فرار مغزها، نابسامانی در آموزش و بهداشت، تبعیض و گسترش روزافزون ناامیدی و بیاعتمادی در جامعه دستوپنجه نرم میکند.
حاکمان، امتیازات و اختیارات کشور را میان خود تقسیم کردهاند و با مردم که صاحبان اصلی این سرزمیناند، همچون بردگان خویش رفتار میکنند. آنان خود را ملزم به پاسخگویی نمیدانند و امروز حتی روشن نیست که دقیقاً چه کسانی و با چه سازوکارهایی درباره سرنوشت ایران و میلیونها ایرانی تصمیم میگیرند. مسلم اینکه نتیجه ادامه سیاست های تاکنونی نابودی کامل کشور و تشدید مصائب مردم خواهد بود.
امروز گرفتار جنگی شده ایم که همچنان تیشه به ریشه مردم و کشور میزند و حاکمیت همچنان به سیاست تهدید و تنش و علیرغم فرصت های مناسب، خودداری از توافق، ادامه میدهد. سیاستهای تنش آمیز، ماجراجویانه، پرهزینه، توهمآمیز و مرگبار جمهوری اسلامی، بدون رجوع به مردم و بدون در نظر گرفتن نیازها و شرایط زندگی آنان، کشور را در معرض جنگها و تنشهای منطقهای و بینالمللی قرار داده است. جناح جنگ طلب جمهوری اسلامی و دولت راستگرای اسراییل برای حفظ قدرت خویش، به جنگی دامن میزنند که میتواند منجر به نابودی بیشتر ایران و کل خاورمیانه شود. جنگ یعنی مرگ شهروندان، ویرانی خانهها، نابودی شهرها و روستاها، از میان رفتن زیرساختهای حیاتی، آوارگی خانوادهها و نابودی حاصل سالها تلاش میلیونها انسانی که هیچ نقشی در اتخاذ سیاستهای جنگافروزانه حکومت نداشتهاند.
این در حالیست که بخش بزرگی از مردم ایران حتی از دسترسی پایدار به ابتداییترین نیازهای انسانی محرومند. هوای سالم، آب کافی، برق، معیشت شرافتمندانه، بهداشت و درمان مناسب و حتی نان کافی برای رفع گرسنگی، برای میلیونها ایرانی به دغدغهای روزمره تبدیل شده است. رفاه، توسعه سیاسی و فرهنگی، پیشرفت، آموزش مطلوب و یک زندگی عادی برای بخش بزرگی از جامعه ایران آرزویی دور از دسترس شده است.
حاکمانی که توانایی و صلاحیت لازم برای اداره کشور را ندارند، به جای آنکه سیاستهای تنشآمیز و مرگبار را کنار بگذارند، همچنان بر ادامه رویارویی با بخش بزرگی از جهان اصرار میورزند و با سیاستها و اقداماتی که کشور را بیش از پیش منزوی و در معرض خطر قرار میدهد، هزینههای سنگینی را بر مردم ایران تحمیل میکنند.
کشتار مردم در جنبش های اعتراضی از سوی این حکومت که آخر آن در دیماه 1404 بود در جهان امروز بی سابقه است. شکنجه و اعدام مخالفان و معترضان همواره یکی از ابزارهای اصلی ارعاب معترضان و سرکوب به امید تثبیت قدرت حاکم بوده که جان دهها هزار تن از هموطنان ما را گرفته است. حاکمیت نه تنها به این سیاست ها ادامه میدهد بلکه با زدن اتهام جاسوسی به شهروندان به بهانه جنگ به آن شدت بخشیده است. حاکمیت هر روز جوانانی را به بهانه های واهی به چوبههای دار میسپرد، با این تصور باطل که میتوان از طریق ایجاد رعب و وحشت، نارضایی عمومی را خاموش ساخت یا تمام مخالفان را از میان برداشت. این در حالیست که سرکوب و اعدام نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه به نارضایی ها و خشم و بیاعتمادی دامن میزند و شکاف میان ملت و حکومت را ژرفتر میکند.
هیچ حکومتی بدون رضایت و پشتوانه مردمی نمیتواند آیندهای پایدار و مطمئن برای خود تصور کند. آینده جمهوری اسلامی نیز بدون پشتوانه مردمی ناروشن است.
مردم ایران در مبارزات خود علیه حکومت مرگ، بهدرستی از شعار «زن، زندگی، آزادی» پشتیبانی کردهاند؛ شعاری که در بنیاد خود رو به زندگی، کرامت انسانی و آزادی دارد و در برابر فرهنگ مرگ، خشونت و سرکوب میایستد.
ایرانیان در یک قرن گذشته بارها برای آزادی، قانون، استقلال و حاکمیت بر سرنوشت خویش به میدان آمدهاند. این مبارزه تاریخی پایان نیافته است. بدون تردید ملت ایران نیز سرانجام بر استبداد، خشونت و حکومتهای مرگ و اعدام غلبه خواهد کرد و به حقوق، آزادیها و حق حاکمیت خویش دست خواهد یافت.
آینده ایران از آنِ زندگی است، نه مرگ؛ از آن صلح است، نه جنگ؛ از آنِ آزادی است، نه سرکوب؛ و از آنِ ملت ایران است، نه حاکمان غیرپاسخگو.
جبهه ملی ایران – اروپا
سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
5 شهریور 1405 برابر 27 اوت 2026