نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی به جزئیات طرح پنهان اسرائیل برای تبدیل محمود احمدینژاد به یک مهره اطلاعاتی پرده برداشت؛ این گزارش فاش میکند که کنفرانسهای تغییرات اقلیمی در مجارستان و گواتمالا پوششی برای دیدارهای محرمانه رئیسجمهوری پیشین ایران با مقامات موساد بوده است. بر اساس این طرح، بنا بود پس از حذف علی خامنهای، احمدینژاد به مقام رهبری منصوب شود؛ طرحی که در نهایت با شکست مواجه شد و به حبس خانگی او انجامید.

در جریان حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران، خانه شخصی محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری پیشین ایران هدف حمله قرار گرفت. گزارشهای اولیه خبر میداد که او در این حمله کشته شده اما تنها دو روز بعد این خبر تکذیب شد. در این میان، روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی غافلگیرکننده فاش کرد که آمریکا و اسرائیل در نظر داشتند پس از حذف علی خامنهای، محمود احمدینژاد را به عنوان رهبر جدید ایران منصوب کنند.
این ادعا بسیار تعجببرانگیز بود؛ چرا که محمود احمدینژاد با مواضع ضد اسرائیلی و انکار هولوکاست، نقش پررنگی در تشدید تنشهای ایران با این کشور داشت و در اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران نیز بسیار موثر بود. طرح اسرائیل برای انتصاب او از همین رو بسیار عجیب به نظر میرسید. ضمناً، این موضوع با ادعاهای اسرائیل مبنی بر ساخت یک ملت بزرگ و آزادی ایران نیز در تضاد بود؛ چرا که مردم ایران سالها پیش علیه او تظاهرات کرده بودند و در جنبش سبز در سالهای ١٣٨٨ و ١٣٨٩، بسیاری به دستور او با سرکوب شدید، کشتار، زندان و تبعید مواجه شده بودند.
از احمدینژاد خبری نبود تا زمانی که همین هفته گذشته در مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین ایران حضور یافت. حالا نیویورک تایمز در یک گزارش اختصاصی به جزئیات طرح اسرائیل برای بهکارگیری او به عنوان یک دارایی اطلاعاتی پرداخته است که از سفرهای محمود احمدینژاد به مجارستان و دیدارش با مقامات موساد پرده برمیدارد.
کنفرانس اقلیمی؛ پوششی برای مذاکرات محرمانه
در زمستان ۱۴۰۲، رئیس دانشگاهی در بوداپست درخواستی از یکی از مقامات ارشد دولت مجارستان دریافت کرد که بسیار عجیب و غیرمنتظره بود. این مقام دولتی به رئیس دانشگاه، پروفسور گرگلی دلی، گفت که «دانشگاه لودوویکا» باید کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار کند و از مهمانی غیرمعمول دعوت به عمل آورد: محمود احمدینژاد؛ رئیسجمهوری پیشین ایران که در سطح جهانی، چهرهای به شدت منفور به حساب میآید.
شوکهکنندهتر از این درخواست، دلیل آن بود. مقام دولتی به پروفسور دلی گفت که این کنفرانس صرفاً پوششی برای انجام مذاکرات محرمانه میان آقای احمدینژاد و مأموران اطلاعاتی اسرائیل است. به گفته مقامات آمریکایی و ایرانی مطلع از این عملیات، که به شرط ناشناس ماندن درباره این اطلاعات با نیویورک تایمز صحبت کردهاند، سفر احمدینژاد به این دانشگاه بخشی از تلاشهای چندینساله اسرائیل برای تبدیل کردن او به یک مهره اطلاعاتی بود تا در صورت لزوم، بتوان او را به عنوان رهبر جدید ایران بر سر کار آورد.
به گفته مقامات پیشین آمریکایی، جذب احمدینژاد برای اسرائیل چنان اولویتی داشت که دیوید بارنیا، رئیس وقت سرویس اطلاعاتی این کشور، شخصا به پایتخت مجارستان سفر کرد تا با او دیدار کند. اندکی پس از آن، موساد به سازمان سیا اطلاع داد که با احمدینژاد در تماس بوده است.
تصمیم اسرائیل برای تدوین طرحی جهت تغییر حکومت با محوریت احمدینژاد، چرخشی غیرمنتظره و شگرف در ماجرای روابط این کشور با رئیسجمهوری پیشین ایران محسوب میشود؛ کسی که به دلیل شتاب بخشیدن به برنامه هستهای ایران، درخواستهای مکرر برای نابودی اسرائیل و انکار هولوکاست شناخته میشد. به گفته مقامات آمریکایی، در سالهای اخیر، اسرائیل مخفیانه به احمدینژاد برای مسکن و سفر پول پرداخت کرده است و مأموران اسرائیلی در چندین مورد، از جمله در سفرهایش به بوداپست، با او در خارج از کشور ملاقات کردهاند.
شکست طرح
بر پایه گزارش نیویورک تایمز، در ۹ اسفندماه، یک حمله هوایی از سوی اسرائیل مجتمع محل اقامت احمدینژاد را هدف قرار داد و ساختمان محل استقرار محافظان و همچنین خودروی زرهی او را نشانه گرفت. به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، پس از این حمله، یک خودروی پژوی مشکی به محل رسید، او را سوار و با سرعتی بالا او را از آن صحنه پرهرجومرج دور کرد. مقامات آمریکایی و ایرانی مطلع از این عملیات اظهار داشتند که رانندگی این خودرو بر عهده عوامل موساد بوده و آنها احمدینژاد را به یک خانه امن و مخفی در داخل ایران منتقل کردهاند.
با این حال، به گفته افراد مطلع از جزئیات ماجرا، رئیسجمهوری پیشین ایران از این عملیات نجاتِ شتابزده و پرالتهاب ناراضی بود و به نظر میرسید نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندن او به قدرت دلسرد شده است. او سرانجام تحت شرایطی که هنوز روشن نیست، آن خانه امن را ترک کرد و تا دوشنبه ۱۵ تیرماه که حضور کوتاهی در مراسم تشییع رهبر سابق، علی خامنهای داشت، دیگر در انظار عمومی دیده نشد.

وضعیت کنونی او همچنان نامشخص است؛ اما چهار مقام ارشد ایرانی اظهار داشتند که آقای احمدینژاد اکنون در بازداشت بخش اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در حبس خانگی به سر میبرد، چرا که ایران از بخش عمدهای از تعاملات او با اسرائیل آگاه شده است.
مقامات اسرائیلی درباره طرح انتصاب آقای احمدینژاد به عنوان رهبر ایران اظهار نظر علنی نکردهاند. بخش دیگری از این طرح شامل تجهیز و آموزش نیروهای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا با عبور از مرز و ورود به غرب ایران، مناطقی را در آنجا تصرف کرده و در نهایت به سوی پایتخت پیشروی کنند؛ اقدامی که هرگز محقق نشد.
تامیر هیمن، رئیس پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل، در ماه خرداد و پس از آنکه روزنامه نیویورک تایمز برای نخستین بار جزئیات نقش احمدینژاد در این طرح را فاش کرد، در برنامه گفتوگومحور «فایرینگلاین» شبکه پیبیاس گفت که طرحِ تغییر رژیم شامل «مجموعهای از عملیاتهای ویژه بود که قرار بود اجرا شوند» و «احمدینژاد نیز بخشی از آن عملیات بود.»
تغییر مسیر پس از دوران ریاستجمهوری
احمدینژاد در دوران ریاستجمهوری خود، از سیاستمداران تندروی ایران بود. اما در سالهای پس از آن، مواضع خود را تعدیل کرد و از شدت لحن ضداسرائیلی که مشخصه دوران مسئولیتش بود، کاست. او اغلب مشتاق بود چهرهای میانهرو و تازه از خود به نمایش بگذارد؛ از همین رو، در مصاحبهها و سخنرانیهایش درباره فرهنگ موسیقی پاپ ایران اظهار نظر میکرد، از برخوردهای خشن و سرکوبگرانه نیروهای امنیتی انتقاد میکرد و طبقه حاکم را به فساد مالی متهم میساخت.
او بادگیر خاکی بزرگ همیشگیاش را کنار گذاشت و شروع به پوشیدن کت و شلوارهای دوختهشده کرد. ریش نامرتبش را مرتب کرد، به نظر میرسید بوتاکس کرده و شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرد. در دفترش در تهران، هر روز صبح جلسات عمومی یکساعته برگزار میکرد تا به شکایات مردم عادی گوش دهد؛ برخی از آنها برای کمک به او در پیمایش بوروکراسی دولتی مراجعه میکردند. گاهی اوقات، او به وزارتخانههای دولتی نامه مینوشت و درخواستکنندگان وام را توصیه میکرد. او مرتباً به سراسر کشور سفر میکرد و با هوادارانش در شهرها و استانهای روستایی ملاقات میکرد.

رابطه احمدینژاد با دولت ایران پیچیده بود. رهبران ارشد او را به حاشیه راندند و حرکاتش را محدود کردند، با این حال به او اجازه دادند در کنار سایر مقامات ارشد در مجمع تشخیص مصلحت نظام کرسی داشته باشد. او در جلسه مجمع در ماه اسفند، چند روز قبل از شروع جنگ، شرکت کرد.
بسیاری در ایران، تغییر رویکرد احمدینژاد را ناشی از انگیزههای سیاسی فرصتطلبانه میدانستند و آن را تلاشی برای تقویت وجهه پوپولیستی خود و فاصلهگرفتن از مقامات حاکم تلقی میکردند. او همچنان پایگاه حمایتی خود را در میان طبقه کارگر ایران حفظ کرده بود و مشاورانش اطمینان داشتند که هدف او، بازگشت دوباره به قدرت در آینده است.
به گفته یکی از اعضای حلقه نزدیکان احمدینژاد که به شرط ناشناس ماندن درباره گفتوگوهای خصوصیاش با او صحبت میکرد، او با نزدیکانش درباره جاهطلبیاش برای تبدیل شدن به رهبر آینده ایران با کمک قدرتهای خارجی سخن گفته بود. به گفته این فرد نزدیک به احمدینژاد، او پس از آنکه سه بار صلاحیتش برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری رد شد، نسبت به نظام جمهوری اسلامی دلسرد شد و به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام کنونی پابرجاست، نمیتواند به قدرت برسد.
این فرد افزود که احمدینژاد نگران بود که در صورت وقوع جنگ و تغییر رژیم، آمریکاییها و اسرائیلیها چهرهای از اپوزیسیونِ خارج از کشور را انتخاب کنند که شناختی از ایران ندارد و در نتیجه، ثبات ایران به خطر بیفتد. به گفته این منبع، او خود را در جمع اطرافیانش فردی توصیف میکرد که میتواند نقشی همچون بوریس یلتسین، رئیسجمهوری پیشین روسیه، و در قامت یک اصلاحگر ایفا کند؛ و میگفت که اگر به قدرت برسد، در چارچوب «پیمان ابراهیم» دونالد ترامپ، اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط با آن را عادیسازی خواهد کرد.
مشخص نیست عوامل اسرائیلی چه زمانی برای نخستین بار تلاش کردند احمدینژاد را به خدمت بگیرند. مقامات ایرانی اعلام کردند که دستکم در جریان سفر احمدینژاد به گواتمالا برای شرکت در کنفرانسی با محوریت محیط زیست، تماسهایی برقرار شده بود. دعوتنامه این سفر از سوی دولت گواتمالا ارسال شده بود؛ کشوری که در مقایسه با اکثر کشورهای آمریکای لاتین، روابط دیپلماتیک نزدیکتری با اسرائیل دارد.
سال بعد، او برای شرکت در کنفرانس دانشگاه «لودوویکا» نخستین سفر خود را به مجارستان انجام داد و در بوداپست با بارنیا دیدار کرد که تا ماه پیش به مدت پنج سال ریاست موساد را بر عهده داشت. مجارستان که در آن زمان تحت رهبری ویکتور اوربان، نخستوزیر راستگرا اداره میشد، شاید بیش از هر کشور اروپایی دیگری با اسرائیل روابط نزدیکتری داشت؛ چنانکه آقای اوربان و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به کشورهای یکدیگر سفر میکردند.
دو ماه بعد، احمدینژاد درست چند روز پیش از آنکه اسرائیل جنگی را علیه ایران آغاز کند، به بوداپست بازگشت؛ سفری که پوششی برای دیدار او با عوامل اطلاعاتی اسرائیل بود. محافظان ایرانی او از یگان «انصار» سپاه پاسداران که در تمام سفرهای خارجی همراهش بودند گزارش دادند که او در جریان سفر، دستکم دو بار موفق شده بود از چنگ تیم حفاظتی خود بگریزد و برای شرکت در جلساتی طولانی ناپدید شود. به گفته دو تن از اعضای سپاه و یک مقام اطلاعاتی، محافظان در گزارشی درباره این سفر اعلام کردند که در خصوص این ناپدید شدنها از او توضیح خواستهاند و در پاسخ گفته است که مشغول دیدار با استادان دانشگاه بوده است.
رئیسجمهوری پیشین ایران در کنفرانس دانشگاهی به زبان انگلیسی سخنرانی کرد و با کنار گذاشتن آیه قرآنیِ همیشگیاش حاضران را غافلگیر کرد. او که کت و شلوار سرمهای خوشدوختی به تن داشت، درباره «بشریت مشترک» و «نظم جهانی در حال تغییر» صحبت کرد و دیدگاههای خود را در مورد چگونگی ظهور جهانی جدید، ارائه داد. او به دلی، رئیس دانشگاه، نسخهای از کتاب شاهنامه را اهدا کرد و آقای دلی نیز به او نشان دانشگاه را داد.
تا هفته گذشته، احمدینژاد از اسفند، زمانی که با پژوی مشکی از خانهاش در تهران برده شد، در ملاء عام دیده نشده بود. دوشنبه گذشته، او حضوری کوتاه و غیرمنتظره در مراسم تشییع پیکر آیتالله خامنهای داشت. ویدیوهای این مراسم، او را در حالی نشان میداد که با وجود گرمای شدید هوا، کاپشنی ضخیم به تن داشت و ماسک پزشکیاش را تا زیر چانه پایین کشیده بود. دو رئیسجمهوری پیشین دیگر ایران که زنده هستند، یعنی حسن روحانی و محمد خاتمی، به این مراسم دعوت نشدند و در هیچیک از آیینهای خاکسپاری حضور نیافتند. اما احمدینژاد در حالی که سرش را پایین انداخته بود و سخنی نمیگفت، در میان افرادی که به نظر میرسید محافظان امنیتی باشند، ایستاده بود.
