
با توجه به سرنوشت پیمانهای پیشین کشورهای عرب خاورمیانه، آیا میتوان برای پیمان دفاعی سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان اعتبار عملی قائل شد؟ آیا این پیمان وضعیت امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازهای خواهد کرد؟ نگارنده بر این باور است که این توافق نیز ممکن است، همچون شماری از پیمانهای پیشین، بیش از آنکه جنبه عملیاتی داشته باشد، نمادین باقی بماند.
همکاری دفاعی عربستان سعودی و پاکستان سابقهای طولانی دارد. هماکنون نیز شماری از نظامیان پاکستانی در عربستان سعودی مستقرند و احتمال داده میشود که در چارچوب مأموریتهای آموزشی، مشورتی یا حمایتی مرتبط با درگیری عربستان و حوثیهای یمن فعالیت داشته باشند. لذا نباید برای پیمان جدید بیش از گذشته وزن قائل شد؛ زیرا حضور ترکیه، که خود عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، پرسشهایی را درباره ارزش عملی و حقوقی آن پدید میآورد. ماده ۵ پیمان ناتو مقرر میدارد که حمله مسلحانه به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود. بند ۵ دفاع جمعی پیمان مکه نیز ظاهراً مضمونی مشابه دارد: حمله به عربستان سعودی، ترکیه یا پاکستان، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.
همپوشانی این دو تعهد، مبنای عملیاتی شدن پیمان مکه را با ابهام روبهرو میکند. برای مثال، اگر ایران و عربستان سعودی وارد جنگ شوند، آیا ترکیه علیه ایران وارد عمل خواهد شد؟ در آن صورت، آیا کشورهای عضو ناتو نیز در کنار عربستان سعودی و پاکستان در برابر ایران قرار خواهند گرفت؟ بعید بنظر میرسد. هرچند تعهد دفاع جمعی در پیمان مکه از نظر ظاهری به ماده ۵ ناتو شباهت دارد، جزئیات نحوه واکنش نظامی، سطح تعهدات و سازوکار عملی تصمیمگیری آن هنوز بهطور کامل منتشر نشده است.
شکلگیری پیمان و اهمیت سیاسی آن
سفر همزمان و بیسابقه رهبران سیاسی و نظامی ترکیه و پاکستان به عربستان سعودی و امضای توافقی دفاعی در مکه، در نگاه نخست میتواند نشانهای از تحول در معماری امنیتی خاورمیانه تلقی شود (۱). این پیمان روز جمعه، ۷ اوت، در مکه ــ مقدسترین شهر مسلمانان ــ به امضا رسید. برخی رسانههای بینالمللی از آن بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک و نظامی سالهای اخیر خاورمیانه یاد کردهاند.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه؛ شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان؛ و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، برای دیداری راهبردی با محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان سعودی، وارد این کشور شدند. این پیمان در شهر مکه و در مجاورت مسجدالحرام به امضا رسید. این در حالی است که بلافاصله تهران به این پیمان واکنش نشان داد.
در مقالهای که خبرگزاری ایرنا منتشر کرد، آمده است که خاورمیانه تاکنون شاهد شکلگیری ائتلافها و ترتیبات امنیتی گوناگونی بوده است؛ اما تجربه منطقه نشان میدهد ائتلافهای محدود و رقابتهای امنیتی نهتنها به تأمین پایدار امنیت منجر نشدهاند، بلکه در مواردی چرخه ناامنی و ائتلافسازی را تشدید کردهاند. این روند، ضرورت حرکت به سوی سازوکاری برای امنیت جمعی با مشارکت همه کشورهای منطقه را بیش از پیش برجسته میکند (۲).
مقامهای کشورهای عضو پیمان مکه اعلام کردهاند که این توافق علیه کشور مشخصی نیست، جایگزین سایر اتحادها و توافقها نمیشود، بر حق دفاع مشروع استوار است و امکان مشارکت دیگر کشورهای منطقه را نیز فراهم میکند. از این منظر، شاید بتوان پیمان مکه را تفاهمنامهای دانست که سایر کشورها را به مشارکت در یک چارچوب دفاعی و امنیتی منطقهای دعوت میکند؛ بنابراین، از لحاظ نظری، ایران نیز میتواند به آن بپیوندد. با این حال، اگر ایران، مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه عضو این پیمان شوند، آیا اهداف و سازوکار آن دگرگون نخواهد شد؟
واکنش ایران و ضرورت امنیت جمعی
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به همسایگان ایران تأکید کرد که زمان آن فرا رسیده است که کشورهای منطقه به خود متکی باشند و برادری واقعی را در پیش گیرند. او با اشاره به آمادگی، توانمندی و اقتدار نیروهای مسلح ایران اظهار داشت که مسلمانان، هنگامی که متحد و یکپارچه باشند، میتوانند در برابر چالشهای ناشی از مداخله بیگانگان با قدرت و قاطعیت ایستادگی کنند. با این حال، ائتلافهای دوجانبه یا سهجانبه، اگر در شرایطی شکل بگیرند که سایر بازیگران منطقهای خود را کنار گذاشتهشده یا هدف آنها بدانند، میتوانند معضل امنیتی و رقابت ائتلافی را تشدید کنند.
پژوهشی از دانشگاه کمبریج درباره دلایل تداوم تنشها در غرب آسیا نیز به این چرخه پرداخته است. بر اساس این پژوهش، منطقه خلیج فارس طی ۴۵ سال گذشته با چالشهای امنیتی متعددی روبهرو بوده و کشورهای آن در چرخهای معیوب از ناامنی و مناقشه گرفتار شدهاند. اقداماتی که هر کشور برای حفظ امنیت خود انجام داده، گاه شکافها و تنشهای منطقهای را تشدید کرده و دیگران را به انجام اقدامات امنیتی تازه واداشته است. بازیگران منازعات در طول زمان تغییر کردهاند، اما محیط تقابلی همچنان پابرجا مانده است.
خروج از این چرخه به عوامل متعددی نیاز دارد و با موانع فراوانی روبهروست. تهران، با وجود آگاهی از چالشهای دستیابی به امنیت درونزا، آن را نیاز مبرم منطقه و تنها راه رسیدن به امنیت پایدار میداند. از این دیدگاه، همکاریهای دوجانبه کشورها نفی نمیشود، اما با توجه به ویژگیها و تجربیات تاریخی منطقه، تکیه صرف بر این همکاریها راهکاری بلندمدت به شمار نمیآید. خاورمیانه به قواعد امنیتی مشترک، گفتوگوی دائمی، اعتمادسازی و سازوکاری نیاز دارد که همه کشورهای منطقه را، حتی در شرایط اختلاف، در چارچوبی واحد نگه دارد.
آینده پیمان اخیر ــ یا هر توافق دیگری که اصل مشارکت «همه» کشورهای منطقه در آن رعایت نشده باشد ــ در دو بازه کوتاهمدت و بلندمدت قابل بررسی است. در کوتاهمدت، میتوان انگیزهها و محدودیتهای عربستان سعودی را برای جلب همراهی یک عضو ناتو و یک قدرت هستهای درک کرد. هر یک از سه کشور نیز بهنوعی به همکاری دو کشور دیگر نیازمند است. با این حال، در بلندمدت نمیتوان اطمینان داشت که این همپیمانی بتواند بازدارندگی امنیتی، دستاوردهای سیاسی و منافع اقتصادی مورد انتظار را به همراه آورد.
زمینه منطقهای و تنگه هرمز
زمانبندی امضای این معاهده دفاعی اهمیت ویژهای دارد. خاورمیانه از روز ۲۸ فوریه، در پی آغاز جنگ گسترده میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، وارد دورهای از خلا امنیتی و بیثباتی بیسابقه شده است. یکی از مهمترین ابعاد بحران، اختلاف بر سر کنترل ورودی خلیج فارس و چگونگی تأمین عبورومرور ایمن کشتیها است۰
اگرچه ایران و عمان در روزهای اخیر بر سر مختصات اجرایی یک مسیر کشتیرانی جدید در این آبراه به نوعی تفاهم رسیدهاند، اما هنوز ابهامات و چالشهای حلنشدهای درباره نحوه اجرا، تحریمها، پوشش بیمهای کشتیها و تضمینهای واقعی، و امنیت رفتوآمد باقی مانده است.
در همین زمینه، محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز شنبه ۸ اوت در پیامی درباره آخرین وضعیت کشور و منطقه اعلام کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را اصلاح نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد. او خواستار پایان جنگ و عملیات نظامی علیه ایران و متحدانش در لبنان، فلسطین، یمن و عراق، رفع محاصره دریایی، خروج نیروهای نظامی دریایی و هوایی از پیرامون ایران، پرداخت خسارت جنگها، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران شد.
توانمندیهای سه کشور عضو
ائتلاف سه قدرت پیمان مکه، با توانمندیهای متفاوت و مکمل در کنار یکدیگر قرار میگیرند:
- عربستان سعودی، یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، قدرت اصلی اقتصادی پیمان و برخوردار از بودجه کلان برای خریدهای نظامی است.
- ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد و از تجربه نظامی گسترده و صنایع دفاعی بومیِ متکی بر فناوریهای پیشرفته برخوردار است. بر اساس رتبهبندی نشریه «دیفنس نیوز» در سال ۲۰۲۵، پنج شرکت ترکیهای در فهرست یکصد شرکت بزرگ صنایع دفاعی جهان قرار داشتند. جایگاه صادراتی پهپادها، موشکها و سامانههای جنگ الکترونیک ترکیه نیز در سال ۲۰۲۳، با امضای بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی آنکارا برای فروش پهپاد به عربستان سعودی، بیش از پیش تثبیت شد.
- پاکستان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است و ارتشی قدرتمند، باسابقه و آموزشدیده دارد. اسلامآباد سابقه چند دهه همکاری نظامی با ریاض دارد و سالها در آموزش و ارائه کمکهای فنی به نیروهای مسلح سعودی نقش ایفا کرده است.
معاهده دفاعی پیشین میان عربستان سعودی و پاکستان نیز بر این اصل استوار بود که «حمله به یکی از آنها، حمله به دیگری تلقی میشود». با وجود این، اسلامآباد در جنگ اخیر کوشید از ورود مستقیم به منازعه خودداری کند و نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را بر عهده گیرد.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه پاکستان، توافق جدید با هدف تقویت «بازدارندگی جمعی» در برابر هرگونه اقدام تهاجمی امضا شده است. در این بیانیه که روز جمعه منتشر شد، آمده است که هر حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. وزارت امور خارجه پاکستان همچنین اعلام کرد که این توافق بر روابط تاریخی سه کشور، پیوندهای «برادری و همبستگی اسلامی»، منافع راهبردی مشترک و همکاریهای دفاعی دیرینه استوار است.
ابهامهای عملیاتی پیمان
با این همه، پیمان دفاعی مشخص نکرده است که حمله به هر یک از کشورهای عضو چگونه ارزیابی خواهد شد. به بیان دیگر، چه میزان خسارت به زیرساختها یا چه شمار تلفات انسانی میتواند متحدان را وارد درگیری کند؟ اگر حملات پهپادی یا موشکی به تأسیسات حساس اقتصادی و زیرساختهای حیاتی، مانند مراکز نفتی، فرودگاهها، بنادر و مراکز انرژی، آسیب جدی وارد کند، آیا واکنش مشترک شدیدتری در پی خواهد داشت؟
چند سناریو را میتوان در نظر گرفت. اگر نیروهای حشدالشعبی حملهای محدود به منافع عربستان سعودی انجام دهند و واکنش عربستان و آمریکا به این نیروها به تلفات انسانی منجر شود، آیا این رویداد عبور از خط قرمز ریاض تلقی خواهد شد؟ یا تنها حملات گسترده و تکرارشونده، همراه با تلفات انسانی یا اختلال جدی در صادرات نفت، پیمان دفاعی مکه را فعال خواهد کرد؟ در چنین شرایطی، آیا ریاض خواستار ورود مستقیم متحدانش خواهد شد؟ از این منظر، پیمان دفاعی مکه هنوز با ابهامهای فراوانی روبهروست.
امکان گسترش پیمان
امکان الحاق دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس میتواند ابعاد و پیامدهای راهبردی تازهای به پیمان سهجانبه مکه ببخشد و آن را از توافقی محدود به شالوده نوعی ناتوی منطقهای یا بلوکی امنیتی و فراگیر تبدیل کند. به گفته برخی کارشناسان، تضعیف اعتماد دولتهای خلیج فارس به چتر حمایتی سنتی ایالات متحده و افزایش بحرانها در آبراههای حیاتی، از جمله تنگه هرمز، این کشورها را به تنوعبخشیدن به شرکای امنیتی و تقویت بازدارندگی خود سوق داده است. با توجه به حملات اخیر ایران به زیرساختهای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از نظر سیاسی احتمال پیوستن برخی از این کشورها را نمیتوان نادیده گرفت.
با وجود این پیشبینیها، رویکرد کشورهای شورای همکاری یکسان نخواهد بود. امارات متحده عربی و بحرین از نظر سیاسی و امنیتی به عربستان سعودی نزدیکترند. کویت احتمالاً همکاری دفاعی را ترجیح میدهد، اما ممکن است از پذیرش تعهدات تهاجمی پرهیز کند. قطر و عمان نیز به دلیل سیاستهای متوازنتر منطقهای، با احتیاط بیشتری برخورد خواهند کرد. اگر چند کشور عربی دیگر به ساختار پیمان دفاعی مکه بپیوندند، ممکن است بهتدریج چارچوب امنیتی تازهای در منطقه شکل گیرد که ترکیه و پاکستان نیز در آن نقش داشته باشند.
نتیجهگیری
پیمان دفاعی سهجانبه مکه، در گام نخست، میتواند ابزاری برای ایجاد چتر بازدارندگی، گسترش همکاریهای پدافندی و فناوری و افزایش هزینه اقدامات نیابتی علیه عربستان سعودی باشد. با این حال، اگر حملات از مبدأ عراق یا یمن بهطور مستمر تأسیسات حیاتی و شریانهای اقتصادی عربستان را هدف قرار دهد، تصمیم ریاض برای عبور از مرحله پدافندی و هدفگرفتن منشأ حملات، میزان واقعی تعهد ترکیه و پاکستان را آشکار خواهد کرد.
چنین وضعیتی آزمونی تعیینکننده خواهد بود: آیا پیمان مکه ائتلافی نظامی و عملیاتی، با قابلیت اقدام مستقیم، است یا صرفاً چارچوبی پیشرفته برای موازنه دیپلماتیک و بازدارندگی سیاسی؟ پاسخ این پرسش را نه متن بیانیهها، بلکه رفتار سه کشور در نخستین بحران جدی مشخص خواهد کرد.
ناخدا محمد فارسی
۱۰ اوت ۲۰۲۶
1 – https://www.dw.com/fa-ir//a-78286851
2 – https://www.irna.ir/news/86230406/