ارزیابی جنگ فرسایشی هوایی، موشکی و پهپادی آمریکا و ایران بر سر کنترل تنگه هرمز

Sunday, 19th July, 2026
اندازه قلم متن

ناخدا محمد فارسی

در تازه‌ترین تحولات مرتبط با کنترل تنگه هرمز، هفت شبانه‌روز است که آمریکا زیرساخت‌های ایران، از جمله پل‌ها و جاده‌ها، را هدف حملات هوایی قرار داده است. در مقابل، سپاه پاسداران نیز منافع آمریکا در کویت، بحرین و اردن را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است.

 

پیش‌تر ارزیابی کرده بودیم که این تعرضات به جنگی تمام‌عیار منجر نخواهد شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که باوجود سخنان ضدونقیض آقای ترامپ و مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی، هر دو طرف در حمله به منافع یکدیگر با احتیاط بسیار عمل کرده‌اند. به‌ویژه، ظاهراً تلاش شده است تا از کشته‌شدن غیرنظامیان در این کارزار جلوگیری شود.

 

براساس بند پنجم تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان آمریکا و ایران، ایران متعهد شده بود ظرف ۳۰ روز تنگه هرمز را برای کشتیرانی ایمن سازد و هم‌زمان، آمریکا نیز در همین مدت به محاصره دریایی بنادر ایران پایان دهد. بااین‌حال، در روزهای برگزاری مراسم خاک‌سپاری آیت‌الله علی خامنه‌ای، عمان با حمایت آمریکا و بدون مشورت با ایران، به کشتی‌های تجاری اجازه داد از نزدیکی سواحل این کشور عبور کنند؛ اقدامی که از دید تهران، نقض آشکار تفاهم‌نامه بود.

 

رئیس‌جمهور آمریکا نیز اعلام کرد که تنگه هرمز برای تردد کشتی‌ها باز است. سپاه پاسداران هشدار داد که عبور کشتی‌ها بدون کسب مجوز از ایران، حتی در نزدیکی سواحل عمان، نقض تفاهم‌نامه و اقدامی خطرناک محسوب می‌شود. آمریکا و عمان به این هشدار توجهی نکردند و آقای ترامپ تهدید کرد که اگر به کشتی‌های در حال عبور حمله شود، زیرساخت‌های ایران را هدف قرار خواهد داد.

 

از سوی دیگر، در نامه ای منسوب به رهبر جدید ایران، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، به مناسبت تشییع پیکر پدرش، آیت‌الله علی خامنه‌ای، و دیگر افرادی که در بمباران‌های آمریکا و اسرائیل جان باختند، در پیامی اعلام کرد: «عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلان جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملت ماست و به‌طور حتم باید صورت بگیرد (۱).

 

وی در ادامه گفت که ملت ایران سال‌ها فرزندان خود را در راه امام حسین و مبارزه با دشمنان او و مکتب حسینی فدا کرده است و اکنون نیز بر خون‌خواهی او و «حسینیان زمان» تأکید دارد. او همچنین تهدید کرد: «این جنایتکاران، که فهرستی از صدر تا ذیل آنان موجود است، آرزوی مرگی آرام در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنان باید بدانند که این امر متوقف بر وجود شخص من یا دیگر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این موضوع محقق خواهد شد و به‌زودی افرادی از آزادگان سراسر جهان، هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.»  از دید نگارنده، چنین پیامی را می‌توان فتوا یا فرمانی برای انجام عملیات خشونت‌آمیز در سراسر جهان، به‌ویژه علیه رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل، تلقی کرد.

 

ادامه درگیری فرسایشی اکنون هشت روز است که ادامه دارد. فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در هفتم ژوئیه اعلام کرد که در پاسخ به حملات جمهوری اسلامی به سه کشتی حامل نفت عربستان سعودی و گاز طبیعی قطر که از تنگه هرمز عبور می‌کردند، موجی از حملات را علیه اهدافی در ایران آغاز کرده است. این حملات مناطقی در بندرعباس، قشم و سیریک، در نزدیکی سواحل جنوبی ایران، را نیز دربر گرفت.

 

همچنین، در ۲۵ ژوئن یک کشتی باری در سواحل عمان با «پرتابه‌ای ناشناس» هدف قرار گرفت که احتمال داده شد پهپادی متعلق به سپاه پاسداران بوده باشد. اواخر همان روز، نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد تنها کشتی‌هایی که از مسیرهای دریایی تعیین‌شده ایران استفاده کنند، اجازه عبور از تنگه هرمز را خواهند داشت و همه کشتی‌ها باید پیش از ورود به این آبراه با آن نیرو هماهنگی کنند.

 

پیش از درگیری اخیر، کشتی‌ها از طریق خطوط کشتیرانی شناخته‌شده بین‌المللی و تحت نظارت سازمان بین‌المللی دریانوردی از تنگه هرمز عبور می‌کردند. پس از آنکه تهدید حملات موشکی و پهپادی در روند کشتیرانی اختلال ایجاد کرد، عمان و سازمان بین‌المللی دریانوردی یک کریدور دریایی موقت ایجاد کردند تا کشتی‌های تجاری بتوانند همچنان از تنگه عبور کنند.

 

وزارت امور خارجه ایران نیز در بیانیه‌ای هشدار داد که تهران نسبت به پیامدهای نقض تعهدات ایالات متحده هشدار می‌دهد و هر اقدامی را که برای حفظ منافع و امنیت ملی خود ضروری بداند، انجام خواهد داد.

 

پیشنهاد عمان برای مدیریت تردد کشتی‌ها

شبکه سی‌ان‌ان، شنبه گذشته، به نقل از منبعی آگاه از مذاکرات ایران و عمان گزارش داد که عمان پیشنهاد کرده است براساس بند پنجم تفاهم‌نامه، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز از طریق دو مسیر جداگانه و کنترل‌شده مدیریت شود. این توافق، که هنوز نهایی نشده است، کریدورهای شمالی و جنوبی تنگه را باز نگه خواهد داشت (۲). در کریدور جنوبی، واقع در آب‌های سرزمینی عمان، کشتی‌ها اجازه خواهند داشت مطابق شرایط پیش از جنگ آزادانه تردد کنند. در کریدور شمالی، واقع در آب‌های سرزمینی ایران، کشتی‌ها برای عبور باید از تهران مجوز بگیرند. طبق این توافق، در دوره ۶۰ روزه اجرای تفاهم‌نامه هیچ‌گونه عوارضی از کشتی‌ها دریافت نخواهد شد.

 

بااین‌حال، آقای ترامپ اظهار داشت: «جمهوری اسلامی ایران از ما خواسته است که به مذاکرات ادامه دهیم. ما موافقت کرده‌ایم این کار را انجام دهیم؛ اما ایالات متحده به‌صراحت به آنان اعلام کرده است که آتش‌بس پایان یافته است.» این سخنان بدین معناست که آمریکا حملات خود به زیرساخت‌های ایران را در واکنش به حملات سپاه پاسداران و تهدید کشتی‌های تجاری در حال عبور از تنگه هرمز ادامه خواهد داد.

 

باوجوداین، برگزاری مذاکراتی میان ایران، ایالات متحده، قطر و پاکستان مورد توافق قرار گرفت و میانجی‌ها در تلاش بودند آن را برای شنبه، ۱۱ ژوئیه، ترتیب دهند. از سوی دیگر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، سفر عراقچی به عمان برای تبادل‌نظر درباره توافق مربوط به تنگه هرمز را تأیید کرد. وب‌سایت خبری اکسیوس نیز گزارش داد که «ایران مسئولیت مشخصی را در زمینه ایجاد ترتیبات عادی و ارائه خدمات دریایی مربوط به تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز پذیرفته است». وزیر امور خارجه عمان نیز با تأکید بر موضع اصولی کشورش درباره بهره‌گیری از دیپلماسی برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها در منطقه، ابراز امیدواری کرد که با اجرای کامل یادداشت تفاهم اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا، وضعیت امنیتی منطقه بهبود یابد.

 

خطر گرفتارشدن آمریکا در یک «جنگ طولانی»

در روزهای گذشته، وضعیت منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز مورد توجه رسانه‌های جهان قرار گرفته است. از جمله، روزنامه نیویورک‌تایمز روز پنجشنبه، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶، مقاله‌ای با عنوان «جنگ‌های بدون پایان» منتشر کرد. در این مقاله، جنگ میان آمریکا و ایران به‌اختصار با جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان مقایسه شده است؛ دو کارزار نظامی طولانی و پرهزینه که با دستاوردهای اندکی به پایان رسیدند (۳).

 

دونالد ترامپ تا حدودی با وعده دوری از این نوع جنگ‌ها انتخاب شد؛ اما ممکن است اکنون خود را درگیر جنگ طولانی دیگری کرده باشد. در موضوع ایران، رئیس‌جمهور ترامپ شاید در همان دامی گرفتار شده باشد که آمریکا پیش‌تر در عراق و افغانستان تجربه کرد.

 

ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود متعهد شده بود که به جنگ‌ها پایان دهد، نه اینکه جنگ تازه‌ای را آغاز کند؛ همچنین وعده داده بود که هرگز وارد یک «جنگ بی پایان»، به‌ویژه در خاورمیانه، نشود. بااین‌حال، جنگی که اسرائیل و ایالات متحده آغاز کردند، هیچ نشانه‌ای از پایان‌یافتن در آینده نزدیک ندارد.

 

تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و ایران، که ترامپ کمتر از یک ماه پیش درباره آن گفته بود «به تمام اهدافی که برای دستیابی به آنها برنامه‌ریزی کرده بودیم، دست یافته است»، اکنون در آستانه فروپاشی قرار دارد. تردد در تنگه هرمز بار دیگر مختل شده و دو طرف مجدداً در حال تبادل آتش هستند.

 

مقاله نیویورک‌تایمز بررسی می‌کند که چگونه برخورداری از یک ارتش قدرتمند، در غیاب راهبردی روشن، می‌تواند یک کشور را گرفتار جنگی طولانی کند. اندیشه «جنگ‌های بی پایان» پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز «جنگ جهانی علیه تروریسم» شکل گرفت؛ روندی که ایالات متحده را وارد درگیری‌های طولانی در افغانستان و عراق کرد. هر دو جنگ با سرنگونی حکومت‌های متخاصم آغاز شدند، اما سپس به مبارزاتی طولانی و خونین علیه شورش‌ها تبدیل شدند و در نهایت یا بی‌نتیجه ماندند یا با شکست پایان یافتند.

 

لارنس فریدمن، استاد بازنشسته مطالعات جنگ در کالج کینگ لندن، سال گذشته مقاله‌ای با عنوان «عصر جنگ‌های طولانی» نوشت. به اعتقاد او، رهبران قدرتمند برخوردار از ارتش‌های نیرومند، مستعد گرفتارشدن در «مغالطه جنگ کوتاه» هستند. آنان تصور می‌کنند که می‌توانند به‌سرعت پیروز شوند، بدون آنکه پیامدهای نامطلوب و پیش‌بینی ‌نشده‌ای را متحمل شوند.

 

آرون دیوید میلر، عضو ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، معتقد است که ترامپ، با تشویق اسرائیل، خود را وارد جنگی دائمی و موازی کرده است: جنگ بنیادین میان اسرائیل و ایران که نیروهای نیابتی ایران در لبنان، سرزمین‌های فلسطینی و یمن نیز در آن نقش دارند. ترامپ می‌توانست جنگ نامحبوب آمریکا و ایران را نوعی پیروزی جلوه دهد و نیروهای کشورش را به خانه بازگرداند. در عوض، به نظر می‌رسد باوجود نبود مسیری روشن برای پیروزی، در حال تشدید جنگ است. وعده‌های او برای باز نگه‌داشتن تنگه هرمز، در شرایطی که ایران بر حفظ کنترل خود بر آن تأکید دارد، ممکن است به معنای گرفتارشدن آمریکا در یک درگیری نظامی بسیار طولانی باشد.

 

اختلاف دیدگاه‌ها در دولت آمریکا

در زمینه انتخاب میان جنگ یا مذاکره با ایران، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، دیدگاه متفاوتی ارائه کرده است. وی در مصاحبه‌ای چندساعته در برنامه جو روگان اظهار داشت که هدف اساسی آمریکا، چه از طریق جنگ و چه از راه مذاکره، روشن است: ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.

 

ونس راه‌حل را مذاکره‌ای می‌داند که ایران را متعهد سازد نه‌تنها امروز، بلکه در سال‌های آینده نیز برای تولید سلاح هسته‌ای یا بازسازی ظرفیت لازم برای آن اقدامی نکند. او تصمیم‌گیری درباره عملیات نظامی علیه ایران را در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا دانست و گفت مسئولیت خود می‌داند که پیش از هرگونه عملیات، دیدگاه‌هایش را با رئیس‌جمهور در میان بگذارد.

 

در نتیجه جنگ با ایران، بحث شدیدی میان موافقان و مخالفان اسرائیل شکل گرفته است. آقای ونس خود را دارای موضعی میانه و منطقی می‌داند. از یک سو، معتقد است آمریکا باید روابط خود را با اسرائیل حفظ کرده و نگرانی‌های امنیتی آن کشور را درک کند؛ از سوی دیگر، تأکید دارد که هیچ کشور خارجی نباید سیاست آمریکا را تعیین کند.

 

وی همچنین به نقش آقای نتانیاهو در ورود آمریکا به جنگ اسرائیل با ایران اشاره کرده و معتقد است که بمباران ایران، با هر شدتی، به سقوط جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد. به باور او، اگر مذاکره صورت نگیرد، برای دستیابی به موفقیت نظامی باید دست‌کم ۱۵۰ هزار سرباز آمریکایی وارد ایران شوند، تهران را تصرف کنند، حکومت را سرنگون سازند و دولتی تازه بر سر کار بیاورند؛ اقدامی که آمریکا قصد انجام آن را ندارد.

 

مذاکره؛ تنها راه واقع‌بینانه؟

جنگ آمریکا با ایران با جنگ‌های ویتنام، عراق و افغانستان تفاوت دارد. درگیری در ایران می‌تواند خسارات اقتصادی گسترده‌ای به ایالات متحده و اقتصاد جهانی وارد کند. این موضوع یکی از دلایل اصلی خودداری تهران از واگذاری کنترل تنگه هرمز است. همین اهرم فشار نیز تا حدودی توضیح می‌دهد که چرا ایالات متحده با آتش‌بسی موافقت کرد که این هفته از هم فروپاشید.

 

بااین‌حال، پایان واقعی جنگ از طریق مذاکره هنوز کاملاً دور از دسترس نیست؛ هرچند با توجه به تحولات موجود، دستیابی به آن دشوار و دور به نظر می‌رسد. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید دو طرف نشان داده‌اند که حتی نمی‌توانند به توافقی حداقلی پایبند بمانند؛ توافقی که همه مسائل اساسی، از جمله آینده برنامه هسته‌ای ایران، را به مذاکرات بعدی موکول کرده بود.

 

نتیجه‌گیری

ارزیابی نگارنده این است که با توجه به وضعیت بحرانی اقتصاد جهانی، بهترین راه خروج ایالات متحده از جنگ با ایران، مذاکره با جمهوری اسلامی است. حملات هشت‌روزه سنتکام به زیرساخت‌های ایران موجب سقوط جمهوری اسلامی نخواهد شد و امنیت تنگه هرمز نیز به وضعیت پیش از جنگ‌های ۱۲روزه و ۴۰روزه بازنخواهد گشت.

ادامه جنگ فرسایشی‌ای که آقای ترامپ آغاز کرده است، به نتیجه‌ای که بتواند منافع آمریکا را تضمین کند، نخواهد انجامید. مذاکره، باوجود همه دشواری‌ها و بی‌اعتمادی‌های موجود، همچنان واقع‌بینانه‌ترین راه برای پایان‌دادن به این درگیری و جلوگیری از گسترش خسارات انسانی و اقتصادی هر چه بیشتر آن است.

 

ناخدا محمد فارسی

۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶

 

1 – https://farsnews.ir/mohammadreza_dehghan/1783766030352510534/

2 – https://www.jpost.com/middle-east/article-902171

3 –  https://messaging-custom-newsletters.nytimes.com/dynamic/render?isViewInBrowser=true&paid_regi=1&productCode=WOR&sendId=223176&uri=nyt%3A%2F%2Fnewsletter%2F171e0477-e002-5adb-b9d8-e1b8002105a0

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.