خلیل‌الحیه، قدردان چمدان‌های پول ایران، چگونه بر صندلی رهبری حماس نشست؟

Tuesday, 21st July, 2026
اندازه قلم متن

گروه حماس پس از نزدیک به دو سال مدیریت شورایی، «خلیل‌الحیه» را به عنوان رهبر سیاسی جدید خود برگزید. الحیه یکی از شخصیت‌های حماس است که به خاطر روابط نزدیک و دیرینه‌اش با جمهوری اسلامی شناخته می‌شود. او از جمله اولین رهبران این گروه است که حمایت مالی تهران از حماس را علنی کرد. الحیه در سال ۸۸ تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی از این گروه حمایت مالی می‌کند اما حماس تعهدی در قبال این حمایت نداده است.

الحیه همچنین بارها از «قاسم سلیمانی» فرمانده سابق سپاه قدس، تقدیر کرده و خود و حماس را وفادار به «مردی» می‌دانست که «از مقاومت ملت فلسطین حمایت کرد» و به واسطه او مبارزه فلسطینی‌ها قدرت گرفت. بخشی از تقدیر الحیه از سلیمانی به خاطر کمک‌های تهران به حماس بود، کمک‌هایی که در اواخر دهه ۸۰ سلیمانی با چمدان‌های پر پول انجام می‌داد و بعدتر ابعاد مختلفی یافت و به ماهانه بیش از ۶ میلیون دلار رسید.  

مقامات جمهوری اسلامی نیز این موضوع را پنهان نمی‌کردند و به آن مفتخر بودند. «سیدعلی خامنه‌ای» رهبر پیشین جمهوری در دیدار با الحیه در بهمن ۱۴۰۳ گفته بود که حماس موفق شده بر اسراییل و در واقع بر آمریکا غلبه کند و نگذاشت که آن‌ها به «هیچ‌یک از اهداف خود برسند.» او اینگونه رضایت خود را از عملکرد حماس نشان داد آن هم پس از حملاتی که این گروه در  ۱۵ مهر  ۱۴۰۲ به اسراییل انجام داد و این‌گونه راه تضعیف محور مقاومت را گشود. اما انتخاب او در این شرایط به ریاست حماس چه معنایی دارد؟

الحیه کیست؟

خلیل‌الحیه، متولد آبان ۱۳۳۹ در شهر غزه است. او دروس اسلامی را تا کارشناسی ارشد در غزه آموخت، سپس به سودان رفت و دکترای خود را از دانشگاه قرآن کریم و علوم اسلامی دریافت کرد. او فعالیت سیاسی خود را ابتدا با اخوان المسلمین آغاز کرد اما بعدتر به هسته مرکزی حماس پیوست. او بعدتر به یکی از پرنفوذترین چهره‌های ارشد حماس تبدیل شد و در لایه‌های مختلف این گروه نقش‌آفرینی کرد.

الحیه پس از پیروزی انتخاباتی حماس در سال ۱۳۸۵ وارد سیاست رسمی شد. ورودش به پارلمان، او را از سطح فعالیت‌های اتحادیه‌ای و مذهبی، که پیش‌تر به‌عنوان خطیب در مساجد انجام می‌داد، به سطح سیاست رسمی و نهادهای نمایندگی ارتقا داد. او بعدتر به مقام «معاون دفتر سیاسی حماس در غزه» رسید و سپس معاون «یحیی السنوار» شد و در این دوران بود که او مسئول هماهنگی روابط عربی و اسلامی جنبش از جمله با سوریه، حزب‌الله و ایران شده بود.

او همچنین چهره مطرح حماس در گفتگوها برای آتش بس در سال‌های گذشته بوده است. الحیه به عنوان مذاکره‌کننده اصلی حماس در آتش‌بس ۱۳۹۳ و یکی از چهره‌های محوری در مذاکرات مربوط به آزادی «گیلعاد شالیت» می‌دانند. او همچنین در جنگ اخیر غزه نیز به عنوان یکی از مذاکره‌کنندگان آتش بس حضور داشت.

با این حال الحیه به عنوان یکی از طراحان کلیدی حملات ۱۵ مهر و هماهنگ‌کننده ارتباط با سپاه شناخته می‌شود. او با بسیاری از طرح‌های آتش‌بس مخالفت کرده است و از مخالفان خلع سلاح حماس است. رسانه‌های آمریکایی و اسراییلی رویکرد سرسختانه او در مذاکرات را نکوهیده‌اند و یاد آوری می‌کنند که وی اقدام حماس در ضربه به اسراییل در قالب عملیات «طوفان الاقصی» را «دستاوردی نظامی» خوانده بود.

تا سال ۱۴۰۰، الحیه به عنوان معاون یحیی سنوار بود و به واسطه همین جایگاه او در رهبری حماس در غزه تثبیت شد و او را به نقطه مرجع مرکزی برای تصمیم‌گیری‌های دوران جنگ تبدیل کرد. پس از مرگ سنوار ، الحیه در ترتیبات رهبری موقت حماس گنجانده شد و حالا در ۲۹ تیرماه، به عنوان رییس دفتر سیاسی انتخاب شد تا جایگاهی را که پس از مرگ سنوار خالی مانده بود، پر کند.

مدافع محور مقاومت و جمهوری اسلامی

رابطه خلیل‌الحیه با جمهوری اسلامی ابعاد گوناگونی دارد که او را به عنوان یکی از چهره‌های حامی تهران در حماس تبدیل کرده است.اگرچه پیوندهای حماس با تهران پیش از حضور او وجود داشته است، اما او را می‌توان به عنوان یکی از قابل‌اعتمادترین مدافعانِ تعمیق همسویی حماس با ایران و «محور مقاومت» دانست. حتی برخی گزارش‌ها مدعی‌اند که دوره حضور او در سودان، وی را در شبکه‌های مرتبط با مسیرهای تسلیحاتی ایران و تماس‌های نیروی قدس سپاه پاسداران قرار داده بود.

الحیه، زمانی که معاون رییس دفتر سیاسی حماس، در سخنرانی خود در ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ در تهران، با بیان اینکه «حمایت ایران جریان را به نفع نیروهای مقاومت تغییر داد»، عملیات‌های موشکی «وعده صادق ۱ و ۲» را عامل افشای «شکنندگی صهیونیست‌ها» دانست و ضمن قدردانی از رهبر ایران، حزب‌الله، یمن و عراق به خاطر این همبستگی که نشان می‌دهد «برای نخستین بار، امت اسلامی و ملت‌های آزاد در کنار فلسطین ایستاده‌اند»، این ائتلاف منطقه‌ای را تحولی تاریخی توصیف کرد.

او برای ان ائتلاف که برخی از اعضای محور مقاومت آن را «وحدت میادین» می‌دانند قدم‌های جدی نیز برداشته بود. الحیه در سال ۱۴۰۱ در راس یک هیات رسمی به دمشق رفت تا شخصاً رابطه حماس با «بشار اسد» رهبر وقت سوریه را که ده سال پیش قطع شده بود، ترمیم کند. این قدم اگرچه بعدتر با سقوط دمشق بی معنا شد ولی آن روزها راهی بود تا راه زمینی مستقیمی بین تهران و غزه برقرار شود. پس از این دیدار بود که وزارت خارجه آمریکا هرگونه عادی‌سازی روابط با حکومت بشار اسد در سوریه را محکوم کرد.

اندکی بعد از این پیوند، در ۱۴۰۲ «حسین امیرعبداللهیان» وزیرخارجه وقت ایران به دوحه قطر رفت و با مقامات حماس دیدار کرد. پس از این دیدار الحیه محور این گفتگو را پیدا کردن راهی برای توقف اسراییل دانست. او توضیح داد محور مباحثات بر سر این بود که «ایران و دولت‌های دیگر» چگونه می‌توانند با توانایی‌های خود برای توقف حملات اسرائیل کمک کنند.

او همچنین بارها از تهران به خاطر حمایت از حماس تشکر کرده است. از جمله در سال ۱۴۰۳ وفتی که عراقچی به سمت وزیر خارجه انتخاب شد او گفت: «مردم فلسطین قدردان حمایت‌های دائمی جمهوری اسلامی ایران از آرمان‌های فلسطین و مقاومت آنان در مقابل جنایات صهیونیست‌ها هستند.» در مقابل عراقچی نیز تاکید کرد « رویکرد دولت جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مقاومت در دولت چهاردهم با قوت ادامه خواهد یافت.»

الحیه نقش جمهوری اسلامی را نه به عنوان مداخله، بلکه به عنوان پشتیبانی اصولی از مقاومت فلسطین ترسیم می‌کند. همین رویکرد به تثبیت شهرت او در داخل جنبش حماس به عنوان مدافع «مسیر تهران» کمک کرده است. این در حالی است که «خالد مشعل» رهبر سابق این گروه به عنوان جریانی دانتسه می‌شود که طرفدار «تلاش برای دور کردن حماس از ایران و نزدیکی به کشورهای میانه‌روی عربی» است.

محاسبات قدرت و سیگنال‌دهی راهبردی

برآمدن الحیه یک صعود شخصی ناگهانی نیست، بلکه پیامد نیاز حماس در زمان جنگ به رهبری مستقر در غزه است که بتواند مشروعیت داخلی، ظرفیت مذاکره و تاب‌آوری امنیتی را با یکدیگر ترکیب کند. تا اوایل سال ۱۴۰۵، گزارش‌ها به‌طور مستمر او را در میان مدعیان اصلی جانشینی یحیی سنوار نشان می‌دادند. در برابر او، خالد مشعل به‌عنوان رقیب اصلی، بیشتر نماینده الگوی رهبری برون‌مرزی بود؛ الگویی که در شرایط ترورهای پیاپی اسرائیل، اختلال در فرماندهی و ضرورت بازسازی زنجیره تصمیم‌گیری حماس، از شانس کمتری برخوردار شد.

حماس پس از کشته شدن چهره‌های ارشد خود به سمت رهبری جمعی موقت حرکت کرده بود و شورایی پنج‌نفره ایجاد کرد تا ریسک فلج شدن جنبش بر اثر یک ترور احتمالی کاهش یابد. در این فضا، جذابیت الحیه در تداوم‌بخشی به ایده‌های اولیه حماس نهفته است. چرا که او به شاخه نظامی نزدیک بود، مورد پذیرش جناح غزه قرار داشت و به نظر می‌رسید قادر است کانال‌های ارتباطی با بازیگران رقیب در داخل فلسطین، از جمله جنبش فتح را باز نگه دارد، بدون اینکه از استراتژی مسلحانه حماس منفک به نظر برسد.

به نظر می‌رسد که نزدیکی جمهوری اسلامی به حماس و روابط منطقه‌ای در این انتخاب بی تاثیر نبوده است اما این فقط تاثیر جمهوری اسلامی در وضعیتی که جنگ منطقه‌ای دیگری ممکن است فراگیر شود نیست. چرا که مصر رهبری مستقر در غزه را ترجیح می‌دهد و الحیه را طرفِ گفتگوی قابل‌پیش‌بینی‌تری نسبت به مشعل می‌داند؛ کسی که نامش در حافظه سیاسی قاهره همچنان پیوند نزدیکی با فضای اخوان‌المسلمین دارد و در عین حال کسی است که تاثیر ترکیه را در حماس کاهش می‌دهد.

با این حال تهران مهمترین حامی او است. الحیه کسی است که می‌تواند اسراییل را همچنان آزار دهد به ويژه که تل‌آویو نشان داده بود قصد کشتن وی را دارد و برای هدف قرار دادنش به دوحه حمله کرد. ریاست او بر حماس به این معنای یک پیروزی نمادین نیز محسوب می‌شود. 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.