خبرنامه گویا – عسگراقا

صوفی نهاد دام و سرِ حُقّه باز کرد
بنیادِ مکر با فلکِ حُقّهباز کرد
حافظ
پیشگفتار
برخلاف افسانههای تازیان و برخلاف اسطورههای سامی (ابراهیمی)، نخستین «آدم»، نه در بهشت و در آن دنیا، بلکه بر روی زمین و در این دنیا (سکولوم) آفریده میشود و حکایت، نه در آسمان، بلکه روی زمین اتفاق میافتد. در شاهنامه فردوسی، خبری از آدم و حوا نیست؛ از آدم و حوا، مار و شیطان و جن، بهشت و حوری خبری نیست. در این نامه پارسی چنین آمده است؛ پس از آفرینش گیاهان و جانوران، «مردم» پدیدار شدهاند:
چو زین بگذری، مردم آمد پدید
شد این بندها را، سراسر کلید
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را، دد و دام، فرمان برد.
در یادداشت پیشین درباره آزادی و دموکراسی از دید کارل پوپر، فیلسوف، سخن رفت. در این یادداشت به مفاهیم آزادی و دموکراسی از دیدگاه ادیان توحیدی پرداخته میشود و به این پرسش خواهیم رسید که «سکولاریسم» چگونه در سرزمین ما ایران، ممکن خواهد شد؟
آزادی و دموکراسی از نظر ادیان توحیدی (الهی، آسمانی)
کلمه «دموکراسی» در کتابهای مقدس نیامده، زیرا این مفهوم در آن زمان ناشناخته بوده است. با این وجود، کتابهای مقدس ارزشهای اساسی را که دموکراسی ما را شکل میدهند، مانند عدالت، عشق به همسایه و برابری همه مردم، بیان میکنند. «آزادی» بهعنوان هدیهای گرانبها از جانب «خدا» توصیف شده است.
ارتباط بین باور دینی و اصول دموکراتیک (حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، حاکمیت قانون، حقوق بشر، برابری و غیره) را میتوان بهصورت زیر، فهرستوار توصیف و جمعبندی کرد:
۱- مفهوم آفریده شدن: بسیاری از ادیان توحیدی، کرامت ذاتی (مانند آزادی و برابری و…) هر انسانی را از آفرینش او بهصورت خدا میگیرند.
۲- مفهوم آزادی وجدان: آزادی انتخاب یا رد ایمان، ریشه عمیقی در فهم دینی دارد، زیرا ایمان واقعی مبتنی بر داوطلبانه بودن و اعتقاد شخصی است.
۳- دین بهعنوان نیروی محرکه در جامعه مدنی: «ارنست ولفگانگ بوکنفورده»، جامعهشناس، میگوید؛ دولت لیبرال به پیششرطهایی وابسته است که خود نمیتواند آنها را تضمین کند. ادیان، پیروان خود را به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، انجام امور خیریه و حمایت از محرومان تشویق میکنند (این امور جامعه مدنی دموکراتیک را تقویت میکند).
۴- نقد و اصلاح: از منظر الهیاتی، دین به ما یادآوری میکند که قدرت و ایدئولوژیهای انسانی محدود و خطاپذیر هستند. دین بهعنوان یک اصلاحکننده اخلاقی عمل میکند و دائماً قوانین و اقدامات سیاسی را با معیارهای اخلاقی، مانند عدالت و صلح، میسنجد.
دموکراسی و اسلام
اینکه چگونه میتوان دموکراسی را در اسلام ریشهدار کرد، توسط بسیاری از متفکران و روشنفکران دینی مدرن اسلامی مورد بحث قرار گرفته است. آنها از اصول سنتی اسلامی، مانند شورا (مشورت)، اجماع (اجماع) و عدل (عدالت)، برای تثبیت ارزشهای دموکراتیک در اندیشه دینی بهره میبرند. به نظر این متفکران اسلامی، مقوله دموکراسی خود در روح «مشورت» جای دارد. اما گروههای سنتی یا افراطی اغلب دموکراسی غربی را رد میکنند، زیرا از نظر آنها، فقط خدا، و نه مردم، حق تعیین قوانین را دارد.
تفاوت شورا ـ مشورت ـ با پارلمانتاریسم غربی و نظریههای متفکران اسلامی در باب دموکراسی، موضوع بحث این یادداشت نیست. تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام، فرقهها و تحولات آن تا به امروز، گواه آن است که اسلام همین است که مردمان در طول زمان تا به امروز در سراسر سرزمینهای اسلامی با جسم و جان خود تجربه کرده و میکنند؛ یک نوع اسلام دیگر را آدمیان ندیده، نمیشناسند و نبوده؛ اسلام همین است!
چالشهای امنیتی اروپا و آمریکا از ۲۵ سال پیش تاکنون، در مجموع شاهد صد حمله یا توطئه تروریستی مرتبط با «اسلامگرایی افراطی» با بیش از ۵۰۰ کشته بودهاند.
دموکراسی و کلیسا
در طول تاریخ، بین نهادهای کلیسا و جنبشهای لیبرال درگیریهایی وجود داشته است. امروزه در دموکراسیهای کثرتگرا، درک غالب این است که ایمان و ارزشهای دموکراتیک سازگار و تقویتکننده یکدیگر هستند.
جنگهای صلیبی برای چه بودند؟
جنگهای صلیبی برای فتح مجدد سرزمین مقدس، از جمله اورشلیم، برای مسیحیت به کار گرفته شدند. قرون وسطی، بهعنوان یک دوره، پس از پایان دوران باستان، به شکلگیری ساختارهای جدید اروپایی، دولتها و فرهنگ مسیحی کمک کرد. وظایف و اهداف اصلی جنگهای صلیبی را میتوان فهرستوار برشمرد:
● فتح شهر اورشلیم از دست حکومتگران مسلمان توسط شوالیههای مسیحی
● قدرت و ثروت (ایمان مسیحی سبب اتحاد اروپا، تجارت و تولید شد)
● رستگاری (وعده کلیسا به جنگجویان برای بخشش تمام گناهانشان)
● پیشرفت فرهنگی (ساخت و توسعه دانشگاهها، کلیساهای باشکوه و شهرها) که پایه و اساس دوران مدرن شدند.
دموکراسی و سکولاریسم در ایران فردا
سعدی شیرازی در گلستانش آورده که: دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل برنیاید؛ تاجر کشتیشکسته و وارث با قلندران نشسته! چرا که: دوستی با پیلبانان یا مکن، یا طلب کن خانهای درخور پیل.
درباره مسئله دموکراسی و سکولاریسم نو و کهنه برای آینده ایران بسیار نوشته و خوانده شده است. نگارنده این یادداشت بر این باور است که اولویت برای جامعه ما، نخست دموکراسی، سپس سکولاریسم و یا برعکس نیست. اولویت نخست، آزادی و رهایی ایرانیان از چنگال پتیاره مذهب و خرافات و ایدئولوژیهاست. زیرا که آدم ذاتاً «آزاد» آفریده یا پدید آمده است.
گرچه آزادی و دموکراسی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، اما آزادی در اولویت قرار دارد و پس از آن، دموکراسی و سکولاریسم قرار میگیرند. آزادی فرد را از اکثریت محافظت میکند، دموکراسی حاکمیت مردم را تعیین میکند و سکولاریسم دین را از دولت جدا میکند. آزادی از زندگی، عقیده و باورهای هر فرد محافظت میکند. حتی زمانی که اکثریت مخالف آن باشند، اعمال میشود.
اندیشمندان میگویند که مارکسیسم بهآسانی در فرهنگ شرقی رشد میکند. اما پیوند سکولاریسم و دموکراسی با سنت شرقی، کار بسیار دشواری است. زیرا سکولاریسم و دموکراسی، در اساس، با مرحله «ازلی و ابدی» فرهنگ سنتی شرقی در تضاد است. اساس دموکراسی بر سکولاریسم و اساس سکولاریسم بر سکولوم و یا همان «اینجهانی» بنا شده است. سکولومی که در سنت شرقی چیزی بیارزش و پست است (مرغ باغ ملکوتم…) که باید نابود شود.
در مکتب مارکس، مرحله جوامع طبقاتی، مرحله اهریمنی و پستی است که باید از میان برداشته شود تا زمینه برای ظهور جامعه اشتراکی آماده شود و امام زمان موعود بهصورت انقلاب جهانی (آخرالزمانی) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید.
شما کافی است که «مشیت الهی» را با «جبر تاریخ» و «فردوس برین» را با «جامعه بیطبقه اشتراکی» عوض کنید، یا حتی میتوانید این دو را با هم ترکیب کرده و از آنها چیزی به نام «جامعه بیطبقه توحیدی» به وجود آورید که هم خدا را داشته باشید و هم خرما را!؟
از اینرو است که کارل پوپر، فیلسوف، تأکید میکرد:
«مسئولیت مشترک ما نیاز به آزادی دارد؛ آزادی بسیاری از چیزها: آزادی سخن، دسترسی رایگان به اطلاعات و آزادی بهرهمند شدن از آن، آزادی نشر و بسیاری از آزادیهای دیگر… متأسفانه، از آزادی میتوان سوءاستفاده کرد. اما ما نیاز به آزادی داریم تا دولت را از سوءاستفاده از قدرت بازداریم… ما نیاز به یک دادگاه قانون اساسی داریم… و بیش از هر چیز دیگر نیازمند حسن نیت هستیم.»
زنده باد آزادی
پاینده بماند ایران