
تصاویر ترکیبی از زنان و دختران استان هرمزگان در پوشش سنتی/ ایرنا
برخی برقعها چنان ظریفاند که بیش از آنکه پوششی برای پنهان کردن صورت باشند، زینتی برای چهرهاند
برقع بندری با سوزندوزیهای قرمز، قابهای ظریف طلایی و شرابههای رقصانش، یکی از زیباترین آرایههای صورت زنان ساکن سواحل جنوبی ایران است. این پوشش روی چهره مینشیند، اما الزاما چهره را خاموش نمیکند، بلکه در بسیاری از نمونهها، آن را به بومی کوچک برای رنگ، نقش، دوخت و تزیین تبدیل میکند.
تنوع رنگ، فرم، ملیلهدوزی، منجوقکاری و نخهای طلایی به هر برقع شخصیت و هویتی ویژه میبخشد. زنان با انتخاب رنگ، فرم و شیوه دوخت برقع، سلیقه شخصی، موقعیت اجتماعی و گاه توان اقتصادی خود را نیز نشان میدهند. برخی برقعهای نفیس به دلیل استفاده از نخهای زرین و تزیینات ارزشمند، افزون بر کارکرد پوششی، به اشیایی با ارزش اقتصادی و هنری تبدیل میشوند.
برقع بندری را نمیتوان با پوششهایی که تنها برای محو کردن چهره یا همشکل کردن زنان به کار میروند، یکسان دانست. برخی نمونهها فقط بخشی از صورت را قاب میگیرند، بعضی دو شکاف باریک برای چشم دارند و برخی چنان نازک و ظریفاند که بیش از آنکه پوششی برای پنهان کردن صورت باشند، به زینتی برای جلوهگری چهره شباهت دارند.
همین ویژگیها سبب میشود نتوان برقع بندری را با نقابهای رایج در دیگر جوامع مسلمان یکی گرفت. اگرچه عنوان «برقع» برای آنها مشترک است، کارکرد، زیباییشناسی و جایگاه فرهنگیشان تفاوتهایی بنیادین دارد و برقع بندری را نمیتوان تنها ذیل مفاهیمی مانند حجاب یا محافظت در برابر نور آفتاب تعریف کرد.
پژوهشهای مردمشناختی نیز چنین برداشتی را تایید میکنند. در مطالعهای که سال ۲۰۲۱ (۱۴۰۰) درباره زنان قشم و بلوچستان انجام شد، پژوهشگران نشان دادند که برقع هرمزگان برخلاف نقاب سیاه رایج در برخی کشورهای عربی، بیش از آنکه نمادی از هویت مذهبی یا ابزاری برای یکسانسازی ظاهر زنان باشد، زبانی برای بیان هویت فردی است.
رنگ، شکل و تزیینات برقع میتواند درباره سن، وضعیت تاهل، جایگاه اجتماعی و حتی توان اقتصادی صاحب آن اطلاعاتی ارائه دهد. در حالی که در سایر جوامع، نقاب یکدست و سیاه است و بیشتر با ناشناس ماندن و کاهش تفاوتهای ظاهری پیوند خورده است.
پژوهش دیگری که در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷)، پس از یک سال مطالعه میدانی میان زنان برقعپوش قشم منتشر شد، هم به نتیجهای مشابه رسید. این تحقیق برقع را نه نمادی صرفا ایدئولوژیک، بلکه محصولی فرهنگی معرفی میکند که زنان از طریق آن هویت اجتماعی خود را بازتعریف میکنند.
واژهای با مسیری طولانی
درباره ریشه واژه «برقع» دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی پژوهشگران آن را با واژه فارسی «پرده» و مفهوم پوشش و حائل مرتبط میدانند که در رفتوآمد میان زبانهای فارسی، عربی و ترکی صورتهای گوناگونی پیدا کرد. در بخشهایی از غرب هرمزگان نیز این پوشش با نام عربی «بَطّوله» شناخته میشود.
با این حال اشتراک واژهها نباید به یکسان پنداشتن همه این پوششها بینجامد. برقع (برکَه) بندری در بستر فرهنگی جنوب ایران، از نظر فرم، رنگ، کاربرد و معنای اجتماعی، مسیری مستقل پیموده است. به باورعموم، سابقه استفاده از «برکه» در جنوب ایران به دوره صفویه و دوران تسلط پرتغالیها در حدود ۴۰۰ سال پیش بازمیگردد، هرچند تایید این ادعا مانند اغلب حوزههای مردمشناسی نیازمند تحقیقات گستردهتر است.
تنوع از یک روستا تا روستای دیگر
لباس رنگارنگ بندری از عناصر مهم هویت بصری زنان جنوب ایران است. تنوع این پوشش چنان گسترده است که ممکن است از روستایی به روستای دیگر، طرحها، رنگها و شیوههای دوخت متفاوتی دیده شود.
مانند سایر اجزای پوشش در هرمزگان، برقع نیز تنها یک شکل ندارد. برقعهای مینابی، قشمی، بلوچی و عربی هر یک از نظر فرم، اندازه و رنگ ویژگیهای خاص خود را دارند. از نظر شیوه ساخت نیز معمولا از برقعهای نخی، شیلهای، آهارزده و پارچهای سخن گفته میشود.
قدم زدن در بازارهای صنایعدستی بندرعباس، قشم یا میناب نشان میدهد که این سنت همچنان زنده است؛ ویترینهایی پر از برقعهای زرشکی، لاجوردی، طلایی، نارنجی و مشکی که هر کدام حاصل ساعتها دوخت و تزییناند.
با کمرنگ شدن کارکرد برقع در انتقال اطلاعاتی مانند سن، تاهل یا وابستگی جغرافیایی، راه برای شخصیتر شدن آن نیز باز شد و نمونههای هنریتر و تزیینیتری به بازار آمدند. از جمله برقعهای ریسهدار که زنجیرهای نازک طلایی یا شرابههایشان با هر حرکت صورت، حالتی مواج و رقصان پیدا میکند.
بازگشت برقع با معنایی تازه
برخلاف پیشبینیهایی که با گسترش شهرنشینی و تغییر سبک زندگی، برقع را سنتی رو به فراموشی میدانستند، این پوشش در سالهای اخیر بار دیگر موردتوجه نسل جوان قرار گرفته است.
این بازگشت بیش از آنکه ادامه بیتغییر کارکردهای گذشته باشد، جنبهای فرهنگی و زیباییشناختی دارد. برقع امروز کمتر نشانهای قطعی از تاهل، سن یا وابستگی جغرافیایی است و بیشتر در جشنها، عروسیها، جشنوارههای محلی، شبکههای اجتماعی و صنعت گردشگری به نمادی از هنر و هویت بومی جنوب ایران تبدیل شده است.
همین وجه هویتی و تزیینی باعث شده است که برقع، حتی با تغییر سبک زندگی و کاهش برخی کارکردهای سنتی، از حافظه بصری جنوب ایران حذف نشود. در بسیاری از تصاویر امروز، برقع نه فقط پوششی روزمره، بلکه نشانهای از تعلق فرهنگی و بازخوانی زیباییشناسی بومی است.
پوششهای محلی در برابر همسانسازی رسمی
سیاستهای جمهوری اسلامی ایران درباره الزام حجاب باعث شده است که بسیاری از پوششهای سنتی زنان ایران متناسب با معیارهای رسمی حجاب اجباری دستکاری شوند. برقع بندری نیز گاه با خوانشی صرفا مذهبی و بهعنوان وسیلهای برای پوشاندن صورت تحسین شده است؛ خوانشی که وجه هنری، اجتماعی و هویتی آن را به حاشیه میراند.
در مقابل، حضور زنان با شکل اصیل برخی پوششهای محلی بارها واکنش رسانههای نزدیک به حکومت را برانگیخته است. نمونهای از آن را در اعتراض روزنامه کیهان به حضور زنان با پوشش بندری در «همایش ارائه دستاوردهای دولت در توسعه زیرساختهای روستایی» در شهریور ۱۳۹۸ دیدیم که دولت وقت را واداشت برخورد با مسئولان مراسم را وعده بدهد و «از حساسیت دلسوزان به رعایت کامل موازین شرعی و فرهنگی و بهویژه حجاب اسلامی» قدردانی کند.
در شبکههای اجتماعی نیز مرتب روایتهای مشابهی منتشر میشود. در آبانماه، ویدیویی در شبکههای اجتماعی فراگیر شد که نشان میداد از ورود زنی با لباس محلی قشقایی به باغ ارم شیراز جلوگیری شده است؛ اقدامی که با اعتراض بزرگان و سران ایل قشقایی روبهرو شد.
این حساسیتها در کنار توجه دوباره به پوششهای اصیل ایرانی، میتواند بخشی از زمینه بازگشت و دیده شدن عناصر تزیینی مانند برقع را توضیح دهد که بر تنوع هویتهای فرهنگی ایران تاکید میکنند و مقابل سیاست چند دههای همسانسازی پوشش قرار میگیرند.
تقلیل برقع به ابزاری برای پوشاندن صورت یا محافظت در برابر آفتاب، تصویری کامل از آن ارائه نمیدهد. کافی است به ملیلهدوزیها، منجوقها، نوارهای طلایی و ترکیب دقیق رنگها روی این نقابهای کوچک نگاه کنیم تا روشن شود که برقع، دستکم در فرهنگ هرمزگان، بیش از آنکه وسیلهای برای محو شدن باشد، راهی برای دیده شدن است؛ اثری هنری که بوم آن، چهره زنان بندری است.
در چند دهه گذشته، مانتو، مقنعه و چادر در سیاست رسمی پوشش، بدون توجه کافی به تفاوتهای اقلیمی، قومی و فرهنگی، به الگوهایی سراسری تبدیل شدند. در مقابل، برقع و دیگر اجزای پوشش محلی بر تعلق جغرافیایی و تفاوتهای فرهنگی تاکید دارند. در چنین فضایی، پوشیدن لباس محلی برای برخی زنان و گروههای فرهنگی، معنایی فراتر از انتخاب پوشش پیدا میکند و میتواند به نشانهای از حفظ هویت بومی در برابر همسانسازی رسمی بدل شود.