اگر گاز سوزاند هشده در سال ۱۴۰۱ جمعآوری و صادر میشد، میتوانست حدود چهار میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کند
قائمپناه، مشکل کمبود انرژی در فصل زمستان را با هدف قرار گرفتن پالایشگاهها در جریان جنگ مرتبط کرد، حالآنکه تجربه زمستان سالهای گذشته نشان میدهد ایران بهرغم اینکه رتبه دوم ذخایر گاز طبیعی جهان را دارد، در فصول سرد با کمبود آن مواجه میشود.
فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین گازی و فقدان سرمایهگذاری از جمله عواملیاند که این نابسامانی را بهوجود آوردهاند. به این موارد باید سوزاندن حجم عظیمی از گازهای همراه نفت در مشعلها موسوم به «فلر» را نیز افزود که موضوع این گزارش است.
بر اساس دادههای شرکت ملی نفت ایران، در حال حاضر روزانه حدود ۸۰ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در کشور تولید میشود که بخشی از آن به واحدهای فرآورشی و انجیال تحویل داده میشود و بخشی دیگر، بهدلیل نبود زیرساختهای لازم، در مشعلها میسوزد.
آمارهای مراکز و رسانههای داخلی نیز ابعاد گسترده این اتلاف را تایید میکنند. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سال ۱۴۰۱ روزانه حدود ۵۰٫۵ میلیون مترمکعب گاز مشعل در ایران سوزانده شد که حجمی تقریبا معادل ظرفیت تولید دو فاز پارس جنوبی و نزدیک به میزان صادرات روزانه گاز کشور در همان سال است.
این مرکز «عدمالنفع» ناشی از سوزاندن گازهای مشعل طی یک دهه را حدود ۳۳ میلیارد و ۷۹۰ میلیون دلار برآورد کرده و نوشته است اگر گاز سوزاندهشده در سال ۱۴۰۱ جمعآوری و صادر میشد، میتوانست حدود چهار میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کند.
گاز فلر چیست و چرا میسوزد؟
هنگام استخراج نفت، معمولا مقداری گاز نیز همراه آن از مخزن خارج میشود که به آن «گاز همراه نفت» میگویند. اگر این گاز جمعآوری و فرآوری نشود، برای جلوگیری از تجمع و انتشار آن و کاهش خطر آتشسوزی یا انفجار، از طریق مشعلهای بلندی که در میدانهای نفتی و پالایشگاهها قرار دارند، سوزانده میشود. این فرایند «فلرسوزی» نام دارد.
به عبارت دیگر شعلههایی که شبانهروز بر فراز تاسیسات نفتی دیده میشوند، حاصل سوختن همین گازها هستند. بخشی از گازهای همراه نفت را میتوان پس از جمعآوری و فرآوری، به سوخت، برق یا محصولات پتروشیمی تبدیل کرد و چنانچه تجهیزات و زیرساختهای لازم فراهم نباشد این منبع انرژی در مشعلها میسوزد و آلایندههای ناشی از آن وارد هوا میشود.
از نظر فنی، دو نوع فلرسوزی در صنعت نفت وجود دارد. نوع اول، فلرسوزی اضطراری است. در این نوع، هنگام راهاندازی یا تعمیر تأسیسات، خرابی تجهیزات یا افزایش ناگهانی فشار، مشعل بهعنوان یک سامانه ایمنی عمل میکند و با سوزاندن گاز اضافی، خطر آتشسوزی یا انفجار را کاهش میدهد. این نوع فلرسوزی موقت، تا حدی اجتنابناپذیر است.
نوع دوم، فلرسوزی روتین و دائمی است که بیش از آنکه ضرورتی ایمنی باشد، نتیجه کمبود زیرساخت، ملاحظات اقتصادی و ضعف مدیریت و حکمرانی است. این نوع فلرسوزی زمانی رخ میدهد که جمعآوری، فرآورش و انتقال گاز همراه نفت دشوار یا پرهزینه باشد.
بر اساس دادههای «گزارش پایش جهانی گازهای مشعل» بانک جهانی، ایران در سال ۲۰۲۵، پس از روسیه، در رتبه دوم جهانی مشعلسوزی قرار داشت. روسیه در این سال حدود ۳۰ میلیارد و ۲۸۰ میلیون مترمکعب و ایران حدود ۲۹ میلیارد و ۹۳۰ میلیون مترمکعب گاز سوزاندند؛ بهعبارت دیگر، حجم مشعلسوزی روسیه تنها حدود یک درصد بیشتر از ایران بود، حالآنکه تولید نفت این کشور بیش از دو برابر ایران برآورد شد.
این تفاوت در شاخص «شدت مشعلسوزی» نیز آشکار است؛ شاخصی که حجم گاز سوزاندهشده به ازای هر بشکه نفت تولیدشده را نشان میدهد. بر اساس دادههای بانک جهانی، ایران در سال ۲۰۲۵ به ازای هر بشکه نفت حدود ۱۹٫۵۵ مترمکعب گاز سوزاند، درحالیکه این رقم در عربستان سعودی حدود ۰٫۶۹ مترمکعب، در امارات متحده عربی حدود ۰٫۹۸ مترمکعب و در قطر حدود ۲٫۴۳ مترمکعب بود.
کشورهای همسایه، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، در مهار مشعلسوزی عملکرد بهمراتب بهتری از ایران داشتهاند. عربستان سعودی با ایجاد «سامانه جامع گاز» از دهه ۱۹۷۰ و سرمایهگذاری در جمعآوری و استفاده از گازهای همراه، بخش مهمی از این گازها را وارد چرخه مصرف کرد. امارات نیز با سرمایهگذاری در زیرساختهای جمعآوری و فرآورش گاز و همکاری میان دولت و شرکت ملی نفت ابوظبی، موسوم به «ادنوک»، شدت مشعلسوزی را به یکی از پایینترین سطوح جهان رسانده است. بانک جهانی نیز در گزارش سال ۲۰۲۶ خود، امارات را در شمار کشورهای برخوردار از کمترین شدت مشعلسوزی در جهان قرار داده است.
این کشورها با سرمایهگذاری در زیرساختها و استفاده از گازهای همراه برای تولید برق، تامین خوراک صنایع پتروشیمی و تولید گاز طبیعی مایع، بخش بیشتری از این منبع انرژی را به ارزش افزوده تبدیل کردهاند.
سوختن ۷۵۰ هزار دلار گاز فلر در ساعت
بررسی مرکز دادههای باز ایران نشان میدهد که ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت را در جریان تولید سوزاند؛ رقمی که بر مبنای دادههای موجود در زمان انتشار این بررسی، بالاترین حجم سالانه ثبتشده در ایران بود. این مرکز با محاسبه ارزش گاز هدررفته بر اساس قیمتهای شاخص اروپایی، زیان ناشی از آن را حدود ۹ میلیارد دلار برآورد کرد؛ یعنی ایران در سال ۲۰۲۴، بهطور متوسط در هر ساعت معادل یک میلیون و ۴۰ هزار دلار گاز در مشعلها سوزاند.
بر اساس همین بررسی، ایران در فاصله سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ در مجموع حدود ۲۰۳ میلیارد مترمکعب گاز سوزاند. مرکز دادههای باز ایران ارزش این حجم انباشته را، با همان مبنای قیمتگذاری، حدود ۸۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار محاسبه کرده است؛ رقمی معادل تقریبا یکچهارم تولید ناخالص داخلی ۳۴۱ میلیارد دلاری ایران در سال ۲۰۲۵؛ این محاسبات نشان میدهد که طی این ۱۳ سال، بهطور متوسط در هر ساعت حدود ۷۵۰ هزار دلار گاز در مشعلهای ایران سوخته است.
با این حال و با گذشت چند سال، اظهارات مقامهای حکومت ایران نشان میدهد که تغییر محسوسی در حجم این هدررفت رخ نداده است. مسعود پزشکیان، در بهمن ۱۴۰۴ اذعان کرد که روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز در ایران سوزانده میشود و ارزش آن را حدود ۱۷ میلیون دلار در روز است. او همچنین گفت به ازای هر یک میلیون مترمکعب گاز سوزاندهشده، حدود ۳۳۰ هزار دلار از دست میرود.
کارشناسان همواره تاکید کردهاند تداوم فلرسوزی در ایران، در عقبماندگی زیرساختی و نبود سرمایهگذار مطمئن ریشه دارد. تحریمها نیز مزید بر علت شدهاند. به این موارد باید اولویت حکمرانی در جمهوری اسلامی را نیز افزود که به جای توسعه و سرمایهگذاری، ثروت ملی را در جهت تقویت نیروهای نیابتی در منطقه خرج میکند
بانک جهانی نیز تاکید میکند که فناوری مهار فلرسوزی در دسترس است و موانع اصلی، کمبود سرمایه، ضعف زیرساخت بازار و خطوط انتقال، مقررات ناکافی و فقدان اولویت و حکمرانی موثرند.
حالآنکه جمعآوری و فرآورش گازهای همراه، علاوه بر جلوگیری از هدررفت سالانه میلیاردها دلار سرمایه، میتواند انتشار آلایندهها را کاهش دهد، کیفیت هوا را در مناطق نفتخیز بهبود بخشد و از پیامدهای فلرسوزی بر سلامت ساکنان این مناطق بکاهد. بخش قابلبازیافت این گازها همچنین میتواند برای تولید برق و تامین خوراک صنایع و مجتمعهای پتروشیمی به کار رود و بخشی از آنچه «ناترازی انرژی» خوانده میشود را جبران کند.