
ایران وایر
۲۹شهریور۱۴۰۴، روزنامه شرق در گزارشی اختصاصی از قطع و مسدود شدن سیمکارت شماری از کنشگران، خبرنگاران و فعالان سیاسی از سوی «برخی نهادها» در ایران به عنوان «مجازات فعالیت مجازی» خبر داد. یکسال پس از انتشار این گزارش، یافتههای «ایرانوایر» نشان میدهد این به گفته نهادهای امنیتی و قوه قضاییه «مجازات تنبیهی» همچنان علیه مخالفان و منتقدان به ویژه زنان اعمال میشود.
بهعلاوه گزارشها حاکی از آن است مسدودسازی سیمکارت در سالهای قبل نیز علیه شماری از شهروندان اعمال شده و افرادی که در سالهای گذشته، سیمکارتهایشان مسدود شده همچنان از بسیاری حقوق شهروندی خود محروماند، محرومیتهایی که ابعاد مختلفی از زندگی آنها را در بر میگیرد.
***
«من یک روزمرهنویس ساده در ایکس بودم. نه پست سیاسی میگذاشتم، نه عکس و اسمی داشتم که شناسایی شوم. اغلب از زندگی شخصی و فراز و فرودش گلایه میکردم و گاهی غری هم به گرانی و تورم و وضعیت مملکتداری میزدم. اصلا وقتی از «بالا» به من زنگ زدند باورم نمیشد.»
این بخشی از روایت «سودابه» است. زن جوان و مادر یک کودک ۱۰ساله که میگوید از ده سال قبل تا امروز در صفحه ایکس خود روزهای مادری و فرزندپروریاش را روایت میکند. او یکی از زنان مخالف حجاب اجباری است که سال گذشته ابتدا از سوی یکی از نهادهای امنیتی واداشته شده حساب ایکس خود را «پاکسازی» کند: «زنگ زدند گفتند باید بیایی دفتر ما. وقتی رفتم چند صفحه پرینت از پستهایم در ایکس گذاشتند و گفتند اینها باید پاک شود. هرچه گفتم آقا جان من چطور پستی که هفت سال قبل نوشتم را پیدا کنم؟ به خرجشان نرفت. گفتند یا پاک میکنی یا اکانت را حذف میکنی. با اینکه کاری که گفتند کردم اما بدون هیچ اعلام قبلی، سه روز بعد سیمکارتم مسدود شد.»
به گفته سودابه از سال گذشته تا امروز بارها از هرکجا که فکر میکرده برای رفع مسدودی سیمکارتش اقدام کرده اما بینتیجه: «مدام میگویند تماس میگیریم اما خبری نیست. همه کارهای دیجیتال زندگی ما بهدلیل شرایط خاص شغلی همسرم روی سیمکارت و تلفن من برنامهریزی شده بود. از پرداختهای آنلاین تا قسطهای بانکی و مدرسه بچه و هرچه که فکر کنید. شاید کسی بگوید برو یک سیمکارت دیگر بگیر که باید بگویم رفتم اما گفتند صدور سیمکارت دوم بهنام شما طبق دستور مقام قضایی ممکن نیست.»
سودابه میگوید اصلا نمیداند که او چه خطری میتواند برای حکومت داشته باشد: «واقعا غر و لند منی که اصلا کسی نمیشناسد چه تهدیدی برای آنهاست؟ آنقدر که من حتی دوستی برایم سیمکارت تازه خرید که حتی به اسمم نبود، باز آقای بازجو تماس گرفت روی همان خط گفت ما حواسمان به تو هست فکر نکنی سیمکارت به اسم کس دیگری است میتوانی دوباره فعالیت کنی.»
فعالان مدنی و روزنامهنگاران پیشقراول مسدود شدهها
بررسیها نشان میدهد اعمال محدودیت و قطع تلفن همراه بیش از سایر گروهها، روزنامهنگاران، دانشجویان و فعالان مدنی و صنفی و سیاسی را هدف قرار میدهد.
«سحر» معلم است؛ یکی از قربانیان «اقدام تنبیهی» قوه قضاییه و مسدودسازی سیمکارت. او به ایرانوایر میگوید: «بعد از اعتراضات دیماه چندین بار به از شمارههای پرایوت با من تماس گرفتند. حدس میزدم تماسها از نهاد امنیتی باشد جواب نمیدادم. در نهایت چند هفته قبل صبح یک روز تابستان بیدار شدم و دیدم نمیتوانم به کسی زنگ بزنم. دو سه ساعتی زمان برد تا بفهمم دلیل مسدود شدن چیست. مخابرات استعلام کرد و گفت باید به پلیس امنیت مراجعه کنی.»
به گفته سحر دسترسی به رمز دوم پویا، حسابهای بانکی، اعلام نمرات دانشآموزان در سیستم مدرسه و خدمات بیمهای مهمترین مشکلاتی است که او دارد: «نمیدانم با این وضعیت با شروع سال تحصیلی چهباید بکنم.»
خنده تلخی میکند و میگوید: «مادرم میگوید حالا صبر کن ببین اصلا اجازه میدهند بروی سر کلاست. هر بار میگوید از در شوخی درمیایم اما واقعا کابوسی است که شب و روزم را پر کرده. من بدون کلاس درس و بچههایم میمیریم.»
چهرههای شناخته شده و تداوم مسدود ماندن سیمکارتها
مسدود کردن سیمکارت بهعنوان مجازات برای شماری از چهرههای شناخته شده هم رخ داده است. «الناز محمدی» روزنامهنگار و دبیر سابق گروه جامعه روزنامه «هممیهن» یکی از کسانی است که از چند ماه قبل سیمکارت تلفن همراهش مسدود شده است. او با انتشار پستی در حساب کاربری خود نوشته: «از چند ماه قبل با دستور دادستانی سیمکارتم مسدود شده. وقتی پیگیری کردم گفتند تماس میگیریم که نگرفتند. کلی قسط عقب افتاده در اسنپ و دیجیپی دارم که برای انتقال به سیمکارت جدیدم به مشکل میخورند.»
او در ادامه نوشته بهعنوان یک خبرنگار، اینکه یکسویه ارتباطش با شمار زیادی از دوستان و آشنایان و منابع خبری قطع شده هم بر مشکلاتش دامن میزند اما «در میان سیل مصیبت» شرم میکند از چنین مشکلاتی گلایه کند.
تنها الناز محمدی نیست که چنین تجربهای دارد. «دنیا راد»، منشی صحنه و از چهرههای فعال فضای مجازی است. او هم از اینکه این رنج را کلمه کند، شرمگین است و نوشته: «در سرزمینی که هر صبح ممکن است با خبر اعدام بیدار شویم و چیزی مهمتر از جان آدمیزاد نیست،آدم خجالت میکشد از ظلمهای جاری و ریز ریز روزانه حرفی بزند ولی هر روز به خودم یادآوری میکنم همین چیزهای به ظاهر کوچک هم نباید طبیعی و عادی شود و حق دارم خشمگین و معترض باشم.»
او که تصویر بدون حجابش در قهوهخانهای در جنوب تهران در ابتدای جنبش «زن،زندگی،آزادی» به یکی از تاثیرگذارترین جلوههای مبارزه مدنی زنان ایران در زمان خود بدل شد از همان زمان تاکنون بارها به اشکال مختلف تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته. از احضار و بازداشت تا مسدودسازی سیمکارت.
دنیا راد در پست اخیرش در اینستاگرام نوشته بهدلیل مسدودسازی سیمکارتش، امکان اینکه بیمهنامه خودرو شخصیاش را به نام خود تمدید کند وجود ندارد چرا که مطابق «قانون اجباری جدید» باید در «سامانه املاک و اسکان» محل اقامت خود را ثبت کند. ثبت نام به این شرط ممکن است که کد تاییدی به سیمکارت بیاید و او در همین مرحله متوقف شده است.
او میگوید طی دو سه سال گذشته مساله مسدود کردن سیمکارت به «بخشی عادی و روزمره» بدل شده به گونهای که وقتی آدمها به هم میرسند مثل رد و بدل کردن دیالوگ درباره خوبی و بدی آب و هوا از مسدود شدن سیم کارت همدیگر اطلاعات رد و بدل میکنند.
به گفته این فعال مدنی مسدود کردن سیمکارت در اغلب موارد، مجازاتی است که «پیش از تفهیم اتهام و امکان دفاع» صادر میشود و بعد هم کسی پاسخی به این سوال که «چه کردهام؟» یا «چرا باید سیمکارتم مسدود شود؟» نخواهد داد.
دنیا راد به نکته دردناکی در این پست اشاره کرده است: «ماههاست برای دور زدن ممنوعیتها مثل یه شهروند غیرقانونی به یاری اطرافیان کارهام رو راه میندازم یا از خیلی چیزها میگذرم.»
«نازنین هنرکار» از فعالان حوزه کتاب نیز یکی دیگر از کسانی است که مسدودسازی سیمکارتش همه ابعاد زندگی دیجیتال او را مختل کرده است. او نوشته: «هیچ پرداخت آنلاینی نمیتوانم انجام بدهم و برای هر کارت به کارتی باید به بانک مراجعه کنم. از بیمه تکمیلی نمیتوانم استفاده کنم و هزاران کار دولتی دارم که همینطوری مانده است.»
مسدودسازیها از جنبش زن، زندگی،آزادی شروع شد
«مهسا صفایی» که تعمیرکار ماشین است و سالهاست در اینستاگرام در همین حوزه محتوا تولید میکند، در پستی در حساب اینستاگرامش نوشته از سه سال قبل سیمکارتش را قطع کردهاند، چون در ویدیوها روسری نداشته یا آستینش کوتاه بوده است.
بررسیهای ایرانوایر نشان میدهد که «رادا مردانی» از فعالان صنفی معلمان نیز در جریان اعتراضات پس از کشتهشدن «ژینا مهسا امینی» در سال ۱۴۰۱ با مسدودسازی سیمکارت خود مواجه شده است.
«علیاکبر گرجی ازندریانی» یکی از اساتید حقوق اساسی و از اساتید دانشگاه شهید بهشتی تهران که در دولت حسن روحانی هم سمت مهم دولتی داشت نیز در جریان جنگ ۱۲روزه، با قطعشدن سیمکارتش روبهرو شده است. ماموران از او خواسته بودند که پستهایش در شبکه اجتماعی «ایکس» درباره جنگ اسراییل و ایران را حذف کند.
یکی از شهروندانی که از همان سه سال قبل با مساله مسدودسازی سیمکارت مواجه شده اما به دلایل امنیتی نمیخواهد نامش فاش شود میگوید: «در زمانه ما سیمکارت فقط ابزاری برای برقراری تماس تلفنی نیست. همه دسترسیها به خدمات بانکی، احراز هویت در سامانههای دولتی، دریافت ابلاغیههای قضایی، فعالیت اقتصادی در بستر اینترنت و حتی بسیاری از ارتباطات روزمره ما به آن وابسته است. در چنین شرایطی، قطع یا مسدود کردن سیمکارت پیامدهایی بسیار فراتر از محدود شدن امکان تماس تلفنی دارد. انگار حکومت زندگی شخصی، شغلی و اقتصادی ما را گروگان گرفته است.»
این شهروند میگوید همان دو سال قبل که با چنین مجازاتی مواجه شد سعی کرده از روشهای حقوقی پیگیری کند: «هم آقای رادا مردانی و هم من در حسابهای کاربریمان اطلاعرسانی کردیم. حتی دو وکیل شریف به من کمک کردند همان زمان از دادستان شهر محل اقامتم شکایت کنم ولی به هیچجا نرسید. حالا آب به طبقات بالا رسیده و تعداد آدمهای درگیر این اقدام فراقانونی حاکمیت از دست در رفته است.»
حقوقدانان چه میگویند؟
«محمد اولیاییفرد»، حقوقدان و مشاور حقوقی ایرانوایر پیشتر در گفتوگو با ایرانوایر تاکید کرد که مسدودسازی سیم کارت شهروندان، «نقض حق مالکیت» است و چون بدون حکم دادگاه انجام میشود، غیرقانونی است.
او تاکید کرد که بر اساس اصل ۳۶ قانون اساسی چنین اقدامی توسط ماموران و بدون اجازه دادگاه قانونی نیست و کاری که دارند انجام میدهد تخریب غیرقانونی است.
اصل ۳۶قانون اساسی میگوید حکم به مجازات باید توسط دادگاه صالحه باشد؛ اقدامی که دستکم در موارد بررسی شده توسط ایرانوایر لحاظ نشده است.
به گفته محمد اولیاییفرد، مسدودکردن سیمکارتها، ناقض حق مالکیت افراد است که در قوانین و عرف داخلی و بینالمللی بهرسمیت شناخته شده است: «مالکیت یک حق است. نمیتوانند به کسی بگویند حق خانهدار شدن نداری. نمیتوانی خانه بخری یا اگر خانه خریدی، بهخاطر فلان جرم، خانهات را از تو میگیریم. مگر اینکه بحث مصادره مطرح باشد و از راه خلاف اموال را بهدست آورده باشد. ولی اینجا موضوع سیمکارتها یک مالکیت است. کسی که سیمکارت میگیرد مالک آن سیمکارت است و اگر کسی بدون حکم دادگاه آن مالکیت را مخدوش کند، مرتکب جرم شده است و شخص میتواند شکایت کند.»
برخی کارشناسان حقوقی در گفتوگو با رسانههای داخلی نیز تاکید کردهاند که حتی در صورت صدور دستور از سوی مقام قضایی، مسدود سازی سیمکارت، باید مستند به قانون مشخص و متناسب با موضوع پرونده باشد. به گفته این حقوقدانان مسدود کردن سیمکارت صرفا به عنوان یک ابزار تنبیه، فاقد وجاهت قانونی است و تنها در شرایطی خاص، مانند ارتباط مستقیم با ادله جرم یا اجرای احکام مشخص قضایی، توجیه حقوقی دارد.
منتقدان این اقدامات تنبیهی بر این باورند که چنین رفتارهایی در عناد با شهروندان ایجاد مجازات مضاعف است زیرا آثار آن به حوزههای مختلف زندگی شخصی، حرفهای و اقتصادی قربانیان گسترش مییابد.